
در پاسخ به فراخوان سخن معلم در مورد ( فراخوان نظر و یادداشت برای حرکت اخیر وزیر آموزش و پرورش ) ، آقای رضا نهضت از دبیران ارجمند آموزش و پرورش، یادداشتی را ارسال کرده است .
یکم)در این که محمود فرشیدی و اعوان و انصارش ،برخورد خوب و موجهی با فرهنگیان معترض و تشکل های صنفی نداشته اند؛ جای شک و شبهه ای نیست.روزهای پایانی اسفند تلخِ سال 1385 ، که منجر به بازداشت اتوبوسی جمع کثیری از فرهنگیان شد ،امری نیست که به این زودی ها ، از ذهن و ضمیر همکاران فرهنگی زدوده شود؛ گرچه که تعداد زیادی از همکاران بازداشتی ،خیلی زود آزاد شدند؛ اما اکثر مسولان تشکل های فرهنگی ،عید نوروز را در زندان انفرادی سر کردند واین البته ،پدیده ای تازه و تاسف بار بود.به خصوص که، وزیر و یارانش، نه تنها تلاشی برای رهایی زندانیان نکردند،که ،مبتهج و مسروراز این واقعه بودند و در پوست خود نمی گنجیدند و گوی توفیق و کرامت در میان افکنده بودند و ظفرمندانه، هل من مبارز می طلبیدند؛ و افسوس و صد افسوس که، سواران در غل و زنجیرِ اسارت بودند و کاری از آنان بر نمی آمد.
دست گیری و برخورد فیزیکی با معلمان ،البته مختص دولت احمدی نژاد و دوران وزارت فرشیدی نبود.پیش از آن نیز، در زمان ریاست جمهوری خاتمی و و وزارت مرتضی حاجی،معلمان در برابر ریاست جمهوری، مورد نوازش و ضرب و شتم ِ نیروهای محمد باقر قالیباف قرار گرفته بودند. نیز ،در تابستان سال هشتادو سه ،محمود بهشتی لنگرودی،دبیر کل و علی اصغر ذاتی ،سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران،دستگیر و به مدت یک ماه در انفرادی بودند.آن موقع نیز، مرتضی حاجی ،اظهار تاسف نکرد و شاید قلبا از این کار راضی بود.بعدها،از نزدیکان حاجی شنیدم که ، دست گیری بهشتی و ذاتی ،با هماهنگی حاجی و وزیر اطلاعات بوده است ؛ چرا که در آن روزها،کانون ،به جد خواستار استعفای حاجی بود.(در این که حاجی در دستگیری آن دو تن دست داشته ،مطمئن نیستم و تنها شنیده ام را بیان کردم.) .
دست گیری و برخورد فیزیکی با معلمان ،البته مختص دولت احمدی نژاد و دوران وزارت فرشیدی نبود.پیش از آن نیز، در زمان ریاست جمهوری خاتمی و و وزارت مرتضی حاجی،معلمان در برابر ریاست جمهوری، مورد نوازش و ضرب و شتم ِ نیروهای محمد باقر قالیباف قرار گرفته بودند. نیز ،در تابستان سال هشتادو سه ،محمود بهشتی لنگرودی،دبیر کل و علی اصغر ذاتی ،سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران،دستگیر و به مدت یک ماه در انفرادی بودند.آن موقع نیز، مرتضی حاجی ،اظهار تاسف نکرد و شاید قلبا از این کار راضی بود.بعدها،از نزدیکان حاجی شنیدم که ، دست گیری بهشتی و ذاتی ،با هماهنگی حاجی و وزیر اطلاعات بوده است ؛ چرا که در آن روزها،کانون ،به جد خواستار استعفای حاجی بود.(در این که حاجی در دستگیری آن دو تن دست داشته ،مطمئن نیستم و تنها شنیده ام را بیان کردم.) .
با این وجود،بدون شک ،جرم فرشیدی و گناه وی بسی بیشتر از حاجی بود.با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد،تشکل های صنفی ،بیش از یک سال ،سکوت کردند و به دولت وقت دادند؛ تا وعده های خویش را، در قبال قرهنگیان، به منصه طهور برساند.به یاد بیاوریم که در آن زمان و پس از انتخاب احمدی نژاد،سه تن از اعضای کانون صنفی معلمان از جمله ،مجمود بهشتی ،که در این زمان به عنوان سخنگوی کانون فعالیت می کرد ،با احمدی نژاد ،دیدار خصوصی داشتند و وعده و وعید هایی را از زبان وی شنیده بودند.اضافه بر این،محمود فرشیدی،قبل از گرفتن رای اعتماد از مجلس،با تعدادی از اعضای کانون صنفی تهران دیدار داشت و برنامه های خویش را برای آنان باز گو کرده بود.همچنین به یاد داریم که احمدی نژاد ،در مجلس گفته بود که ،،مشکلات معلمان ، باید برای همیشه مرتفع شود.همه این ها،بارقه ای در میان فرهنگیان پدید آورده بود.
اما مشکل از کجا شروع شد؟
دوستان احتمالا به یاد دارند که ،لایجه خدمات کشوری،که از دولت خاتمی به ارث رسیده بود،مورد بررسی در مجلس قرار گرفت.اعوان وانصار فرشیدی،همه از محاسن این لایحه می گفتند، معاون فرشیدی و یار غار وی ،در مصاخبه با ایلنا گفته بود :« تا دو ماه آينده تمام مشكلات شغلي، حقوقي و معيشتي معلمان در تمام سطوح و بازنشستگان اين عرصه با تصويب لايحه ی خدمات كشوري آموزش و پرورش، در مجلس شوراي اسلامي حل خواهد شد »
از آن سو ،در مجلس نیز حاج بابایی،به کرّات ودفعات ،از مزایای این لایحه سخن می گفت و از رفع تبعیض در پرداخت حقوق خبر می داد.ماجرا به خوبی پیش می رفت و فرهنگیان ،امیدوارانه ،چشم به اقدامات دولت دوخته بودند؛تا این که خبر آمد که دولت، از اجرای لایحه مزبور،سرباز زده است.از این جا بود که کم کم ، موج اعتراضات آعاز شد.اولین تجمع اعتراضی،تا جایی که به یاد دارم ،در مقابل مجلس،با جمعیتی حدود 50 نفر بود وحاج بابایی برای پاسخ گویی به میان معلمان آمد.در همین اثنا،ماجرای سوالات آزمون پیامبر اعظم پدید آمد و موجب شد،سازمان معلمان بیانیه ای در این باره صادر کند و به طور ناخواسته،ائتلافی برضد فرشیدی، میان تشکل های صنفی و سازمان معلمان شکل گرفت . به تبع آن،تحصن، و تجمعات متعدد، در برابر مجلس ،با حضور تعداد کثیری از فرهنگیان به و قوع پیوست و متاسفانه شد آنچه شد.
به یاد دارم که در آن زمان،در یکی از روزها،علیرضا براتیان ،مدیرکل وقت امور اداری وزارتخانه ،سربازانی که،مشغول ضرب و شتم معلمان بودند را با رویی خوش ،برای صرف ناهار،به وزارتخانه دعوت می کرد و از زحمتی که متقبل شده بودند،صمیمانه،سپاسگزاری می نمود!
دوم) من ، دو بار توانستم ،قبل از پدید آمدن وقایع و بل فجایع فوق ،به صورت حضوری ،با فرشیدی دیدار داشته باشم.در هر دو جلسه، سوالات متعددی را از وی ،در میان جمع ،پرسیدم.پاسخ ها اما ،بسیار نا امید کننده بود.در واقع اصلا هیچ ربطی به سوالها نداشت.به عنوان مثل در پاسخ ،می گفت گه شما جوان هستید و باید به خود سازی بپردازید !و یا اصلا از سوال می گذشت و یا از چیزهایی سخن می گفت که ربطی به موضوع نداشتند.من هنور هم نمی دانم که تجاهل العارف می کرد و یا وافعا حرف ها را نمی فهمید!پاسخ هایی هم که به خبرنگاران می داد،این گونه بود.بدون اغراق،با دیدن و شنیدن سخنان فرشیدی ، نا خود آگاه ،به یاد شحصیت گل مراد،در سریال «باغ مظفر »،ساخته مهران مدیری، می افتادم که در پاسخ ِپرسشی فقط سر تکان می داد و می گفت :«هان».(ولله، قصد توهین و تحقیر ندارم) .
سوم) «عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو».به نظر من فرشیدی یک کار مثبت انجام داد که حاجی آن را انجام نداده بود.از زمان حاجی ،قرار شد که به معلمان پائین تراز کارشناسی ارشد،ارتقاء شغلی تعلق بگیرد و بالاتر از آن ،یا باید حق هیات علمی را می گرفتند و یا ارتقاء شغلی را.همین امر موجب شده بود که دارندگان مدارک بالاتر حقوقی برابر و یا گاهی کمتر از دارندگان مدارک کارشناسی و حتی فوق دیپلم ،دریافت کنند.نگارنده ،یکی از این افراد بود.فکر کنم در سال سوم یا چهارم صدارت فرشیدی بود که مقرر شد ارتقاء شغلی به همه افراد تعلق بگیرد.
جهارم) این همه رطب و یابس به هم بافتم و سخن را به دارازا کشاندم تا پاسخ جناب پورسلیمان را بدهم.آیا رفتن فانی به "کانون تربیت اسلامی" وسخن رانی در آن اشکال دارد و با شعارهای رئیس جمهور در تضاد است؟ آیا این کار ، " موجبات حیرت وشگفتی فرهنگیان را فراهم نمود! آیا این مسأله ،" این شائبه را دربین فرهنگیان تقویت کرد که نکند فانی نیز وزیری از جنس فرشیدی بوده باشد."؟ چنان که جناب نیک نژاد نوشته اند ،حق این است که " اکنون فانی به ساختمان سپهبد قرنی راه یافته است و به عنوان وزیر آموزش و پرورش باید در جایگاهی فرا جناحی و فرا حزبی، وزیر همه گرایش ها و اندیشه های موجود در آموزش و پرورش باشد. او باید با همه تشکل ها و گروه های صنفی- سیاسی موجود در آموزش و پرورش به گونه ای یکسان برخورد نماید. از این رو با کنار هم قرار دادن شرکت او در همایش "کانون تربیت اسلامی" به عنوان نهادی با دغدغه های آموزشی- پرورشی و دیدارهای وی با نمایندگان تشکل های صنفی مستقل و اصلاح طلب،می توان خوشبین بود که فانی در پی پدیدآوری تعادل سیاسی در آموزش و پرورش است تا در این تعادل، برنامه ها و سیاست های خویس را پیش ببرد. که به خودی خود کاری پسندیده است."
چه دوست داشته باشیم چه دوست نداشته باشیم ؛تشکیلات " کانون تربیت اسلامی " تشکلی است که پشتوانه های مالی خوبی دارد و البته،به هرشکل ،دستی در قدرت دارد.انتشار نشریه رنگی «زمزم» و انتشار بدون وقفه آن ،کاری نیست که تنها از خقوق معلمی ناشی شده باشد.بدون شک، حامیان مالی توانمندی در پس این نشریه به چشم می خورد.
اما مشکل از کجا شروع شد؟
دوستان احتمالا به یاد دارند که ،لایجه خدمات کشوری،که از دولت خاتمی به ارث رسیده بود،مورد بررسی در مجلس قرار گرفت.اعوان وانصار فرشیدی،همه از محاسن این لایحه می گفتند، معاون فرشیدی و یار غار وی ،در مصاخبه با ایلنا گفته بود :« تا دو ماه آينده تمام مشكلات شغلي، حقوقي و معيشتي معلمان در تمام سطوح و بازنشستگان اين عرصه با تصويب لايحه ی خدمات كشوري آموزش و پرورش، در مجلس شوراي اسلامي حل خواهد شد »
از آن سو ،در مجلس نیز حاج بابایی،به کرّات ودفعات ،از مزایای این لایحه سخن می گفت و از رفع تبعیض در پرداخت حقوق خبر می داد.ماجرا به خوبی پیش می رفت و فرهنگیان ،امیدوارانه ،چشم به اقدامات دولت دوخته بودند؛تا این که خبر آمد که دولت، از اجرای لایحه مزبور،سرباز زده است.از این جا بود که کم کم ، موج اعتراضات آعاز شد.اولین تجمع اعتراضی،تا جایی که به یاد دارم ،در مقابل مجلس،با جمعیتی حدود 50 نفر بود وحاج بابایی برای پاسخ گویی به میان معلمان آمد.در همین اثنا،ماجرای سوالات آزمون پیامبر اعظم پدید آمد و موجب شد،سازمان معلمان بیانیه ای در این باره صادر کند و به طور ناخواسته،ائتلافی برضد فرشیدی، میان تشکل های صنفی و سازمان معلمان شکل گرفت . به تبع آن،تحصن، و تجمعات متعدد، در برابر مجلس ،با حضور تعداد کثیری از فرهنگیان به و قوع پیوست و متاسفانه شد آنچه شد.
به یاد دارم که در آن زمان،در یکی از روزها،علیرضا براتیان ،مدیرکل وقت امور اداری وزارتخانه ،سربازانی که،مشغول ضرب و شتم معلمان بودند را با رویی خوش ،برای صرف ناهار،به وزارتخانه دعوت می کرد و از زحمتی که متقبل شده بودند،صمیمانه،سپاسگزاری می نمود!
دوم) من ، دو بار توانستم ،قبل از پدید آمدن وقایع و بل فجایع فوق ،به صورت حضوری ،با فرشیدی دیدار داشته باشم.در هر دو جلسه، سوالات متعددی را از وی ،در میان جمع ،پرسیدم.پاسخ ها اما ،بسیار نا امید کننده بود.در واقع اصلا هیچ ربطی به سوالها نداشت.به عنوان مثل در پاسخ ،می گفت گه شما جوان هستید و باید به خود سازی بپردازید !و یا اصلا از سوال می گذشت و یا از چیزهایی سخن می گفت که ربطی به موضوع نداشتند.من هنور هم نمی دانم که تجاهل العارف می کرد و یا وافعا حرف ها را نمی فهمید!پاسخ هایی هم که به خبرنگاران می داد،این گونه بود.بدون اغراق،با دیدن و شنیدن سخنان فرشیدی ، نا خود آگاه ،به یاد شحصیت گل مراد،در سریال «باغ مظفر »،ساخته مهران مدیری، می افتادم که در پاسخ ِپرسشی فقط سر تکان می داد و می گفت :«هان».(ولله، قصد توهین و تحقیر ندارم) .
سوم) «عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو».به نظر من فرشیدی یک کار مثبت انجام داد که حاجی آن را انجام نداده بود.از زمان حاجی ،قرار شد که به معلمان پائین تراز کارشناسی ارشد،ارتقاء شغلی تعلق بگیرد و بالاتر از آن ،یا باید حق هیات علمی را می گرفتند و یا ارتقاء شغلی را.همین امر موجب شده بود که دارندگان مدارک بالاتر حقوقی برابر و یا گاهی کمتر از دارندگان مدارک کارشناسی و حتی فوق دیپلم ،دریافت کنند.نگارنده ،یکی از این افراد بود.فکر کنم در سال سوم یا چهارم صدارت فرشیدی بود که مقرر شد ارتقاء شغلی به همه افراد تعلق بگیرد.
جهارم) این همه رطب و یابس به هم بافتم و سخن را به دارازا کشاندم تا پاسخ جناب پورسلیمان را بدهم.آیا رفتن فانی به "کانون تربیت اسلامی" وسخن رانی در آن اشکال دارد و با شعارهای رئیس جمهور در تضاد است؟ آیا این کار ، " موجبات حیرت وشگفتی فرهنگیان را فراهم نمود! آیا این مسأله ،" این شائبه را دربین فرهنگیان تقویت کرد که نکند فانی نیز وزیری از جنس فرشیدی بوده باشد."؟ چنان که جناب نیک نژاد نوشته اند ،حق این است که " اکنون فانی به ساختمان سپهبد قرنی راه یافته است و به عنوان وزیر آموزش و پرورش باید در جایگاهی فرا جناحی و فرا حزبی، وزیر همه گرایش ها و اندیشه های موجود در آموزش و پرورش باشد. او باید با همه تشکل ها و گروه های صنفی- سیاسی موجود در آموزش و پرورش به گونه ای یکسان برخورد نماید. از این رو با کنار هم قرار دادن شرکت او در همایش "کانون تربیت اسلامی" به عنوان نهادی با دغدغه های آموزشی- پرورشی و دیدارهای وی با نمایندگان تشکل های صنفی مستقل و اصلاح طلب،می توان خوشبین بود که فانی در پی پدیدآوری تعادل سیاسی در آموزش و پرورش است تا در این تعادل، برنامه ها و سیاست های خویس را پیش ببرد. که به خودی خود کاری پسندیده است."
چه دوست داشته باشیم چه دوست نداشته باشیم ؛تشکیلات " کانون تربیت اسلامی " تشکلی است که پشتوانه های مالی خوبی دارد و البته،به هرشکل ،دستی در قدرت دارد.انتشار نشریه رنگی «زمزم» و انتشار بدون وقفه آن ،کاری نیست که تنها از خقوق معلمی ناشی شده باشد.بدون شک، حامیان مالی توانمندی در پس این نشریه به چشم می خورد.
به گمان بنده،تشکل های دیگر فرهنگی،باید از وضعیت سیاسی موجود و تجارب گذشته،بهترین بهره را ببرند و به تقویت تئوریک و تشکیلاتی خویش ،بپردازند.راه این که ،عقاید و آراء کانون تربیت اسلامی به کرسی ننشیند و مورد قبول واقع نشود این است که،گروه های رقیب،به طور منسجم و سازمان یافته ،به تولید فکر و اندیشه بپردازند و به این وسیله،عقل ها و دلها را مفتون خویش سازند؛نه این که به بهانه گذشته سیاه و بد این کانون،فتوا به حبس و توقیف و بی محلی ،به آن داده شود؛که این، روشی ناپسند است که پیش از این احمدی نژاد و فرشیدی ،آن را انحام داده اند و امروز،به همین دلیل،سیه روی و مطعون شده اند.
جوش و خروشی که در این مدت،در میان تشکل های صنفی به راه افتاده،برای من ،بسیار امیدوارکننده است و نوید روزهای خوش را می دهد.
از اطاله کلام پوزش می طلبم.
از اطاله کلام پوزش می طلبم.
* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر