
سید منصور موسوی *
اين روزها اگر گذرتان به اتاق مديران مدارس ابتدايي بيفتد، حتما آمار قبولي دانشآموزان را بهصورت نمودارهاي ميلهيي پرزرق و برق روي ديوارهاي اين اتاق مشاهده خواهيد كرد؛ جالب است بدانيد به هر مدرسهيي كه مراجعه كنيد ميلههاي اين نمودار را بدون استثنا در بالاترين ميزان و مماس با 100 درصد خواهيد يافت! ولي آيا تمامي مدارس با صددرصد قبولي دانشآموزانش سال تحصيلي را به پايان ميرسانند؟!
جالب است كه حتي اگر مصاديق و درجات مقياسهاي موجود در كارنامه دانشآموزان را ملاك قضاوت در اين زمينه بدانيم، تمامي مقياسها را در سطح بالاتر از قابل قبول (حداقل نمره قبولي) خواهيم ديد و ظاهرا بايد اين آمار و ارقام را قابل قبول دانست! اما آيا اين مساله كه در تمامي مدارس كشور تمامي دانشآموزان توانايي كسب حداقلهاي لازم براي ارتقاي پايه را دارا هستند، كمي عجيب و دور از واقع نيست؟ آيا دريافت آمار 100 درصدي قبولي از تمامي مدارس يك منطقه يا تمامي مناطق يك استان يا تمامي استانهاي كشور نبايد حساسيت واحدهاي ارزشيابي عملكرد و كارشناسان آموزشي را به اين مساله برانگيزد؟ اصلا آيا چنين امري از نظر تئوريك و نظري ممكن است؟طبق آمارهاي وزارت آموزش و پرورش در حدود 13 درصد از دانشآموزان در مقطع ابتدايي به عنوان ديرآموز شناخته ميشوند كه اين دانشآموزان بدون كاربرد روشهايي خاص، در يادگيري مباحث ساده درسي مشكلات اساسي دارند؛ بديهي است كه از ميان اين دانشآموزان تعدادي نتوانند به مقياسهاي لازم براي ارتقا به پايههاي بالاتر را دست يابند؛ همچنين ناهمخواني سن عقلي و سن تقويمي برخي از دانشآموزان ايجاب ميكند كه با تكرار پايه در كلاسهايي با دانشآموزان همتراز خود به تحصيل بپردازند. البته در ميان نظريههاي يادگيري رويكردي با عنوان «يادگيري در حد تسلط» وجود دارد كه معتقد است هر مطلبي را ميتوان به هر دانشآموزي آموخت؛ به شرطي كه زمان و امكانات كافي مهيا باشد. اما حقيقت امر اين است كه نسبتي از دانشآموزان با بودجه بندي، روشهاي تدريس فعلي و امكانات موجود، توانايي كسب حداقل مقياسهاي لازم براي ارتقا به پايه بالاتر را ندارند؛ از همين رو «تكرار پايه» به عنوان يك دستورالعمل در ارزشيابي كمي و كيفي-توصيفي در نظر گرفته شده است، تا اين قبيل دانشآموزان بدون كسب دانش و مهارتهاي لازم به پايههاي بالاتر وارد نشوند. اما گويا آنچه در شيوه نامهها آمده است و آنچه در مدارس ميگذرد، تا حد زيادي منطبق بر هم نيستند. از سوي ديگر اگر پاي درد و دل معلمان بنشينيد و بحثي در رابطه با اين موضوع پاي بگيرد، بيگمان گلايههاي اين معلمان از مديران مدارس و روال ارزشيابي دانشآموزان حتي در مقطع متوسطه را خواهيد شنيد؛ اينكه در پايان هر سال تحصيلي با انواع حربهها و فشار و تهديد معلمان را مجبور به ناديده گرفتن مقياسها و نمرات واقعي ارزشيابي ميكنند و از آنان ميخواهند با زير پاي گذاردن وجدان شغلي به تمامي دانشآموزان مجوز ارتقا به پايه بالاتر را بدهند!
شايد با شنيدن اين جملات به ذهنتان خطور كند كه برخي از مديران فرصت طلب و متخلف با اين اقدام سعي در آمارسازي و ارائه آمار نادرست به ادارات جهت غلو در توان مديريتي خود و بالاتر نشان دادن سطح قبولي مدارس تحت مديريتشان دارند. اما ماجرا به اين سادگي نيست؛ در واقع به اذعان مديران مدارس، آنان نيز از سوي ادارات جهت ارائه چنين آمارهايي تحت فشار هستند. معاونت و كارشناسان مقاطع ادامه كار مديران در پست مديريت را طبق قانوني نانوشته منوط به دريافت آمار 100 درصد قبولي از سوي آنان كردهاند!
از نظر نگارنده اين كارشكني و تخلف آشكار، تا سطح معاونان جناب وزير نيز ادامه مييابد؛ وگرنه چگونه تاكنون يكي از معاونان وزارتخانه درباره اين آمارهاي كذايي حساسيت نشان نداده و سعي در اطلاع از چند و چون ماجرا نكرده است؟! جز اين است كه به اين قبيل كارشكنيها با ديد، اغماض و در جهت حفظ بودجه نگريسته ميشود؟ در واقع تكرار پايه براي نظام آموزشي هزينه بسياري دارد؛ تمام هزينههاي مالي و مادي و انساني كه در طول يك سال براي يك دانشآموز صرف شده است، بايد دوباره و بدون هيچ نتيجهيي صرف همان دانشآموز شود. اما متاسفانه مسوولان امر با ديد كوتاهمدت به قضايا، يك نكته اساسي را در نظر نميگيرند؛ اينكه ارتقاي دانشآموزاني كه حداقلهاي لازم براي تحصيل در پايه بالاتر را ندارند و خروج زودهنگام همان دانشآموزان در سالهاي آتي از چرخه آموزش، بسيار پر هزينهتر از تكرار پايه آنان خواهد بود.
زماني كه خروجي مقطع ابتدايي، يك دانشآموز كاملا بيسواد حتي از نظر توانايي شناخت حروف الفبايي، اعداد دو و چند رقمي و چهار عمل اصلي در رياضيات باشد، آيا نبايد مسوولان به وجود مشكلات اساسي در خرده سيستم ارزشيابي سيستم آموزشي پي ببرند يا حداقل شك كنند؟
متاسفانه پنهان كردن افت تحصيلي دانشآموزان با روشهاي غير متعارف ارمغان دولتي بود كه آمارسازي و ارائه آمارهاي خلاف واقع از عمده مشخصاتش بود؛ اما آيا با تغيير دولت و روي كار آمدن وزير جديد آموزش و پرورش نگاه مسوولان به اين نقيصه تغيير خواهد كرد؟ يا اينكه باز هم شاهد آمارهاي صددرصد قبولي و پنهان نگاه داشتن افت تحصيلي و ممنوعيت تكرار پايه خواهيم بود؟
كارشناس ارشد برنامهريزي آموزشي
* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر