
علی افشار سمیرمی
بعضی وقت ها خیال می کنم این مملکت آینده نمی خواهد و الا نباید آینده سازانش به راحتی در آتش بسوزند. عجیب است . بی آنکه ما آنها را آموزش پرواز داده باشیم،ناگهان آسمانی شدند وچندان اوج گرفتند که کلاه از سرعقل ما افتاد...
امروز،۲۴ دی ماه است.ده سال پیش در چنین روزی در روستای سفیلان ازشهرستان لردگان،۱۳ دانش آموز دختر و پسر به همراه آموزگارشان در دبستان روستا زنده زنده در آتش سوختند...
خبر کوتاه و گذرا بود؛ اما درد و داغ شنیدنش ،ماندگار. مردم بیچاره آبادی دسترسی زیادی به رسانه ها نداشتند که به اندازه ی بچه های شین آباد رسانه ای بشوند.
دی ماه هر سال که می رسد بی اختیار دلم هوای آن پروانه های بی گناه را می کند.خیال می کنم ما خیلی راحت با این اتفاق کنار آمدیم. صحبت از سوختن یک مدرسه مشخص نیست؛ مگر نه این که مدرسه ها،امن ترین جاهای عالم باید باشند ومگر نه اینکه بچه ها آینده سازان آبادی؟
بعضی وقت ها خیال می کنم این مملکت آینده نمی خواهد و الا نباید آینده سازانش به راحتی در آتش بسوزند. عجیب است ...
بی آنکه ما آنها را آموزش پرواز داده باشیم،ناگهان آسمانی شدند وچندان اوج گرفتند که کلاه از سرعقل ما افتاد.
خدا کند آخرین پرندگانی باشند که دست جمعی و بی هنگام از بالای سرذهن ما کوچ می کنند:
درمیان رقص دود شعله ها
پیش روی مادران بی نوا
مریم وعلی و ناصر و پری
سوختند با همه غرور ما
پیش روی مادران بی نوا
مریم وعلی و ناصر و پری
سوختند با همه غرور ما
گفتنش چه سخت می شود، ولی
بچه های بی وفا سفر به خیر
با وجود یک دریغ ماندگار
نازهای با صفا سفر به خیر
بچه های بی وفا سفر به خیر
با وجود یک دریغ ماندگار
نازهای با صفا سفر به خیر
زنده ها، امیدهای زندگی
ای مثال چشمه های پشت کوه
از خیال ما نمی رود نگاهتان
خنده هایتان چه خوب و باشکوه
ای مثال چشمه های پشت کوه
از خیال ما نمی رود نگاهتان
خنده هایتان چه خوب و باشکوه
ای پرندگان باغ مدرسه
با صفاتر از تمام غنچه ها
در نگاه مادران چگونه است
جای خالی شما و کوچه ها
با صفاتر از تمام غنچه ها
در نگاه مادران چگونه است
جای خالی شما و کوچه ها
یاسهای پرپر و نجیب ده
یک نشان ساده از شما کجاست؟
ای شهیدهای بی گناه سال
خونتان جریمه ی کدام ماست؟
یک نشان ساده از شما کجاست؟
ای شهیدهای بی گناه سال
خونتان جریمه ی کدام ماست؟
ساقه های ترد و نازک برنج
ای بلوط های ساده صبور
حیف وآه از این عبور ناگهان
جای سبزتان همیشه غرق نور
ای بلوط های ساده صبور
حیف وآه از این عبور ناگهان
جای سبزتان همیشه غرق نور
روی زانوی خدا، فرشته ها
ای خوشا به حالتان، صفا کنید
بخشش از شما که مهربان ترید؛
بچه ها، به حال ما دعا کنید.
ای خوشا به حالتان، صفا کنید
بخشش از شما که مهربان ترید؛
بچه ها، به حال ما دعا کنید.
زمستان۸۳/سمیرم
-------------------------------------------
-------------------------------------------

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر