در حاشیه برگزاری نشست شورای هماهنگی تشکل های صنفی سراسر کشور با صندوق ذخیره فرهنگیان
فعالان تشکل ها مواظب نگاه ابزاری باشند
8
سالی که گذشت ، دوران خوبی برای تشکل های معلمان نبود . تشکل ها یک دوره
انقباضی را در سیکل فعالیت خود طی کردند و البته تجارب گران سنگی از این
رهگذر آموختند .
دولت های نهم و دهم ، نگاه منفی به اصل " تحزب " و " تشکل " داشتند و بر این اساس ، دوره فعالیت بسیاری از تشکل های صنفی معلمان از سوی وزارت کشور تمدید نشد و برچسب " غیر قانونی " از سوی مراجع مربوطه بر پیشانی تشکل ها نقش بست . همین ها کافی بود تا معلمان که به ویژگی " محافظه کاری " مشهورند راه خود را جدا کرده و از آن ها فاصله بگیرند .
فعالان تشکل های معلمان در آن دوره به سبب هزینه هایی که در دفاع از منافع صنفی معلمان متحمل شدند دارای " وزن اجتماعی " و نیز " اعتبار " در جامعه شدند .
این اعتبار برای فعالان تشکل ها ، یک " سرمایه اجتماعی " تولید کرد ، چیزی که خیلی ها به دنبال هزینه آن برای مقاصد خویش هستند .
با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید ، فضای جامعه رو به تغییر و تحول گذارد و به گواهی بسیاری از فعالان تشکل های معلمان ، سایه " نگاه امنیتی و سیاسی " بر فعالیت های صنفی کاهش یافته است .
تشکل های معلمان با توجه به تجربیات قبل و نیز تعمیق فضای " گفتمان " از زمان سرپرستی آقای دکتر فانی با ایشان و برخی مسئولان نشست ها و جلساتی برگزار کردند و البته این تعامل و هم اندیشی در مجموع اصلی پذیرفته شده و بدیهی در کنش های اجتماعی و مدنی است و باید به صورت منطقی و حساب شده استمرار داشته و گزارش های آن منتشر شود .
در آن دوران 8 سال ، برخی از مسئولان و چهره ها ، آرام به گوشه ای رفته و در حوزه " شخصی " خویش به فعالیت پرداختند .
پس از تغییر دولت و فضای سیاسی و اجتماعی ، همان هایی که تا دیروز سکوت کرده و حتی در آن سامانه مشغول خدمت بودند و یا در موسم انتخابات بر اساس فرمول هزینه – فایده در اردوگاه رقیب فعالیت می کردند ، چهره عوض کرده و با به تن کردن ردای " تحول خواهی " و نیز فضای مبهم و غیر شفاف جامعه راه خود را به سوی مناصب و پست های به جا مانده شتاب بخشیدند !
این افراد برای آن که خود را هماهنگ با تغییرات جامعه نشان دهند سعی می کنند که به گونه ای با همان سرمایه اجتماعی فعالان تشکل ها ارتباط پیدا کنند .
برخی از تشکل های معلمان شامل سازمان معلمان ایران ، کانون صنفی معلمان ( تهران ) ، انجمن اسلامی معلمان ، مجمع فرهنگیان اسلامی و چند تشکل دیگر ، نشستی را با آقای غندالی ، مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان برگزار کردند . گزارش این نشست در روزنامه اعتماد و نیز متن کامل آن در سخن معلم منتشر شد .
پس از این نشست و به فاصله بسیار کوتاهی ، شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان که به گفته دبیر خانه آن بیش از 40 تشکل را در سراسر کشور نمایندگی می کند مجددا با مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان نشست برگزار کردند .
آن چه که به عنوان " برون داد " این جلسه در سایت ایلنا منتشر شد همان اطلاعات و حرف های تکراری بود که بارها از سوی افراد مختلف بیان شده بود و تقریبا حرف جدیدی برای گفتن نداشت !
در نشستی که شورای هماهنگی تشکل های صنفی با آقای غندالی برگزار کردند ، مسئولان صندوق از گزارش سخن معلم دلخور بودند و بر این باور بودند که درتدوین گزارش با آن ها هماهنگی نشده است !
به عنوان مثال و در نقل قولی در گزارش کامل سخن معلم عنوان شده بود : « در این موسسه ، سهام داران تقریبا نزدیک به هم هستند و درآن صورت ، مدیریت به لحاظ اقتصادی دچار خطر می شود . سهام داران باید از من بخواهند ، حتی سازمان بازرسی هم نمی تواند در آن دخالت کند .»
این در حالی است که نویسنده این گزارش که خود نگارنده این یادداشت است ؛ عینا سخنان افراد حاضر در این نشست را منعکس کرده بود .
اگر قرار بر شفافیت و حسابرسی است ، دیگر باید از چه چیزی واهمه داشت حتی اگر بخواهد یک نهاد قانونی مانند " سازمان بازرسی کل کشور " بر حساب های صندوق نظارت داشته باشد ؟
تشکل های معلمان در نشست اول ، بارها بر حضور یک یا چند بازرس منتخب فرهنگیان ( تشکل ها ) در صندوق ذخیره اصرار کردند ، اما آقای غندالی به نوعی و با حاشیه روی ، اززیر بار این پیشنهاد شانه خالی کرد !
بارها عنوان شده است که عملکرد این صندوق شفاف نبوده و مورد رضایت فرهنگیان نیست .
حال سوال این است که آیا صرف حضور تشکل ها در نشست دوم برای اثبات عملکرد شفاف صندوق لازم و کافی است ؟
آیا تشکل های مربوط وارد یک فاز رقابت منفی با دیگر تشکل های همکار شده اند ؟
آیا بهتر نیست حول یک " منشور صنفی " فعالیت های صنفی را به منظور اثربخشی بیشتر در یک راستا قرار داد ؟
با توجه به نتایج و برون داد نشست دوم ، آیا تشکل ها تصور نمی کنند که احتمالا به گونه ای از سرمایه اجتماعی آن ها برای مقاصدی خاص بهره برداری شده است ؟
فلسفه وجود و فعالیت یک تشکل با صنف " صنفی " ، نظارت دقیق و مستمر و نقد بر وجوه مختلف آموزش و پرورش است .
آن ها باید مطابقت گفته ها و برنامه ها را با میزان تحقق آن ها مورد سنجش قرار دهند .
تشکل های فرهنگیان همان گونه که خود می گویند باید برای فرآیند شفاف سازی و تنویر افکار عمومی فرهنگیان حرکت کنند ؛ تنها در این صورت است که می توانند وارد پروسه " اعتماد سازی " برای خود و دیگران شوند .
تشکل ها باید نظرات بدنه معلمان را بدون فیلتر به مسئولان منتقل نموده و در یک فرآیند منطقی با طرف مقابل به توافق برسند و نتیجه آن را بدون کم وکاست و یا اعمال نظر به متن معلمان منتقل نمایند .
به نظر نمی رسد وظیفه یک تشکل معلمی ، مذاکره و چانه زنی پشت درهای بسته و سپس ارائه اطلاعات گزینش شده و یا دست چین شده به معلمان باشد !
تشکل های معلمان باید به ماموریت واقعی خویش واقف بوده و به کارکرد واقعی خویش پای بند باشند و نباید نگران این باشند که آیا احتمالا و دوباره مسئول مربوطه ، آن ها را به حضور خواهد پذیرفت یا خیر !
قطعا عملکرد درست ،منطقی و مستمر یک تشکل ضریب نفوذ و حوزه تاثیرگذاری آن را در سپهر عمومی معلمان افزایش داده و مسئولان چاره ای جز پاسخگویی در مقابل افکار عمومی معلمان نخواهند داشت .
مساله مهم تری که باید تشکل ها به آن توجه کنند این است که حرکات و سیاست های سلیقه ای ، خطی و حتی غیر قانونی که در دولت های نهم و دهم در حق تشکل ها ابراز شد ، قانونا و منطق نمی تواند راهنمای آن ها در دوران " تحول " و " تغییر گفتمان " باشد .
تشکل ها نباید تصور کنند خلا ناشی از جایگاه قانونی ناشی از سیاست های نادرست دولت گذشته می تواند با اتخاذ سیاست " دیدار زنجیره ای با مسئولان " ، کاتالیزوری برای اصلاح این چرخه معیوب و مساله دار باشد .
دفاع برخی دوستان در مورد نتایج ( برون داد ) نشست دوم تشکل ها به نظر می رسد کمی ساده انگارانه بوده و با واقعیات منطبق نیست !
در مورد سیاست " درهای باز " مسئولانی چون غندالی بدون آن که قائل به طراحی یک ساز و کار نظارتی با حضور موثر و نظام مند تشکل ها باشد ، باید کمی با تامل و احتیاط برخورد کرد ...
تشکل ها و فعالان آن ها اعتبار خود را در هر جا و برای هر کسی هزینه نکنند ...
دولت های نهم و دهم ، نگاه منفی به اصل " تحزب " و " تشکل " داشتند و بر این اساس ، دوره فعالیت بسیاری از تشکل های صنفی معلمان از سوی وزارت کشور تمدید نشد و برچسب " غیر قانونی " از سوی مراجع مربوطه بر پیشانی تشکل ها نقش بست . همین ها کافی بود تا معلمان که به ویژگی " محافظه کاری " مشهورند راه خود را جدا کرده و از آن ها فاصله بگیرند .
فعالان تشکل های معلمان در آن دوره به سبب هزینه هایی که در دفاع از منافع صنفی معلمان متحمل شدند دارای " وزن اجتماعی " و نیز " اعتبار " در جامعه شدند .
این اعتبار برای فعالان تشکل ها ، یک " سرمایه اجتماعی " تولید کرد ، چیزی که خیلی ها به دنبال هزینه آن برای مقاصد خویش هستند .
با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید ، فضای جامعه رو به تغییر و تحول گذارد و به گواهی بسیاری از فعالان تشکل های معلمان ، سایه " نگاه امنیتی و سیاسی " بر فعالیت های صنفی کاهش یافته است .
تشکل های معلمان با توجه به تجربیات قبل و نیز تعمیق فضای " گفتمان " از زمان سرپرستی آقای دکتر فانی با ایشان و برخی مسئولان نشست ها و جلساتی برگزار کردند و البته این تعامل و هم اندیشی در مجموع اصلی پذیرفته شده و بدیهی در کنش های اجتماعی و مدنی است و باید به صورت منطقی و حساب شده استمرار داشته و گزارش های آن منتشر شود .
در آن دوران 8 سال ، برخی از مسئولان و چهره ها ، آرام به گوشه ای رفته و در حوزه " شخصی " خویش به فعالیت پرداختند .
پس از تغییر دولت و فضای سیاسی و اجتماعی ، همان هایی که تا دیروز سکوت کرده و حتی در آن سامانه مشغول خدمت بودند و یا در موسم انتخابات بر اساس فرمول هزینه – فایده در اردوگاه رقیب فعالیت می کردند ، چهره عوض کرده و با به تن کردن ردای " تحول خواهی " و نیز فضای مبهم و غیر شفاف جامعه راه خود را به سوی مناصب و پست های به جا مانده شتاب بخشیدند !
این افراد برای آن که خود را هماهنگ با تغییرات جامعه نشان دهند سعی می کنند که به گونه ای با همان سرمایه اجتماعی فعالان تشکل ها ارتباط پیدا کنند .
برخی از تشکل های معلمان شامل سازمان معلمان ایران ، کانون صنفی معلمان ( تهران ) ، انجمن اسلامی معلمان ، مجمع فرهنگیان اسلامی و چند تشکل دیگر ، نشستی را با آقای غندالی ، مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان برگزار کردند . گزارش این نشست در روزنامه اعتماد و نیز متن کامل آن در سخن معلم منتشر شد .
پس از این نشست و به فاصله بسیار کوتاهی ، شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان که به گفته دبیر خانه آن بیش از 40 تشکل را در سراسر کشور نمایندگی می کند مجددا با مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان نشست برگزار کردند .
آن چه که به عنوان " برون داد " این جلسه در سایت ایلنا منتشر شد همان اطلاعات و حرف های تکراری بود که بارها از سوی افراد مختلف بیان شده بود و تقریبا حرف جدیدی برای گفتن نداشت !
در نشستی که شورای هماهنگی تشکل های صنفی با آقای غندالی برگزار کردند ، مسئولان صندوق از گزارش سخن معلم دلخور بودند و بر این باور بودند که درتدوین گزارش با آن ها هماهنگی نشده است !
به عنوان مثال و در نقل قولی در گزارش کامل سخن معلم عنوان شده بود : « در این موسسه ، سهام داران تقریبا نزدیک به هم هستند و درآن صورت ، مدیریت به لحاظ اقتصادی دچار خطر می شود . سهام داران باید از من بخواهند ، حتی سازمان بازرسی هم نمی تواند در آن دخالت کند .»
این در حالی است که نویسنده این گزارش که خود نگارنده این یادداشت است ؛ عینا سخنان افراد حاضر در این نشست را منعکس کرده بود .
اگر قرار بر شفافیت و حسابرسی است ، دیگر باید از چه چیزی واهمه داشت حتی اگر بخواهد یک نهاد قانونی مانند " سازمان بازرسی کل کشور " بر حساب های صندوق نظارت داشته باشد ؟
تشکل های معلمان در نشست اول ، بارها بر حضور یک یا چند بازرس منتخب فرهنگیان ( تشکل ها ) در صندوق ذخیره اصرار کردند ، اما آقای غندالی به نوعی و با حاشیه روی ، اززیر بار این پیشنهاد شانه خالی کرد !
بارها عنوان شده است که عملکرد این صندوق شفاف نبوده و مورد رضایت فرهنگیان نیست .
حال سوال این است که آیا صرف حضور تشکل ها در نشست دوم برای اثبات عملکرد شفاف صندوق لازم و کافی است ؟
آیا تشکل های مربوط وارد یک فاز رقابت منفی با دیگر تشکل های همکار شده اند ؟
آیا بهتر نیست حول یک " منشور صنفی " فعالیت های صنفی را به منظور اثربخشی بیشتر در یک راستا قرار داد ؟
با توجه به نتایج و برون داد نشست دوم ، آیا تشکل ها تصور نمی کنند که احتمالا به گونه ای از سرمایه اجتماعی آن ها برای مقاصدی خاص بهره برداری شده است ؟
فلسفه وجود و فعالیت یک تشکل با صنف " صنفی " ، نظارت دقیق و مستمر و نقد بر وجوه مختلف آموزش و پرورش است .
آن ها باید مطابقت گفته ها و برنامه ها را با میزان تحقق آن ها مورد سنجش قرار دهند .
تشکل های فرهنگیان همان گونه که خود می گویند باید برای فرآیند شفاف سازی و تنویر افکار عمومی فرهنگیان حرکت کنند ؛ تنها در این صورت است که می توانند وارد پروسه " اعتماد سازی " برای خود و دیگران شوند .
تشکل ها باید نظرات بدنه معلمان را بدون فیلتر به مسئولان منتقل نموده و در یک فرآیند منطقی با طرف مقابل به توافق برسند و نتیجه آن را بدون کم وکاست و یا اعمال نظر به متن معلمان منتقل نمایند .
به نظر نمی رسد وظیفه یک تشکل معلمی ، مذاکره و چانه زنی پشت درهای بسته و سپس ارائه اطلاعات گزینش شده و یا دست چین شده به معلمان باشد !
تشکل های معلمان باید به ماموریت واقعی خویش واقف بوده و به کارکرد واقعی خویش پای بند باشند و نباید نگران این باشند که آیا احتمالا و دوباره مسئول مربوطه ، آن ها را به حضور خواهد پذیرفت یا خیر !
قطعا عملکرد درست ،منطقی و مستمر یک تشکل ضریب نفوذ و حوزه تاثیرگذاری آن را در سپهر عمومی معلمان افزایش داده و مسئولان چاره ای جز پاسخگویی در مقابل افکار عمومی معلمان نخواهند داشت .
مساله مهم تری که باید تشکل ها به آن توجه کنند این است که حرکات و سیاست های سلیقه ای ، خطی و حتی غیر قانونی که در دولت های نهم و دهم در حق تشکل ها ابراز شد ، قانونا و منطق نمی تواند راهنمای آن ها در دوران " تحول " و " تغییر گفتمان " باشد .
تشکل ها نباید تصور کنند خلا ناشی از جایگاه قانونی ناشی از سیاست های نادرست دولت گذشته می تواند با اتخاذ سیاست " دیدار زنجیره ای با مسئولان " ، کاتالیزوری برای اصلاح این چرخه معیوب و مساله دار باشد .
دفاع برخی دوستان در مورد نتایج ( برون داد ) نشست دوم تشکل ها به نظر می رسد کمی ساده انگارانه بوده و با واقعیات منطبق نیست !
در مورد سیاست " درهای باز " مسئولانی چون غندالی بدون آن که قائل به طراحی یک ساز و کار نظارتی با حضور موثر و نظام مند تشکل ها باشد ، باید کمی با تامل و احتیاط برخورد کرد ...
تشکل ها و فعالان آن ها اعتبار خود را در هر جا و برای هر کسی هزینه نکنند ...
علی پورسلیمان
مدیر پایگاه خبری تحلیلی سازمان معلمان ایران

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر