
در پاسخ به فراخوان سخن معلم در مورد ( فراخوان نظر و یادداشت برای حرکت اخیر وزیر آموزش و پرورش ) ، آقای حسن رفیعی ، از دبیران ارزشمند شهر زنجان ، یادداشتی را ارسال کرده است .
با توجه به اهمیت این موضوع ، سخن معلم از همه همکاران و دوستان گرامی تقاضا می کند که در این فراخوان مشارکت فعال داشته باشند .
با توجه به اهمیت این موضوع ، سخن معلم از همه همکاران و دوستان گرامی تقاضا می کند که در این فراخوان مشارکت فعال داشته باشند .
نگارنده باتأسی به پیشوایان دینمان که بارها گفته وتأکیدکرده اند:حق را بگوئید ، ولو به زیانتان باشد! گفت ونوشت وگلایه وانتقادکرد، به این خاطرکه فانی را فرشیدی تبار نمی شناسد.می داند که فانی فرشیدی نیست تا معلمی را به جرم نانوشته ی گلایه از عملکرد وزیر وگفتن ونوشتن وانتقاد واعتراض از نان شب محروم کند ومستوجب انواع مجازات ها بداندش. گفت ونوشت بااستناد به فرمایش های خود وزیر که از مدیرانشان خواستند تاباب سخن وانتقاد را برای معلمان باز گذارند. گفت ونوشت چون رئیس جمهورمان معلم ودانش آموزمنتقدو پرسشگرمی خواهد ...
عدم اعتماد مجلس نشینان به دکترمحمدعلی نجفی،چهره ی نسبتا" محبوب وکارآزموده ی دستگاه تعلیم وتربیت و نامزد وزارت آموزش و پرورش از سوی دولت تدبیر وامید ، بیش از پیش موجبات دلسردی ویأس فرهنگیان را فراهم آورد اما روی کار آمدن دکترفانی سبب گردید تا این قشر فرهیخته با بیم وامید اقدامات واصلاحات وزیر جدید را پیگیری نماید.اگر چه عملکرد مدیریت فعلی وزارت به ویژه در امر تعویض مدیران ناکارآمد دولت پیشین که همچنان در برخی از استان ها زمام امور را در کف دارند،روند کندی داشته است اما بااین وجود فرهنگیان ،امیدوارانه وبا کمال اشتیاق به همراهی با مدیریت عالی آموزش و پرورش اهتمام ورزیده اند.این در حالی است که از زمان برآمدن دولت جدید تاکنون شاهد اقدامی مؤثربه منظور بهبود وضعیت رفاهی ومعیشتی فرهنگیان نبوده ایم اماآنان علی رغم این وضعیت ،همواره در حمایت از دولت نوپای تدبیر وامید در صف مقدم جای داشته اند. با در نظر گرفتن اقدامات اخیر وزیر که درادامه به مواردی از آن ها اشاره خواهدشد، بیم آن می رود که پاره ای ازاین اقدامات موجبات خدشه دار شدن اعتما د فرهنگیان به مدیریت عالی وزارت و در نتیجه ایجاد شکاف وفاصله بین مدیریت ومعلمان که رکن اساسی دستگاه تعلیم وتربیت به شمار می آیند، رافراهم آورد . به عنوان نمونه ؛اقدامات وزیر در پاره ای موارد چون طرح وابسته کردن مدارس دولتی به حوزه ی علمیه وایجاد مدارس امین، نیز بیانات اخیر ایشان مبنی برتلاش برای زمینه سازی به منظور پرداخت حقوق معلمان توسط مدیران مدارس، نه تنها واکنش مثبتی از سوی فرهنگیان در پی نداشته است بلکه به شگفتی ونارضایتی ایشان نیز منجرگردیده است.
اما سخنرانی اخیر وزیر در جمع اعضای کانون به اصطلاح تربیت اسلامی فرهنگیان به مدیریت محمود فرشیدی، بیش ازهمه موجبات حیرت وشگفتی فرهنگیان را فراهم نمود! این مسأله همچنین این شائبه را دربین فرهنگیان تقویت کرد که نکند فانی نیز وزیری از جنس فرشیدی بوده باشد! البته نگارنده این سطور نه درصدد ونه درجایگاه تعیین تکلیف برای وزیر نمی باشد وبه قول قدما:صلاح مملکت خویش خسروان دانند! اما برحسب وظیفه واز سردرد و احساس مسئولیت، تذکر نکاتی چند راخالی از فایده نمی داند.پیش از هر چیزشایان ذکر است که سخنرانی در هرمجمع ومحفلی فی نفسه قصور وگناهی متوجه فاعل آن نمی سازد،اما آیا وزیر محترم، گزینه واولویت بهتر ومناسب تری برای ایراد سخن نیافته اندتا مجبور به سخنرانی در بین جمعی شوند که عصاره ی آن محمود فرشیدی می باشد؟
البته گفتگو ومباحثه با اهل منطق امری پسندیده و ثمربخش است لکن همه می دانیم که چنان جماعتی آزادی اندیشه ، بیان واستماع وتحمل عقیده ی مخالف رابرنمی تابند وبدان اعتقادی ندارند!
بنابراین حتی اگر برهان مبین را نیز پیش چشمانشان گذارند، باز ندای لاحکم الاّلله سرخواهند داد! نیزنیک می دانیم که دولت تدبیر وامید، دولتی است که باتکیه بر آراء قابل ملاحظه ی اصلاح طلبان ،سکّان کشور را در دست گرفت.اما اینکه چرا وزیر آموزش و پرورش دولت مزبور در صدد مصاحبت وتعامل با گروهی برآمده اند که تیشه به ریشه ی اصلاح طلبی واصلاح طلبان زده ومی زنند ،جای بسی تأمل دارد!
نکته ی قابل تأمل دیگر آن که آیا جناب وزیر فراموش کرده اند که در دوره ی سیاه تسلط فرشیدی واعوان وانصارش برآموزش و پرورش چه گذشت وچه به روزگار فرهنگیان تیره روز آوردند؟
آیا روز سیاه تعلیم وتربیت وبی حرمتی ها وبی مهری های مکرر در حق فرهنگیان را که از دستاوردها مدیریت غیر عقلانی فرشیدی در آموزش و پرورش به شمار می رود،فراموش کرده اید؟
قطعا"شناخت دکتر فانی از فرشیدی به مراتب بیشتر ازنگارنده وبرخی همکاران می باشد اما جهت یادآوری ناچاراست مختصرا" به عرض برساند که فرشیدی همان کسی است که دردوره ی صدارت وتسلطش برآموزش و پرورش و در زمان اوج اعتراض های صنفی ومعیشتی فرهنگیان با بی اعتنایی غیر قابل وصف وبدون گوش سپردن به فریادهای تظّلم زیر دستان مظلوم خویش وموافقت ضمنی با بی مهری نسبت به آنان، راه سفر به ممالک افغانستان،تاجیکستان ومغرب را برای تقویت انسجام کشورهای اسلامی در پیش می گیرد!! در شرایطی که خیلی از دانش آموزان کشورش ازکمبود امکانات آموزشی من جمله کتاب درسی رنج می بردندعهده دار امر چاپ وارسال کتاب به تاجیکستان می گردد!
اعتراض های صنفی فرهنگیان وبازداشت معلمان از سوی نهادهای امنیتی را تکذیب می کند! (روزنامه اعتماد،شماره1388) وزیر ازخود راضی وخود شیفته ی کابینه ی عدالت! که به قول خود موفق ترین وزیر پس از انقلاب بوده است ، به صراحت گفت که: " برای آزادی معلمان زندانی(که جرمی جز عدالتخواهی نداشتند)هیچ کاری نمی کنم!(نشریه قلم معلم،شماره38،24بهمن85) وزیری که بدون توجه به پیگیری حقوق ومطالبات حقّه ی فرهنگیان وکمبود های فراوان درآموزش وپرورش کشورمان به جمع خیّرین مدرسه ساز افغان پیوست. ازکیسه ی بیت المال واموال کودکانی که حسرت تهیه ی یک بخاری یالااقل چراغ نفتی کوچکی برای گرم کردن کلاس درسشان را می کشیدند،برای همزبانان افغانش مدرسه ساخت! غافل از این که چراغی که به خانه رواست،به مسجدحرام است!
آری ! درحالی فیل جناب فرشیدی یادهندوستان ومدرسه سازی در افغانستان را می کرد که به گواهی رسانه ها،درکشور 9میلیون دانش آموز دونوبته،25هزار مدرسه ی درحال فروریختن یا کپری واجاره ای و6هزار مدرسه ی فاقد سرویس بهداشتی داشتیم!(قلم معلم،شماره های 38و36) در همان ایام بود که رسانه های کشورو نمایندگان مجلس از کسری بودجه ی 3هزارو300میلیارد تومانی وبدهی هزار میلیارد تومانی آموزش وپرورش به معلمان خبرمی دادند.(قلم معلم،شماره37)اما موضع فرشیدی وگماشتگانش همچنانسکوت وبی تفاوتی بود.
آری کمک بلاعوض 50میلیون دلاری ایران در دوره ی همین وزیراصول گرای دولت عدالت محور بود که روانه ی افغانستان گردید.(نشریه نگاه،شماره289)اما زمانی که ازکمبودها ی فراوان مدارس خودی،حق وحقوق ومطالبات معوقه ی فرهنگیان سخن به میان می آمد،با عوام فریبی، بحث تهی بودن خزانه پیش کشیده می شد وفعالان صنفی معترض به این وضعیت ،مورد انواع بی مهری وآزار واقع می شدند. این درحالی بودکه وزیر محترم عین خیالشان نبود که چه بر سرآموزش وپرورش ومعلمان و زیر دستان مظلومشان می آید!
آری ! درحالی که تورم وگرانی افسارگسیخته درکشور، دمار ازروزگار معلمان درمی آورد وبه اذعان عضو کمیسیون برنامه وبودجه ی مجلس ؛ایران بالاترین نرخ تورم درمنطقه را دارابود(هفته نامه بهارزنجان،شماره232) فرشیدی وزیر وتیم موفقش ! ضمن متهم کردن معلمان عدالتخواه به اتهامات واهی چون: اغتشاش،اقدام علیه امنیت ملی،تمرد وبراندازی ، هدایت شدن از سوی بیگانگان واتهام های مضحک، ناچسب وناروایی از این دست، زمینه های آزار آنان را فراهم می آوردند.
خوبست نگاهی به مطالب نشریه ی نگاه، ارگان وزارت آموزش و پرورش در آن زمان بیندازیدتا فرشیدی و دارو دسته وارگانش رابهتربشناسید .نیازی به یادآوری حوادث آتش سوزی های پی درپی مدارس مناطق محروم درعهداین وزیرموفق کابینه ی مهرورزی! نمی بینم،که به خاطر مدیریت پوپولیستی وغیرعقلانی خویش نورچشمان وامانت های مردم را طعمه ی حریق ساختندوککشان نیز نگزید! حتما"به خاطرداریدکه پخش سؤالات موهن ومغایرعرف وآئین در بین معلمان واهانت به ساحت مقدس پیامبراکرم(ص) در عهدصدارت این وزیر به اصطلاح اصول گرا صورت گرفت.
آری جناب وزیر! هنوز معلمانی که آثارشلاّق بی تدبیری وبی مهری کارفرمای اسبق ازخودراضیشان، برچهره ها ی پژمرده شان پیداست، منتظرند تاباآنان نیز نشست وبرخاستی نمایید،دست های نحیفشان رابه نشانه ی دوستی بفشاریدوسخنان آکنده از دردشان رابشنویدتا شایددرد ناشی از زخمهایی که دردوره ی فرشیدی ویارانش برجسم و جانشان فرود آمده است،تخفیف یابد!
آقای وزیر! این سخنان اززبان و قلم معلم وبه عبارت صحیح تر معلمانی جاری می شود که باهزار عشق وعلاقه خدمت بی چشم داشت به وطن را درکسوت معلمی برگزینه های دیگر و بالطبع راحت تر و پردرآمدتر ترجیح دادند،اما امثال فرشیدی ها آنان را به این باوررساندند ومتقاعد کردندکه راه را اشتباهی آمده اند! کارنامه ی سیاه ودهن کجی های مکرر فرشیدی وامثال وی به جامعه ی فرهنگیان،برخلاف ادعاهای کذایی خودوی که به سان ولی نعمتش از خودشیفتگی وی ناشی می گردید، بی شک او را در ردیفناکارآمدترین وزرای پس از انقلاب قرارمی دهد.
جناب وزیر! فرشیدی همان است که به قول شاعر:شربتی ازلب لعلش نچشیدیم وبرفت!
آری ! نه تنهاشربتی ازناحیه ی وی کام های عطشانمان را سیراب نکرد،بلکه طعم تلخ حضوربی ثمرو زیانبارش درآموزش وپرورش سراسر وجودمان را زهرآگین ساخت .فرهنگیان هنوزخاطرات تلخ برخوردهای ناعادلانه بامعلمان شریف و فرهیخته ای چون باغانی وبهشتی لنگرودی وصدها معلم عدالتخواه دیگر،به تعطیلی کشاندن کانون های صنفی و...! را که دردوره ی فرشیدی سراپا تدبیرصورت گرفت ،فراموش نکرده اند. وزیری که براساس نظر سنجی کانون صنفی معلمان ،90درصد معلمان وبدنه ی آموزش وپرورش باابقای وی درسمت وزارت مخالفت کرده بودند.(روزنامه اعتماد،شماره1395) البته راقم سطور، نقد امثال فرشیدی ودولت متبوعش که مثنوی هزارمن کاغذمی طلبد،را دون شأن قلم می داند و اقدام بدان رابه قول بزرگان چوب برپیکرمیّت زدن می پندارد! هدف از ارایه ی این مقدمه ی سراپا درد نیز ایجادزمینه برای پرسش سؤالی چند ازوزیر کنونی بودولاغیر! اما سؤالاتی که شایدذهن خیلی ازمعلمان رادرخصوص اقدام اخیر وزیر مشغول داشته ازاین قراراست:
1.چرا مقام عالی وزارت پیش از ملاقات وتعامل بانمایندگان واقعی معلمان واعضای سابق وفعلی کانون های صنفی ودیگر تشکل های فرهنگیان، سراغ کسانی راگرفته اند که با اقدامات نسنجیده ونابخردانه شان، آموزش وپرورش کشور را با وضعیت اسفبارکنونی مواجه ساخته اند؟
وزیر محترم دولت تدبیر وامید روی چه اساسی باب مراوده ومعاشرت باچنین افرادی را که ازسوی معلمان طردشده اند،گشوده ،آن را در اولویت های خویش نیز قرار داده اند؟
2.آیا دربین فرهنگیان ؛ فرهیخته تر،مجرب تر وکارآزموده تر از فرشیدی واعوان و انصارش که درتشکل به اصطلاح تربیت اسلامی فرهنگیان گرد آمده اند نیافتند؟ آقای وزیر! به راستی اعضای تشکل ایدئولوژیکی چون کانون تربیت اسلامی توان گشودن کدامین گره از گره های بی شمار وزارتخانه ی حضرت عالی را دارند؟ آیا بهتر نبود گزینه های مناسب تر ،مجرّب تر،مقبول تر وکارآمدتری برای مصاحبت وتعامل برمی گزیدید؟
3.انتظار فرهنگیان آن بود تاوزیر دولت تدبیرو امید درپی استقرار برمسند وزارت آموزش و پرورش و دراولین فرصت ضمن احیای کانون های صنفی فرهنگیان به دلجویی از معلمان زخم خورده مبادرت می نمودند، اما گویا وزیر عزیزمان همچون اسلاف خویش، اولویت های مهم تری نظیر ایرادسخن دربین جماعتی که عصاره شان اصول گرای دوآتشه ای چون محمودفرشیدی است دارندو مسایل ودغدغه های معلمان را جزو اولویت های کاری خویش قلمداد نمی کنند!البته اگر هدف ایشان اعتدال منشی است ورفتار ماندلّایی وتؤأم با رأفت را با حریفان درپیش گرفته اند،باید پرسید که سهم معلمانشان ازاین رفتارها چه بوده است؟
4.آقای فانی ! چرابه جای نوازش معلم خسته ازبی تدبیری ها،افسرده ازبی حرمتی ها ،آزرده از آزارها وشاکی از اقوال بی عمل دولتمردان، به معاشرت باکسانی اقدام می کنیدکه درقاموس ومنطقشان ، معلم محلی از اعراب ندارد؟آ
آقای وزیر!
اطمینان داشته باشید که عدم اعتراض و سکوت معلمانتان، ازروی رضایت نیست! چرا که برخلاف ظاهرآرامشان، باطنی توفانی ومتلاطم دارند.پس تا دیر نشده آنان را دریابیدتا دعای خیرشان بدرقه ی راهتان باشد و اماحرف آخر این که:
مقصود حقیرازاین نوشتارگلایه آمیز،نه تشویش اذهان عمومی بودونه اقدام علیه امنیت ملی وخدای ناکرده براندازی وتمردوعصیان. نگارنده باتأسی به پیشوایان دینمان که بارها گفته وتأکیدکرده اند:حق را بگوئید ،ولو به زیانتان باشد!گفت ونوشت وگلایه وانتقادکرد، به این خاطرکه فانی را فرشیدی تبار نمی شناسد.می داند که فانی فرشیدی نیست تا معلمی را به جرم نانوشته ی گلایه از عملکردوزیر وگفتن ونوشتن وانتقادواعتراض از نان شب محروم کندومستوجب انواع مجازات ها بداندش.گفت ونوشت بااستناد به فرمایش های خود وزیر که از مدیرانشان خواستند تاباب سخن وانتقاد را برای معلمان باز گذارند.گفت ونوشت چون رئیس جمهورمان معلم ودانش آموزمنتقدو پرسشگرمی خواهد.
آقای وزیر!
نگارنده اطمینان دارد که سعه ی صدرحضرتعالی که ابزاراساسی ریاست به شمارمی آید به مراتب از فرشیدی ها بیشتر است .او امیدواراست که زین پس، به صرف ابراز عقیده ونظر،هیچ معلمی طعم تلخ تعلیق های عهدوزارت فرشیدی را نخواهدچشیدو به جمع بیکاران دیار وپرتقال فروشان حاشیه ی خیابان های شهرش نخواهدپیوست!
چرا که اگر غیرازاین بود،کما فی السابق دم فرومی بست وهیچ نمی گفت ونمی نوشت!
* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر