گزارشگر : علی پورسلیمان
در ابتدای این جلسه ، مصلحی از انجمن اسلامی معلمان ضمن خیر مقدم به حاضران عنوان نمود که تشکل ها جلسات منظمی را برگزار می کنند و سعی کرده و می کنند تا با مسئولان وزارت آموزش و پرورش نشست هایی را به منظور تعامل داشته باشند .
در اولین جلسه ای که با آقای دکتر فانی داشتیم گفتیم که مجامع بسیاری در وزارت آموزش و پرورش تشکیل می شود و پیشنهاد کردیم که از تشکل ها نیز در جلسات کاری دعوت شود که البته تاکنون معطل مانده است .
یکی از بخش هایی که تاکنون در جایگاه اصلی خود قرار نگرفته است ، بخش " سنجش آموزش و پرورش " است .
به نظر می رسد بخش " اجرا " را به " صف " بسپاریم و وزارتخانه کارهای اجرایی را از دوش خود بردارد و مدیران مناطق و مدارس به اقتضای شرایط خودشان طراح و مجری باشند و آموزش و پرورش فقط منبع قوانین و نظارت و پیگیری باشد و بخش سنجش هم دائما انجام شود و فقط برای دانش آموز نباشد و همه جای آموزش و پرورش سنجش صورت گیرد و نقاط قوت و ضعف را پایش کند .
آموزش و پرورش اصولا نیازی به این بدنه ندارد و در همه جای دنیا نیز چنین ستادی برای آموزش و پرورش وجود ندارد . مهم تر این است که سنجش را نهاینه کنیم .
در سیستم کنونی ، عملکرد مدیران شفاف نیست و عملکرد مدیران ارزیابی نمی شود و متاسفانه انتصابات سیاسی است و شفاف نیست و معلوم نیست که به فرض یک مدیر چه چیزی را تحویل گرفته است و چه چیزی را تحویل داده است ؟
به نظر می رسد که مرکز سنجش باید شاخص هایی برای ارزیابی آموزش و پرورش درهمه سطوح که طراحی کند که مهم ترین آن ، سنجش آموزشی و تربیتی است .»
پس از آن آقای دکتر عمادی ، رئیس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش گفت : « سال 1384 مدیر آموزش و پرورش خوزستان بودم . وقتی آقای فرشیدی وزیر آموزش و پرورش شد به من گفتند که می خواهند کسی را به جای من منصوب کنند . من در پاسخ گفتم که آیا شما تا به حال مرا دیده اید و آیا از عملکرد من اطلاع دارید و یا این که به خاطر سابقه سیاسی من است ؟
آقای فرشیدی هم در پاسخ گفت : « همین تغییرات ممکن است موجب تشفی خاطر معلمان شود ! »
روز اول که به دعوت آقای دکتر فانی آمدم به ایشان گفتم که این بخش مرکز سنجش پیشرفت تحصیلی بوده است اما ماموریت اصلی این بخش باید سنجش همه مولفه ها باشد . باید ساختار جدید مناسب با ماموریت را پیش بینی کنیم و مرکز مطالعات در آن باید گنجانده شود .
شورایی تشکیل دادیم و ماموریت راهبردی را مورد مطالعه قرار دادیم و این مرکز باید همه جای وزارت آموزش و پرورش را مورد سنجش قرار دهد .
در حال حاضر ، مرکز آمار و فن آوری کار آمار را انجام می دهد . بیش از 60 مورد سامانه آماری در وزارت آموزش و پرورش وجود دارد که 22 مورد آن در مورد دانش آموز است . همان گونه که سامانه آماری داریم باید " سالنامه سنجش " هم داشته باشیم . آمار و داده ها باید معنی دار شود و این داده های آماری باید عملیاتی شوند .
در جامعه ، آموزش و پرورش را از صفر تا صد تجزیه و تحلیل می کنند . هر کس در مورد آموزش و پرورش نظری دارد و این وضعیت نشان می دهد که آموزش و پرورش چیزی از خودش ندارد و ارزیابی واقعی از بخش های مختلف خودش ندارد .
سالنامه سنجش و یا " گزارش ملی آموزش و پرورش " نیاز مبرم ماست . ما نیازمند این گزارش ملی هستیم . آمار باید از روایی برخوردار باشد . مرکز فن آوری و آمار می گوید که هر 10 روز یکبار اطلاعات به روز می شود اما اطمینانی در مورد منشا این داده ها وجود ندارد .
ما باید در یک برش ملی ، عملکرد آموزش و پرورش را در قسمت های مختلف تجزیه و تحلیل کنیم . باید یک نظام گزارش گیری داشته باشیم و سرجمع آن " گزارش ملی سالانه " شود .
ساختار فعلی ناقص است که متناسب با ماموریت آن نیست .ایده ما این است . البته بخش امتحانات هم مهم است . کنکور در حال حذف شدن است . آموزش و پرورش باید ظرف 5 سال سه سال آخر متوسطه را مستند کرده و آن را تحویل سازمان سنجش دهد .
امسال قرار است این سوابق 25 درصد در کنکور تاثیر داشته باشد . قبلا تاثیر آن مثبت بوده است اما امسال قرار است این تاثیر هم منفی باشد و هم مثبت .
در حال حاضر در مقطع ابتدایی و در بخش ارزشیابی ، یک سری واژه ها جانشین عدد شده است ، هر چند تحول خاصی نسبت به قبل رخ نداده است . از سوی دیگر ، در آخر دوره متوسطه ، باید یک سری اعداد عینی تحویل سازمان سنجش دهیم که قابل اندازه گیری باشد و این دو گانگی در مقاطع ، یک نوع تناقض است .
به نظر من ، باید دفتر ارزشیابی در معاونت ابتدایی به مرکز سنجش باید ملحق شود و نباید جداگانه باشد ، همین طور باید اداره کل ارزیابی باید بخشی از این مرکز باشد .
برای تدوین گزارش ملی باید ساختاری جدا ( مستقل ) از آموزش و پرورش داشته باشیم که البته این نقطه ایده آل و مطلوب است و تا آن جا راه زیادی در پیش داریم .
در آموزش و پرورش انواع معاونت ها وجود دارد که بعضا چیز زیادی است اما سنجش باید یک معاونت باشد که کل سیستم را ارزیابی کند .البته این پیشنهاد را به آقای دکتر فانی داده ام .
در برنامه درسی ملی یک بخشی به نام ارزیابی و یا ارزشیابی وجود دارد و باید درکنار سند تحول بنیادین دیده شود . سنجش باید تفکر را بسنجد .
سیستم آموزشی کشور در حال حاضر " حافظه محور " است .
برنامه درسی ملی اگر شفاف باشد می تواند بخشی از این مشکلات را حل کند . بخشی از همین امتحانات نهایی نیمه حضوری شده است . آن چه که ما می سنجیم یک سری سوالات تکرار پذیر است . دفتر تالیف ، کتابی را تدوین می کند ، آن چیزی که در ضمن خدمت انجام می شود و آن چه که در کلاس درس توسط معلم انجام می شود و... با یکدیگر تفاوت قابل ملاحظه ای دارند ...
اگر سنجش به این قسمت ها برود می تواند بخش پنهان را مدیریت کند و تاثیر گذار باشد و نمرات را واقعی کند .
به عنوان نمونه در کنکور یک سال ، در درس فیزیک یک نفر توانسته بود 97 درصد تست بزند و 100 درصد نداشتیم ؛ اما در همین درس ، 14700 نفر در درس فیزیک نمره بیست گرفته بودند !
در ادامه ، عباسپور از کانون مدرسان دانشگاه فرهنگیان گفت : « باید واقع بینانه ، خواسته ها تبدیل به برنامه شوند . دنبال تغییر ساختار رفتن زود است . گروه دیگری می آید و آن را کنار می گذارد . باید دید مانع کار کجاست ؟
واقعا کسی که در کلاس درس است باید در برنامه ریزی دخالت داشته باشد . باید ببینیم که چه چیزی را می خواهیم بسنجیم . قسمت ستاد و صف با هم فاصله زیادی دارند . در همین بخش توصیفی ، هدف های زیبایی ترسیم شد اما معلم آن قدر درگیر کارهای اجرایی شد که نقشه راه را فراموش کرد ...
پس از آن ، هاشمی از سازمان معلمان ایران گفت : « مثلی وجود دارد که می گوید : " شتر اسبی بوده است که در شورای ایرانی ، طراحی شده است ! " چندی پیش برای بودجه نویسی فردی را از هند دعوت کرده بودند . او هم در پایان گفته بود شما که بودجه نمی نویسید ! پول نفت را وسط می گذارید و هر کسی زورش بیشتر باشد ، سهم بیشتری می برد !
در آموزش و پرورش هم ، وضعیت همین گونه است . وزیر یک ایده آل هایی در ذهنش است . ما فکر می کنیم وزیر ، چقدر می تواند در هیات دولت سهم بگیرد !
به نظر من ، به دو دلیل به پاسخ درست نمی رسد . این دو عامل اگر باشند می توان راه به جایی برد :
اگر در زیر مجموعه خود بتوانید فضایی آزاد ایجاد کنید که افراد بتوانند قسمت های مختلف را نقد کنند ؛ دوم این که افراد متخصص دعوت شوند و یک فضایی فراهم شود تا آموزش و پرورش به یک چالش ملی تبدیل شود .
به نظر من ، باید در بخش سنجش ، حقوق دانش آموز عایت شود و فرآیند سنجش هم از پایین به بالا باشد . »
باغانی از کانون صنفی معلمان گفت : « بالاترین سطح سنجش باید در کشور آمار باشد . قسمت مهمی از مشکلات کشور به همین بخش آمار بر می گردد . درآمار باید امانت رعایت شود . بخش های مختلف آموزش و پرورش باید بر مبنای آمار واقعی فعالیت کنند گروه متخصص باید در یک فضای آزاد فعالیت کنند . »
رئیس زاده از کانون صنفی معلمان در ادامه گفت : « تشکل های صنفی می توانند همین کار سنجش را انجام دهند . باید دید ماموریت اصلی آموزش و پرورش و هدف آن چیست ؟
ما وقتی سنجش می کنیم باید مبدا و مقصد را بشناسیم . باید بر اساس آمار ببینیم چقدر به هدف نزدیک شده ایم .
کار ما به عنوان تلاشگر صنفی ، ارائه این بازخوردها به شماست .
باید ببینیم چه چیزی به بچه ها ارائه می کنیم و چه چیزی از آن ها می خواهیم ؟ »
در ادامه ، مصلحی پیشنهاد کرد که ارتباط کاری تعریف شده ای در قالب کار گروه و یا کمیته بین تشکل های معلمان و ستاد آموزش و پرورش شکل بگیرد . تشکل ها می توانند بلند گو های خوبی در بدنه آموزش و پرورش باشند .
در پایان ، آقای دکتر عمادی ، محتوای جلسه را خوب و مفید ارزیابی کرده و گفت که این جلسات استمرار داشته باشد .
او گفت که معلمان در قالب تشکل ها فعالیت کنند . او اظهار امیدواری نمود که بتواند نگاه درست و منطقی به مقوله " سنجش "را در آموزش و پرورش نهادینه نماید .البته برای کار باید بتوان ظرفیت سازی قانونی را با استفاده از پتانسیل تشکل های معلمان انجام داد .
پایان گزارش /
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر