
علی افشاری
معلمان باید کتاب بخوانند اما نمی خوانند.شاید چون از بس با کتابهای درسی مدرسه سروکاردارند،کتاب زده شده اند.شاید هم ازبس مخاطب شان یک عده بچه هایی هستند که چون فراتر از محفوظات درسی،انتظار دیگری ندارند،آنها را وادار به مطالعه بیشتر نمی کنند. شاید هم چون فکر می کنند حق و حقوق ناچیزی می گیرند،ولذا نباید خودشان را به زحمت بیندازند.شاید هم از بس مشکلات زندگی و زن و بچه را دارند،فرصت و حوصله کتاب خواندن را پیدا نمی کنند.روزگاری هر نوشته ای به یک بار خواندنش می لرزید اما الان دیگر آنقدرزمان به شتاب می گذرد که نمی توان هر نوشته ای را خواند.برای همین نیت دارم هرازگاهی در این صفحه کتابی را که فکرمی کنم بدنیست معلمان آن را بخوانند،معرفی کنم اگرچه می دانم که خیلی از این کتابها را خیلی از معلمان ،پیشتر خوانده اند ومی شناسند.
بی هیچ ترتیب و اولویت بندی،"درافریقا همیشه مرداد است"عنوان اولین کتابی است که انتخاب کرده ام.این کتاب، مجموعهای از شصت انشای بچه های دبستانی است که«مارچلو دِ اورتا» آموزگار یکی از دبستانهای شهرک «آرزانو» درکشور ایتالیا ،طی ده سال و از میان تعداد بیشماری انشا دست چین کرده است."آرزانو" شهرکی است نزدیک ناپل که مانند بیشتر شهرهای جنوب ایتالیا توسعه نیافته است. بسیاری، "ناپل" و حومه آن را علیرغم تعلق جغرافیایی آن به قاره اروپا از آن جدا میدانند. بیکاری و فقر در این سرزمین، بستر مناسبی را برای رشد گروههای مافیایی فراهم کرده است و کودکان بیگناه، قربانیان اصلی این شرایط خشن و غیرانسانیاند. آشکار شدن «رازهای مگو» در این کتاب، آن هم با این زبان صریح و بیآلایش خوشایند بسیاری نبود. از این رو پس از انتشار این کتاب در ایتالیا، درسال ۱۹۹۰، بسیاری علیه "مارچلو دِ اورتا" به دادگاه شکایت بردند و .... با این حال نتوانستند مانع شوند که این کتاب بیش از یک میلیون نسخه در ایتالیا فروش رود، به زبانهای دیگر ترجمه شود و توجه بسیاری از روزنامههای جهان را به خود معطوف دارد.
بی هیچ ترتیب و اولویت بندی،"درافریقا همیشه مرداد است"عنوان اولین کتابی است که انتخاب کرده ام.این کتاب، مجموعهای از شصت انشای بچه های دبستانی است که«مارچلو دِ اورتا» آموزگار یکی از دبستانهای شهرک «آرزانو» درکشور ایتالیا ،طی ده سال و از میان تعداد بیشماری انشا دست چین کرده است."آرزانو" شهرکی است نزدیک ناپل که مانند بیشتر شهرهای جنوب ایتالیا توسعه نیافته است. بسیاری، "ناپل" و حومه آن را علیرغم تعلق جغرافیایی آن به قاره اروپا از آن جدا میدانند. بیکاری و فقر در این سرزمین، بستر مناسبی را برای رشد گروههای مافیایی فراهم کرده است و کودکان بیگناه، قربانیان اصلی این شرایط خشن و غیرانسانیاند. آشکار شدن «رازهای مگو» در این کتاب، آن هم با این زبان صریح و بیآلایش خوشایند بسیاری نبود. از این رو پس از انتشار این کتاب در ایتالیا، درسال ۱۹۹۰، بسیاری علیه "مارچلو دِ اورتا" به دادگاه شکایت بردند و .... با این حال نتوانستند مانع شوند که این کتاب بیش از یک میلیون نسخه در ایتالیا فروش رود، به زبانهای دیگر ترجمه شود و توجه بسیاری از روزنامههای جهان را به خود معطوف دارد.
این کتاب در طی چند سال توسط آقای "حمید زرگرباشی" ودیگران برای چندین بار و توسط ناشران مختلف مثل "آنا" در تهران و "نقش خورشید" در اصفهان منتشرشده است. آنچه در وهله نخست ذهن را به خود مشغول مي دارد سادگي و صداقتي است كه در سطرسطر نوشته هاي اين بچه ها ديده مي شود، آنان به راحتي هرچه را كه از ذهن شان مي گذرد ،بدون توجه به نتايج خوشايند يا وخيم آن روي كاغذ مي آورند . چيزي را مي گويند كه احساس مي كنند، مي شنوند ، مي بينند ومي خواهند . هنگام خواندن انشاها از كنار هم قرارگرفتن کلمات بدون رعايت قواعد دستوري و همچنين داشتن غلط هاي املايي خنده ات مي گيرد وهمان طور كه مترجم توصيه مي كند سعي نكنيد اشتباه هاي بي شمار دستوري را تصحيح كنيد. سعي كنيم فارغ از ساختار دستوري موجود در ذهنتان از اين همه صداقت و لطافت ذهن كودكانه لذت ببريم و در رؤياي كودكانی كه دست كم در عالم خواب از خانه منور و تاريك خويش به در مي آيند شريك شويم.از نظر مترجم اين كتاب «به هيچ وجه براي كودكان ونوجوانان نيست بلكه درست بزرگسالان را در نظر دارد»... با اين حال خواندن اين انشاها براي كودكان ونوجوانان جالب خواهد بود ازاين نظر كه آنها با انديشه ها وخواسته هاي كودكان هم سال خود در آن طرف دنيا آشنا خواهند شد . كودكان به علت نزديكي احساس و ادراك و داشتن ذهني خلاق و صادق به راحتي مي توانند با نوشته هاي كودكان «آرزانو» ارتباط برقرار كنند و از مطالعه آنها لذت ببرند.مطالعه کتاب برای معلمان نباید خالی از لطف باشد.با تامل در دست نوشته های ساده و عمیق این نوشته ها و تاثیری که دردردنیا از خود برجای گذاشتند، بی اختیار به نقش و اهمیت والای درس انشا درآموزش و پرورش می بریم.درسی که به شدت مظلوم است و با وجود انبوهی از کم لطفی ها و سهل انگاری ها درتوجه به آن،سرنوشت غم انگیزی گرفته است.در پایان یکی از انشاهای این کتاب را می خوانید:
«خانهی من درب و داغون است. سقف خراب است، مبلها خرابند،صندلیها خرابند، کف اتاق خراب است، دیوارها خرابند، مستراح خراب است. با اینحال در آن زندگی میکنیم، چون خانهی من است و از پول هم خبری نیست.مادرم میگوید که جهان سوم حتی همین خانه خراب هم ندارد و ما نباید ناشکری کنیم؛ جهان سوم از ما هم سومیتر است...!»
«خانهی من درب و داغون است. سقف خراب است، مبلها خرابند،صندلیها خرابند، کف اتاق خراب است، دیوارها خرابند، مستراح خراب است. با اینحال در آن زندگی میکنیم، چون خانهی من است و از پول هم خبری نیست.مادرم میگوید که جهان سوم حتی همین خانه خراب هم ندارد و ما نباید ناشکری کنیم؛ جهان سوم از ما هم سومیتر است...!»
* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر