۱۳۹۲ بهمن ۲۵, جمعه

آموزش و پرورش و سخنان وزیر

مهدی بهلولی *

در این چند ماهی که از روی کار آمدن دولت یازدهم می‌گذرد، علی‌اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش، برخی موضع‌گیری‌های درخور درنگ و ارزنده‌ای داشته که به‌ویژه کنشگران صنفی فرهنگیان را در پیگیری کار صنفی خویش امیدوارتر کرده است. برای نمونه، نامه‌ای که چند روز پیش به ریاست قوه قضائیه نوشت و درخواست کرد که فرهنگیان زندانی عفو و آزاد شوند یا سخنان چندی پیش که درباره فضای امن‌تری بیان شد که باید بر محیط‌های آموزشی چیره باشد تا فرهنگیان بدون واهمه و سخن خود را به زبان آورند. اما ناگفته پیداست که آموزش و پرورش در وزیر آن خلاصه نمی‌شود و سر و کار فرهنگیان، بیش از آنکه با وزیر باشد با کارگزاران اداره‌های آموزش و پرورش و مدیران مدرسه‌هاست. گاه دیده و شنیده می‌شود که شماری از این کارگزاران، آن چنان که باید و شاید، همراه و همدل نیستند. برخی قانون‌های آموزش و پرورش هم، با این نگاه، هماهنگ نیست. برای مثال آموزش و پرورش تهران در شهریور گذشته، بخشنامه‌ای صادر کرد با درون‌مایه‌ای این چنین که دانش‌آموزان سال نخست دبیرستان که در خرداد قبول نشده‌اند، نمی‌توانند در رشته‌های نظری ادامه تحصیل دهند و باید به رشته‌های کار دانش یا هنرستان بروند. اما پس از اینکه این بخشنامه رسانه‌ای شد، وزارتخانه آموزش و پرورش، اعلام کرد که این بخشنامه آموزش و پرورش تهران درست نیست. پس از آن و در روزهایی که هنوز دستوری بر لغو بخشنامه تهران به دبیرستان‌ها نرسیده بود- و تا آنجا که این نگارنده اطلاع دارد هیچ‌گاه به‌دست آنها نرسید و تا پایان شهریور هم همان بخشنامه پیشین اجرا شد!- دو سه روز مانده به آغاز سال تحصیلی، یکی از خبرگزاری‌های رسمی کشور، با یکی از معاون‌های دبیرستان‌های تهران گفت‌وگویی انجام داد و پرسید که آیا شما بخشنامه آموزش و پرورش تهران را اجرا می‌کنید یا نه؟ آن معاون پاسخ داده بود هنوز چیزی مبنی بر لغو بخشنامه به مدرسه ابلاغ نشده است- و این موضع و سخن کوتاه هم از زبان ایشان در خبرگزاری منتشر شد.
اما نکته درخور درنگ این است که گویا قانونی نوشته یا نانوشته در آموزش و پرورش وجود دارد که کارگزاران اجرایی مدرسه‌ها و از آن میان مدیران و معاونان، درباره مسائل آموزشی مدرسه‌ها و چند و چون آنها، نباید با رسانه‌ها گفت‌وگو داشته باشند و از این‌رو، شنیده شد که با استناد به همین قانون، به همین گفت‌وگوی ساده نیز خرده گرفته شد. اکنون سخن این است که آیا به راستی در آموزش و پرورش چنین قانونی وجود دارد یا نه؟ آیا قانونی هست که اگر مدیری در انتقاد به برخی کمبودها و کاستی‌های اجرایی و آموزشی مدرسه، با یکی از خبرگزاری‌های کشور، گفت‌وگویی کند یا در روزنامه‌ای مطلبی بنویسد و به انتقاد بپردازد، کاری خلاف انجام داده است و باید پاسخگو باشد؟ در دو سال پایانی دولت دهم، به مدرسه‌های کشور، سرانه آموزشی داده نشد. در دولت یازدهم و در پیش از آغاز سال تحصیلی، وزیر(سرپرست)آموزش و پرورش، گفتند که ما درصدد تغییر این روند هستیم و در همان روزهای نخست مهر و حتی پیش از آن، مبلغی به حساب مدرسه‌ها واریز می‌شود. اما بنا به برخی خبرهایی که در مدرسه‌ها شنیده می‌شود، یا از بنیاد، چنین سرانه‌ای داده نشده یا برای همه مدرسه‌ها نبوده یا به میزان فراخور هزینه‌ها واریز نشده، به هر رو، هنوز هم هستند مدرسه‌هایی که سرانه‌ای دریافت نکرده‌اند و از این‌رو، به شگردهای گوناگون، برای هزینه‌های جاری مدرسه از خانواده دانش‌آموزان پول دریافت می‌کنند. چند روز پیش یکی از معاونان مدرسه‌ای می‌گفت یکی از انگیزه‌های برگزاری آزمون‌های میان‌ترم در بسیاری از مدرسه‌ها این است که پس از آزمون، کارنامه‌ای صادر و به پدر- مادر دانش‌آموز داده شود تا بدین شیوه آنها به مدرسه مراجعه کنند ولی پیش از آمدن آنها، کارگزاران مدرسه‌ها، به خانه‌ها زنگ می‌زنند و به گونه‌ای به آنها می‌فهمانند که به هنگام دریافت کارنامه، کمک به مدرسه، فراموش‌شان نشود! می‌گفت ما خودمان این کار را می‌کنیم البته با خنده‌ای تلخ و احساس شرمندگی بیان می‌کرد. حال پرسش این است که آیا این معاون یا مدیر مدرسه، حق انتقاد به چنین شرایطی را دارد یا نه؟ آیا این معاون حق دارد در رسانه‌های همگانی بیان کند که گرفتن پول از خانواده‌ها با شگردهایی اینچنینی، شأن آموزگار، معاون و مدیر مدرسه را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد؟
* عضو کانون صنفی معلمان ایران

* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر