۱۳۹۲ بهمن ۲۷, یکشنبه

خلاقیت، پرسشگری و نقادی


علی شمایلی

دبیر آموزش و پرورش


احتمالا همکاران عزیز با این نظر موافق باشند که یکی از شاخص های مهم آموزش و پرورش ،  توانایی آموزش دانش آموزانی است که در طول و بعد از اتمام تحصیل نقاد و پرسشگر باشند و به آموخته کلاس و کتاب درسی اکتفا نکرده سعی کنند با تفکر و خلاقیت از آنها عبور کرده و به مرزهای جدیدی از دانش برسند. شاید یکی از آرزوهای هر معلم خوب این باشد که شاگردانش سر کلاس با پرسش های علمی و جدی و جدید ،  کلاس و معلم را وادار به مطالعه و تلاش بیشتری نمایند. اما همه ی ما معلمین به خوبی واقفیم برای عموم دانش آموزان ،  مهمترین هدف اتمام زودتر کلاس درس است. گویی آنان در مدارس در حال گذران زندانی با اعمال شاقه می باشند. از خود کمترین علاقه ای به یادگیری بیشتر و تسلط به چگونگی اندیشیدن ندارند و دنبال آن هستند که با از بر کردن دروس نمره قبولی را گرفته و سپس هر چه یاد گرفته اند را فراموش کنند. آموزش و پرورش ما از تربیت دانش آموزان خلاق، نقاد و پرسشگر ناتوان است. به نظر می رسد علت این ناتوانی ها موارد زیر باشد:
1 - ساختار آموزش در مدارس مبتنی بر انجام وظایف سازمانی آموزش بدون توجه به پرورش اندیشه ی آزاد دانش آموزان می باشد. در اداره کلاس کمترین فرصت و امکان برای استفاده از مشارکت و خلاقیت دانش آموزان وجود دارد.
2 - کتاب های درسی ،  خرفت کننده چاپ می شوند. این کتاب ها به شکل توهین آمیزی خود را به ذهن دانش آموز و معلم تحمیل می کنند. در کتاب ها ،  دانش آموز و معلم افراد به لحاظ درک بی مایه فرض شده اند که باید مانند کودکان قدم به قدم دستشان را گرفت و راه برد. این کتاب های چنان غیر علمی تالیف شده اند که تبدیل به کتاب های یک بار مصرف شده اند. تا کنون کسی را می شناسید بعد از اتمام تحصیلات خود در آموزش و پرورش به سراغ کتاب های درسی خود جهت مطالعه و یادگیری مجدد برود؟
3 - محتوای درسی و علمی کتاب ها و اهداف آموزش و پرورش و این همه هزینه برای آموزش و پرورش ، ارتباط نازلی با واقعیت های جامعه دارد. وقتی از عموم فارغ التحصیلان بعد پایان تحصیل پرسش شود چه یاد گرفته ای ،  پاسخ تلخی می دهند؛ هیچ یا نمی دانم!
4 - نحوه ی گزینش و آموزش دبیران و معلمان و اوضاع معیشتی آنان ،  فرصت چندانی برای انگیزه کار جدی علمی  را باقی نمی گذارد .  دبیران میان اداره زندگی خود، دانش افزایی مستمر و خواسته های آموزش و پرورش سرگردان هستند و نمی توانند با همه ی آنها خود را هماهنگ کنند. آموزش و پرورش اگر موفقیت می خواهد باید بهترین نیروهای علمی و فکری را با امکانات معیشتی قابل قبول به استخدام خود درآورد و در برابراین امکانات معیشتی و آموزشی از آنان نیز کار جدی علمی و آموزشی بخواهد  و برنامه ها سیاست هایش نیز در ارتباط مستقیم با نیازها و خواسته های جامعه باشد. یکی از اهداف مهم این سیاست ها ،  باید شکوفایی خلاقیت و نقادی و پرسشگری باشد و این از معلمی برمی آید که در دانش و تخصص خود توانا و به روز باشد...


* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر