۱۳۹۲ بهمن ۲۵, جمعه

فرهنگ گفت و گو و نقش معلمان در گسترش آن

عبدالرحمن کاکازاده
عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران 



" گفتگو برای کسانی که حاضر به بازنگری خود و نیز قادر به دیدن " دنیای غیر از خود" باشند و همچنین بر این باور باشند که " همه حقیقت نزد هیچ کس نیست" روش مؤثر، منطقی و الهی به منظور رسیدن به توافق و تفاهم خواهد بود. 
بنا را بر این نگذاریم که فردی که در حال صحبت کردن و گفت و گو با ماست حتماً غرض و مرضی دارد و در صدد یک جور توطئه است و گمان نکنیم مواضع مخالف او، مخالف منافع ماست. اصل را بر صداقت بگذاریم و به او حق بدهیم و حتی اگر اهل گمراهی است برایش دلسوزی کنیم و با ادب و مهربانی با او گفت و گو کنیم... "




تعقل، تفکر و تلاش برای یافتن حقیقت، راه و رسالتی است در جهت عبودیت الهی ؛ خداوند انسان را متنوع و متفاوت و اصولاً عالم را بر اختلاف و تضاد و تفاوت خلق کرده است. چنان انسانی سخت نیازمند به داشتن همراه و همنشینی است و میل به زندگی اجتماعی دارد. او نه تنها نیاز دارد در کنار دیگران زندگی کند، بلکه نیازمند آن است که در دل دیگران جای داشته باشد. دوستش بدارند و او را بپذیرند. از همین جاست که ضرورت همزیستی مسالمت آمیز با دیگران برای انسان مطرح می گردد و علیرغم تفاوت در عقیده ها، سلیقه ها، نظرها و نیازها، زندگی توأم با تفاهم و مسالمت، به صورت ضرورت اجتناب ناپذیر حیات بشری در می آید. در دنیایی که تضاد آراء بشری در مفاهیم حیات فردی و جمعی در حال افزایش است و روحیه پذیرش افکار و اندیشه ها و تصمیمات دیکته شده دیگران روبه کاهش دارد، گفتگو برای کسانی که حاضر به بازنگری خود و نیز قادر به دیدن " دنیای غیر از خود" باشند و همچنین بر این باور باشند که " همه حقیقت نزد هیچ کس نیست" روش مؤثر، منطقی و الهی به منظور رسیدن به توافق و تفاهم خواهد بود.
انسان در ارتباط با دیگران و برای طرح احساسات، نظرات و نیازهای خود، از ابزار بیان استفاده می کند، قدرت بیان از نعمت های گرانقدر الهی است که اگر شیوه بهره گیری از آن آموخته شود می تواند بسیاری از مشکلات انسان ها را برطرف و بسیاری از نیازهای آدمی را تأمین نماید.
انسان به عنوان یک فرستنده پیامی دارد که گیرنده ای آن را دریافت می نماید. در فاصله فرستادن پیام، بین فرستنده و گیرنده آفات و موانعی وجود دارد که گاه گیرنده پیام منظور نظر داشته است دریافت می کند. درچنین حالتی است که سوء تفاهم و سوء برداشت اتفاق می افتد. گفت گوی توأم با مدارا راهی مؤثر در حل مسأله و رفع اختلاف و سوء تفاهم می باشد.
سرگذشت بشر به خصوص در اختلافات و منازعات فردی و جمعی سرشار از تجارب عبرت آموزی است که ناشی از سوء تفاهم و عدم گفتمان اصولی است. قصه معرف انگور و عنب در مثنوی مولوی گویای این حقیقت است که همواره سوء تفاهم و سوء برداشت آفتی در روابط بشری بوده و هست. شما حرفی می زنید و دیگران برداشت دیگری می کنند. معمولاً گمان می شود که اگر سخن و مواضع دیگران مخالف حرف و مواضع ما باشد پس حتماً منافع آنها نیز لزوماً با منافع ما در تضاد است. در حالی که با صبر و مدارا و بررسی دقیق تر می توان به این نتیجه رسید که معمولاً منافع مشترک بیش از تضادهای موجود است.
ما می توانیم با آموزش و گسترش فرهنگ گفت و گو بهترین فرآیند در برخورد با اختلافات و تفاوت ها را پیدا کنیم. اگر نظری به آیه شریفه " فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه " بیندازیم خواهیم دید که تأکید آیه عباد و بندگان خدا است. عباد آنهایی هستند که وجود ثابت و مطلق خدا را به عنوان مالک و خالق مطلق هستی دریافته اند. ثمره پذیرش وجود ثابت خدا به عنوان خالق و صاحب کل هستی، رهایی از قید هوی و هوس خواهد بود و ثمره رهایی از هوی و هوس، انصاف پیدا کردن است که لازمه پذیرش حرف حق و توانایی دیدن دنیای غیر از خود می باشد. ثمره دیگر عباد بودن و بنده خدا شدن آرامش روانی است که زمینه درک و پذیرش حق و حقیقت را هموار می سازد، چرا که آدم مضطرب و بدون آرامش روانی هرگز نخواهد توانست حقایق خارج از وجود خود را درک و دریافت نماید.
امروز ، فرهنگ اسلامی جوامع و تمدن های بشری را به گفت و گویی دعوت کرده است که حاصل آن می تواند روشنگر فضل و برتری اندیشه و تفکر اسلامی بر تفکر و اندیشه سایر ادیان و ملل باشد. به جرأت می توان گفت که در هیچ آیینی به اندازه اسلام، آزادی اندیشه و عقیده وجود نداشته است، به طوری که مخالفین بتوانند حتی نزد رهبران آن اظهار عقیده کنند و به بحث و گفت و گو بنشینند و در قبول یا رد آن چه می شنوند، آزاد باشند.
در تاریخ زندگی پیامبر اسلام و سایر ائمه اطهار موارد فراوانی یافت می شود که مخالفین اسلام با آنها به بحث و گفت و گو می نشینند و انتقادهایی را که به اصول اسلام و یا فروع آن داشتند با کمال آزادی و صراحت بیان می کردند و بدون این که مورد کوچکترین اهانت واقع شوند ایرادهای آنها مورد نقد و بررسی قرار می گرفت. حضرت علی (ع) می فرماید: " رفتار شما با من به گونه تسامح و سازش نباشد و می پندارید برای من شنیدن حق سنگین است، و انتظار ندارم مرا بزرگ شمارید زیرا کسی که شنیدن حق و عدالت برای او سنگین باشد عمل به آن دو برای او سنگین تر است. از گفتار حق و راهنمایی به عدالت دست برندارید که من خود را بالاتر و ایمن از خطا نمی پندارم مگر این که خدا مرا کفایت کند."
در گفت و گوی مبتنی بر نظام تفکر اسلامی به دو جنبه توجه جدی می شود، قاطعیت در برخورد با حقانیت موضوع و نرمش پذیری در ارتباط با اشخاص. نرمش با افراد یعنی خود را به جای طرف مقابل قرار دادن و به خواسته و حرف او توجه کردن و به سود و صلاح طرف مقابل راه حل پیدا کردن و موضوع را از اشخاص جدا کردن یعنی رسیدن به نتیجه ای عاقلانه و مؤثر و سازنده.
اصول اولیه گفت و گو
برای انجام یک گفت و گوی مؤثر و منطقی، اصول اولیه ای را باید مدنظر داشت که موارد زیر می تواند از آن جمله باشد:
اول این که گمان نکنیم خداوند تمام حقیقت را در اندیشه و ذهن و زبان ما به ودیعه گذاشته است یعنی این که هر چه ما می دانیم و می گوییم عین حقیقت است و در نتیجه نیازی به صحبت با دیگران نداریم. وقتی که همه حقیقت پیش ما باشد دیگران می خواهند چه سخنی را بگویند و در این صورت دیگر چه نیازی به شنیدن سخنان دیگران وجود دارد؟ در چنین صورتی انسان میل به گفت و گو ندارد و بیشتر مایل است تک گویی کند و اگر بتواند و قدرت داشته باشد همگان را وادار به تسلیم و پذیرش سخن خود نماید.
دوم این که بنا را بر این نگذاریم که فردی که در حال صحبت کردن و گفت و گو با ماست حتماً غرض و مرضی دارد و در صدد یک جور فتنه و توطئه است و گمان نکنیم مواضع مخالف او، مخالف منافع ماست. اصل را بر صداقت بگذاریم و به او حق بدهیم و حتی اگر اهل گمراهی است برایش دلسوزی کنیم و با ادب و مهربانی با او گفت و گو کنیم.
سوم این که انسان معمولاً همه چیز را از دید خود نگاه می کند و معمولاً آنچه را که می خواهد، می بیند. لذا خود را به جای دیگران گذاشتن و از دریچه چشم آن ها آن ها به موضوع نگاه کردن برای مفاهمه و مدارا و گفت و گوی اصولی به نظر می رسد .
چهارم آن که مرز بین اختلاف و خصومت و مخالف و مخاصم را بشناسیم . در هر گفت و گویی ممکن است طرف صحبت ما دوست و یا حتی دشمن باشد . بایستی در گفت و گو به اصل موضوع عنایت شود و با جدا کردن موضوع از اشخاص ، رسیدن به نتیجه ای قابل قبول مد نظر قرار گیرد .
پنجم ، باور داشته باشیم که در گفت و گو می توان به توافقات عادلانه ای رسید که خواسته ها و نظرات مشروع و برحق طرفین در آن رعایت شود . در عین حال ، گفت و گو باعث بهتر شدن رابطه میان طرفین شده و یا حداقل از بدتر شدن رابطه آن ها جلوگیری خواهد کرد .
و بالاخره این که توجه کنیم هر گونه اصرار غیر منطقی بر حفظ مواضع خویش ، ما را در بند خویش گرفتار می سازد ، در نتیجه ، نفسمان با این موضع گیری پیوند خورده و پای حفظ آبرو و به کرسی نشاندن حرفمان به میان کشیده می شود و رسیدن به توافق مدبرانه ای که خواسته های طرفین را رعایت کند غیر ممکن می شود . هرگز نباید گفت " حرف مرد یکی است " ؛ گاهی حرف مرد دو تا هم می تواند باشد .
نقش معلمان در گسترش فرهنگ گفت و گو
بدیهی است گسترش و پیش از آن آموزش اخلاق و فرهنگ بایستی از ابتدای تربیت در منازل و سپس و هم زمان با آن در مدارس و توسط معلمین و مربیان صورت پذیرد ، و نقش معلمین در اشاعه و تقویت و آموزش این فرهنگ ( فرهنگ گفت و گو ) اساسی و بنیان ساز است .
پیشنهادهای کاربردی زیر برای صورت عملی بخشیدن به این نقش و رسالت عظیم می تواند قابل تامل باشد :
1-در آغاز سال تحصیلی ، بذر « چرا » را در فضای کلاس ها و مدارس خود بیفشانیم و سعی کنیم هر چه به آن ها آموزش می دهیم با دلیل باشد و هر چه به ما پاسخ می دهند با چرای ما همراه باشد .
2-در مقابل سوالات بچه ها ، صبورانه و محترمانه پاسخگو باشیم . هرگز دانش آموزی را به خاطر سوالی که کرده تحقیر نکنیم هر چند که آن سوال ساده و پیش افتاده باشد .
3-اگر پاسخ سوالی را نمی دانیم با صراحت بگوییم نمی دانم ، چرا که این خود درس بزرگی است از صداقت و شجاعت به دانش آموزان که بدانند همه کس ، همه چیز را نمی داند و هر کس بخشی از دانش را به همراه دارد .
4-با تسلط کافی نسبت به مفاهیم آموزشی و درسی به کلاس برویم تا مجبور نشویم در مقابل سوالات بچه ها ، پاسخ های بی ربط بدهیم و آن گاه ناچار باشیم بر پاسخ های غلط خود پافشاری کنیم .
5-در مقابل انتقاد و اعتراض دانش آموزان صبور باشیم و محترمانه حرف آن ها را گوش کنیم و چنان چه حق با آن هاست اقرار نماییم و حتی به آن ها با رفتارمان بیاموزیم که بگویند " معذرت می خواهم حق با شماست "
6-هرگز سعی نکنیم برای اشتباهات و خطاهای خود در حضور دانش آموزان دلیل بیاوریم و یا این که خدای ناکرده بخواهیم با زور آن ها را به پذیرش دلائل خود وادار کنیم . یادمان باشد اگر برای یک خطای خود هزار دلیل بیاوریم آن وقت می شود هزار و یک خطا .
7-برگزاری جلسات گفت و گو و پرسش و پاسخ و مناظره و مذاکره در خصوص مسائل مورد علاقه و ابتلای دانش آموزان در فضای مدارس و کلاس های درسی می تواند در تقویت روحیه گفت و گو موثر و کار ساز باشد .
8-معلمین گرامی دروس ادبیات و نگارش و علوم اجتماعی می توانند با طرح پروژه های تحقیقی و انشانویسی مطالبی پیرامون گفت و گو و مفاهمه و مدارا را به عنوان تکلیف به بچه ها بدهند .
10-در طراحی و تعیین برنامه آموزشی کلاس ، در روش تدریس و تقویم اجرایی و بودجه بندی تدریس دروس مربوطه می توان نظر دانش آموزان را جویا شد و در اجرا تاثیر داد .
11-در ابتدای هر سال تحصیلی ، اصول و مقررات اداره کلاس و نظم و انضباط و وظایف متقابل معلم و دانش آموزان را به روش گفت و گو و به وسیله خود دانش آموزان وضع و تدوین نماییم و به عنوان دستور العمل ثبت و طبق آن با بچه ها رفتار نماییم .
12-عدم قطعیت مطالب و دریافت های علمی و اجتماعی و انسانی را به دانش آموزان گوشزد کنیم و این باور را در بچه ها تقویت نماییم که مسئله چندین راه حل دارد که ممکن است با راه حل آن ها متفاوت باشد .


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر