علی پورسلیمان
مدیر سایت سخن معلم
یکی از موضوعاتی که در دیدار نمایندگان تشکلهای معلمان با دکتر فانی و در زمان سرپرستی وی در وزارت آموزش و پرورش مطرح شد، معلمانی که حکم قضایی دریافت کرده بودند و نیز همکارانی که در دولت قبل مورد کممهری واقع شده و اصطلاحا برای آنها در هیاتهای تخلفات اداری پروندهسازی شده بود؛ تعدادی از معلمان نیز به تشخیص مسئولان مربوطه، صلاحیت تدریس برای حضور در کلاس از آنها گرفته شده بود. تشکلهای معلمان حتی اسامی برخی از معلمان حقالتدریس را برای رسیدگی در اختیار مسئولان مربوطه قرار داد.
اخیرا، وزیر آموزش و پرورش در نامهای از رئیس قوه قضائیه درخواست کرده با توجه به مناسبتهای پیشرو، تعدادی از معلمانی که در بازداشت بهسر میبرند و حکم قضایی دارند، مورد عفو قرار گیرند. همچنین در گفتوگو با ایرنا گفته است: تمامی تشکلهای فرهنگیان دارای مجوز از وزارت کشور مورد احترام آموزش و پرورش هستند و از دید ما بهعنوان فرصتهایی برای آموزش و پرورش تلقی میشوند. او حتی از تعامل تشکلهای معلمان و برگزاری نشست با وزیران اطلاعات و کشور سخن گفته است.
متاسفانه در دولتهای نهم و دهم برخورد خوبی با تشکلهای معلمان نشد و با اینکه آنها میتوانستند مشاور و امین خوبی برای مسئولان بوده و نظرات بدنه آموزش و پرورش را بدون فیلتر به آنها گزارش و مطالبات آنان را در یک فرآیند منطقی پالایش یا مهندسی کنند، به حاشیه رانده شده و اکثر فعالان این تشکلها مورد کممهریهایی قرار گرفتند. از صدور احکام قضایی و اداری گرفته تا تعطیل کردن تشکلها و هزینهدار کردن عضویت و فعالیت در تشکلها، حداقل راهبردهایی بود که بهکار گرفته شد تا فضای آموزش و پرورش یکدست شود.
با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید، فضای جامعه متحول شده و مردم خواهان تغییر در فضا و گفتمان موجود شدند. واقعیت آن است که با تغییر دولت، فضای فعالیت برای تشکلهای معلمان بازتر شده و نوع نگاهی که سابقا نسبت به آنها وجود داشت تا حدود زیادی تعدیل شده است. فعالان تشکلها درحال حاضر مانند سابق از برگزاری جلسات واهمه ندارند و این در جای خود مثبت و قابل تقدیر است.
اما دو نکته مهم و اساسی همواره باید مورد توجه مسئولان و فعالان تشکلها قرار گیرد؛ در درجه اول مسئولان آموزش و پرورش باید مقدمات و تمهیدات لازم و قانونی را در اسرع وقت برای حمایت اجرایی و عملیاتی از تشکلها به عمل آورند؛ موضوعی که در دولت اصلاحات تا حدودی مورد غفلت قرار گرفت. حرکت برای تشکیل «سازمان نظام معلمی»، «شورایعالی معلمان که در سال 1380 و توسط سازمان معلمان ایران مطرح شد»، « تاسیس پارلمان معلمان» و... نمونههایی برای تشکلیابی معلمان است که باید توسط وزیر آموزش و پرورش و تیم همراه ایشان مورد مطالعه و اقدام جدی قرار گیرد. البته حمایت وزارت آموزش و پرورش از تشکلها نباید به دولتی شدن این تشکلها منتج شود. اما، میتوان مواردی را تدوین و مصوب کرد که بدنه اجرایی و کارشناسی تشکلها از طریق حمایتهای قانونی تقویت شود.
اما در درجه دوم، فعالان تشکلها باید از تجربیات گذشته آموخته باشند. یک تشکل باید بر سه عنصر «تئوری، تشکیلات و حرکت» استوار شود؛ چیزی که متاسفانه در در دوران اصلاحات مورد غفلت فعالان تشکلها واقع شد و آنها بدون داشتن تئوری و پیریزی یک تشکیلات و سازمان منسجم وارد فاز «حرکت» شده و هزینه فعالیت در تشکل به نحو غیرمنطقی و تصاعدی افزایش یافت. حمایت مسئولان آموزش و پرورش که استارت آن توسط دکتر فانی زده شده و باید تعمیق و گسترش پیدا کرده و وارد فاز اجرایی شود در کنار تجربیات و تدبیر فعالان تشکلها برای ارتقای بدنه کارشناسی و علمی تشکل میتواند نویدبخش آیندهای روشن و امیدبخش برای آموزش و پرورش و فرهنگیان باشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر