۱۳۹۲ بهمن ۲۵, جمعه

آلودگی از نوع دولتی

سید علیرضا هاشمی

با ارسال بخشنامه­ای به سازمان­ها و ادارات دولتی محدودیت­هایی برای واگذاری خودرو تک سرنشین به مدیران دولتی در نظر بگیرند و با حذف این امکان مدیران رده­های پایین و میانی نیز همچون سایر کارکنان برای ایاب و ذهاب از سرویس­های جمعی سازمانی استفاده کنند. ضمن آن که یادآوری می­گردد معمولاً سازمان­ها برای مدیران خود مبلغی به عنوان حق ایاب و ذهاب پرداخت می­نمایند...

در جایی که منابع رسمی خبر از پاکی هوای تهران فقط در چند روز انگشت شمار از سال را می­دهند، بخشی از منابع آلوده­کنندة هوای تهران ماشین­های دولتی و تک سرنشینی است که سازمان­های دولتی آن را در اختیار مدیران خود قرار می­دهند. مصداق آن مشاهدات نگارنده است که نشان می­دهد علی­رغم مسئولیت­پذیری مدیران در سمت خود، اما گاهی همین مدیران منافع فردی را بر مصالح اجتماعی ترجیح می­دهند.
به عنوان کارشناس ارشد یک سازمان دولتی که ترجیح می­دهم با سرویس عمومی سازمانی به جای وسیله شخصی ایاب و ذهاب نمایم، هفته گذشته به خاطر هماهنگی­های مربوط به برگزاری هفته پژوهش دیر­تر از وقت اداری از اداره خارج شدم و تصمیم گرفتم مسیر پارک وی تا توحید را برای رسیدن به مترو با اتوبوس­های بی­آر­تی طی نمایم.
در این بین با یکی از مدیران اداره که اتومبیل پراید سازمانی در اختیارشان است، سلام و علیکی کردیم و چون مسیر ایشان نیز میدان توحید بود، همسفر شدم. اتومبیل پراید حال خوشی نداشت و مدیر راننده نیز توضیح دادند که ماشین مشکل فنی دارد. به هر حال مسیر پر ترافیک چمران از پارک وی تا میدان توحید را با پرایدی که مشکل فنی داشت پیمودیم و من در میدان توحید برای ادامه مسیر از طریق مترو با مدیر راننده خداحافظی کردم.
در طول مسیرم در مترو ذهنم درگیر این مسئله بود که چرا مدیر راننده با وجود آنکه به نقص فنی اتومبیل آگاه بود و با وجود مسیر سر راستی که از محل کار تا منزل خود در خیابان­های اطراف میدان توحید داشت، بدون توجه به مسئله آلودگی هوا این حق را به خود داده ­است که با اتومبیل دارای نقص فنی حرکت کنند.
این معضل جدای از وجود نقص فنی اتومبیل، متأسفانه در بسیاری از سازمان های دولتی وجود دارد و مدیران سازمان­ها با استفاده از اتومبیل دولتی که در خدمتشان است و به شکل تک سرنشین رفت و آمد می­کنند، بخشی از ترافیک و آلودگی هوا را بوجود می­آورند.
آنچه مسلم است آن که مدیران دولتی از امکانات ویژه­ای که سازمان در اختیارآنان قرار داده است، استفاده می­کنند. اما لازم است در این وانفسای هوای آلوده تهران که آثار مخرب و عواقب مرگ­آور آن به هیچ کوچک و بزرگ و زن و مردی رحم نمی­کند؛ با حذف امکان در اختیار قرار دادن ماشین دولتی(تک سرنشین) به مدیران، بر افزودن شدن آلودگی­های بیشتر هوا جلوگیری شود.
حال که سرکار خانم ابتکار با پاسخ­گویی صریح به کارگردان داغدیده از این مرگ خاموش جناب آقای مهرجویی، نشان دادند که دلسوزانه به این معظل جمعی توجه دارند؛ پیشنهاد دارد که با ارسال بخشنامه­ای به سازمان­ها و ادارات دولتی محدودیت­هایی برای واگذاری خودرو تک سرنشین به مدیران دولتی در نظر بگیرند و با حذف این امکان مدیران رده­های پایین و میانی نیز همچون سایر کارکنان برای ایاب و ذهاب از سرویس­های جمعی سازمانی استفاده کنند. ضمن آنکه یادآوری می­گردد معمولاً سازمان­ها برای مدیران خود مبلغی به عنوان حق ایاب و ذهاب پرداخت می­نمایند.
با این حال این پیشنهاد و اجرای آن ضمانت اجرایی بعدی را نیز به دنبال دارد؛ چرا که در صورت اجرایی شدن این پیشنهاد و عدم نظارت جدی ممکن است حذف اتومبیل از سهمیه مدیران به استفاده آنان از سواری­های (تاکسی های در اختیار) اداری منجر گردد که عملاً هم بار مالی برای سازمان­ها داشته و هم چرخه آلودگی دولتی ناشی از رفت و آمد سواری یا تاکسی­های در اختیار اداری مجدداً تکرار می­شود.

* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر