

علی پورسلیمان *
حذف زنگ انشا و ضرورت احیای موثر آن
نظام آموزشی ما قادر به تطابق خود با نیازهای روز نیست و در ساختار تعریف شده، به مهمترین وجه آموزش که همان قدرت فکر و خلاقیت است پرداخته نمیشود. نظام آموزشی باید بتواند از مرحله «تراکم سازی محفوظات» عبور کرده و به سطح ترکیب، ارزشیابی و بازآفرینی برسد...
آقای روحانی در ابتدای سال تحصیلی از لزوم احیای زنگ انشا در مدارس سخن راند.
آیا زنگ انشا از مدارس حذف شده است؟
در صورت مثبتبودن پاسخ، چه دلیل یا دلایلی برای حذف این فرصت خلاقیتپروری از محیط مدارس مطرح بوده است؟ حذف زنگ انشا به تابستان سال ۸۹ میرسد، زمانی که وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: «با تدوین کتابهای ادبیات فارسی در مقاطع تحصیلی در مدارس کشور دیگر درس مستقلی به نام انشا در مدارس وجود ندارد و دانشآموزان به جای انشا تنها تمرینهایی برای خاطرهنویسی و توصیف انجام میدهند».
در واقع، دانشآموزان در کنار ۴درس املا، آیین نگارش، زبانشناسی و دستور زبان به جای انشا، تنها تمرینهایی برای خاطرهنویسی و توصیف انجام میدهند. با تدوین کتابهای «بخوانیم و بنویسیم» در مقاطع تحصیلی عملا دیگر جایی برای زنگهای انشا در مدارس وجود ندارد. کتاب فارسی در ۲ جلد جداگانه با عنوانهای بخوانیم و بنویسیم تدوین شده بود و این ۲کتاب کاملا با هم مرتبط و هماهنگ هستند. کتاب بخوانیم برای تقویت مهارتهای خواندن، گفتن و شنیدن و کتاب بنویسیم برای تقویت مهارت نوشتن است. شکل تدوین این کتاب و تدریس معلم به شکلی شده است که در درس آیین نگارش تمرینهایی برای خاطرهنویسی و توصیف وجود دارد که به شکلی بسیار محدود همان انشای سالهای گذشته است، همچنین در این کتاب دانشآموزان به تمریناتی برخورد میکنند که در زمینه علوم، تعلیمات اجتماعی، دینی و... است. اما باز فصل و موضوعی در رابطه با انشا وجود ندارد.
درواقع، با سنگینتر شدن کار معلم دیگر عملا فرصتی برای پرداختن به درس «انشا» در کلاسها باقی نمیماند! هرچند به فاصله کوتاهی از انتشار خبر حذف زنگ انشا در مدارس، فاطمه قربان، معاون ابتدایی وزارت آموزش و پرورش به تکذیب این خبر پرداخته و ضمن تاکید بر اینکه وزارت آموزش و پرورش قصد تضعیف این درس را ندارد بلکه درصدد تقویت آن است، چنین گفت: «با توجه به اهمیت انشا، امسال این درس مورد تاکید قرار گرفته است. به معلمان دستورالعملهایی داده شده است تا زنگ انشا را صرفا در کلاسهای بسته محدود نکنند و موضوعاتی را در فضاهای خارج از کلاس ازجمله طبیعت به دانشآموزان ارایه دهند.»
با توجه به اهمیت درس انشا که نوعی خلق و آفریدن و مرحلهای بالا در حوزه یادگیری است، انجام چنین کاری از سوی مسئولان مربوطه هیچگونه توجیه منطقی نداشت. با وجود تعدد و تنوع کتابهای درسی در زمینه ادبیات فارسی و زبان فارسی، بسیاری از دانشآموزان در زمینه مهارتهای نوشتن و خواندن مشکل دارند، برخی از دانشآموزان با سپریکردن سالهای مختلف از تحصیل حتی قادر به نوشتن یک نامه اداری هم نیستند و نوشته آنها مملو از اغلاط املایی است و نمیتوانند فکر و احساس خود را آنگونه که میخواهند یا دیگران میخواهند منتقل کنند!
متاسفانه، نظام آموزشی ما قادر به تطابق خود با نیازهای روز نیست و در ساختار تعریف شده، به مهمترین وجه آموزش که همان قدرت فکر و خلاقیت است پرداخته نمیشود. نظام آموزشی باید بتواند از مرحله «تراکم سازی محفوظات» عبور کرده و به سطح ترکیب، ارزشیابی و بازآفرینی برسد. درس انشا باید در ردیف مهمترین درسها قرار بگیرد و حتی از معلمان متخصص و علاقهمند در این زمینه استفاده شود.
مدارس ما نباید درسهایی مانند ورزش، انشا، هنر... را اتلاف وقت بدانند و بعضا از دروس دیگر برای پر کردن این زنگها استفاده کنند.
نظام آموزشی ما باید به «کارآمدی» برسد و لازمه این کارآمدی آن است که نگاه غیرعلمی (فلهای) به آموزش کمرنگ شده و تخصص و تفکر محور برنامهریزی آموزشی قرار گیرد.
مهمترین آسیبی که نظام آموزشی ما را تهدید میکند، عادیسازی معایب و نقایص در یک فرآیند روزمرگی است و اتاق فکر آموزشوپرورش باید در همین مدارس شکل بگیرد.
*مسئول تشکیلات و برنامهریزی سازمان معلمان ایران
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر