در پاسخ به فراخوان سخن معلم در مورد ( فراخوان نظر و یادداشت برای حرکت اخیر وزیر آموزش و پرورش ) ، آقای طاهر قادر زاده از دبیران ارجمند سقز ، یادداشتی را ارسال کرده است .

آقای فانی می گوید:" معلمی که شایستگی حرفه ای نداشته باشد، در فرآیند تعلیم و تربیت موفق عمل نخواهد کرد و ما معتقدیم نقش معلم یک نقش کلیدی است و اگر مهارت لازم یا انگیزه نداشته باشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد."
ظاهرا جناب آقای فانی نیز حداقل به بخشی از گفته ماکس وبر که :"استخدام باید طبق صلاحیت تخصصی و احراز شرایط شغل، بدون توجه به عوامل خارجی (مانند جنس،نژاد، دین، وضع اجتماعی یا طبقاتی) صورت گیرد" باور دارد. اما آقای فانی چرا در این زمان به این موضوع اشاره می کند؟
ظاهرا جناب آقای فانی نیز حداقل به بخشی از گفته ماکس وبر که :"استخدام باید طبق صلاحیت تخصصی و احراز شرایط شغل، بدون توجه به عوامل خارجی (مانند جنس،نژاد، دین، وضع اجتماعی یا طبقاتی) صورت گیرد" باور دارد. اما آقای فانی چرا در این زمان به این موضوع اشاره می کند؟
تنها دلیل این کار، بدون شک یا باید وجود معلمانی بدون شایستگی حرفه ای در آموزش و پرورش باشد (که همه هم می دانیم وجود دارند) و یا حربه ای برای مهار معلمان منتقد (که امیدوارم اشتباه کرده باشم). البته شاید شایستگی های حرفه ای مورد نظر جناب وزیر با آنچه مد نظر عموم است، تفاوت هایی داشته باشد، اما به هر حال وجود افراد بدون صلاحیت حرفه ای را تایید می کند.
سوال این جاست:
سوال این جاست:
جناب وزیر!
قاعدتا معلمان کنونی همگی مستخدمین پس از انقلاب هستند. علت و بانی و نحوه ی گزینش و استخدام آنهایی که صلاحیت حرفه ای نداشته اند، چه چیزی و چه کسی و چگونه بوده است؟ در مقابل تاثیر عملکرد ناموفق آنها، در طی سالیان سپری شده، چه کسی پاسخگوست؟ شما که از مسولین رده های بالا درآموزش و پرورش بوده اید، قبلا چه موضعی داشته و چه اقدامی کرده اید؟ و آیا می دانید در حال حاضر چه تعداد از این ناشایستگان حرفه ای، در سطوح مختلف مدیریتی آموزش و پرورش جای دارند و در فرایند آموزش و پرورش تاثیر دارند؟
اما جمله دوم جناب وزیر:" ما معتقدیم نقش معلم یک نقش کلیدی است و اگر مهارت لازم یا انگیزه نداشته باشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد." به عنوان یک معلم از این "اعتقاد" جناب وزیر واقعا متاسفم. ما فکر می کردیم معلم بدون مهارت باعث و بانی خیلی از اتفاق ها خواهد شد و لطمات جبران ناپذیری به بار خواهد آورد، نه اینکه هیچ اتفاقی نیفتد!
ایشان با بیان همسان نقش " مهارت" و "انگیزه" در کارایی معلم، تلویحاً نبود هر دو را متوجه خود معلم کرده است. در حالی مهارت معلم اکتسابی بوده و انگیزه یک امر درونی است. سیستم آموزش و پرورش در افزایش یا کاهش مهارت کمترین نقش ولی در تغییر انگیزه، بیشترین تاثیر را دارد. لذا سرزنش معلم برای نداشتن انگیزه، فرافکنی است.
جناب آقای فانی در سخنان اخیرشان ارکان آموزش و پرورش را مدیریت، معلم، محتوا و برنامه ها، مقررات آموزشی، بودجه، فضا و تجهیزات، می داند، اما دانش آموز را جزو ارکان آموزش و پرورش نمی داند ، چرا؟
آقای فانی در جای دیگری از سخنانش به طریقی غیرمعمول به دفاع از عملکرد مدارس غیردولتی می پردازد. آنها را موفق می داند و تنها دلیل را در توان مندی مدیران اینگونه مدارس و میزان اختیارات آنها می بیند! چنین است که می گوید:"مدارس دولتی نسبت به مدارس غیردولتی استانداردتر است. چون مدارس غیردولتی معمولا یک ساختمان مسکونی را تبدیل به مدرسه می کنند و از طرف دیگر تجهیزات مدارس دولتی نیز قوی تر از مدارس غیردولتی است ولی علت موفقیت مدارس غیردولتی مدیریت آنهاست."
آقای فانی با این تاییدیه، به طور مطلق، نقش معلم و سایر عوامل را انکار می کند و نه تنها مدیریت را مهمترین عامل که تنها عامل می داند. به راستی چنین طرز فکری از یک وزیر بعید و غیر قابل انتظار است و نشان دهنده دیدگاه او در مورد ارجح دانستن مدیریت بر معلمی می تواند باشد. هر چند تایید و دفاع ایشان، خود جای چند پرسش دارد:
آیا فقط با درصد قبولی در پایان سال تحصیلی، می توان میزان موفقیت یک مدیر یا یک مدرسه را سنجید؟ تفاوت معنادار و قابل ذکر میان خروجی های مدارس غیردولتی با خروجی های مدارس دیگر در چیست؟ آیا در مورد مهارت های حرفه ای و اخلاق شغلی و پای بندی به حقوق شهروندی در بین دانش آموزان این دو نوع مدرسه، پس از فارغ التحصیلی و ورود به اجتماع، پژوهش و تحقیق قابل استنادی انجام گرفته است؟ آیا به صرف کسب چند رتبه در کنکور و یا جشنواره ای، می توان در مورد میزان موفقیت مدرسه و مدیری نظر داد؟ معیار شما برای چنین اظهار نظری در مقام یک وزیر، چیست و نقش معلم در این میان، چقدر دیده شده است؟
آقای فانی می گوید : "مهمترین کار ما ، پرداختن به معلم است. چون معلم می تواند بسیاری از کمبودها را جبران کند. به عنوان نمونه در سال های گذشته که کتاب های درسی با یکی دو ماه تاخیر به دست دانش آموزان می رسید، معلمان این کمبود را جبران می کردند در حالی که اگر کتاب به دست دانش آموز برسد ولی معلم نداشته باشیم، کسی نمی تواند این کمبود را جبران کند."
دست جناب وزیر درد نکند! بالاخره به نقش معلم اشاره فرمود. اما نمی شد به نمونه بهتری غیر از "جبران کننده کمبود کتاب" اشاره کند؟! امیدوارم مشاوران و اطرافیان ایشان نقش و اهمیت معلم را بیشتر و بهتر برای وی تبیین کنند.
کاش در مورد "تربیت، انگیزه، معیشت و منزلت معلم و برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت، رتبه بندی معلمان، ایجاد مرکز ارزیابی حرفه ای معلم و سایر تلاش ها برای تثبیت جایگاه معلم" بیشتر می گفت و بیشتر ازآن که به فکر راضی نگه داشتن تشکل ناشناس کانون تربیت اسلامی باشد، به سایر تشکل های فرهنگیان که ریشه دارتر و مقبول تر هستند و به بیش از یک میلیون معلم نیز فکر می کرد.
اما جمله دوم جناب وزیر:" ما معتقدیم نقش معلم یک نقش کلیدی است و اگر مهارت لازم یا انگیزه نداشته باشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد." به عنوان یک معلم از این "اعتقاد" جناب وزیر واقعا متاسفم. ما فکر می کردیم معلم بدون مهارت باعث و بانی خیلی از اتفاق ها خواهد شد و لطمات جبران ناپذیری به بار خواهد آورد، نه اینکه هیچ اتفاقی نیفتد!
ایشان با بیان همسان نقش " مهارت" و "انگیزه" در کارایی معلم، تلویحاً نبود هر دو را متوجه خود معلم کرده است. در حالی مهارت معلم اکتسابی بوده و انگیزه یک امر درونی است. سیستم آموزش و پرورش در افزایش یا کاهش مهارت کمترین نقش ولی در تغییر انگیزه، بیشترین تاثیر را دارد. لذا سرزنش معلم برای نداشتن انگیزه، فرافکنی است.
جناب آقای فانی در سخنان اخیرشان ارکان آموزش و پرورش را مدیریت، معلم، محتوا و برنامه ها، مقررات آموزشی، بودجه، فضا و تجهیزات، می داند، اما دانش آموز را جزو ارکان آموزش و پرورش نمی داند ، چرا؟
آقای فانی در جای دیگری از سخنانش به طریقی غیرمعمول به دفاع از عملکرد مدارس غیردولتی می پردازد. آنها را موفق می داند و تنها دلیل را در توان مندی مدیران اینگونه مدارس و میزان اختیارات آنها می بیند! چنین است که می گوید:"مدارس دولتی نسبت به مدارس غیردولتی استانداردتر است. چون مدارس غیردولتی معمولا یک ساختمان مسکونی را تبدیل به مدرسه می کنند و از طرف دیگر تجهیزات مدارس دولتی نیز قوی تر از مدارس غیردولتی است ولی علت موفقیت مدارس غیردولتی مدیریت آنهاست."
آقای فانی با این تاییدیه، به طور مطلق، نقش معلم و سایر عوامل را انکار می کند و نه تنها مدیریت را مهمترین عامل که تنها عامل می داند. به راستی چنین طرز فکری از یک وزیر بعید و غیر قابل انتظار است و نشان دهنده دیدگاه او در مورد ارجح دانستن مدیریت بر معلمی می تواند باشد. هر چند تایید و دفاع ایشان، خود جای چند پرسش دارد:
آیا فقط با درصد قبولی در پایان سال تحصیلی، می توان میزان موفقیت یک مدیر یا یک مدرسه را سنجید؟ تفاوت معنادار و قابل ذکر میان خروجی های مدارس غیردولتی با خروجی های مدارس دیگر در چیست؟ آیا در مورد مهارت های حرفه ای و اخلاق شغلی و پای بندی به حقوق شهروندی در بین دانش آموزان این دو نوع مدرسه، پس از فارغ التحصیلی و ورود به اجتماع، پژوهش و تحقیق قابل استنادی انجام گرفته است؟ آیا به صرف کسب چند رتبه در کنکور و یا جشنواره ای، می توان در مورد میزان موفقیت مدرسه و مدیری نظر داد؟ معیار شما برای چنین اظهار نظری در مقام یک وزیر، چیست و نقش معلم در این میان، چقدر دیده شده است؟
آقای فانی می گوید : "مهمترین کار ما ، پرداختن به معلم است. چون معلم می تواند بسیاری از کمبودها را جبران کند. به عنوان نمونه در سال های گذشته که کتاب های درسی با یکی دو ماه تاخیر به دست دانش آموزان می رسید، معلمان این کمبود را جبران می کردند در حالی که اگر کتاب به دست دانش آموز برسد ولی معلم نداشته باشیم، کسی نمی تواند این کمبود را جبران کند."
دست جناب وزیر درد نکند! بالاخره به نقش معلم اشاره فرمود. اما نمی شد به نمونه بهتری غیر از "جبران کننده کمبود کتاب" اشاره کند؟! امیدوارم مشاوران و اطرافیان ایشان نقش و اهمیت معلم را بیشتر و بهتر برای وی تبیین کنند.
کاش در مورد "تربیت، انگیزه، معیشت و منزلت معلم و برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت، رتبه بندی معلمان، ایجاد مرکز ارزیابی حرفه ای معلم و سایر تلاش ها برای تثبیت جایگاه معلم" بیشتر می گفت و بیشتر ازآن که به فکر راضی نگه داشتن تشکل ناشناس کانون تربیت اسلامی باشد، به سایر تشکل های فرهنگیان که ریشه دارتر و مقبول تر هستند و به بیش از یک میلیون معلم نیز فکر می کرد.
جامعه فرهنگیان توان و طرز تفکر آقای فرشیدی را به عیان دیدند. چه اصراری بر استفاده مجدد از باورها و اعتقادات ایشان است؟ حتی اگر یک تعارف هم باشد، باز از یک وزیر دولت تدبیر و امید پذیرفتنی نیست.
جناب وزیر وقتی نقل می کنند که: " آموزش و پرورش حافظه پرور باید به آموزش و پرورش تفکر محور و خلاق محور تبدیل شود" باید به این نکته به خوبی واقف باشند که "اولین گام در راه درست اندیشیدن، رها شدن از پیروی کورکورانه است" و "پای بندی به عقاید دیگران، گونه ای بت پرستی است".
و سخن آخر:
جناب وزیر وقتی نقل می کنند که: " آموزش و پرورش حافظه پرور باید به آموزش و پرورش تفکر محور و خلاق محور تبدیل شود" باید به این نکته به خوبی واقف باشند که "اولین گام در راه درست اندیشیدن، رها شدن از پیروی کورکورانه است" و "پای بندی به عقاید دیگران، گونه ای بت پرستی است".
و سخن آخر:
در این شکی نیست که مدیریت نه تنها در مدارس که در سطح ادارات و سازمان هم ضعف های اساسی دارد، اما قطعا توان مندسازی مدیریت در هر سطحی از آموزش و پرورش، بدون توجه به خواسته های منطقی معلمان و مشارکت واقعی (نه فرمالیته) آنان، راه به جایی نخواهد برد. نادیده گرفتن توان مندی ها و تاثیرات جامعه معلمین، در اجرای بهینه تمام برنامه های آموزش و پرورش، ثمری جز عقیم ماندن این برنامه ها و انزوای مسئولین این دستگاه نخواهد داشت اگر چه "دفتر بهبود مدیریت" نیز ایجاد گردد.
پس بهتر است به جای سخن گفتنهای حاشیه ساز، بر اساس واقعیتها صحبت و عمل کنند.
عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس
که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن
که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن
* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر