۱۳۹۲ آذر ۲۵, دوشنبه

مدارس و كتابخانه‌هاي فراموش شده

عزت الله مهدوی *
مدارس و کتابخانه های فراموش شده 

در جامعه‌يي كه معجزه پيامبرش «كتاب» و نام اين كتاب «قرآن = خواندني» و نخستين پيامش «بخوان» و ستايش از پروردگارش اين است كه «با قلم تعليم مي‌دهد». جايگاه كتاب و كتابخواني چگونه است؟ هر چند ممكن است سرمان را با رجزخواني اينكه «رستم يلي بود در سيستان» گرم كنيم، اما اين شيوه، دردي از ما دوا نمي‌كند. وقتي در عمل، سهم ما ازسرانه مطالعه و كتابخواني، آن قدر ناچيز است كه كالعدم محسوب مي‌شود. گاهي لازم است از معركه‌ها فاصله بگيريم و وضعيت موجود را بررسي كنيم. برپا شدن نمايشگاه‌هاي كتاب، فرصت با ارزشي را فراهم مي‌كند كه به اين مساله بهتر بپردازيم. قبل از هر سخني بايد فهرستي از كارهايي را كه در اين راستا انجام گرفته از نظر بگذرانيم. ما هرساله در ارديبهشت، نمايشگاه كتاب داريم.
در گوشه و كنار نمايشگاه‌هاي تخصصي و دانشگاهي را داريم. هر ساله به همت شهرداري نمايشگاه «يار مهربان» را داريم كه با هدف اهد‌اي كتاب به كتابخانه‌هاي مراكز آموزشي و كتابخانه‌هاي عمومي صورت مي‌گيرد كه به نوبه خود، كاري ارزشمند است. در صدا وسيما و در شبكه‌هاي مختلف علاوه بر بازتاب گسترده اين رويدادهاي فرهنگي، بخشي از فعاليت‌ها اختصاص دارد به معرفي كتاب و برگزاري مسابقات پيامكي و غير آن. در مجلات و روزنامه‌ها نيز به فراخور حال و مقال، معرفي كتاب و نقد و بررسي آنها نيز صورت مي‌گيرد. گاهي نيز جلسات نقد كتاب را هم برگزار مي‌كنيم. شايد موارد ديگري هم باشد كه به خاطر اختصار از نقل آنها معذوريم. به فعاليت‌هاي برشمرده در بالا نيز انتقاداتي نه از باب موضوعيت وضرورت آنها بلكه از جهت نحوه اجرايشان وارد است. في‌المثل در نمايشگاه سالانه كتاب در فضاي خفه ازدحام، بخش زيادي از كاركردهاي اصيل يك نمايشگاه كتاب را از دست داده‌ايم. نمايشگاه يار مهربان در انبوهه‌يي از جور كردن كتاب به اندازه كوپن و بن كتاب اهدايي و توسط كساني كه بعضا شناخت دقيقي از نياز‌هاي آموزشگاهي و كتابخانه‌يي ندارند و شكار موسسات چاپ و توزيع تست و كمك درسي مي‌شوند، ابتر مي‌شود و چون از طرف يك پشتيبان مطلع به پيامدها و نتايج، اين فعاليت ارزنده رسيدگي نمي‌شود، تاثير بارزي بر وضعيت كتابخواني در مراكز آموزشي به جا نمي‌گذارد.
براي آنكه از اين بحث نتيجه بهتري عايدمان شود، نقطه ثقل بحث را به مدارس متوجه مي‌كنيم. نمي‌دانم چه موقع مسوولان يكبار براي هميشه به وضعيت كتابخانه‌هاي مدارس سرو سامان مي‌دهند؟ لابد وقتي كه تمام مشكلات ساختاري اين دستگاه بزرگ را حل كنيم.
از وقتي كه از حضور نيم بند كتابداران مدارس محروم شديم و اين عزيزان يا در كلاس‌هاي خالي دبستان‌ها يا به عنوان دفتر‌دار (ببخشيد: معاون اجرايي) مشغوليت يافتند، يك سنگر مهم خالي ماند. حتما بزرگاني كه به اين جابه‌جايي رضايت دادند، توجيهي براي كتابخوانان كودك و نوجوان دارند كه شنيدني خواهد بود. شايد هم (محرمانه) مسووليت كتاب و كتابخواني در شرح وظايف مدارس نيست و ما معلمان نمي‌دانيم. اما پيام اميد بخش رييس‌جمهور فهيم در مراسم بازگشايي مدارس در سال تحصيلي جاري بار مسووليت مديران ارشد را سنگين‌تر كرد و اينك حجت بر آنان كامل شد.
لازم به ذكر است كه در اين رابطه با موقعيت‌هاي مختلفي روبه‌رو هستيم. مدارس غير دولتي پر آوازه‌يي داريم كه با دانش‌آموز گزينش شده و انجام فعاليت‌هاي كارآمد و اثربخش توانسته‌اند در زمينه كتابخواني و رونق كتابخانه‌ها فعاليت‌هايي داشته باشند كه البته بخش بسيار اندكي از محصلان را پوشش مي‌دهند. اما صحبت ما عمدتا مربوط به مدارس دولتي است. با پيشينه‌هاي چندين ساله كه از كتابخانه‌هاي غني برخوردار بوده‌اند و البته با تغييراتي كه در اين سال‌ها انجام گرفت، بيشتر از همه بخش‌هاي ديگر مدرسه، اين كتابخانه‌ها لطمه خوردند. في‌المثل در جريان ادغام پيش دانشگاهي‌ها با دبيرستان‌ها، براي آماده كردن كلاس براي ورودي‌هاي جديد، با محدوديت در اتاق براي كلاس درس، كتابخانه‌ها لطمه خورد يا در دبستان‌ها، آماده‌سازي براي كلاس ششم، باز هم كتابخانه‌ها مورد بي‌مهري قرار گرفتند. به طوري كه كمتر كتابخانه‌يي در مدارس شكل وظاهري موجه دارند و بسياري هم فقط قفسه‌يي از كتاب دارند. حذف كتابداران ضربه مرگبار را قبلا وارد كرده بود.
مربيان پرورشي ديروز و معاونان پرورشي امروز سعي كرده‌اند با توصيه‌هاي مسوولان، با سپردن اداره كتابخانه‌ها به محصلان چرخ كتابخانه مدرسه را بگردانند. اما در گذر زمان به خاطر تخصصي بودن اين فعاليت، كاركرد‌هاي موثري بروز نكرده است. بچه‌ها نيازمند راهنمايي و هدايت هستند و كتابخانه‌ها واحد‌هاي آموزش غيرمستقيم و زمينه‌سازند كه اگر بي‌هدف فقط باز باشند وكتابي به امانت بدهند، نمي‌توانند تاثير بسزايي به جا بگذارند. خصوصا حضور فراگير فضاهاي مجازي در خلوت محصلان، و ناكارآمدي كتابخانه‌ها، فاصله با مطالعه هدفمند و موثر را بسيار كاهش داده است.
براي من و همكارانم بسيار دردآور است كه وقتي از كم و كيف كتابخواني محصلان جست‌وجو مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم تعداد صفحات كتاب‌هاي خوانده شده در همه دانش‌آموزان كلاس، به تعداد انگشتان دو دست نمي‌رسد. تاسف بار است كه محصلان اظهار مي‌دارند كه كتابخانه مدرسه، كتاب مناسب سن آنها را ندارد  واز طبقه‌بندي كتاب‌ها بيش از دو دهه مي‌گذرد. و كتاب‌هاي اهدايي طي اين سال‌ها يا كتاب كمك درسي بوده كه از حيز انتفاع خارج شده‌اند يا كتاب‌هايي بوده كه طبقه‌بندي في‌المثل ديويي يا هر طريقي كه قابل دسترسي آسان باشند، نشده و پيدا كردن يك كتاب بسيارتصادفي است.
مسابقات كتابخواني نيز عمدتا متوجه كتابي بوده كه به تعداد از طرف موسسه‌يي به صورتي جهت‌دار در اختيار مدرسه قرار گرفته است. قصد سياه نمايي ندارم، اما حقيقتاموضوع تحقيق و پژوهش و كتابخواني در مدارس قرباني برنامه‌ريزي‌هايي شده كه در غيبت اين واحد فرهنگي مهم در مدارس انجام گرفته است.
آموزش و پرورش كاش گزارشي از اين دو ماه و نيم فعاليت خود در راستاي پيام رياست محترم جمهور براي بردن كتاب به متن آموزش وكلاس‌ها ارائه مي‌داد. بياييد به خاطر حيات فرهنگي و عقلاني فرزندان‌مان، اين گلستان‌هاي خاموش را از زنگار بي‌مهري زمان بپيراييم.
دبير فلسفه
سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر