اولین نشست شورای
مرکزی سازمان معلمان ایران پس از مدت ها با حضور اعضای شورای مرکزی و برخی از
اعضای شوراهای مناطق مطابق برنامه قبلی برگزار شد .
در این جلسه ، آقای
علی رضا هاشمی ، ضمن خوش آمد گویی به اعضا ، اظهار امیدواری کرد که این نشست ها
ادامه یابد و مناطق نیز فعال شوند .
او گفت که قبلا از دبیر
کلی سازمان معلمان ایران استعفا داده است ، اما تا زمان تشکیل مجمع عمومی سازمان
معلمان ایران ، به وظایف و مسئولیت های خویش ادامه خواهد داد .
او دستور جلسه را حول دو محور عنوان کرد و از اعضا
درخواست نمود تا نقطه نظرات خویش را در این خصوص اعلام کنند:
1-از وضعیت فعلی
آموزش و پرورش تحلیل ارائه دهند .
2- نظرات خود را در
مورد " انتخاب وزیر آینده " اعلام کنند .
او در ادامه به فعالیت اخیر خود درمورد صدور بیانیه مشترک در مورد ریاست جمهوری منتخب ،
آقای دکتر روحانی به همراه سایر تشکل ها اشاره کرد و نیزاز بیانیه ای سخن راند که در سال 1388 با
عنوان " هشدار کارشناسان تعلیم و تربیت و فعالان صنفی جامعه فرهنگیان نسبت به وضعیت آموزش و پرورش کشور " صادر
شده است ( 1 ) و برخی از موارد آن را بیان کرد .
آقای سعید شهسوار
زاده از منطقه 6 ، تصریح کرد که ما در زمان وزارت آقای مرتضی حاجی دچار چپ روی کودکانه شدیم و البته در
مورد نقد وزارت ایشان هم دچار افراط شدیم .
آقای منوچهر خدایی از
منطقه 19 عنوان کرد که در حال حاضر ، آموزش و پرورش دچار ضعف و فقر تخصص است و
آقای دکتر محمود سریع القلم را به عنوان گزینه خود برای وزارت آموزش و پرورش
مطرح نمود .
خانم طاهره نقی ئی از
منطقه 5 گفت : " جزیی از کار امروز و مهم ، این سخن آقای محمد داوری است . او
عنوان کرد که آقای داوری که اکنون در بند 350 زندان اوین به سر می برد در پیامی به
شورای مرکزی ، ویژگی های وزیر آینده را چنین بر شمرده است :
1- نقش تشکل ها را در
آموزش و پرورش پر رنگ کند.
2- پذیرش عام داشته
باشد .
3- متخصص باشد .
4- رویکرد غیر
ایدئولوژیک به مقوله آموزش و پرروش داشته باشد .
5- جایگاه تشکل ها را
در عمل به رسمیت بشناسد .
6- مسائل رفاهی و
معیشتی معلمان را با جدیت پیگیری کند .
7- به ساختار غیر
متمرکز اعتقاد داشته باشد .
8- به تربیت شهروند
خلاق و خوب باور داشته باشد .
9- به رویکرد خرد جمعی
در حل مسائل پای بند باشد .
10. نگاه حرفه ای به
آموزش و پرورش داشته باشد .
او در ادامه ، گزینه
مورد نظرآقای محمد داوری را برای وزارت آینده آموزش و پرورش " خانم دکتر فاطمه راکعی
" اعلام کرده است .
جملگی اعضا بر این
باور بودند که وزیران قبلی آموزش و پرورش در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد
نسبت به مسائل آموزش و پرورش رویکرد ایدئولوژیک داشته اند و تخصص محوری کنار
گذاشته شده است .
مسئول جلسه ، آقای
هاشمی در ادامه عنوان کرد که آیا ما اصرار داریم که وزیر از داخل آموزش و پرورش
باشد و دیگر این که آیا وزیر آینده آموزش و پرورش متخصص آموزش و پرورش باشد و یا
این که یک مدیر اجرایی توان مند برای گرفتن مطالبات معلمان از نهادهای قانون گزاری
و سایرین باشد .
در این مورد نیز اعضا
هر یک به ارائه دیدگاه های خود پرداختند .
آقای هاشمی ، از اعضا
خواست که گزینه های مورد نظر خویش را برای وزارت آموزش و پرورش اعلام کنند تا در
جلسه آتی که با حضور تشکل های دیگر برگزار می شود نظر نهایی سازمان معلمان ایران
را در این مورد اعلام کند .
افرادی که در این
راستا به شورای مرکزی پیشنهاد شدند عبارتند از :
" دکتر محمد علی
نجفی ، دکتر عارف ، دکتر محمود سریع القلم ، دکتر علی اصغر
فانی ، مرتضی حاجی ، دکتر سید رضا صالحی ( از اعضای کمیته آموزش و پرورش آقای دکتر
روحانی ) ، دکتر فاطمه راکعی ، دکتر عباس پور ( رئیس کمیسیون آموزش و پرورش مجلس )
، رحیم عبادی ، دکتر عبدالوحید فیاضی (
مدیر کل آموزش و پرورش مازندران ) ،
دکترعبدالله جاسبی ، مهندس حیدر زندیه ( دبیر کل سابق سازمان معلمان )
در ادامه ، اعضا نظرات موافق و مخالف خود را بیان کردند و
نسبت به تک تک گزینه ها رای گیری شد و 3 نفر به ترتیب زیر حائز اکثریت آرا شدند :
1-آقای دکتر محمد علی
نجفی
2-خانم دکتر فاطمه راکعی
3-آقای دکتر علی اصغر
فانی
جلسه ساعت 20:30
پایان یافت .
پایان گزارش /
تصاویر جلسه :
خانم شهین دخت میان دشتی - عضو شورای مرکزی سازمان
خانم طاهره نقی ئی - عضو شورای مرکزی
آقای حسن مرادی - عضو شورای مرکزی و مسئول شورای منطقه 10 تهران
آقای سید رازی طبیب - عضو شورای مرکزی و مسئول شورای منطقه 6
| آقای علی رضا هاشمی - دبیر کل سازمان معلمان ایران |
| آقای علی اصغر صلاحی - عضو شورای مرکزی |
( 1 )
هشدار کارشناسان تعلیم و تربیت و فعالان
صنفی و مدنی به وضعیت آموزش و پرورش ایران
علی رغم ورود اندیشه های نوین تربیتی در عرصه های مختلف تعلیم و تربیت و تذکر مسئولین بلند پایه نظام در راستای ایجاد تحول، متاسفانه آموزش و پرورش هنوز نتوانسته است به صورت بنیادین دچار دگرگونی شود. کم توجهی به تحول محتوایی و ساختاری در نظام آموزش و پرورش منجر به ناکارآمدی سیستم و به تبع آن نارضایتی دانش آموزان، معلمان و کل جامعه از نظام آموزش و پرورش گردیده است. به عبارت دیگر، آنچه که اکنون به روشنی در کلاس درس ملاحظه می شود، بی رغبتی دانش آموزان به مدرسه و آموزش عمومی است. در جامعه معلمان نیز امروزه ما شاهد کاهش انگیزه، انفعال، گرایش به مشاغل دیگر، خروج از سیستم، یاس و دلمردگی هستیم.
بر همین اساس، وضعیت خروجی سیستم آموزش و پرورش نیز چندان رضایت بخش جلوه نمی کند. توجه صرف به گسترش کمی در آموزش و پرورش، تنها منجر به ارتقاء دانش آموزان به پایه بالاتر شده و در نتیجه باعث تضعیف توانائی های شناختی، اجتماعی، عاطفی و روانی – حرکتی دانش آموزان گردیده است. این مشکل امروزه به نحوی در نظام آموزش و پرورش رخنه کرده است که عملا مدیران تلاش می کنند تا با اعمال فشار بر جامعه معلمی، نمره های کاذب به دانش آموزان دهند. فقدان مهارتهای اساسی دانش آموختگان از جمله ناتوانی در تجزیه و تحلیل و تفکر انتقادی، نبود مهارت های اجتماعی و سیاسی، بروز اختلالات روانی، افزایش آمار افسردگی، اضطراب و ترس از آینده، افت تحصیلی، تکرار سنوات تحصیلی و در نهایت آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد، بزهکاری همه نشانگر کم توجهی سیستم به کیفیت آموزش و پرورش است.
با توجه به مسائل و مشکلات گریبانگیر آموزش
و پرورش کشور، جمعی از کارشناسان و فعالان حوزه تعلیم و تربیت، فراتر از گرایشهای
سیاسی با برگزاری نشست ها و گردهمائی های علمی- تخصصی در صدد شناسائی مسائل کیفی
آموزش و پرورش ایران بر آمده اند. نتیجه گردهمائی ها، شکافتن برخی از مسائل آموزش و پرورش در
خصوص فلسفه آموزش و پرورش، محتوا، مدیریت و ساختار، نیروی انسانی، آموزش و
ارزشیابی بوده است. از دیدگاه این جمع، وضعیت کیفی نظام آموزش و پرورش در زمینه
های زیر هشدار دهنده شناخته شده است. بدیهی است بازکاوی و جستجو برای یافتن
راهکارهای برون رفت از مسائل آموزش و پرورش فعلی ایران، در گرو به کارگیری نیروی
متخصص در سطوح مختلف است، امری که به ندرت در آموزش و پرورش ایران تحقق پذیرفته
است و این مهم در ساز و کاری دموکراتیزه شده و بهره گیری از خرد جمعی محقق خواهد
شد.
فلسفه آموزش و پرورش
- روشن نبودن فلسفه آموزش و پرورش
- کمیت گرائی و مدرک گرائی
- اهداف کلی، دست نیافتنی، مبهم و غیر قابل ارزیابی
- عدم تناسب اهداف با نیازهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه
- کم توجهی جامعه به علوم انسانی
فلسفه آموزش و پرورش
- روشن نبودن فلسفه آموزش و پرورش
- کمیت گرائی و مدرک گرائی
- اهداف کلی، دست نیافتنی، مبهم و غیر قابل ارزیابی
- عدم تناسب اهداف با نیازهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه
- کم توجهی جامعه به علوم انسانی
- حافظه محوری
- نا برابری فرصت های آموزشی و طبقاتی شدن آموزش و پرورش
- کم توجهی به تفاوت های فرهنگی، زبانی، قومی، نژادی در آموزش و پرورش به عنوان یک فرصت و نه تهدید
- نگاه به آموزش و پرورش به عنوان یک مقوله مصرفی
- تفکیک دانش آموزان بر اساس توانائی های ذهنی (عقب مانده، عادی، تیزهوش)
- عدم توجه به نقش کلیدی معلم در فرایند آموزش
- کم توجهی به شکوفائی انسان به عنوان احسن الخالقین
- کم اعتنائی به مبانی اجتماعی تعلیم و تربیت (تربیت مدنی، تربیت شهروندی، تربیت سیاسی، مهارت های اجتماعی)
- کم توجهی به مبانی شناختی تعلیم و تربیت (قدرت تجزیه و تحلیل، ارزشیابی، خلاقیت، استدلال، مهارت های تفکر انتقادی)
- کم توجهی به آموزش سلامت (جسمانی و روانی)
- نا برابری فرصت های آموزشی و طبقاتی شدن آموزش و پرورش
- کم توجهی به تفاوت های فرهنگی، زبانی، قومی، نژادی در آموزش و پرورش به عنوان یک فرصت و نه تهدید
- نگاه به آموزش و پرورش به عنوان یک مقوله مصرفی
- تفکیک دانش آموزان بر اساس توانائی های ذهنی (عقب مانده، عادی، تیزهوش)
- عدم توجه به نقش کلیدی معلم در فرایند آموزش
- کم توجهی به شکوفائی انسان به عنوان احسن الخالقین
- کم اعتنائی به مبانی اجتماعی تعلیم و تربیت (تربیت مدنی، تربیت شهروندی، تربیت سیاسی، مهارت های اجتماعی)
- کم توجهی به مبانی شناختی تعلیم و تربیت (قدرت تجزیه و تحلیل، ارزشیابی، خلاقیت، استدلال، مهارت های تفکر انتقادی)
- کم توجهی به آموزش سلامت (جسمانی و روانی)
محتوای آموزش و پرورش
- محتوا محوری
- عدم تنوع در محتوا و برنامه های درسی
- کم توجهی به اصول و مبانی تعلیم و تربیت در تهیه و تدوین محتوا و برنامه های درسی
- اجباری بودن محتوا
- نبود برنامه های آموزشی بر اساس نیازهای فعلی جامعه: آموزش شهروندی (آشنائی با احزاب سیاسی کشور، آموزش رای دهنگان، حقوق و آموزش قانون، آموزش درباره محیط زیست و آلودگی هوا، ترافیك)، آموزش درباره مسائلی همچون بزهكاری، فرار از خانه، بچه های خیابان، اعتیاد، جنگ و سایر آسیب های اجتماعی
- بی توجهی به تحولات
جهانی و دانش روز در آموزش و پرورش (به روز نبودن)
- کم توجهی به نیازهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی جامعه در محتوای آموزش و پرورش
- عدم تناسب محتوا با سطح درک و نیازهای روانشناختی دانش آموزان
- بی توجهی به مشاغل و رشته های تحصیلی در محتوای آموزش و پرورش
- حجم بالای محتوا
- عدم توجه به پرورش خلاقیت و توسعه و تعمیق تفکر انتقادی در تدوین محتوا و برنامه های درسی
- کم توجهی به نیازهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی جامعه در محتوای آموزش و پرورش
- عدم تناسب محتوا با سطح درک و نیازهای روانشناختی دانش آموزان
- بی توجهی به مشاغل و رشته های تحصیلی در محتوای آموزش و پرورش
- حجم بالای محتوا
- عدم توجه به پرورش خلاقیت و توسعه و تعمیق تفکر انتقادی در تدوین محتوا و برنامه های درسی
حافظه محوری
- نا برابری فرصت های آموزشی و طبقاتی شدن آموزش و پرورش
- کم توجهی به تفاوت های فرهنگی، زبانی، قومی، نژادی در آموزش و پرورش به عنوان یک فرصت و نه تهدید
- نگاه به آموزش و پرورش به عنوان یک مقوله مصرفی
- تفکیک دانش آموزان بر اساس توانائی های ذهنی (عقب مانده، عادی، تیزهوش)
- عدم توجه به نقش کلیدی معلم در فرایند آموزش
- کم توجهی به شکوفائی انسان به عنوان احسن الخالقین
- کم اعتنائی به مبانی اجتماعی تعلیم و تربیت (تربیت مدنی، تربیت شهروندی، تربیت سیاسی، مهارت های اجتماعی)
- کم توجهی به مبانی شناختی تعلیم و تربیت (قدرت تجزیه و تحلیل، ارزشیابی، خلاقیت، استدلال، مهارتهای تفکر انتقادی)
- کم توجهی به آموزش سلامت (جسمانی و روانی)
آموزش و ارزشیابی
- افزایش میزان مردوری و افت تحصیلی
- کم توجهی به فن اوریهای نوین اطلاعات و ارتباطات در فرآیند آموزش و پرورش
- تاکید صرف بر روش های آموزشی که به انفعال دانش آموزان می انجامد (آموزش مبتنی بر سخنرانی به جای یادگیری مشارکتی، یادگیری در حد تسلط، بحث گروهی و دیالوگ)
- تکلیف مداری
- مبنا قرار نگرفتن تفاوت های فردی در آموزش و یادگیری
- استفاده صرف از روش های ارزشیابی هنجاری و تراکمی به جای ارزشیابی ملاکی و تکوینی
نیروی انسانی
معلم:
- عدم توجه به نقش کلیدی معلم در فرآیند آموزش و پرورش
- جایگاه نامناسب معلمان از نظر منزلت اقتصادی و اجتماعی
- بی توجهی به تربیت معلمان حرفه ای
- به انفعال کشیده شدن معلم در چالش های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی (تاثیر پذیری به جای تاثیر گذاری)
- آشنایی اندک معلمان با شیوه های نوین آموزش و ارزشیابی
- ناکارآمدی شیوه های جذب، نگهداری و ارتقاء معلمان و نخبگان در آموزش و پرورش
پرسنل اداری و تیم مدیریت مدارس:
- عدم آشنائی مدیران با شیوه های نوین مدیریت و راهنمائی آموزشی
- عدم تخصص گرائی در احراز پست های آموزشی و اداری
- عدم توجه به رابطه هرمی واقعی براساس معلم محوری
- غفلت از مسائل آموزشی به دلیل درگیرشدن در امور پشتیبانی
ساختار آموزش و پرورش
- عدم تخصص گرائی در برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی فعالیت های آموزشی
- عدم مشارکت معلمان در برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی برنامه های آموزشی در سطح مدارس، منطقه، شهر، استان و کشور
- نبود برنامه های درازمدت در آموزش و پرورش
- تمرکز گرائی در مدیریت و برنامه ریزی آموزش و پرورش
- عدم نوآوری و انعطاف در تدوین برنامه های جدید
- فربه شدن ستاد
- نگاه بخشنامه ای
- عدم توجه به نیازهای منطقه ای در شکل گیری ساختاری
- عدم به کارگیری قابلیت های غیر فعال در آموزش و پرورش
- بی ثباتی مدیریت در سطوح مختلف مدیریت
- عدم توجه به چرخش نخبگان
- سیاسی بودن تغییرات مدیریتی در تمام سطوح
- شکاف عمیق بی اعتمادی بین صف و ستاد
معلم:
- عدم توجه به نقش کلیدی معلم در فرآیند آموزش و پرورش
- جایگاه نامناسب معلمان از نظر منزلت اقتصادی و اجتماعی
- بی توجهی به تربیت معلمان حرفه ای
- به انفعال کشیده شدن معلم در چالش های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی (تاثیر پذیری به جای تاثیر گذاری)
- آشنایی اندک معلمان با شیوه های نوین آموزش و ارزشیابی
- ناکارآمدی شیوه های جذب، نگهداری و ارتقاء معلمان و نخبگان در آموزش و پرورش
پرسنل اداری و تیم مدیریت مدارس:
- عدم آشنائی مدیران با شیوه های نوین مدیریت و راهنمائی آموزشی
- عدم تخصص گرائی در احراز پست های آموزشی و اداری
- عدم توجه به رابطه هرمی واقعی براساس معلم محوری
- غفلت از مسائل آموزشی به دلیل درگیرشدن در امور پشتیبانی
ساختار آموزش و پرورش
- عدم تخصص گرائی در برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی فعالیت های آموزشی
- عدم مشارکت معلمان در برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی برنامه های آموزشی در سطح مدارس، منطقه، شهر، استان و کشور
- نبود برنامه های درازمدت در آموزش و پرورش
- تمرکز گرائی در مدیریت و برنامه ریزی آموزش و پرورش
- عدم نوآوری و انعطاف در تدوین برنامه های جدید
- فربه شدن ستاد
- نگاه بخشنامه ای
- عدم توجه به نیازهای منطقه ای در شکل گیری ساختاری
- عدم به کارگیری قابلیت های غیر فعال در آموزش و پرورش
- بی ثباتی مدیریت در سطوح مختلف مدیریت
- عدم توجه به چرخش نخبگان
- سیاسی بودن تغییرات مدیریتی در تمام سطوح
- شکاف عمیق بی اعتمادی بین صف و ستاد
منابع و تجهیزات
- فقدان مشارکت های مردمی در آموزش و پرورش
- عدم تامین، تخصیص و بهره وری درست از منابع مالی
- عدم تجهیز مدازس به منظور ایجاد فضای چالش برانگیز آموزشی
- فاصله زیاد با استاندارد های جهانی
- بهره وری نامطلوب از منابع و تجهیزات موجود
- توزیع نامناسب منابع و تجهیزات
بدیهی است مخاطب این هشدار فقط دولت و وزارت آموزش و پرورش و شخص وزیر نیست بلکه این هشداری است به تمامی دستگاه ها ، سازمان ها ، نهادها و مراجعی که در این خصوص بی توجه یا کم توجه هستند و همچنین به تک تک افراد جامعه که در این راستا مسئولند لذا این یک هشدار ملی است برای اتخاذ یک عزم ملی به منظور تحول بنیادین در مهمترین حوزه ای که فردای همگان در گرو حل مسائل حیاتی آن است .
- فقدان مشارکت های مردمی در آموزش و پرورش
- عدم تامین، تخصیص و بهره وری درست از منابع مالی
- عدم تجهیز مدازس به منظور ایجاد فضای چالش برانگیز آموزشی
- فاصله زیاد با استاندارد های جهانی
- بهره وری نامطلوب از منابع و تجهیزات موجود
- توزیع نامناسب منابع و تجهیزات
بدیهی است مخاطب این هشدار فقط دولت و وزارت آموزش و پرورش و شخص وزیر نیست بلکه این هشداری است به تمامی دستگاه ها ، سازمان ها ، نهادها و مراجعی که در این خصوص بی توجه یا کم توجه هستند و همچنین به تک تک افراد جامعه که در این راستا مسئولند لذا این یک هشدار ملی است برای اتخاذ یک عزم ملی به منظور تحول بنیادین در مهمترین حوزه ای که فردای همگان در گرو حل مسائل حیاتی آن است .
.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر