۱۳۹۲ اسفند ۴, یکشنبه

نظام آموزشی در تضاد سنّت و مدرنیته


سید حسن موسوی

دبیر و فعال فرهنگی استان زنجان


برخی از متخصصان تعلیم و تربیت، سال تحصیلی دانش آموزان را به یک سفر آموزشی تشبیه می کنند. در این سفر، دانش آموزان؛ مسافران آن، معلمان؛ راهنماها و راهبران و کتاب ها به عنوان برنامه سفر تلقی می شوند. بر اساس دیدگاه سنت گرایان ، این مسافرت کاملا از قبل پیش بینی شده است. زمان شروع و پایان آن و مکان های بازدید از قبل برنامه ریزی شده اند. در مقابل، نومفهوم پردازان و طرفداران نظریه انسان گرایی معتقدند این یک سفرعادی، کوتاه مدت و از قبل برنامه ریزی شده نیست. اکثریت این مسافران کوچک ناخواسته دعوت به سفر شده اند. به علایق، نیازها و خواسته های آنان در زمان سفر باید توجه کرد؛ این که دانش آموزی علاقه مند است در شهر زیبای درس هنر بیشتر اقامت کند و دانش آموز دیگری می خواهد در ایستگاه افسانه ای درس تاریخ توقف کند و دانش آموزی در وادی عشق درس ادبیات پای بند می شود. در این سفر طاقت فرسا ،اغلب اوقات مسیر حین مسافرت مشخص می شود. بنابراین برنامه ریزی از قبل مشخص شده ای وجود ندارد. اصل بر این است دانش آموزان در سفر هستند ولی کجا و چگونه سفر ادامه دارد و کی به پایان می رسد همگی نامشخص است.
به زعم نومفهوم پردازان در نظام آموزشی سنتی و دولتی، معلم نقش یک نصّاب را بازی می کند. به طوری که او خادمانه به برنامه از قبل تعیین شده وفادار است و صرفا آن را اجرا می کند، در حالی که برخی از نظریه پردازان انتقادی بر جهان زیست دانش آموز تاکید می کنند. در این مفهوم ،معلم به برنامه از قبل مشخص شده تعهد آن چنانی نداشته و به تجربیات یادگیری دانش آموزان توجه می کند. معلم با تک تک دانش آموزان زندگی می کند و برای او هر دانش آموز ویژگی ها، خصوصیات و تجربیات متفاوتی دارد.
به نظر می رسد حرکت بین این دو فضا ( سنتی و مدرن) منطقی تر و عقلانی تر می باشد. نظام آموزشی بدون برنامه ریزی به اهداف عالی خود دست پیدا نمی کند و از طرفی دیگر توجه صرف به برنامه از قبل نوشته شده نمی تواند پاسخگوی محیط پیچیده آموزشی ، نیازها و علایق دانش آموزان و پدیده های غیرقابل پیش بینی باشد.

 *هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر