
علی پورسلیمان *
یقینا برای ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش نیازمند آن هستیم که معلمان، والدین و دانشآموزان در اجرای برنامههای آموزشی مشارکت داده شوند و نباید این موضوع را در حد بخشنامهها یا دستورالعملهای اداری و سازمانی از بالا به پایین دید، از سوی دیگر با وجود تعریف حاکمیتی نظام آموزش و پرورش نگاهها به این حوزه حاکمیتی نیست که این موضوع را باید در اجرای تحول در این نظام مورد توجه قرار داد.
برخی طرحهای آموزشی در کشور بدون درنظر گرفتن الزامات و ساختارهای مورد نیاز به اجرا درآمد که از جمله این طرحها میتوان به نظام آموزشی 6.3.3 در دوران وزارت حمیدرضا حاجیبابایی اشاره کرد که در همان زمان نیز بسیاری از کارشناسان با اجرای آن مخالفت کردند ولی مخالفت آنها به جایی نرسید. امروز با اجرایی شدن این نظام شاهد آن هستیم که کمبود 60 هزار معلم، نبود آموزشهای ضمن خدمت به معلمان برای تدریس این نظام و کتابهای آنان در کنار ضعف در محتوای کتابها سبب شده است با مشکلات جدی در ارائه آموزش و توان فراگیری دروس از سوی دانشآموزان مواجه شویم. این موضوع محصول نداشتن زیرساختهای لازم در این طرح بوده است. از سوی دیگر، نبود فضای مناسب و کافی متناسب با تغییرات پایهای در نظام آموزش و پرورش به مشکل دیگری تبدیل شده است که تاکنون برای پاسخ دادن به این مشکلات از سوی مسئولان اقدامی نشده است و این نظام با همه کم و کاستیهای خود همچنان درحال اجرا در کشور است.
در بررسی کتابهای آموزشی ارائه شده در پایه ششم که با اندکی بررسی میتوان نشان عجله را در تدوین آن یافت به خوبی درمی یابیم که معلمان پایه پنجم با مخلوطی از عناوین و کتابهای سالهای بالاتر روبهرو هستند که برای تدریس آن توجیه لازم را نداشته و گاه قادر به ارائه آن به دانشآموزان نیستند. این موضوع علاوه بر دلسردی معلمان در تدریس کتابها، موجب کاهش توانایی دانشآموزان در فهم و یادگیری درس شده و آنان را با مشکل مواجه میکند. یکی از علل ایجاد دوره راهنمایی در نظام آموزشی این بود که دانشآموزان در این ایام و پس از خروج از دوره ابتدایی با دریافت مشاوره و راهنمایی تا پایان مقطع راهنمایی بتوانند با هوشیاری بیشتری پا به عرصه دبیرستان بگذارند ولی، امروز بسیاری از مدارس ابتدایی در کشور دارای مشاور نیستند و عملا دانشآموزان بدون دریافت راهنمایی به این دوره دوساله در سال جاری وارد میشوند که این موضوع میتواند تاثیر منفی در عملکرد آنان در آینده داشته باشد. از سوی دیگر بازگشت دوباره به سیستم سابق آموزش و پرورش نیز امکان پذیر نیست و باید با ادامه این مسیر و اصلاح مشکلات و مباحثی که در این طرح وجود دارد بهگونهای عمل شود که معلمان درگیر در اجرای این طرح با ارائه دیدگاهها و نظرات خود، علاوه بر ارتقای سطح کمی و کیفی کتابهای ارائه شده، از آموزشهای لازم در اجرای این برنامه برخوردار شوند.
معتقدم برخلاف نظر برخی افراد، نظام آموزشی در سالهای اخیر شاهد تحول مثبتی نبوده است و تنها تغییرات در پایههای آموزشی یا اجرای طرحهایی مانند هوشمندسازی مدارس که به نظر برای شهرهای بزرگ و متوسط به مرحله اجرا درآمد و از اجرایی شدن آن در شهرهای دوردست و روستاها خبری در دست نیست را نباید به پای تحول در ساختار نظام آموزش و پرورش گذاشت چراکه در دو سال اخیر با پرداخت نشدن سرانه به مدارس و دریافت آن از والدین عملا موضوع تحول در این حوزه متوقف بوده است .
یقینا برای ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش نیازمند آن هستیم که معلمان، والدین و دانشآموزان در اجرای برنامههای آموزشی مشارکت داده شوند و نباید این موضوع را در حد بخشنامهها یا دستورالعملهای اداری و سازمانی از بالا به پایین دید، از سوی دیگر با وجود تعریف حاکمیتی نظام آموزش و پرورش نگاهها به این حوزه حاکمیتی نیست که این موضوع را باید در اجرای تحول در این نظام مورد توجه قرار داد.
* کارشناس آموزش وپرورش
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر