۱۳۹۲ بهمن ۲۷, یکشنبه

موسیقی ، کودکان و من !


رامتین غفاری 

موسیقیدان 


چند روزِ پیش به دعوتِ یکی از دوستانِ خوبم دعوت شده بودم که برم به یه مهدکودکی که بالایِ شهر هم بود و مالِ طبقه یِ مرفّه و در کنارِ آقایِ مهربان و دوست داشتنی ای که معلّمِ موسیقیِ بچّه ها بود ، چند تا از سازهایِ ایرانی رو به بچّه ها نشون بدم و کمی براشون بزنم و با موسیقیِ ایرانی و بچّه ها کمی با سازهایِ ایرانی آشنا بشوند . روزِ خیلی خوبی بود . با خودم سه تار و تنبور و تمبک و نی بردم . هم سازها رو به بچّه ها نشون دادم که با ظاهرِ سازها آشنا بشن و هم کمی براشون زدم و حتّا با سه تار و نی ، آهنگ هایِ بچّگانه رو هم براشون زدم و اونا هم با من خوندند و مسابقه ای هم گذاشتیم برایِ شناساییِ صدایِ سازها و ... هر سازی رو هم که می زدم ، بعدش به یکی یکی بچّه ها می دادم که اونا هم ساز رو در دست بگیرند و صدایی ازش بیرون بیاورند .
چند سالِ پیش هم با یکی از استادانِ سازسازی و دو تا از دوستانِ اهلِ ساز ، به مناسبتِ روزِ جهانیِ کودک رفته بودیم به مهدکودکی که مالِ قشرِ فقیر بود و در پایینِ شهر بود . مقایسه یِ این دو محیط برام جالب بود . در هر دو مهدِ کودک ، کودکان یکسان بودند و فقط ظاهرِ لباسشون فرق می کرد . همون شیطنت ها ، همون خجالت کشیدن ها ، همون ادبیّاتِ شیرینِ کودکانه و همون شادی ها و ...
این جامعه و خانواده است که تفاوت هایِ بیمارگونه یِ ظاهری و ساختگی رو بعداً به کودکان تحمیل می کنه .


* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر