۱۳۹۲ بهمن ۲۵, جمعه

کار معلم ، تولیدی و معلم تولید کننده است

خدارحم محمدشاهی
کارشناس ارشد تعلیم و تربیت و مدرس سابق مراکز تربیت معلم


معلمان را باید مولدان و تولیدکنندگان تربیت، بهسازی اندیشه ها و بینش ها، نگرش ها و مهارت ها، تخصص ها و در نهایت علم و فن آوری دانست و نگریستن به آنان و کارشان به مثابه یک پدیده و فعالیت هزینه بر و کاهنده، سخت بی انصافی و غیر علمی است.




قل هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون انما یتذکر اولوالالباب.
بگو ای رسول، آنان که اهل علم و دانشند با مردم جاهل و نادان یکسانند ( هرگز نیستند ) منحصراً خردمندان عالم متذکر این مطلبند. ( سوره مبارکه زمر، آیه 9)
اگر از بین تمام آیات و احادیثی که در باب علم و فضیلت عالم و برتری او بر جاهل و نادان وارد شده تنها همین بخش از آیه شریفه نهم از سوره مبارکه زمر را برگزینیم؛ درمی یابیم که خدای تبارک و تعالی اراده فرموده تا با این استفهام انکاری بر فضیلت و برتری عالم بر جاهل تاکید فرماید.
از سوی دیگر اگر از همه آن چه که علوم مختلف تجربی و انسانی درباره "کار" و "تولید" و "کار تولیدی" گفته اند تنها از فیزیک و اقتصاد مدد گیریم خواهیم دید که در فیزیک، کار عبارت از تغییر و جابه جایی است که در اثر وارد آمدن نیرویی به جسم در آن حاصل می آید و به لحاظ اقتصادی "کار" و "کارتولیدی" به فعالیتی اطلاق می شود که ثمر ه ای در برداشته باشد و به " ارزش افزوده ای" منجر شود.
ازسوی دیگر، می دانیم که تربیت به ساده ترین تعبیرش عبارت است از تغییرات حاصل در فرد در اثر تعامل طبیعت (فطرت و وراثت) او و محیط (تجارب غیر عمدی و عمدی) زندگی اش. به بیان توضیحی توانایی ها، نهاده خدایی در فرد و استعدادهای بالقوه افراد به منصه ظهور درنمی آید و از قوه به فعل نمی رسد مگر به مدد مساعدت و یاری محیط. در فرآیند تربیت هدفدار و کمال گرا و مطلوب بر تجارب اتفاقی و رخدادهای غیر عمدی و سازمان نایافته نمی توان چندان دل بست و منتظر ماند تا کودک (فرد) در اثر کارکردهای اتفاقی و حوادث غیر مترقبه پیش بینی نشده رمز و راز و راه و چاره زندگی را دریابد و همه تربیت فرد را به آن واگذاشت و دست بر دست نهاد.
بلکه برعکس باید دست به کار شد و در فرآیند یک تربیت هدف دار و تغییرات مطلوب قصد شده در کار محیط و اتفاقات و رخدادهای آن دستکاری کرد ، آنها را سازمان دهی و بازچینی کرد و به ساماندهی شان پرداخت تا بهترین نتایج مورد نظر از آنها برداشت شود و این همان رخدادهای عمدی یا ساماندهی محیط و فرآیند یاددهی- یادگیری است.
از آن چه گذشت درمی یابیم که :
الف) بین عالم (دانا) وجاهل (نادان) تفاوتی آشکار و قابل ملاحظه وجود دارد و این تفاوت به نفع دانایان است.
ب) این تفاوت ناشی از نوعی کار- حتی به تعبیر فیزیکی- است که بر روی جاهل انجام شده و به برکت نیرویی که در این راه به کار گرفته و صرف شده است حاصل آمده و فرد نادان را از وضعیت نادانی به وضعیت دانایی تغییر مکان داده است؛ پس "کار" صورت گرفته است.
ج) به لحاظ اقتصادی این تغییر به نوعی منجر به ارزش افزوده شده که به برکت آن و به تایید قرآن کریم، دانا بر نادان، فضیلت و برتری یافته است"ارزش افزوده".
حال باید دید منبع این "کار" چیست و از کجاست؟
اگر نگوییم تمام ، دست کم باید اذعان کنیم که بیشترین سهم این نیرو به "معلم"،بینش، دانش و روش های او برمی گردد.
اوست که یشترین آموزش (آموزش عمدی) را می دهد و فرصت های یاددهی- یادگیری را تدارک دیده و ساماندهی می کند تا مناسب ترین نتایج مطلوب و به اندازه کفایت؛ یعنی آن قدر که نه حوادث شکننده و ناامید کننده باشند و نه غرورآور و توهم زا.
"معلم" با ساماندهی تجارب مناسب برای یادگیری فرد باعث تربیت وی می شود و به تعبیری در تغییر و جابه جایی وی از وضعیتی به وضعیت دیگر مؤثر می افتد، پس او صاحب "کار" است و "کارگر" و کارش "مولد" است با ارزش افزوده، پس "مولد" است و "تولیدکننده"؛ لذا "سرمایه" است نه "هزینه"، "منبع" است نه "مخزن".
"سرمایه" می افزاید و "هزینه" می کاهد، منبع می افزاید و "مخزن" می کاهد و پایان می پذیرد.
معلمان را باید مولدان و تولیدکنندگان تربیت، بهسازی اندیشه ها و بینش ها، نگرش ها و مهارت ها، تخصص ها و در نهایت علم و فن آوری دانست و نگریستن به آنان و کارشان به مثابه یک پدیده و فعالیت هزینه بر و کاهنده، سخت بی انصافی و غیر علمی است.

* سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر