
سید علیرضا هاشمی
با ارسال بخشنامهای به سازمانها و ادارات دولتی محدودیتهایی برای واگذاری خودرو تک سرنشین به مدیران دولتی در نظر بگیرند و با حذف این امکان مدیران ردههای پایین و میانی نیز همچون سایر کارکنان برای ایاب و ذهاب از سرویسهای جمعی سازمانی استفاده کنند. ضمن آن که یادآوری میگردد معمولاً سازمانها برای مدیران خود مبلغی به عنوان حق ایاب و ذهاب پرداخت مینمایند...
در جایی که منابع رسمی خبر از پاکی هوای تهران فقط در چند روز انگشت شمار از سال را میدهند، بخشی از منابع آلودهکنندة هوای تهران ماشینهای دولتی و تک سرنشینی است که سازمانهای دولتی آن را در اختیار مدیران خود قرار میدهند. مصداق آن مشاهدات نگارنده است که نشان میدهد علیرغم مسئولیتپذیری مدیران در سمت خود، اما گاهی همین مدیران منافع فردی را بر مصالح اجتماعی ترجیح میدهند.
به عنوان کارشناس ارشد یک سازمان دولتی که ترجیح میدهم با سرویس عمومی سازمانی به جای وسیله شخصی ایاب و ذهاب نمایم، هفته گذشته به خاطر هماهنگیهای مربوط به برگزاری هفته پژوهش دیرتر از وقت اداری از اداره خارج شدم و تصمیم گرفتم مسیر پارک وی تا توحید را برای رسیدن به مترو با اتوبوسهای بیآرتی طی نمایم.
در این بین با یکی از مدیران اداره که اتومبیل پراید سازمانی در اختیارشان است، سلام و علیکی کردیم و چون مسیر ایشان نیز میدان توحید بود، همسفر شدم. اتومبیل پراید حال خوشی نداشت و مدیر راننده نیز توضیح دادند که ماشین مشکل فنی دارد. به هر حال مسیر پر ترافیک چمران از پارک وی تا میدان توحید را با پرایدی که مشکل فنی داشت پیمودیم و من در میدان توحید برای ادامه مسیر از طریق مترو با مدیر راننده خداحافظی کردم.
در طول مسیرم در مترو ذهنم درگیر این مسئله بود که چرا مدیر راننده با وجود آنکه به نقص فنی اتومبیل آگاه بود و با وجود مسیر سر راستی که از محل کار تا منزل خود در خیابانهای اطراف میدان توحید داشت، بدون توجه به مسئله آلودگی هوا این حق را به خود داده است که با اتومبیل دارای نقص فنی حرکت کنند.
این معضل جدای از وجود نقص فنی اتومبیل، متأسفانه در بسیاری از سازمان های دولتی وجود دارد و مدیران سازمانها با استفاده از اتومبیل دولتی که در خدمتشان است و به شکل تک سرنشین رفت و آمد میکنند، بخشی از ترافیک و آلودگی هوا را بوجود میآورند.
آنچه مسلم است آن که مدیران دولتی از امکانات ویژهای که سازمان در اختیارآنان قرار داده است، استفاده میکنند. اما لازم است در این وانفسای هوای آلوده تهران که آثار مخرب و عواقب مرگآور آن به هیچ کوچک و بزرگ و زن و مردی رحم نمیکند؛ با حذف امکان در اختیار قرار دادن ماشین دولتی(تک سرنشین) به مدیران، بر افزودن شدن آلودگیهای بیشتر هوا جلوگیری شود.
حال که سرکار خانم ابتکار با پاسخگویی صریح به کارگردان داغدیده از این مرگ خاموش جناب آقای مهرجویی، نشان دادند که دلسوزانه به این معظل جمعی توجه دارند؛ پیشنهاد دارد که با ارسال بخشنامهای به سازمانها و ادارات دولتی محدودیتهایی برای واگذاری خودرو تک سرنشین به مدیران دولتی در نظر بگیرند و با حذف این امکان مدیران ردههای پایین و میانی نیز همچون سایر کارکنان برای ایاب و ذهاب از سرویسهای جمعی سازمانی استفاده کنند. ضمن آنکه یادآوری میگردد معمولاً سازمانها برای مدیران خود مبلغی به عنوان حق ایاب و ذهاب پرداخت مینمایند.
با این حال این پیشنهاد و اجرای آن ضمانت اجرایی بعدی را نیز به دنبال دارد؛ چرا که در صورت اجرایی شدن این پیشنهاد و عدم نظارت جدی ممکن است حذف اتومبیل از سهمیه مدیران به استفاده آنان از سواریهای (تاکسی های در اختیار) اداری منجر گردد که عملاً هم بار مالی برای سازمانها داشته و هم چرخه آلودگی دولتی ناشی از رفت و آمد سواری یا تاکسیهای در اختیار اداری مجدداً تکرار میشود.
به عنوان کارشناس ارشد یک سازمان دولتی که ترجیح میدهم با سرویس عمومی سازمانی به جای وسیله شخصی ایاب و ذهاب نمایم، هفته گذشته به خاطر هماهنگیهای مربوط به برگزاری هفته پژوهش دیرتر از وقت اداری از اداره خارج شدم و تصمیم گرفتم مسیر پارک وی تا توحید را برای رسیدن به مترو با اتوبوسهای بیآرتی طی نمایم.
در این بین با یکی از مدیران اداره که اتومبیل پراید سازمانی در اختیارشان است، سلام و علیکی کردیم و چون مسیر ایشان نیز میدان توحید بود، همسفر شدم. اتومبیل پراید حال خوشی نداشت و مدیر راننده نیز توضیح دادند که ماشین مشکل فنی دارد. به هر حال مسیر پر ترافیک چمران از پارک وی تا میدان توحید را با پرایدی که مشکل فنی داشت پیمودیم و من در میدان توحید برای ادامه مسیر از طریق مترو با مدیر راننده خداحافظی کردم.
در طول مسیرم در مترو ذهنم درگیر این مسئله بود که چرا مدیر راننده با وجود آنکه به نقص فنی اتومبیل آگاه بود و با وجود مسیر سر راستی که از محل کار تا منزل خود در خیابانهای اطراف میدان توحید داشت، بدون توجه به مسئله آلودگی هوا این حق را به خود داده است که با اتومبیل دارای نقص فنی حرکت کنند.
این معضل جدای از وجود نقص فنی اتومبیل، متأسفانه در بسیاری از سازمان های دولتی وجود دارد و مدیران سازمانها با استفاده از اتومبیل دولتی که در خدمتشان است و به شکل تک سرنشین رفت و آمد میکنند، بخشی از ترافیک و آلودگی هوا را بوجود میآورند.
آنچه مسلم است آن که مدیران دولتی از امکانات ویژهای که سازمان در اختیارآنان قرار داده است، استفاده میکنند. اما لازم است در این وانفسای هوای آلوده تهران که آثار مخرب و عواقب مرگآور آن به هیچ کوچک و بزرگ و زن و مردی رحم نمیکند؛ با حذف امکان در اختیار قرار دادن ماشین دولتی(تک سرنشین) به مدیران، بر افزودن شدن آلودگیهای بیشتر هوا جلوگیری شود.
حال که سرکار خانم ابتکار با پاسخگویی صریح به کارگردان داغدیده از این مرگ خاموش جناب آقای مهرجویی، نشان دادند که دلسوزانه به این معظل جمعی توجه دارند؛ پیشنهاد دارد که با ارسال بخشنامهای به سازمانها و ادارات دولتی محدودیتهایی برای واگذاری خودرو تک سرنشین به مدیران دولتی در نظر بگیرند و با حذف این امکان مدیران ردههای پایین و میانی نیز همچون سایر کارکنان برای ایاب و ذهاب از سرویسهای جمعی سازمانی استفاده کنند. ضمن آنکه یادآوری میگردد معمولاً سازمانها برای مدیران خود مبلغی به عنوان حق ایاب و ذهاب پرداخت مینمایند.
با این حال این پیشنهاد و اجرای آن ضمانت اجرایی بعدی را نیز به دنبال دارد؛ چرا که در صورت اجرایی شدن این پیشنهاد و عدم نظارت جدی ممکن است حذف اتومبیل از سهمیه مدیران به استفاده آنان از سواریهای (تاکسی های در اختیار) اداری منجر گردد که عملاً هم بار مالی برای سازمانها داشته و هم چرخه آلودگی دولتی ناشی از رفت و آمد سواری یا تاکسیهای در اختیار اداری مجدداً تکرار میشود.
* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر