
روزنامه آرمان ، 28 دی ماه 1392
دکتر صادق زیبا کلام
ظرف يك ماه گذشته چندين بار مورد سؤال و درستتر گفته باشم مورد انتقاد قرارگرفتهام كه چرا درباره آلودگي وحشتناك هواي تهران و ساير شهرهاي بزرگ بهعنوان يك روشنفكر نه چيزي ميگويم و نه چيزي مينويسم؟ انگارنه انگار كه اين آلودگي مربوط به جامعهاي است كه در آن زندگي ميكنم. نخستين پاسخم اين بوده كه «براي اينكه روشنفكر نيستم» اما فايدهاي ندارد. چون خبرنگار معمولاً بلافاصله پاسخ ميدهد كه «نه استاد جدي دارم ميپرسم.» اما به راستي چرا روشنفكران ما به مقولات مهمي همچون آلودگي هوا، خشك شدن درياچه اروميه، كاهش جنگلها در سالهاي اخير از بين رفتن محیطزیست، خشك شدن درياچههاي بختگان، پريشان و...،خشك شدن زايندهرود، از بين رفتن و آلودگي تدريجي كارون و... دهها مورد اینچنینی ديگر نميپردازند؟ درحالیکه ميدانيم روشنفكران غربي يا حتي روشنفكران در روسيه، ژاپن، هند و خيلي كشورهاي ديگر به اين دست مسائل اعتراض كرده و خود را درگير آنها ميكنند.
يك پاسخ آن است كه وقتي مابقي امورمان هم مثل كشورهاي ديگر شد، عليالقاعده دلمشغولی روشنفکرانمان هم مثل روشنفكران آنان ميشود؛ اما چندين دليل عمده وجود دارند كه چرا روشنفكران ما به مسائلي همچون آلودگي هوا و زیستمحیطی نميپردازند.
نخستين دليلش آن است كه اين موضوعات پرستيژ و اعتبار روشنفكري براي كسي به بار نميآورد. بهعنوان مثال، اگر نويسندهاي بنويسد كه اكثريت اتومبيلها در خيابانهاي تهران و ساير شهرها در تردد هستند ازنظر آلايندگي و استانداردهاي محیطزیست «يورو 2» هستند و اين نوع خودروها در هر هزار كيلومتر نزديك به سه كيلوگرم مواد آلاينده از اگزوزهايشان وارد هوايي كه ما استنشاق ميكنيم، مينمايند، درحالیکه خودروهايي كه به جهت استانداردهاي «يورو 4» هستند كمتر از نصف اين ميزان آلايندگي ايجاد ميكنند و قرار بوده كه تا پايان آذر 91 تمامي خودروهاي توليدي در ايران مجهز به «يورو 4» شوند اما نشدهاند، هيچ پرستيژ روشنفكري براي گوينده اين مطالب به بار نميآيد. يا اگر نويسندهاي بنويسد كه خودروهاي فرسوده و آنان كه كاربراتور دارند در هر هزار كيلومتر نزديك به 60 كيلوگرم مواد آلاينده وارد هوايي كه استنشاق ميكنيم مينمايند و در تهران به تنهايي حدود 20 هزار تاكسي كاربراتوري پيكان و الیماشاءالله وانت، موتور، اتوبوس و مينيبوس و بالأخره 50 هزار دستگاه خودروي فرسوده داريم كه در انتظار تعويض خودرو هستند و بعد هم یکضرب و تقسيم ساده بنماييم كه بر اساس هر هزار كيلومتر 60 كيلوگرم مواد آلاينده اين مجموعه روزانه چند تن مواد آلاينده وارد هوايي كه استنشاق ميكنيم مينمايند، خيلي مطالب ارزندهاي گفته نشده كه براي گوينده پرستيژ و اعتبار روشنفكري به همراه بياورد.
اساساً نويسندگان و متفكرين اصولگرا کمتر گرد اين دست مطالب ميگردند. اگر در عوض هواي شهرهاي آمريكا يا اروپا اینقدر آلودهشده بود، آنوقت اصولگرايانِ ما در راديو تلويزيون، مطبوعات، سخنرانيهايشان و مستندهايي كه ميساختند شبانهروز به مسئله آلودگي هوا در شهرهاي آمريكا ميپرداختند. در برنامه وزين 20:30 و ساير برنامههاي آموزنده راديو تلویزیونمان آمار هولناكي از مرگومیر آمريكاييها بهواسطه هواي آلوده و اينكه هواي آلوده روي اطفال و سالمندان و خانمهاي باردار اثر ميگذارد نشان ميدادند. اصولگرايان كلي برنامه درست ميكردند تا نشان دهند كه چگونه آمريكا بهواسطه سود و درآمد بيشتر براي عدهاي ثروتمند، زندگي و سلامت همه مردم آمريكا را پايمال كردهاند. يكي از پس از ديگري اصولگرايان در رسانههاي كشورمان نشان ميدادند كه چگونه الگوي توسعه ناپايدار سرمايهداري غربي به بيراهه رفته اما حكومت آمريكا كه نمايندگي سرمايهداران را دارد اصلاً عين خيالش نيست كه چه بلايي بر سر مردم آمريكا دارد وارد ميشود .
اما صد افسوس كه آلودگي هوا در شهرهاي آمريكا اتفاق نيفتاده. بلكه در شهرهاي ايران است كه به وقوع پيوسته. انشاءالله... روزي بالأخره در شهرهاي آمريكا هم اين اتفاق خواهد افتاد و آنوقت روشنفكران و انديشمندان اصولگرا به رسالت و تعهد آگاهیبخششان لبيك خواهند گفت؛ اما درباره روشنفكران غيراصولگرا. همانطور كه اشاره كرديم، اين مباحث خيلي شأن و پرستيژ روشنفكري و دگرانديشي به همراه نميآورد.
آنچه كه در جامعه ما براي روشنفکرانمان شأن و پرستيژ روشنفكري و دگرانديشي به همراه ميآورد، مباحثي همچون نقد ديني، پلوراليسم ديني، نسبيگرايي، هرمنوتيك ديني، تكثر خرد جمعي، تأویل متن و... است.
* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر