عبدالرحمن کاکازاده
عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران و مسئول گروه " پرستوهای مهاجر " ( باشگاه معلمان ایرانی )*
مقدمه :
اوقات فراغت اگر چه فرصت، نعمت و سرمایه ارزش مندی است که باید قدر آن را به خوبی دانست لیکن از جهت عدم توجه به برنامه ریزی مناسب و بهره گیری لازم از آن، می تواند به مساله، معضل و حتی ورطه خطرناکی برای نسل نوجوان و جوان و دانش آموز و دانشجو و همه اقشار جامعه تبدیل گردد. لازمه بهره گیری بهینه از این فرصت سازنده و ارزنده، محصور کردن و حفظ کردن آن از طریق طرح های آموزشی، تربیتی و سرگرمی های مفید و ایجاد فرصت های جدید تجربی خارج از محیط های رسمی کار و درس و مدرسه می باشد.
نگارنده با این باور که فرهنگ استفاده صحیح و بهینه از اوقات فراغت باید در سطح همه اقشار جامعه آموزش و گسترش داده شود اقدام به نگارش این مقاله کرده است. امید که مورد قبول صاحب نظران گرامی و استفاده معلمین، مربیان و اولیای گرامی و همه آحاد جامعه و به خصوص آنان که به تربیت نسلی سالم و مسلم اهتمام دارند قرار گیرد.
سخن درباره ضرورت اوقات فراغت و چگونگی گذران آن را با سخنی از دکتر تی بی شپرد در کتاب " آموزش و پرورش زنده" که به نقل از یکی اسفار عهد قدیم آمده است آغاز می کنیم.
" بسیاری از توفیقات عقل ساز و حکمت آموز در اوقات فراغت آدمی حاصل می شود."او در توضیح این حقیقت می گوید: کارگران و آنان که در حجم پایان ناپذیر کارهای پیش پا افتاده و روزمره که هرگز پایانی ندارد، گرفتارند، شانس و فرصت چندانی در دست یافتن به حکمت و معرفت ندارند. فلسفه، سیاست، ادبیات، هنر، موسیقی و معرفت تنها به کسانی تعلق داشته و دارد که سعادت سرنوشت برای آنها فرصتی فراهم آورده باشد تا بیندیشند و تامل کنند و به تحقیق و مطالعه و مشاهده و تجربه بپردازند.
نگارنده که سال ها در عرصه های آموزشی و تربیتی و مشاوره ای اشتغال داشته است، به تجربه و تحقیق دریافته است که بخش اعظم مشکلات آموزشی، تربیتی، روانی و رفتاری و اجتماعی نسل جدید و جوان جامعه امروزی ما، اعم از دانش آموزان و غیره ناشی از عدم امکان تجربه کردن فرصت ها و تسهیلاتی است که در فضای خارج از آموزش گاه ها و نظام تعلیمات مدرسه ای و دانشگاهی برای کسب معلومات، درک فضیلت ها و مهارت ها و کارآمدها می باشد.
اوقات فراغت موهبتی است ارزنده و امروزه علی رغم اوقات فراغت نسبتا زیاد چه در طول سال تحصیلی و چه در تعطیلات تابستانی ؛ دغدغه ها و دل مشغولی های درسی و تحصیلی دانش آموزان نوجوان و جوان و به خصوص اولیای آنان مانع بهره گیری سالم و سازنده از اوقات مذکور گردیده است .
0 لطیفه ای است که بچه ها نقل می کنند ؛ پسری به پدرش گفت : بابا جون بروم دانشگاه ؟! پدرش گفت : پسر جان ! اگر به درس هایت لطمه نمی خورد ، اشکال ندارد ! برو ... )
تکراری بودن کارهای روزمره بچه ها از قبیل مدرسه رفتن و درس خواندن و تکلیف به جا آوردن و تلویزیون تماشا کردن و احیانا با کامپیوتر بازی کردن باعث ابتلا و اشتغال به کارهای تکراری و کسل کننده و ملال انگیز و آفات از جمله کند فهمی ، دیر آموزی ، استرس ، اضطراب و پرخاشگری ، بی ارادگی و بی ابتکاری و خود کم بینی و بی انگیزه بودن در تحصیل کمالات علمی ، معرفتی و مهارتی گردیده است .
بنابراین و با توجه به این واقعیت که بخش قابل توجهی از اوقات بچه ها در مدرسه گذشته و می گذرد و زندگی مدرسه ای آن چنان متنوع و دلچسب و ارضا کننده و رشد دهنده نیست .
فلذا لازم است که بچه ها را به سمت بهره گیری از ایام فراغت خویش در مکان ها و فعالیت های غیر مدرسه ای نماییم . بزرگ ترها و بچه های قدیم یادشان هست که در گذشته که اشتغالات و امکانات و سرگرمی های امروزی مانند تلویزیون و بازی های کامپیوتری و اینترنت و امثال آن نبود ، بچه ها در صحنه و عرصه بازی و تلاش های خود جوشانه ، شاهد ارضای خلاقیت خود بودند و غالبا وسیله بازی و حتی قواعد بازی ها را خود خلق و وضع می کردند و در اثر درک و احساس تلاش و عمل موفقیت آمیز شان و نشان دادن آن به دیگران از غرور سازنده ، خود باوری و احساس سربلندی امید بخش و اعتماد سازی برخوردار می شدند. شاید بخش عمده روحیات فرهیختگی و خلاقیت و مدیریت ذاتی و خودجوش و کارآمدی سازنده نیروهای دوران انقلاب و دفاع مقدس و نیز عرصه مدیریت سیاسی و اجتماعی امروز جامعه ما حاصل آن دوره سازندگی ساکت و بی ادعای گذشته است که بچه ها در عرصه بازی ها و در فضای طبیعی زندگی و در خل و خاک کوچه های خاکی و با اسباب بازی های دست ساز بازیافت شده از آشغال ها و دورریختی ها، مراحل بازی، تفکر و خلاقیت و کارآمدی را طی می کردند.
علی ایحال ، نامطلوب بودن فضای آموزش های رسمی و ناکافی و غیرکاربردی بودن محتوای این آموزش ها و ملال انگیز بودن رابطه معلمان و دانش آموزان و محتوای آموزشی، ناکامی و نگرانی ناشی از عدم امکان برآورده شدن انتظارات طرفین فرآیند آموزش یعنی معلم و محصل، نیز عدم ارضای احساس موفق و مفید بودن در دانش آموزان احساس عدم موفقیت و حس مخرب عدم توانائی در تامین نظر اولیای آموزشی و خانوادگی، یاس و نارضایتی ناشی از ناکامی و ناموفق بودن و خسته و گله مند بودن دانش آموزان و به خصوص نوجوانان و جوانان از این وضعیت باعث بسیاری از افسردگی ها، پرخاشگری ها، بزهکاری ها و حتی جنایاتی است که نسل جوان جامعه امروز ما را تهدید می کند. فعالیت های فوق برنامه ای در اوقات فراغت روزانه، هفتگی و فصلی و سالانه نوجوانان و جوانان مهمترین نیاز و حتی موثرترین روش درمان برای کسانی است که در ورطه انحرافات، اشتغالات سوء، خلاف کاری ها و افسردگی ها گرفتار شده اند. تامین نیازهای عاطفی و روانی و آموزشی در فضای غیررسمی اعم از اردوها، بازدیدها، نمایش ها، گردشگری ها، فعالیت های اجتماعی و هنری و ورزشی و غیره باعث دلپذیر و دوست داشتنی شدن زندگی و نیز درمان کننده کج خلقی ها، زشتی ها و ناسازگاری ها خواهد بود.
آموزش های اردویی و اجتماعی و هنری با روش های الهام بخش ، شوق انگیز و ذوق برانگیز لازمه یک دوره از رشد و بالندگی است و تنوع در محتوای آموزشی این گونه فعالیت ها باعث تامین و ارضای میل و نیاز متنوع و متعدد افراد با سطوح متفاوت هوشی ، گرایشی و قریحه ای خواهد بود .
معمولا دانش آموزان و دانشجویانی هستند که علی رغم درس خوان بودن ، در حیطه عمل و زندگی واقعی ناتوان و درمانده هستند و در واقع دانایی آن ها به توانایی و کارآمدی تبدیل نگردیده است و ایشان معمولا فرصت چندانی برای به کار انداختن و به کار بردن دست ها و دانش خود نداشته اند ؛ چراکه همیشه در فضای پر التهاب و اضطراب درس و امتحان و نمره و کسب رتبه ای در مدرسه و کنکور درگیر و مشغول بوده اند . اما هدف امروز ی و جهانی تعلیم و تربیت که گفته شده است دانایی ، توانایی ، زیستن خوب و با دیگران خوب زیستن است ، ما را بر آن می دارد تا به کیفیت مطلوب ، محصول نظام رسمی و غیر رسمی ، تعلیم و تربیت بیندیشیم و برای اصلاح آن گامی برداریم و طرحی نو در اندازیم .
دیدگاه اولیای دین در رابطه با ضرورت توجه به اوقات فراغت نیز اهمیت مساله را روشن تر می نماید . در سخنی از حضرت امام رضا ( ع ) نقل شده است که از لذائذ دنیوی نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید و تمنیات دل را از راه های مشروع به دست آورید . مراقبت کنید در این کار مروت و شرافت تان آسیب نرسد و نیز از ایشان در سفارش دیگری نقل شده است که : کوشش کنید اوقات شما چهار ساعت ( چهار بخش ) باشد ، ساعتی برای عبادت و خلوت با خدا ، ساعتی برای تامین معاش ، ساعتی برای مصاحبت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیوب تان واقف می سازند و در باطن نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتی را نیز به تفریحات و لذائذ خود اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعت تفریح ، نیروی انجام وظایف و ساعات دیگر را تامین کنید . در دیوانی منسوب به علی ( ع ) از قول ایشان گفته شده است که : برای نیل به تعالی و ترقی از تنهایی خود دور شوید ، مسافرت کنید که در سفر 5 فایده است : سفر باعث تفریح و انبساط روح است . سفر اندوه و آزردگی را برطرف می کند ، یکی از راه های تحصیل در آمد و تامین معاش است ، وسیله فراگرفتن علم و تجربه است ، به انسان زندگی می آموزد و آدمی را رد سفر با افراد بافضیلت و ارزشمند برخورد می کند و با آن ها دوست می شود .
در اسلام انواع بازی و ورزش ، خدمت به هم نوعان و درماندگان و آسیب دیدگان و کمک به همسایگان و همشهریان، دوستی و صله رحم با بستگان ، عبادت و سیر و سیاحت و گردش در طبیعت و تماشای آسمان از مصادیق گذران اوقات فراغت می باشد .
خانم دکتر « مکلیستر برو » نیز در کتاب تعلیم و تربیت پی تشریفات با انتقاد از عدم توانایی بزرگسالان در مصرف بهینه اوقات فراغت خویش ، پنج پیشنهاد برای صرف ایام فراغت می دهد . بدیهی است نحوه آموزش بچه ها در کودکی و نوجوانی در شیوه و الگوی صرف اوقات فراغت آنان و بزرگسالی ارتباط و اثر سرنوشت سازی دارد .
در پایان ، با اشاره به پیشنهادات خانم مکلیستر برو به این نوشته خاتم می دهیم و امیدواریم عنایت به مفاد آن موجب تغییر نگرش مطلوبی به اوقات فراغت جامعه ی در حال تحول و توسعه ما شود .
پنج روش پیشنهادی در گذران اوقات فراغت :
1-اوقات فراغت خود را صرف محض کنیم . انسان گاه نیازمند آن است که دست از کار کشیده و در رویا به سر ببرد و هیچ کاری نکند .
2-زمان فراغت خود را در جست و جوی تفریح ، لذت ، شادی و خوشی و هیجان بگذارند .
3-ایام فراغت خویش را صرف اشتغالات و سرگرمی های خاص غیر از کارهای روزانه بنماید .
4-اوقات فراغت را به پیشرفت و بهبود حال خویش مصروف دارد . از طریق آموزش های علمی ، هنری ، ورزشی ، فنی و حرفه ای توانایی های خویش را شکوفا سازد و بروز دهد و ارزشمندی و احساس موفقیت مورد نیاز را کسب کند .
5-فرصت های فراغت را صرف کارهای اجتماعی و خدمات مفید به حال دیگران بنماید .
انسان های عاقل و با ایمان و نیک اندیش قسمتی از وقت خویش را به دیگران می دهند و بدون دریفت مزد و فقط به عشق خوبی به مردم و اجتماع ، خدمت می نمایند و گاهگاهی بدون انگیزه و نیاز شخصی و حتی بدون تقاضای دریافت سود و مزد برای تامین خیر و رفاه دیگران کار می کنند .
البته داشتن زندگی سالم و کامل می تواند آن چنان کند که هر کس مقداری از اوقات فراغت خویش را در همه این راه ها و روش های پنج گانه فوق الذکر صرف نماید .
اشتغال و عادت به یکی از روش های صرف اوقات فراغت مذکور خود می تواند نشانه ای از درست نبودن جریان زندگی فرد باشد ، فلذا بایستی دانش آموزان و نیز همه افراد جامعه را در آموختت و انجام دادن روش های متنوع فوق هدایت نماییم و ضرورت همه موارد ممکن صرف اوقات فراغت خود را به آن ها تفهیم و لذت آن را به آنان بچشانیم و از افراط و تفریط در این عرصه برحذر داریم .
اوقات فراغت اگر چه فرصت، نعمت و سرمایه ارزش مندی است که باید قدر آن را به خوبی دانست لیکن از جهت عدم توجه به برنامه ریزی مناسب و بهره گیری لازم از آن، می تواند به مساله، معضل و حتی ورطه خطرناکی برای نسل نوجوان و جوان و دانش آموز و دانشجو و همه اقشار جامعه تبدیل گردد. لازمه بهره گیری بهینه از این فرصت سازنده و ارزنده، محصور کردن و حفظ کردن آن از طریق طرح های آموزشی، تربیتی و سرگرمی های مفید و ایجاد فرصت های جدید تجربی خارج از محیط های رسمی کار و درس و مدرسه می باشد.
نگارنده با این باور که فرهنگ استفاده صحیح و بهینه از اوقات فراغت باید در سطح همه اقشار جامعه آموزش و گسترش داده شود اقدام به نگارش این مقاله کرده است. امید که مورد قبول صاحب نظران گرامی و استفاده معلمین، مربیان و اولیای گرامی و همه آحاد جامعه و به خصوص آنان که به تربیت نسلی سالم و مسلم اهتمام دارند قرار گیرد.
سخن درباره ضرورت اوقات فراغت و چگونگی گذران آن را با سخنی از دکتر تی بی شپرد در کتاب " آموزش و پرورش زنده" که به نقل از یکی اسفار عهد قدیم آمده است آغاز می کنیم.
" بسیاری از توفیقات عقل ساز و حکمت آموز در اوقات فراغت آدمی حاصل می شود."او در توضیح این حقیقت می گوید: کارگران و آنان که در حجم پایان ناپذیر کارهای پیش پا افتاده و روزمره که هرگز پایانی ندارد، گرفتارند، شانس و فرصت چندانی در دست یافتن به حکمت و معرفت ندارند. فلسفه، سیاست، ادبیات، هنر، موسیقی و معرفت تنها به کسانی تعلق داشته و دارد که سعادت سرنوشت برای آنها فرصتی فراهم آورده باشد تا بیندیشند و تامل کنند و به تحقیق و مطالعه و مشاهده و تجربه بپردازند.
نگارنده که سال ها در عرصه های آموزشی و تربیتی و مشاوره ای اشتغال داشته است، به تجربه و تحقیق دریافته است که بخش اعظم مشکلات آموزشی، تربیتی، روانی و رفتاری و اجتماعی نسل جدید و جوان جامعه امروزی ما، اعم از دانش آموزان و غیره ناشی از عدم امکان تجربه کردن فرصت ها و تسهیلاتی است که در فضای خارج از آموزش گاه ها و نظام تعلیمات مدرسه ای و دانشگاهی برای کسب معلومات، درک فضیلت ها و مهارت ها و کارآمدها می باشد.
اوقات فراغت موهبتی است ارزنده و امروزه علی رغم اوقات فراغت نسبتا زیاد چه در طول سال تحصیلی و چه در تعطیلات تابستانی ؛ دغدغه ها و دل مشغولی های درسی و تحصیلی دانش آموزان نوجوان و جوان و به خصوص اولیای آنان مانع بهره گیری سالم و سازنده از اوقات مذکور گردیده است .
0 لطیفه ای است که بچه ها نقل می کنند ؛ پسری به پدرش گفت : بابا جون بروم دانشگاه ؟! پدرش گفت : پسر جان ! اگر به درس هایت لطمه نمی خورد ، اشکال ندارد ! برو ... )
تکراری بودن کارهای روزمره بچه ها از قبیل مدرسه رفتن و درس خواندن و تکلیف به جا آوردن و تلویزیون تماشا کردن و احیانا با کامپیوتر بازی کردن باعث ابتلا و اشتغال به کارهای تکراری و کسل کننده و ملال انگیز و آفات از جمله کند فهمی ، دیر آموزی ، استرس ، اضطراب و پرخاشگری ، بی ارادگی و بی ابتکاری و خود کم بینی و بی انگیزه بودن در تحصیل کمالات علمی ، معرفتی و مهارتی گردیده است .
بنابراین و با توجه به این واقعیت که بخش قابل توجهی از اوقات بچه ها در مدرسه گذشته و می گذرد و زندگی مدرسه ای آن چنان متنوع و دلچسب و ارضا کننده و رشد دهنده نیست .
فلذا لازم است که بچه ها را به سمت بهره گیری از ایام فراغت خویش در مکان ها و فعالیت های غیر مدرسه ای نماییم . بزرگ ترها و بچه های قدیم یادشان هست که در گذشته که اشتغالات و امکانات و سرگرمی های امروزی مانند تلویزیون و بازی های کامپیوتری و اینترنت و امثال آن نبود ، بچه ها در صحنه و عرصه بازی و تلاش های خود جوشانه ، شاهد ارضای خلاقیت خود بودند و غالبا وسیله بازی و حتی قواعد بازی ها را خود خلق و وضع می کردند و در اثر درک و احساس تلاش و عمل موفقیت آمیز شان و نشان دادن آن به دیگران از غرور سازنده ، خود باوری و احساس سربلندی امید بخش و اعتماد سازی برخوردار می شدند. شاید بخش عمده روحیات فرهیختگی و خلاقیت و مدیریت ذاتی و خودجوش و کارآمدی سازنده نیروهای دوران انقلاب و دفاع مقدس و نیز عرصه مدیریت سیاسی و اجتماعی امروز جامعه ما حاصل آن دوره سازندگی ساکت و بی ادعای گذشته است که بچه ها در عرصه بازی ها و در فضای طبیعی زندگی و در خل و خاک کوچه های خاکی و با اسباب بازی های دست ساز بازیافت شده از آشغال ها و دورریختی ها، مراحل بازی، تفکر و خلاقیت و کارآمدی را طی می کردند.
علی ایحال ، نامطلوب بودن فضای آموزش های رسمی و ناکافی و غیرکاربردی بودن محتوای این آموزش ها و ملال انگیز بودن رابطه معلمان و دانش آموزان و محتوای آموزشی، ناکامی و نگرانی ناشی از عدم امکان برآورده شدن انتظارات طرفین فرآیند آموزش یعنی معلم و محصل، نیز عدم ارضای احساس موفق و مفید بودن در دانش آموزان احساس عدم موفقیت و حس مخرب عدم توانائی در تامین نظر اولیای آموزشی و خانوادگی، یاس و نارضایتی ناشی از ناکامی و ناموفق بودن و خسته و گله مند بودن دانش آموزان و به خصوص نوجوانان و جوانان از این وضعیت باعث بسیاری از افسردگی ها، پرخاشگری ها، بزهکاری ها و حتی جنایاتی است که نسل جوان جامعه امروز ما را تهدید می کند. فعالیت های فوق برنامه ای در اوقات فراغت روزانه، هفتگی و فصلی و سالانه نوجوانان و جوانان مهمترین نیاز و حتی موثرترین روش درمان برای کسانی است که در ورطه انحرافات، اشتغالات سوء، خلاف کاری ها و افسردگی ها گرفتار شده اند. تامین نیازهای عاطفی و روانی و آموزشی در فضای غیررسمی اعم از اردوها، بازدیدها، نمایش ها، گردشگری ها، فعالیت های اجتماعی و هنری و ورزشی و غیره باعث دلپذیر و دوست داشتنی شدن زندگی و نیز درمان کننده کج خلقی ها، زشتی ها و ناسازگاری ها خواهد بود.
آموزش های اردویی و اجتماعی و هنری با روش های الهام بخش ، شوق انگیز و ذوق برانگیز لازمه یک دوره از رشد و بالندگی است و تنوع در محتوای آموزشی این گونه فعالیت ها باعث تامین و ارضای میل و نیاز متنوع و متعدد افراد با سطوح متفاوت هوشی ، گرایشی و قریحه ای خواهد بود .
معمولا دانش آموزان و دانشجویانی هستند که علی رغم درس خوان بودن ، در حیطه عمل و زندگی واقعی ناتوان و درمانده هستند و در واقع دانایی آن ها به توانایی و کارآمدی تبدیل نگردیده است و ایشان معمولا فرصت چندانی برای به کار انداختن و به کار بردن دست ها و دانش خود نداشته اند ؛ چراکه همیشه در فضای پر التهاب و اضطراب درس و امتحان و نمره و کسب رتبه ای در مدرسه و کنکور درگیر و مشغول بوده اند . اما هدف امروز ی و جهانی تعلیم و تربیت که گفته شده است دانایی ، توانایی ، زیستن خوب و با دیگران خوب زیستن است ، ما را بر آن می دارد تا به کیفیت مطلوب ، محصول نظام رسمی و غیر رسمی ، تعلیم و تربیت بیندیشیم و برای اصلاح آن گامی برداریم و طرحی نو در اندازیم .
دیدگاه اولیای دین در رابطه با ضرورت توجه به اوقات فراغت نیز اهمیت مساله را روشن تر می نماید . در سخنی از حضرت امام رضا ( ع ) نقل شده است که از لذائذ دنیوی نصیبی برای کامیابی خویش قرار دهید و تمنیات دل را از راه های مشروع به دست آورید . مراقبت کنید در این کار مروت و شرافت تان آسیب نرسد و نیز از ایشان در سفارش دیگری نقل شده است که : کوشش کنید اوقات شما چهار ساعت ( چهار بخش ) باشد ، ساعتی برای عبادت و خلوت با خدا ، ساعتی برای تامین معاش ، ساعتی برای مصاحبت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیوب تان واقف می سازند و در باطن نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتی را نیز به تفریحات و لذائذ خود اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعت تفریح ، نیروی انجام وظایف و ساعات دیگر را تامین کنید . در دیوانی منسوب به علی ( ع ) از قول ایشان گفته شده است که : برای نیل به تعالی و ترقی از تنهایی خود دور شوید ، مسافرت کنید که در سفر 5 فایده است : سفر باعث تفریح و انبساط روح است . سفر اندوه و آزردگی را برطرف می کند ، یکی از راه های تحصیل در آمد و تامین معاش است ، وسیله فراگرفتن علم و تجربه است ، به انسان زندگی می آموزد و آدمی را رد سفر با افراد بافضیلت و ارزشمند برخورد می کند و با آن ها دوست می شود .
در اسلام انواع بازی و ورزش ، خدمت به هم نوعان و درماندگان و آسیب دیدگان و کمک به همسایگان و همشهریان، دوستی و صله رحم با بستگان ، عبادت و سیر و سیاحت و گردش در طبیعت و تماشای آسمان از مصادیق گذران اوقات فراغت می باشد .
خانم دکتر « مکلیستر برو » نیز در کتاب تعلیم و تربیت پی تشریفات با انتقاد از عدم توانایی بزرگسالان در مصرف بهینه اوقات فراغت خویش ، پنج پیشنهاد برای صرف ایام فراغت می دهد . بدیهی است نحوه آموزش بچه ها در کودکی و نوجوانی در شیوه و الگوی صرف اوقات فراغت آنان و بزرگسالی ارتباط و اثر سرنوشت سازی دارد .
در پایان ، با اشاره به پیشنهادات خانم مکلیستر برو به این نوشته خاتم می دهیم و امیدواریم عنایت به مفاد آن موجب تغییر نگرش مطلوبی به اوقات فراغت جامعه ی در حال تحول و توسعه ما شود .
پنج روش پیشنهادی در گذران اوقات فراغت :
1-اوقات فراغت خود را صرف محض کنیم . انسان گاه نیازمند آن است که دست از کار کشیده و در رویا به سر ببرد و هیچ کاری نکند .
2-زمان فراغت خود را در جست و جوی تفریح ، لذت ، شادی و خوشی و هیجان بگذارند .
3-ایام فراغت خویش را صرف اشتغالات و سرگرمی های خاص غیر از کارهای روزانه بنماید .
4-اوقات فراغت را به پیشرفت و بهبود حال خویش مصروف دارد . از طریق آموزش های علمی ، هنری ، ورزشی ، فنی و حرفه ای توانایی های خویش را شکوفا سازد و بروز دهد و ارزشمندی و احساس موفقیت مورد نیاز را کسب کند .
5-فرصت های فراغت را صرف کارهای اجتماعی و خدمات مفید به حال دیگران بنماید .
انسان های عاقل و با ایمان و نیک اندیش قسمتی از وقت خویش را به دیگران می دهند و بدون دریفت مزد و فقط به عشق خوبی به مردم و اجتماع ، خدمت می نمایند و گاهگاهی بدون انگیزه و نیاز شخصی و حتی بدون تقاضای دریافت سود و مزد برای تامین خیر و رفاه دیگران کار می کنند .
البته داشتن زندگی سالم و کامل می تواند آن چنان کند که هر کس مقداری از اوقات فراغت خویش را در همه این راه ها و روش های پنج گانه فوق الذکر صرف نماید .
اشتغال و عادت به یکی از روش های صرف اوقات فراغت مذکور خود می تواند نشانه ای از درست نبودن جریان زندگی فرد باشد ، فلذا بایستی دانش آموزان و نیز همه افراد جامعه را در آموختت و انجام دادن روش های متنوع فوق هدایت نماییم و ضرورت همه موارد ممکن صرف اوقات فراغت خود را به آن ها تفهیم و لذت آن را به آنان بچشانیم و از افراط و تفریط در این عرصه برحذر داریم .
* گروه پرستوهای مهاجر متشکل از تعدادی از بازنشستگان فرهنگی است که اقدام به برگزاری تورهای سیاحتی می کند و زیر مجموعه " باشگاه معلمان ایرانی " است .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر