

علی پورسلیمان *
چرا فرهنگ کتابخوانی در مدارس شکل نمی گیرد ؟
مهمترین نقیصهای که درمدارس و در این مورد مشهود است «فرصت باهم بودن» است .نوع برنامهریزی آموزشی در مدارس بهگونهای است که «با خود بودن» و «بازیابی خویشتن» را فراهم نمیکند. این مساله در درازمدت موجب دلزدگی دانشآموزان و حتی معلمان از مدرسه میشود. روح حاکم بر مدارس باید از این حالت کلیشهای و قالبی خارج شده و آموزش باید کیفیت محور شود...
هر ساله از 25 آبانماه تا 2 آذرماه مراسمی تحت عنوان «هفته کتاب» برگزار میشود .
عمدهترین فعالیتی که در مدارس و در این مورد انجام میشود، خرید کتاب و یا احتمالا بردن دانشآموزان به نمایشگاههای کتاب است .پس از این هفته نیز تقریبا همه چیز به فراموشی سپرده میشود !
مشکلات کتاب و کتابخوانی درمدارس چیست؟
چرا برخی دانشآموزان با کتاب آنطور که باید میانهای ندارند ؟
چرا با وجود تبلیغات فراوان، فرهنگ کتابخوانی در مدارس نهادینه نمیشود؟
شاید مهمترین مشکلاتی که در این زمینه وجود دارد را میتوان اینگونه طبقهبندی کرد:
1-فرآیند نیازسنجی از دانشآموزان و معلمان :شاید بتوان گفت که درصد قابلتوجهی از کتابهایی که در کتابخانههای مدارس وجود دارند در اولویت نیازهای دانشآموزان و معلمان نیستند .مجریان و مدیران مدارس بیشتر بر اساس سلایق و دیدگاههای خود و نیز بر اساس «یک ممیزی تعریف نشده» برای مدرسه کتاب تهیه میکنند و این موجب میشود که سطح کتاب در یک مدرسه از حد مشخصی بالاتر نرود .بهترین کار این است که کتابها بر اساس نیازهای معلمان و دانشآموزان تهیه شوند و این موجب انگیزه بیشتر برای مراجعه دانشآموز به کتابخانه است . 2-مدارس کتابدار ندارند :چند سالی است که پست کتابداری از سیستم بکفای آموزش و پرورش حذف شده است .هر کاری باید متولی خود را داشته باشد. این فرد باید انرژی و فرصت کافی برای برنامهریزی و خلاقیت در کار خود را داشته باشد .مهمترین و اولین کار در این مورد، احیای پست کتابداری با حضور نیروهای باانگیزه و توانمند در آن است. نباید جایگاه کتابداری را با نیروهایی پر کرد که احتمالا حوصله رفتن به کلاس را ندارند و کتابخانه را محلی برای استراحت و یا انجام کارهای عقبافتاده میپندارند !کتابدار باید فردی متخصص و باانگیزه بوده و خود اهل کتاب و مطالعه باشد و این حس را باید به دانشآموزان منتقل کند .
3-فقدان فضای کافی در مدارس: تعداد قابلتوجهی از مدارس، فضای مناسب و کافی برای مطالعه ندارند .تعریف مسئولان از «علم و تولید فکر» باید تغییر کند .شاید بهتر باشد که بهجای اضافه کردن تعداد کلاسها، یکی از آنها را برای سالن مطالعه اختصاص داد. حضور دانشآموزان و در کنار یکدیگربرای مطالعه خود موجب نوعی رقابت مثبت و تلاش برای تقویت فرهنگ کتابخوانی است.
4- عدمتخصیص ساعت (زنگ) برای مطالعه کتاب :برنامه آموزشی در مدارس طوری تدوین میشود که دانشآموز یا باید در خانه باشد و یا در کلاس. در مدرسه ، زمانی برای مطالعه و تبادل تجربیات پیشبینی نشده است. مهمترین نقیصهای که درمدارس و در این مورد مشهود است «فرصت باهم بودن» است .نوع برنامهریزی آموزشی در مدارس بهگونهای است که «با خود بودن» و «بازیابی خویشتن» را فراهم نمیکند. این مساله در درازمدت موجب دلزدگی دانشآموزان و حتی معلمان از مدرسه میشود. روح حاکم بر مدارس باید از این حالت کلیشهای و قالبی خارج شده و آموزش باید کیفیت محور شود .
نگارنده بر این باور است که مطالعه یک عادت و یک تغییر رفتار است و ایجاد فرهنگ کتابخوانی از مدارس شروع میشود .در کنار مسائلی که در بالا ذکر شد میتوان در مدارس؛ زمانی را برای «معرف کتاب» توسط دانشآموزان و یا معلمان اختصاص داد .باید از مکانیسمهای «تشویق» برای این موضوع استفاده کرد .
نقطه شروع تحول همینجاست، درصورتی که مسئولان بخواهند «تغییر» را وارد مناسبات و معادلات خود نمایند .
* مدیر سایت سخن معلم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر