
یکی از همکاران تهرانی ، یادداشتی با عنوان " جایگاه معلم " را برای ما ارسال کرده است .
ضمن سپاس از این معلم ارجمند ، از همه فرهنگیان و معلمان گرامی دعوت می شود تا اخبار ، مطالب و نیز یادداشت های خود را به آدرس زیر ارسال کنند :
Smiedu1@gmail.com
با سپاس
Smiedu1@gmail.com
با سپاس
در دبیرستانی با همکاران سر جلسه امتحان ترم بودیم . تعدادی از دانش آموزان به رغم تذکر قبلی ، کتاب و دفتر همراه داشتند . همکاری به یکی از دانش آموزان نزدیک شد و از او خواست که کتابش را ببندد و آن را به بیرون از سالن امتحان ببرد . دانش آموز با بی قیدی پاسخ داد : " آقا ! بی خیال شو ؟ "
همکارمان به شدت ناراحت شد و با پرخاش و تندی دانش آموز را از جلسه امتحان بیرون کرد و او هم خیلی بی تفاوت ، راهش را گرفت و رفت و حتی پشت در سالن امتحان منتظر نماند تا شاید بعدا به او اجازه بازگشت دهند . هنوز حالت عصبی همکارمان فروکش نکرده بود و با ناراحتی و عصبانیت دانش آموزان را به رعایت نظم جلسه دعوت می کرد . در همین حالت ، جمله ای به زبان آورد : " خدایا ! ما چه گناهی کرده ایم که معلم شده ایم ! "
اشتباه نکنید ، این دبیر نه تنها دبیر موفقی است ، بلکه به متانت و تواضع هم شهره است . به طور حتم این رفتار و گفتار او ، عکس العملی بود به شرایط محیطی و آنچه اصلا انتظارش را نداشته است . یعنی دانش آموزی آن قدر گستاخ و بی پروا شده که جواب معلم را چنین می دهد .
همکارمان به شدت ناراحت شد و با پرخاش و تندی دانش آموز را از جلسه امتحان بیرون کرد و او هم خیلی بی تفاوت ، راهش را گرفت و رفت و حتی پشت در سالن امتحان منتظر نماند تا شاید بعدا به او اجازه بازگشت دهند . هنوز حالت عصبی همکارمان فروکش نکرده بود و با ناراحتی و عصبانیت دانش آموزان را به رعایت نظم جلسه دعوت می کرد . در همین حالت ، جمله ای به زبان آورد : " خدایا ! ما چه گناهی کرده ایم که معلم شده ایم ! "
اشتباه نکنید ، این دبیر نه تنها دبیر موفقی است ، بلکه به متانت و تواضع هم شهره است . به طور حتم این رفتار و گفتار او ، عکس العملی بود به شرایط محیطی و آنچه اصلا انتظارش را نداشته است . یعنی دانش آموزی آن قدر گستاخ و بی پروا شده که جواب معلم را چنین می دهد .
آیا می توان باور کرد ؟
متاسفانه این تنها مورد نیست . اطمینان دارم معلمانی که همین حالا دارند این مطلب را می خوانند – به خصوص همکاران دبیرستانی – مواردی این گونه را زیاد تجربه کرده اند . وقتی من معلم، با خیل دانش آموزانی مواجه هستم که نه تنها از درس و مدرسه فراری هستند، بلکه هیچ گونه شوق و رغبتی به یادگیری ندارند، چه می توانم بکنم؟ آخر مساله، مشکل یکی دو نفر نیست. با دانش آموزانی که حتی گاه کتاب هم با خود سر کلاس نمی آورند و برخی فقط به قصد وقت گذرانی و شاید تفریح و دیدار دوستان به مدرسه می آیند، با دانش آموزانی که ساده ترین حرف ها و گفت و گوهای اغلب آنها فیلم ها و شوهای ماهواره ای، است، با دانش آموزانی که هر چه قدر دلشان می خواهد غیبت می کنند و مدرسه هیچ راه کار انظباطی موثری برای برخورد با این غیبت ها ندارد، با دانش آموزانی که فقط باید و به اجبار تحمل شان کرد و با دانش آموزانی که ....
متاسفانه این تنها مورد نیست . اطمینان دارم معلمانی که همین حالا دارند این مطلب را می خوانند – به خصوص همکاران دبیرستانی – مواردی این گونه را زیاد تجربه کرده اند . وقتی من معلم، با خیل دانش آموزانی مواجه هستم که نه تنها از درس و مدرسه فراری هستند، بلکه هیچ گونه شوق و رغبتی به یادگیری ندارند، چه می توانم بکنم؟ آخر مساله، مشکل یکی دو نفر نیست. با دانش آموزانی که حتی گاه کتاب هم با خود سر کلاس نمی آورند و برخی فقط به قصد وقت گذرانی و شاید تفریح و دیدار دوستان به مدرسه می آیند، با دانش آموزانی که ساده ترین حرف ها و گفت و گوهای اغلب آنها فیلم ها و شوهای ماهواره ای، است، با دانش آموزانی که هر چه قدر دلشان می خواهد غیبت می کنند و مدرسه هیچ راه کار انظباطی موثری برای برخورد با این غیبت ها ندارد، با دانش آموزانی که فقط باید و به اجبار تحمل شان کرد و با دانش آموزانی که ....
چه می توان کرد؟
آقایان روان شناسان و استادان ، بیایید نظر بدهید، من معلم چه باید بکنم؟
آقایان روان شناسان و استادان ، بیایید نظر بدهید، من معلم چه باید بکنم؟
جناب وزیر و خیل معاونین و مشاورین، بیایید راه کار پیشنهاد دهید. آیا حاضرید جایتان را با ما عوض کنید؟
نه ! ما نمی خواهیم وزیر و استاد شویم. فقط می خواهیم ببینیم شما با یک کلاس – البته در طی یک سال تحصیلی و نه فقط برای چند روز- چه می کنید؟
شاید ما مهارت های اداره کلاس و رفتار با چنین دانش آموزانی را نداشته باشیم؟ ولی حتم داشته باشید برای این کار باید توان و انرژی زیادی صرف شود. قرار نیست معلم فقط سخنور خوبی باشد تا با سخنان خود دانش آموزان را مجذوب و مسحور سازد. معلم یک شخصیت علمی دارد و این شخصیت در جایگاهی بروز می کند که حداقل زمینه های لازم موجود باشد.
درست است که درس معلم می تواند زمزمه محبت باشد، اما به شرطی که حداقل شرایط محیطی فراهم باشد. باز یادآوری می کنم که اولا مساله، مشکل یکی دو نفر نیست که اگر این چنین باشد می توان کاری کرد و ثانیا کسی که به عنوان معلم توقع یک کلاس ساکت و بی سر و صدا را ندارد، بلکه صحبت از حداقل هاست.
اگر بیشتر دانش آموزان نیاز به مشاوره دارند، خدمات مشاوره ای را گسترش دهید،اگر تعدادی از دانش آموزان اختلالات رفتاری دارند، مدارس خاصی را با امکانات ویژه به آنان اختصاص دهید، اگر روش های انظباطی روشن و شفاف نیستند آن ها را اصلاح کنید، اگر لازم است معلمان چیزهای بیشتری درباره اداره کلاس های امروزی یاد بگیرند! این آموزش ها را به آن ها بدهید و بالاخره فکری بکنید.
شاید ما مهارت های اداره کلاس و رفتار با چنین دانش آموزانی را نداشته باشیم؟ ولی حتم داشته باشید برای این کار باید توان و انرژی زیادی صرف شود. قرار نیست معلم فقط سخنور خوبی باشد تا با سخنان خود دانش آموزان را مجذوب و مسحور سازد. معلم یک شخصیت علمی دارد و این شخصیت در جایگاهی بروز می کند که حداقل زمینه های لازم موجود باشد.
درست است که درس معلم می تواند زمزمه محبت باشد، اما به شرطی که حداقل شرایط محیطی فراهم باشد. باز یادآوری می کنم که اولا مساله، مشکل یکی دو نفر نیست که اگر این چنین باشد می توان کاری کرد و ثانیا کسی که به عنوان معلم توقع یک کلاس ساکت و بی سر و صدا را ندارد، بلکه صحبت از حداقل هاست.
اگر بیشتر دانش آموزان نیاز به مشاوره دارند، خدمات مشاوره ای را گسترش دهید،اگر تعدادی از دانش آموزان اختلالات رفتاری دارند، مدارس خاصی را با امکانات ویژه به آنان اختصاص دهید، اگر روش های انظباطی روشن و شفاف نیستند آن ها را اصلاح کنید، اگر لازم است معلمان چیزهای بیشتری درباره اداره کلاس های امروزی یاد بگیرند! این آموزش ها را به آن ها بدهید و بالاخره فکری بکنید.
مگر معلم بودن جرم است؟!
مگر معلم سنگ صبور است؟ معلم همین که بتواند از پس مشکلات زندگی برآید، هنر کرده است تا چه برسد به مشکل گشایی برای همه!
به فیش حقوقی خودم نگاه می کنم. با حدود 20 سال سابقه نوشته اند.... شما بگویید بخندم یا....؟ یا واقعا کار ما خیلی آسان است و ما نفهمیده ایم و یا کسانی که این چیزها را تعیین می کنند، معلم نبوده اند؟ بله دیگر لازم به توضیح نیست، خودم می دانم که مشکلات بودجه ای اجازه چاره اندیشی دیگری نمی دهد، همیشه بودجه در مورد ما کم می آورد و یا شاید هم کار ما کار سختی نیست ...
به فیش حقوقی خودم نگاه می کنم. با حدود 20 سال سابقه نوشته اند.... شما بگویید بخندم یا....؟ یا واقعا کار ما خیلی آسان است و ما نفهمیده ایم و یا کسانی که این چیزها را تعیین می کنند، معلم نبوده اند؟ بله دیگر لازم به توضیح نیست، خودم می دانم که مشکلات بودجه ای اجازه چاره اندیشی دیگری نمی دهد، همیشه بودجه در مورد ما کم می آورد و یا شاید هم کار ما کار سختی نیست ...
* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر