

علی پورسلیمان *
آیا آستانه تحمل معلمان در کلاس و در مواجهه با دانشآموزان کاهش یافته است؟ چه عوامل یا شرایطی سبب میشوند تا برخی معلمان ترجیح دهند دیگر دانشآموزی در کلاس نباشد؟ آیا با اخراج دانشآموز از کلاس، مشکلات آموزشی یا تربیتی در آن کلاس یا واحد آموزشی کاهش مییابد؟ آیا معلمان درزمینه برقراری ارتباط و طراحی یک شبکه ارتباطی موثر یا دوسویه با دانشآموزان موفق بودهاند؟
از ابتدای مهر تاکنون و در پایه دوم و سوم دبیرستان که جمع دانشآموزان آن بالغ بر 115 نفر میشود بیش از 145 مورد اخراج از کلاس توسط معلمان داشتهایم یعنی برخی دانشآموزان بیش از یکبار از کلاس اخراج شدهاند. بهعنوان مثال، در یک روز آمار دانشآموزان اخراجشده از کلاسها توسط دبیران بیش از 21 مورد بوده است. دبیری از ابتدای سال تحصیلی تاکنون بیش از 38 مورد اخراج از کلاس داشته است، درحالی که این دبیر در هفته فقط یک روز به مدرسه میآید. از او سوال کردم بهنظر شما تا چه میزان این اخراج از کلاسها منطقی یا قابل رسیدگی بودهاند و او با قطعیت و جدیت پاسخ میدهد، «فقط یکسوم!» آیا آستانه تحمل معلمان در کلاس و در مواجهه با دانشآموزان کاهش یافته است؟
چه عوامل یا شرایطی سبب میشوند تا برخی معلمان ترجیح دهند دیگر دانشآموزی در کلاس نباشد؟
آیا با اخراج دانشآموز از کلاس، مشکلات آموزشی یا تربیتی در آن کلاس یا واحد آموزشی کاهش مییابد؟
آیا معلمان درزمینه برقراری ارتباط و طراحی یک شبکه ارتباطی موثر یا دوسویه با دانشآموزان موفق بودهاند؟
اخراج دانشآموز از کلاس، پیروی از یک گونه «الگوی حذف» است و تابع یک الگوی ارتباطی یا «حل مساله» نمیتواند باشد. از سوی دیگر، تراکم دانشآموزی بالا در کلاسها ضمن ایجاد اختلال از بروز خلاقیت یا نوآوری، موجب میشود تا معلم نتواند آنطور که باید اصل «تفاوتهای فردی» را در کلاس و در فرآیند یادگیری در نظر گرفته و در نهایت نقش او که میتواند بهعنوان «راهنمای آموزش» یا «تسهیلکننده جریان یادگیری» باشد به یک «ایجادکننده نظم» یا «مبصر کلاس» تبدیل شود. یافتههای پژوهشی و نیز اصول تعلیم و تربیت، اخراج دانشآموز از کلاس را تجویز نمیکند امامهم آن است که شرایط یا ویژگیهای لازم برای تعدیل این مساله باید توسط سیاستگذاران و برنامهریزان آموزشی فراهم شود و نیز انتظارات و بایستهها از معلم در چارچوب این وضعیت، تعریف یا تبیین شود.
نخستین گام، استانداردسازی حداقل شرایط فیزیکی یا سختافزاری برای اداره کلاس است. برای تحقق این مساله، مسئولان باید از سطح شعار یا وعده عبور کرده و با بهرهوری از تمامی امکانات و نیز یک برنامهریزی دقیق ، زمانمند و مستمر، آن را بهتدریج مرتفع کنند. مرحله بعد، فراهمکردن شرایط و امنیت روانی و فکری لازم برای فعالیت در کلاس است.
معلمی که از سطح نیازهای اساسی یا اولیه عبور کرده باشد بهتر و موثرتر میتواند این فرآیند را طراحی و اجرا کند. بااین حال و تا تحقق شرایط مذکور، شاید بهتر باشد که معلمان و دستاندرکاران آموزش از همه ظرفیتها و پتانسیلها نظیر فرآیند «تشویق و آمادهسازی» بهره جسته و کار آخر را در پله اول انجام ندهند ! انرژی انباشته شده در کلاس باید توسط مدیر کلاس یعنی معلم مدیریت شود و بهترین و کمهزینهترین راه، استفاده از ظرفیت گفتوگو و نقادی در کلاس است.
* کارشناس آموزش و پرورش
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر