۱۳۹۲ بهمن ۲۵, جمعه

فرشیدی و تشکل‌هاي صنفی

روزنامه قانون ، شنبه ، 14 دی ماه 1392 ، جامعه 
علی  پورسلیمان *

تابستان 85 بود. پس از درخواست کتبی که پس از به وزارت رسیدن آقای فرشیدی به دفتر ایشان داده بودم ، سرانجام و پس از یک وقفه نسبتا طولانی، از دفتر آقای فرشیدی با من تماس گرفتند و زمان ملاقات را مشخص کردند. دقیق یادم نیست ساعت چند بود ولی به نظرم بعد از ظهر بود که 15 دقیقه قبل از ساعت مقرر به درب ساختمان وزارت واقع در خیابان سپهبد قرنی رسیدیم.
ما 3 نفر به اتفاق محمد داوری و شیرزاد عبداللهی بودیم. تلفن من زنگ خورد و شخصی پیرامون قرار ملاقات ما صحبت مي‌کرد و مي‌گفت مشکلی پیش آمده و قرار لغو شده است . من هم قدری با عصبانیت پاسخ او را دادم و اصرار کردم که باید وزیر را ببینیم ، مگر ما مسخره هستیم که این گونه با ما برخورد مي‌شود. خلاصه ما با سماجت به داخل ساختمان رفتیم و پس از حدود نیم ساعت انتظار از ما خواستند به اتاق مدیر کل دفتر وزارت برویم . در آن جا دو نفر از دفتر مدیر کل که مسئولیت و نام آن‌ها را به خاطر ندارم از ما خواستند که ما مطالبات مان را به آن‌ها منتقل کنیم تا آن‌ها نیز به وزیر منتقل کنند و اصرار داشتند که جلسه ای اضطراری برای وزیر پیش آمده و نمی‌توانند ما را بپذیرند.
پس از حدود یک ساعت بحث و جدل و اصرار ما بر این که به هر طریق ممکن باید این ملاقات انجام شود آن ‌ها موافقت کردند و گفتند فقط یک نفر مي‌تواند با وزیر ملاقات کند . محمد داوری و شیرزاد عبداللهی موافق بودند که من بروم . اما من با اصرار گفتم که این تقاضایی است که از طرف یک تشکل معلمی‌مطرح شده و مسئله شخصی نیست و باید گروهی انجام شود و با سماجت آن‌ها را مجبور کردم که ما را بپذیرند. پس از ساعت‌ها معطلی بالاخره موفق شدیم خدمت آقای وزیر برویم . در دفتر آقای فرشیدی غیر از خود او یک مرد مسنی بود که مطالب را یادداشت مي‌کرد و گویا از مشاوران نزدیک یا همکاران دفترش بود. هر چند با اکراه ما را پذیرفتند و این اکراه در چهره آقای فرشیدی و همکارش کاملا نمایان بود اما ما بی توجه به این مسائل مصمم بودیم مسائل را مطرح کنیم .
هر کدام از ما در حدود نیم ساعتی مطالبی را پیرامون مشکلات صنفی معلمان ، تشکل‌ها و مطالبات مختلف به ویژه وعده‌هاي داده شده توسط وزیر مطرح کردیم که آن روزها مسائل روز و اساسی جامعه فرهنگیان بود که البته هنوز هم چنان بخش زیادی از آن باقی است. سپس فرشیدی رفت و از داخل یک قفسه جزوه ای آورد و گفت : « آن چه که من در جلسه رای اعتماد مجلس ارائه کردم وعده و برنامه نبود، بلکه پیشنهادهاي من بود و کسی برای ارائه پیشنهاد که نباید مواخذه شود. » سپس ایشان هم به طور خلاصه از عملکرد خود دفاع کرد و به مشکلاتی که معلمان دارند و به او مراجعه مي‌کنند تا ایشان آن را حل کند اشاره کرد و بعد هم به دلیل تنگی وقت ، زمان خداحافظی رسید.
اما نکته اصلی که برای من فراموش نشدنی است لحظه خداحافظی بود . وقتی هنوز دست فرشیدی در دستم بود از او پرسیدم « آقای فرشیدی من اگر دوباره خواستم به ملاقات شما بیایم ترجیح مي‌دهید به عنوان یک معلم مرا بپذیرید یا یک عضو تشکل؟» و این پاسخ آقای وزیر بود که همچون ویرانه ای بر سر من خراب شد . او گفت : « فکر کردن به این چیزها برای من حرام است و من ترجیح مي‌دهم شما را به عنوان یک فرد بپذیرم.» از آن زمان تا کنون ، سال‌ها گذشته است. چندی پیش آقای فرشیدی گفته بود: « تشکل‌های صنفی تعریف مناسبی در مجموعه آموزش و پرورش نیست چرا که با این واژه شاهد تحقیر بار معلمی‌هستیم ، در حقیقت صنف بیشتر مربوط به مشاغل آزاد است .
اگر تشکلی موضع‌گیری کارشناسانه و حتی غلط داشته باشد باید از آن استقبال شود اما برخی از مسئولان تحمل هرگونه نقدی را ندارند. تشکل‌هایی باید در جمع معلمان فعال شود که از حقوق معلمان در ابعاد مختلف حمایت کنند. تغییر و تحولات باید بر اساس مصلحت نظام تعلیم و تربیت باشد به گونه‌ای که فرد اصلح‌تری جایگزین شود نباید در تغییر مدیریت‌ها بر اساس گرایش‌های حزبی، گروهی و سیاسی رفتار کرد در حقیقت باید ضابطه مندی بیشتری در رابطه با تغییر و تحولات مدیریتی در آموزش و پرورش حاکم شود.»
اما آیا فرشیدی تغییر کرده است؟
آیا او سعی مي‌کند تفکر خود در مخالفت با تشکل‌هاي معلمی‌منتقد و مستقل را در قالب عبارات دو پهلو و مبهم و در مقام حمایت از «حقوق معلمان» پنهان کند؟
آیا وقایعی که در اسفند 85 و در زمان وزارت ایشان و در مقابل دیدگان همگان رخ داد ، " تحقیر معلمی‌و معلمان" نبود؟
آیا برگزاری "‌سوالات توهين‌آميز در آزمون ضمن خدمت فرهنگيان" که همگان در تقبیح و محکومیت آن گفتند و سازمان معلمان ایران اولین تشکل معلمی‌بود که آن را محکوم کرد ، تحقیر تعلیم و تربیت و معلمان نبود؟
یک بار در همین ستون ، با عنوان " فرشیدی و چند سوال " سوالاتی را از ایشان به جد مطرح کردم اما پاسخی نشنیدم. ایشان همچنان و حتی در مواقعی از موضعی بر حق و طلبکارانه با دیگران سخن مي‌گوید! شاید بهتر باشد که آقای فرشیدی با افکار عمومی‌فرهنگیان صادق و رو راست باشد.
چون تاریخ ، هیچ گاه فراموش نمی‌شود.

*كارشناس آموزش

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر