۱۳۹۲ بهمن ۲۷, یکشنبه

تحلیل گسست نسل به عنوان یک پدیده اجتماعی - بخش اول


دکتر عزیز الله بابلی بهمئی - مشاور و مدرس خانواده و مسئول طرح و برنامه ریزی سازمان معلمان منطقه 11 تهران




در عصر حاضر چگونه می توان میان خانواده و فرزندان (دانش آموزان )رابطه برقرار کرد .

 گسست نسل  به عنوان یک پدیده ی اجتماعی چگونه  تحلیل  می شود .


مسئله فوق ، در سه زمینه زیر تحلیل و سپس راهکارهای عملی پیشنهاد می شود:
الف ) بررسی ریشه های تاریخی
ب ) معرفی زمینه ها و مولفه های تشخیصی
ج ) راه کارهای عملی برای مواجه با این رخداد .
مقدمه :
در دنیای امروز که " عصر ارتباطات " نامیده می شود ، هر انسانی که بتواند با خود ، با دیگران ،حتی با اشیاء اطراف و لحظه های زندگی اش ارتباط خوب و موثری را برقرار نماید ، انسان موفقی است .
بنابراین با توجه به فاصله گرفتن بسیار زیاد " دنیای فرزندان " با " دنیای والدین " ،  بسیاری از صاحب نظران معتقدند که : اختلاف نسل ها " به گسست نسل ها " تبدیل شده است . لذا در دنیای فعلی بیش از پیش بایستی به دنبال درک و همدلی و ارتباطات انسانی باشیم و این میسر نیست مگر با بررسی ریشه های تاریخی این پدیده و تشخیص مولفه های آن و اینکه هم ناقل پیام و هم پیام گیرنده درک و آگاهی بیشتری از خود و خصوصیات شخصیتی خود داشته باشند که این مساله منجر به ارتباط موثر خواهد شد . آیا فردی که روحیات و خلقیات خود را نمی شناسد، فرد مقابل را درک نمی کند،  تفاوت کودک و نوجوان و خصوصیا ت آنها را نمی داند ، زود رنج است و پرخاشگر است و .... می تواند با دیگران خوب ارتباط برقرار کند و ارتباط موثری داشته باشد ؟
اگر ارتباط موثر را رابطه ای بدانیم که در آن شخص به گونه ای عمل می کند که علاوه بر اینکه خودش به خواسته هایش می رسد و به هدف نزدیک می شود و طرف مقابل هم احساس رضایت مندی دارد ، آیا این شیوه و سبک نیاز به تفکر و شناخت محیط ندارد ؟
بنابراین اولیاء مدرسه و خانه قبل از هر گونه ارتباطی باید بنگرند که با چه سنی ، در چه مقطعی و با چه فردی ارتباط دارند ؟
فلذا بدون شناخت روان شناسی خود ، روان شناسی فرد مقابل و روان شناسی رشد و محیط شناسی قادر به ارتباط موثر نخواهیم بود . پس از شناخت همه جانبه ، باید به دنبال روش های ارتباط و انتقال باشیم .
در نتیجه با توجه به شتاب تحولات در عصر جدید ، کارکردهای خانواده که همان تربیت است ، عوض نشده ولی روش های آن تغییر یافته است . خانواده هایی که از روش های تربیتی جدید استفاده کرده اند ، به گفته خودشان بامعجزه روبرو شده اند .
در بحث گسست نسل ها هم باید ریشه یابی تاریخی کرد و مولفه های تشخیصی را مد نظر قرار داد و نیز بایستی به دنبال راهبردهای عملی باشیم .
الف ) بررسی ریشه های تاریخی : از راهبردی ترین جنبه های اندیشه ی رئیس جمهور سابق ( جناب آقای خاتمی ) ، کشف خطر تزاحم ، تعارض ، گسست ، شکاف و نهایتا انقطاع نسلی جامعه ایران در دوران معاصر است . از زاویه تحلیل نحوه پرداختن به این موضوع ، شاید جناب آقای خاتمی چهارمین منادی این حوزه به حساب آیند .
بدون تردید ،  اولین کسی که با دید ژرف نگر و شامه تیز و نگاه بلند خود این مهم را کشف و با زبانی مخصوص در زمانی ویژه بیان کرد ، زنده یاد جلال آل احمد بود . از دیدگاه مذکور ، جلال را باید یکی از متفکران استراتژیست در چندین دهه اخیر به شمار آورد ؛  اما نگاه راهبردی جلال باهمه عظمت و بدیع بودن و هشیاری ، تا مرحله نفی و اعتراض و هشدار و اخطار پیش تر نرفت و طرح " ایده " به مرحله ی " ساختن الگو " نرسید که ناگهان خود به جاودانگان عالم پیوست و باشنا در رودخانه آزادگی به آزادی دریا شتافت و ظلمت را شکافت . با وجود این ، او نهال " خود آگاهی " را غرس کرد و شیپور بیداری را در پر ابهام ترین برهه حیات تاریخ ایران دمید و این کاری بود کارستان و پسینیان ، همه مدیون وی اند .
دومین استراتژیست فرهنگی دهه اخیر که شاید تا ده ها سال ، مایه های قوام فرهنگی را با بازشناسی هویت ایرانی – اسلامی فرا چنگ آورده باشد ،  معلم شهید انقلاب دکترعلی شریعتی بوده است .
پس از دکتر شریعتی ، باید از استاد شهید و متفکر فرزانه آیت اله مرتضی مطهری یاد کرد که دانشمندی راستین ، فقیهی فاضل و دانشگاهی ای بیدار و منصف بود و مهمترین دغدغه ی او بروز گست نسلی به شمار می آمد و استراتژی عمده ی او تعمیق پیوند میان نسلی بود که گام اول آن را جلال و گام بعدی را شریعتی پشت سر گذاشته بودند .صد حیف که دست جهل و افراطی گری این درخت تناور را ازچمن عقلانیت و فرهنگ ایران اسلامی کند .
به رغم آن همه کوشش های سترگ از سوی آن متفکران بزرگ ، با رشد روز افزون جمعیت جوانان ایرانی ، گسترش بی سابقه و بی بدیل فناوری اطلاعات ، تسهیل بی نظیر ارتباطات و پیش آمدن حوادث بزرگ ، جنگ و اعمال سیاست های خاص پس از جنگ و مسئله افراط و تفریط جاهلان داخل و عوامل خارج ، مجدداً عوامل مهم تزاحم و تعارض و بلکه شکاف نسلی در ایران پس از انقلاب شکل ، بلکه سرعت گرفته است .
در روزگار ما ،  مفهوم گسست نسلی بی تردید با بحران هویت پیوند و ارتباط عمیقی دارد .بحران هویتی که در تاریخ فرهنگ معاصرما رخ داده و بیشترین انرژی و وقت مارا صرف خود کرده که بی تردید بسیار نامطلوب است . سرزمین ما در حدود صدو پنجاه سال است که درحاشیه ی یک ماجرای جهانی ، یعنی ظهور و گسترش مدرنیته و بازسازی هویت ملی بر اساس مدرنیته مانده و هنوز وارد متن آن نشده است .
سال هاست که در ایران درباره ی بهبود شرایط اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی به نحو مدرن بحث می شود ، اما آن شرایط به نحو جدی و مطلوبی اتفاق نمی افتد . این وضع شامل همه ی پدیدارهای مدرن و معاصر نیز می شود .
به دنبال این گسست ، نویسندگان ، شاعران و هنرمندانی مانند نیما ، زین العابدین مراغه ای ، وزیری ، آخوند زاده و دیگران ، ادبیات ، شعر و رمان ، موسیقی ، معماری ، نمایش جدید ، فرهنگ و هنری را پس افکندند که ذات آن به فرهنگ اومانیستی و نیهلیستی غرب تعلق داشت .
ویژگی گسست ، حرکت های تاخیری – تقلیدی درابداع هنر و فناوری و نیز در مطالعه ی فرهنگ و تاریخ معاصر است که در همه ی ادوار معاصر به چشم می خورد .
در عرصه گسست فرهنگی ، فاصله های سنی و سالی از بین می رود ، یعنی در افراد پیر و میانسال ،  کنش های جوانان هفده – هیجده ساله به چشم می خورد ، دیگر اقتضائات سنی نیز به رغم وضع جسمانی و انرژی جوانی و روحیه ی پیری پوشیده می شود . یعنی ، گرایش های فرهنگی موجب دگرگونی گرایش های طبیعی انسانی می شود .
هنگامی که گسست فرهنگی رخ می دهد و فرهنگی جدید درقلمرو فرهنگ قدیم نفوذ می کند ، گرایش های فرهنگی متضاد و بی ریشه و اساس شکل می گیرد . در انتقال فرهنگ ، هنر و علوم نیز بدون سلسله مراتب تکوینی و تدریجی نوعی گزینش تصادفی حاکم است ، و بی آنکه بسیاری از آثار و متون کلاسیک انتقال یابد ، آثار مدرن و پست مدرن انتقال می یابد .
گسست فرهنگی که وضع برزخی بینابینی برای ما ایجاد کرده است ، تحت تاثیر واقعه ای اوج می گیرد که به آن " جهانی شدن " و غربی کردن  " می گویند . این واقعه به تدریج ما را وارد حوزه ی فرهنگی پریشان و چند هویتی و به تعبیر برخی نویسندگان ، هویت چهل تکه می کند .
بنابراین در بحث از ریشه یابی تاریخی ، بایستی به چند مولفه از جمله عنصر زمان و عنصر تربیت توجه ویژه داشت . بحث دیروز ، امروز و فردا را باید تحلیل کرد ، بحث شیوه های تربیتی را باید به چالش گرفت ، امروز مساله ی دهکده جهانی ، عصر ارتباطات و بحث سرعت ، پیچیدگی ، شتاب و دامنه ی تغییرات تعیین کننده هستند . هیچ نسلی به اندازه نسل حاضر در معرض تغییرات نبوده ، در ریشه یابی تاریخی می توان گذری نمود بر خطبه ی 232 نهج البلاغه ، اطلاعیه بر علیه سقراط و مطالعه ای که در سال 1983 در ژاپن صورت گرفته و ...
" بچه های این نسل کنترل درونی را قبول دارند و نه کنترل بیرونی را "
ب ) معرفی زمینه ها و مولفه های تشخیصی :
مسئله گسستگی نسلی که در سطوح بین پیر و جوان وجود دارد ، موجب اختلاف در نوع تعلیم و تربیت ، روان شناسی ، کنش ها و واکنش های طبیعی و روحی می شود و اقتضائات طبقات سنی را آشکار می کند . معمولا فرزندان جوان با پدر و مادر خویش سازگاری ندارند و عمدتاً سلیقه های متفاوتی دارند . این نسل جوان با توجه به روحیه ی نوخواه و تنوع طلب خویش ، در جستجوی تجربه های نوینی است . آنان فاقد محافظه کاری افراد میانسال و مجرب هستند و توان ریسک پذیری بالایی دارند ، یعنی پیش از آنکه شجاع باشند ، متهور و بی باک اند . آنان می خواهند به مرزهای جدید و تازه ای برسند که پیشینیان نیز شاید به نحوی آن را تجربه کرده اند ، برای نسل جوان همه چیز تازه است . آنان می خواهند استقلال رای داشته باشند و مانعی در برابر خویش نبینند ، مشورت با دیگران را نیز نوعی مانع تلقی می کنند . همین خصلت های نیروی خطر پذیر رادیکال و شورش جوانی ، موجب می شود که میان جوانان و نسلی که پس از عمری تجربه ، محافظه کارو عاقل تر می نماید و طبیعتا باشکست هایی مواجه شده ، تقدیر خود را نسبتا رقم زده و اختلاف شدیدی شکل گیرد . نسل جوانی که هنوز تقدیر و سرنوشتش را رقم نزده است ، می خواهد با اراده ی معطوف به قدرت خویش جهان را شکل بدهد .
خلاصه مؤلفه های تشخیصی را می توان به قرار زیر لیست نمود :
- کاهش ارتباط کلامی یا ارتباطات کلامی
- اختلال در همانند سازی
- ناشکیبایی یا نابردباری نسل ها
- فقدان الزام معنوی
- عدم رعایت مسائل اخلاقی
- ناهماهنگی بین عاملان تربیت
- جهانی شدن فرهنگ تکنولوژیکی غرب
- شتاب و سرعت تحولات
- ایجاد پایگاه های اطلاع رسانی جدید
- مشکلات معیشتی و اشتغالات فکری اهل فرهنگ و هنر .
ادامه دارد ...


*هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر