۱۳۹۲ بهمن ۲۵, جمعه

ممنوعیت استخدام؛ بایدها و نبایدها


علی پورسلیمان 
مدیر سایت سخن معلم

یکی از مشکلات مهم و قابل توجه در آموزش و پرورش، تورم یا تراکم نیروی انسانی در بعضی از قسمت‌هاست. مطابق برآوردها، بیش از 58 هزار نیروی مازاد در آموزش و پرورش وجود دارد و این درحالی است که آموزش و پرورش با کمبود حدود 52 هزار نیرو در بخش‌های مختلف روبه‌رو است. نبود یک سیاست یا راهبرد مشخص در زمینه مدیریت منابع انسانی و نیز حاکم بودن «رابطه» به‌جای «ضابطه» در برخی موارد باعث شده است تا بدنه آموزش و پرورش مملو از نیروهایی شود که یا اصولا به آنها نیازی نیست یا در جایگاهی منهای تخصص یا علاقه‌شان مشغول به‌کار هستند.
چندی پیش وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد: «ما به هیچ وجه نیروی انسانی جدید استخدام نمی‌کنیم حتی اگر کسی بخواهد رایگان کار کند به خدمت او نیازی نیست چراکه حدود یکصدهزار نیروی ناکارآمد فعلی از همین طریق به آموزش و پرورش تحمیل شده است. بنابراین من از همین جا اعلام می‌کنم بکارگیری نیروی انسانی جدید به هرعنوان ممنوع است.»
در مرحله اول، ممنوعیت از ورود هرگونه نیرویی که این کلاف سردرگم را پیچیده‌تر کند، عقلانی و مدبرانه است، ضمن آنکه محدودیت اعتبارات پرسنلی با توجه به ترکیب‌بندی بودجه آموزش و پرورش، راه را بر هرگونه کیفیت‌بخشی و خلاقیت درمورد وضعیت فعلی آموزش و پرورش مسدود کرده است. درواقع، رسیدن به یک وضعیت ثبات که در آن ورودی‌ها و خروجی‌ها تابع یک نظم منطقی و حسابگرانه باشد، می‌تواند مساله را تا حدودی به بیان تعریف و دقیق نزدیک کند. اما با توجه به خروجی‌های آموزش و پرورش و اینکه در هر سال حدود 10هزار نیروی آموزش و پرورش بازنشسته می‌شوند، باید به‌گونه‌ای عمل کرد تا آموزش و پرورش در زمینه اداره امور روزمره دچار مشکل نشود. اما مشکل اصلی این است که وزیر آموزش و پرورش چگونه می‌تواند مصوبه مجلس را مبنی بر تعیین‌تکلیف نیروهای شرکتی و پیش‌دبستانی تا پایان سال اجرایی کند، ضمن آنکه آقای فانی چندی پیش اعلام کرده بود استخدام در آموزش و پرورش مطابق قانونی که مجلس برای این وزارتخانه گذاشته انجام می‌شود.
در واقع، اتخاذ یک سیاست واحد، پایدار و عاری از تناقض که مورد توافق و اجماع وزارت آموزش و پرورش و مجلس به‌ویژه کمیسیون آموزش مجلس باشد، می‌تواند تا حدود زیادی، این وضعیت را روشن کند. براساس قانون خدمات مدیریت کشوری، همه دستگاه‌ها می‌توانند به تعداد یک‌سوم بازنشسته، نیرو جذب و استخدام کنند. پیدایش ظرفیت‌های خالی برای جذب نیروی انسانی در آموزش و پرورش منوط به شکل‌گیری یک هسته سنجش و ارزیابی از وضعیت موجود است تا بتواند با ارزیابی وضعیت موجود و داشته‌ها، نقطه مطلوب را ترسیم یا طراحی کند. این هسته یا مرکز باید ساختاری خارج از ستاد آموزش و پرورش داشته و استقلال رای و نظر در زمینه ارائه اطلاعات و داده‌ها داده باشد و بتواند در فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری نقش ایفا کند. اما حلقه‌ای که در این میان مفقود است و زیاد به آن پرداخته نمی‌شود، «نگهداشت» نیروهاست. سازوکارها و وضعیت آموزش و پرورش پس از فرآیند جذب و در مرحله نگهداشت باید به‌گونه‌ای باشد تا آموزش و پرورش از روزمرگی مزمن فعلی خارج و به سوی محتوابخشی و کیفیت بخشی حرکت کند. این یک فرآیند سیستمی است. در واقع، ورود نیروهای علاقه‌مند، مستعد و نخبه می‌تواند آموزش و پرورش را در مرحله پردازش نیروها و ارائه خروجی‌های کارآمد و اثربخش یاری کند. پیش‌شرط تحقق این فرآیند اثربخش، طراحی و اجرای یک «سازمان نظام معلمی» با یک سازوکار علمی و مطابق با استانداردهای روز است که در این زمینه در آینده سخن خواهم گفت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر