۱۳۹۲ بهمن ۲۵, جمعه

اسلامی شدن مدارس

مهدی خلیلی 
نویسنده و روزنامه نگار ( همکار سخن معلم ) 


عدم موفقیت طرح عفاف و حجاب،افزایش آسیب های اجتماعی وکاهش سن اعتیاد و موارد دیگری را می توان نام برد که ناشی از نا کارآمدی آموزش و پرورش در حوزه تربیتی است .
از منظر جامعه شناسی ،  عدم توفیق اسلامی کردن مدارس در مواردی چون ارایه حرف های کلی وبدون نظم ونسق منطقی ، حسی گرایی غالب دانش آموزان ، عدم مرجعیت معلمان با تضعیف معیشت و منزلت فرهنگیان ،تناقض شدید گفتار و رفتارنظام های اجتماعی ،جهانی شدن و عصر ارتباطات را نام برد و بدون توجه به این مسایل هیچ توفیقی در این زمینه به دست نمی آید.



 یکی از مهمترین اهداف سند چشم انداز، اسلامی سازی مدارس است.
نظام تعلیم و تربیت قصد دارد تا با تغییر در محتوای آموزشی و به تعبیری اسلامی سازی درس ها و همچنین ساخت مجتمع های آموزشی حیات طیبه، ایجادمراکز آموزش حوزوی در بدنه آموزش و پرورش و تاسیس مدارس قرآنی به این مهم دست یابد .
اسلامی شدن مدارس از دو جنبه تاریخی و جامعه شناختی قابل تدبر وتامل است .بعد تاریخی مساله اسلامی سازی مدارس از این حیث مهم است که از آموزش و پرورش انقلاب اسلامی 34 سال می گذرد و مهمترین شاخصه ی انقلاب اسلامی ایران، انقلاب فرهنگی بود تا در راستای آن فرهنگ انقلابی نیز تحقق یابد ، اما با گذشت 35 سال هنوز نه انقلاب فرهنگی به زعم مسوولان تحقق یافت ونه فرهنگ انقلابی. ازسال های نخست انقلاب، شور انقلابی غالب به مهمترین رکن فرهنگ سازی کشورسرایت کردتا قالب مدارس و دانشگاه ها اسلامی و انقلابی گردند اگر چه در بعضی اوقات شعور برشور چیره می گشت تا شاید اوضاع نابسامان تعلیم وتربیت اندکی نظم و نسقی یابد وشعارهای اول انقلاب به گونه ی تحقق یابد و با اصلاح تعلیم و تربیت کشور ،نظام سیاسی و اقتصادی کشور نیز اصلاح گردد.
در واقع آنچه درباره تعلیم و تربیت پس از انقلاب اسلامی سخن گفته شددو گونه است:گروهی که در پی تحقق مدینه فاضله ای در آموزش و پرورش بوده انداما این گروه همخوانی چندانی با واقعیت های جامعه و نظام آموزش و پرورش نداشته و هیچ برنامه مشخصی در این راستا نداشته و در چنته شان جز ماده خام هایی مناسب نبود و مسوولانی که هر کدام در دوران زمامداری در حوزه تعلیم و تربیت ترجیح داده اند به جای برنامه ،طرحی مبهم و خیالی از اسلامی شدن مدارس ترسیم کنند و بسته به فهم و سلیقه –و نه الزاما تفکر و اندیشه –شان از فضل پیروان خود را با قصه های اساطیری مسحور نمایند.این گروه عادت کرده اند به گفتن حرف های خوب کلی.حرف هایی که قابل مناقشه و چالش نیستند. حرف هایی که اساسا نه قابل رداند و نه قابل اثبات. فقط خوب اند.و هم این خوبی شان راهگشا است . خوبی خوب حرف زدن این است که مطالبه و داوری و قضاوت ندارد. خوب خوب است دیگر باید بشود.
اما گروه دیگربر این باوربوده که تعلیم وتربیت بیش از هر زمان نیازمند " واقعیت نگری "  است .واقع بینان و سیاست گذارانی که عینکی از تحلیل و تفکر بر چشم نهند و به جای چشم بستن و سر در برف کردن و دل خوش داشتن به رویاهای مبهم ،دیده بر واقیعت هایی که هست بیندازند.عدم موفقیت طرح عفاف و حجاب،افزایش آسیب های اجتماعی وکاهش سن اعتیاد و موارد دیگری را می توان نام برد که ناشی از نا کارآمدی آموزش و پرورش در حوزه تربیتی است.اما از منظر جامعه شناختی،اسلامی سازی مدارس ازجنبه های ساختار گرایانه وکارکرد گرایانه مورد توجه وتامل است و این دو می بایست در خدمت مهمترین رکن مدارس یعنی دانش آموزان قرار گیردتا دانش آموزانی با نگرش اسلامی و انقلابی پرورش یابند.
از منظر جامعه شناسان و روان شناسان نگرش از سه عنصر شناختی ،عاطفی و رفتاری تشکیل می شوند.بعد شناختی ،همان بعد آگاهی بخشی و اطلاعاتی است .بعد عاطفی نگرش همان بعد احساسی و هیجانی است و در نهایت این دو به بعد رفتاری منجر می گردد.بنابراین نگرش زمانی تحقق می یابد که هر سه عنصر شناختی ،عاطفی و رفتاری شکل بگیردکه متاسفانه مسوولان تعلیم وتربیت از آن غفلت نموده و به سطوح شناختی یا عاطفی بسنده کرده اند.البته این اصل مبرهن فراموش نشود که همه نظام های تعلیم وتربیت دنیا در پی تربیت دانش آموزانی با خصوصیات اخلاقی کمال گرایی هستند که دروغ نگویند ،دزدی نکنند وایثار گری ارزشمند است. بگذاريد از نامه اي كه ابراهم لينكلن به آموزگار پسرش مي نويسد برايتان بگويم به پسرم درس بدهيد او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نیستند، اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد،‌ انسان صديق هم وجود دارد. به او بگوييد، به ازاي هر سياستمدار خودخواه رهبري جوانمرد هم يافت مي شود... مي دانم كه وقت مي گيرد،‌اما به او بياموزيد كه اگر با كار و زحمت خويش يك دلار كاسبي كند،‌بهتر از آن است كه جايي روي زمين 5 دلار بيابد.
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود،‌اما با تقلب به قبولي نرسد و ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد ...
 به راستی چرا در امر تربیت توفیقی بدست نیاورده ایم و هنوز در ابتدای راهیم و آغاز مسیر.آنچه در اموزش و پرورش و اسلامی کردن مدارس در این سه دهه گذشت صرفا بعد شناختی و عاطفی داستان است.در نهایت دانش آموز می تواند 90 درصد سوالات بینش اسلامی را پاسخ دهد اما آیاهمان دانش آموز تغییری در رفتار او ایجاد گردیده و دیندارتر می شود؟
بنابر این از منظر جامعه شناسی عدم توفیق اسلامی کردن مدارس در مواردی چون ارایه حرف های کلی وبدون نظم ونسق منطقی ،حسی گرایی غالب دانش آموزان ، عدم مرجعیت معلمان با تضعیف معیشت و منزلت فرهنگیان ،تناقض شدیدگفتار و رفتارنظام های اجتماعی ،جهانی شدن و عصر ارتباطات را نام برد و بدون توجه به این مسایل هیچ توفیقی در این زمینه به دست نمی آید.

سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر