
شهیندخت میان دشتی
عضو شورای نویسندگان سخن معلم
جامعه معلمان متشکل از مردان و زنانی است که در مقایسه با سایر سازمان ها و نهادها، زنان بیشترین سهم را در فعالیت آموزشی و تربیتی دارند و بیش از نیمی از نیروهای آموزش و پرورش را زنان تشکیل می دهند که اگر به سراغ تشکل های معلمی برویم تناسب اعضای فعال زنان و مردان آن تشکل ها فاصله زیادی با این نسبت دارد که متاسفانه دلیل عمده حضور کم رنگ زنان در تشکل های فرهنگی، تشکل گریزی حاکم بر زنان معلمی است که خود را از این فرصت مدنی محروم می کنند...
جامعه نصف و نیمه ما همه چیزش نیمه کاره است؛ زنان که نیمی از سرمایه های اجتماعی هستند به بازی گرفته نشده و به حاشیه رانده می شوند. آنان همیشه زمان در این مرز و بوم در ردیف دوم بوده اند، چه در جایگاه همسر یا مادر و چه مدیر و کارمند و یا هر کسی و با هر سمتی، کسی آنان را جدی نمی گیرد.
این واگویه های تلخی است که هر چه بر آن تامل کنی تلخ تر و دردناک تر می شود. اگر از آن سخن بگویی متهم به فمنیست بودن هستی و اگر دم فرو بندی وجدانت تو را می آزارد.
این واگویه های تلخی است که هر چه بر آن تامل کنی تلخ تر و دردناک تر می شود. اگر از آن سخن بگویی متهم به فمنیست بودن هستی و اگر دم فرو بندی وجدانت تو را می آزارد.
آری سخن گفتن از زنان در هر عرصه ای سخت و دردآور است. در جامعه ای که نیمی از جمعیت آن را زنان تشکیل می دهند و 50 درصد قابلیت ها، توانمندی ها و فرصت های قابل بروز در این گروه نهفته است، چقدر از این توانمندی ها و فرصت ها به بهره برداری می رسد و قابلیت ها فعلیت بخشیده می شود. چه باید کرد؟ وقتی در شرایطی که فریادهای مدرن و مدنی گوش فلک را کر می کند اما باز هم این زنان هستند که به حاشیه رانده شده اند.
اما یک سوال اساسی می تواند ما را قدری به سوی روزنه ای که امیدها را نوید می دهد رهنمون سازد و آن این که زنان و تشکل ها در فرآیند مدنیت و در دوره گذار به دنیای مدرن چقدر در پذیرش فعالیت های صنفی و مدنی موثر و مقصرند؟
اما یک سوال اساسی می تواند ما را قدری به سوی روزنه ای که امیدها را نوید می دهد رهنمون سازد و آن این که زنان و تشکل ها در فرآیند مدنیت و در دوره گذار به دنیای مدرن چقدر در پذیرش فعالیت های صنفی و مدنی موثر و مقصرند؟
با کمترین تامل به فعالین احزاب، گروه ها، تشکل ها و سندیکاها، به خوبی درمی یابیم که هم از منظر کمی و هم از حیث کیفی جایگاه و نقش زنان بسیار ناچیز است و اگر علت را جستجو کنیم به خوبی در خواهیم یافت که تشکل گریزی در زنان این مرز و بوم بیش از مردان رخنه کرده است تا جایی که معدود زنانی که در تشکل ها فعال هستند دارای شرایط خانوادگی و فامیلی ویژه ای هستند و در یک شرایط طبیعی، زنان کمتر به خود حق می دهند که در عرصه تشکل ها نیز فعال باشند.
ریشه این مهم در بسترهای تاریخی فرهنگ و سیاست این سرزمین است فرهنگی که برای هر کاری باید زنان از مردان مجوز بگیرند و سیاستی که فعالیت های سیاسی را مردانه می داند. در این شرایط و با این اوضاع تشکل ها نیز به همان دلایل تاریخی چندان تمایل و رغبتی به جذب زنان ندارند.
اگر این واقعیات را در عرصه فعالیت های صنفی و مدنی معلمان مورد ارزیابی قرار دهیم، تلخی آن به این دلیل بیشتر خواهد شد که جامعه معلمان متشکل از مردان و زنانی است که در مقایسه با سایر سازمان ها و نهادها، زنان بیشترین سهم را در فعالیت آموزشی و تربیتی دارند و بیش از نیمی از نیروهای آموزش و پرورش را زنان تشکیل می دهند که اگر به سراغ تشکل های معلمی برویم تناسب اعضای فعال زنان و مردان آن تشکل ها فاصله زیادی با این نسبت دارد که متاسفانه دلیل عمده حضور کم رنگ زنان در تشکل های فرهنگی، تشکل گریزی حاکم بر زنان معلمی است که خود را از این فرصت مدنی محروم می کنند.
ریشه این مهم در بسترهای تاریخی فرهنگ و سیاست این سرزمین است فرهنگی که برای هر کاری باید زنان از مردان مجوز بگیرند و سیاستی که فعالیت های سیاسی را مردانه می داند. در این شرایط و با این اوضاع تشکل ها نیز به همان دلایل تاریخی چندان تمایل و رغبتی به جذب زنان ندارند.
اگر این واقعیات را در عرصه فعالیت های صنفی و مدنی معلمان مورد ارزیابی قرار دهیم، تلخی آن به این دلیل بیشتر خواهد شد که جامعه معلمان متشکل از مردان و زنانی است که در مقایسه با سایر سازمان ها و نهادها، زنان بیشترین سهم را در فعالیت آموزشی و تربیتی دارند و بیش از نیمی از نیروهای آموزش و پرورش را زنان تشکیل می دهند که اگر به سراغ تشکل های معلمی برویم تناسب اعضای فعال زنان و مردان آن تشکل ها فاصله زیادی با این نسبت دارد که متاسفانه دلیل عمده حضور کم رنگ زنان در تشکل های فرهنگی، تشکل گریزی حاکم بر زنان معلمی است که خود را از این فرصت مدنی محروم می کنند.
هر چند تشکل های فرهنگیان نیز تا حدی زن گریز هستند، اما در مقایسه با سایر تشکل ها و گروه ها تمایل بیشتری به همکاری با زنان دارند. و این نقطه امیدی است که زنان معلم می توانند با عضویت در تشکل ها الگوی خوبی برای جامعه زنان ایران باشند و بستری مناسب را برای این منظور فراهم سازند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر