
علی پورسلیمان
يكي از موضوعات مهم و قابل توجه كه در روزهاي اخير مطرح شده، استمرار يا عدم استمرار تعطيلي پنجشنبهها در مدارس است. به تعبير وزير آموزش و پرورش، روز حضور دانشآموز بدون كيف و كتاب و برنامهريزي آن بر عهده مسوولان مدرسه. براساس مطالعات تطبيقي، روزهاي تحصيل بين 180 تا 220 روزاست كه اين دوره در ايران بر اساس مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش 200 روز اعلام شده است، با احتساب تعطيلي پنجشنبهها، مدت ايام تحصيل دانشآموزان كمتر از 200 روز ميشود.
اما بايد اين سوال را به صورت جدي از دستاندركاران مطرح كرد كه آيا بازدهي و كيفيت همان روزهاي «غيرتعطيل» چقدر است؟چرا دانشآموزان و معلمان بايد پنج روز هفته را در يك فرآيند روزمره خستهكننده به سر برند تا سرانجام به يك «روز شاد» برسند ؟ آيا نميتوان به گونهيي برنامهريزي كرد تا دانشآموزان و معلمان همه روزهاي هفته، «شاد بودن و فرصت با هم بودن» را تجربه و لمس كنند؟
متاسفانه، تعطيلي واژهيي خوشايند، محبوب و عامهپسند در ادبيات عمومي جامعه ايران و به ويژه در نظام آموزشي ايران حتي در سيستم آموزش عالي است و اين در حالي است كه در ساير نظامهاي آموزشي موفق دنيا، دانشآموزان و معلمان از حضور در مدرسه و در كنار هم بودن لذت برده و كابوسشان «تعطيلي مدرسه» است !واقعيت آن است كه فضاي آموزشي و تربيتي در مدارس ما مطلوب نيست و كشاندن دانشآموزان و معلمان به مدرسه بدون داشتن يك برنامه مشخص و فقط مبتني بر حدس و داشتههاي ذهني و با وجود كسري بودجه آموزش و پرورش و مشخص نبودن وضعيت سرانه مدارس و نيز مبهم بودن سامانه «كمكهاي مالي اولياي دانشآموزان» به مدرسه، به نظر ميرسد كه كاري منطقي و حسابگرانه نباشد !
در اينجا چند پيشنهاد ارائه ميشود:
1- فرآيند مشاركت در آموزش و پرورش به درستي معنا نشده و به همين جهت تاكنون به صورت منطقي عملياتي نشده است. بدون ترديد، اين طرح موافقان و مخالفاني دارد. بهتر است وزارت آموزش و پرورش از معلمان به عنوان نقش اول اين طرح نظرسنجي كند. كميتهيي كه از سوي معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش براي بررسي اين طرح تشكيل شده، براي بالا بردن ميزان موفقيت خود بهتر است از پتانسيل تشكلهاي معلمان در اين زمينه كمك بگيرد. رسانهها به ويژه «رسانه ملي» بايد به دور از شعارگرايي و جوزدگي، مساله را به درستي و متناسب با واقعيات مطرح كرده و به رسالت «فرهنگسازي» خود عمل كنند.
2- آنگونه كه از شواهد بر ميآيد برگشت به سابق امكانپذير نيست، ضمن آنكه قرار است آموزش و پرورش دولت تدبير و اميد از شتابزدگي پرهيز كند و لازم نيست هميشه معكوس عمل كرده و به وضعيت سابق باز گردد. از سوي ديگر، وضعيت موجود و نيز فشرده شدن برخي دروس موجب شده است تا كارايي و اثربخشي مواد درسي تنزل يابد. ميتوان به گونهيي برنامهريزي كرد تا بازديدهاي علمي، اردوها و ساير برنامههاي مربوط به امور پرورشي و تربيتي در روز پنجشنبه صورت گيرد. برخلاف ساير جوامع، حضور اوليا در مدارس ما معمولا كمرنگ است. اگر قرار باشد اين روز شاد و متفاوت با ساير روزها باشد بايد از اولياي دانشآموزان در اين زمينه كمك گرفت. حضور اوليا و نيز مشاركت دانشآموزان در اداره مدرسه افكار عمومي جامعه را با واقعيتهاي كار آموزش و تربيت آشنا خواهد ساخت.
3- فلسفه آموزش، ساختن براي فرداست و آمادگي براي ورود به زندگي. تراكم بالاي دروس و نيز حجم آنها الزاما به معناي ساختن شهروندان مسوول براي فردا نيست. كوتاهسازي زمان آموزش در كنار طراحي محتواي دروس بر اساس نيازهاي جامعه و آينده بايد همواره مدنظر برنامهريزان و سياستگذاران نظام آموزشي قرار بگيرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر