
حسین نوری نیا
اخراج دانش آموز را از مدرسه ممنوع کنیم
خبر بسيار هولناك است و نبايد از كنار آن بهسادگي گذشت. نبايد گذاشت بهسادگي فراموش شود. بايد آن را جدي گرفت و بايد موجب تغييراتي در رويكرد وزارت آموزشوپرورش شد. خبر اين است: دانشآموز ۱۴ساله شيرازي به علت همراهداشتن موبايل و عدم اطلاع به پدر براي حضور در مدرسه، از مدرسه اخراج شد و در همان روز خود را در خانه حلقآويز كرد. اين اتفاق را يك استثنا نبينيم. بلكه آن را نتيجه يك قاعده رفتاري و هنجاري در مدارس كشور و آموزشوپرورش ببينيم. به همين جهت آموزشوپرورش و ديگر مسئولان كشور موظف هستند مرگ اين نوجوان را جدي بگيرند و نه فقط با ابراز تاسف و همدردي با خانواده آن نوجوان، بلكه با تلاش براي تغيير قواعد رفتاري در مدارس، درصدد خشكاندن ريشههاي بروز چنين اتفاقهايي برآيند. در اينباره به چند نكته اشاره ميكنم.
۱- آموزشوپرورش داراي ۲ بعد آموزشي و پرورشي است. در بعد آموزشي تلاش شده است تا كتابهاي درسي متناسب با توان شناختي و هوشي دانشآموزان تدوين شود. تغييراتي نيز در شيوههاي تدريس ايجاد شده است. اما در بعد پرورشي كميت مدارس كشور همچنان ميلنگد و از هيچ قاعده علمي برخوردارنیست .
۱- آموزشوپرورش داراي ۲ بعد آموزشي و پرورشي است. در بعد آموزشي تلاش شده است تا كتابهاي درسي متناسب با توان شناختي و هوشي دانشآموزان تدوين شود. تغييراتي نيز در شيوههاي تدريس ايجاد شده است. اما در بعد پرورشي كميت مدارس كشور همچنان ميلنگد و از هيچ قاعده علمي برخوردارنیست .
در اينباره ميتوان به علل متعددي اشاره كرد؛ ازجمله اينكه نگاه آموزشوپرورش به كودكان و نوجوانان از اين جنبه هنوز تخصصي نشده است.
به راستي چه نسبت از مديران مدارس كشور از تخصص لازم در ارتباط با كودكان و نوجوانان برخوردار هستند؟
چه نسبت از اين مديران دورههاي روانشناسي كودك و نوجوان را طي كردهاند؟ اطلاعات علمي آنان در مواجهه با كودكان و نوجوانان تا چه حد بهروز است؟ آنان در طول سال، چند روز در كارگاههاي تخصصي مرور و آشنايي با نتايج مطالعات و پژوهشهاي نوين درمورد كودكان و نوجوانان شركت ميكنند؟ آيا از مديران مدارس و به تبع آن از ناظمان مدارس، تستهاي روانشناختي گرفته ميشود؟ تا چه حد رفتار آنان در مواجهه با دانشآموزان مورد بررسي قرار ميگيرد؟ آيا آنان فرصت و امكان مشاورههاي تخصصي را دارند؟ آيا همچنان گزينش معلمان چنان در تنگنا مانده است كه گزينش علمي و تخصصي و اندازهگيري توان ارتباطگيري آنان را از ياد بردهايم؟
تا آنجايي كه از حالوهواي آموزشوپرورش ما برميآيد، پاسخ به اين پرسشها چندان فضاي مثبتي را نشان نميدهد. اولياي مدارس در مواجهه با كودك و نوجوان عمدتا بهتجربه و زيست اجتماعي خود تكيه دارند و كمتر از دانش علمي و تخصصي در اين زمينه بهرهمند هستند. علاوه بر اين كه آموزشوپرورش نيز كمتر و بهندرت براي آنان در اينباره دورههاي بازآموزي و كارگاهي برگزار ميكند. از اينرو، هنوز شيوه برخورد با دانشآموزان بهويژه دانشآموز نوجوان كه به دوره انتقالي روحي و رواني وارد شده است، تاحدودي احساس بزرگي و استقلال ميكند و نياز به تشخص و ابراز وجود در او درحال شكل گرفتن و تكامل است، علمي و متناسب با روحيات و خلقيات آنان نيست.
۲- چندسال پيش خانم دكتر ساكورايي از پژوهشگران ژاپني در سخنراني خود در انجمن جامعهشناسي آموزشوپرورش توضيح داد كه تمام معلمان ژاپني، ارتباط نزديكي با خانواده دانشآموزان دارند. وي اشاره كرد كه معلمان ژاپن اطلاع خوبي از وضعيت زندگي دانشآموزان خود دارند و حتي در طول سال چندبار به خانه تمام دانشآموزان خود سركشي ميكنند و از نزديك در جريان وضع درسي، ارتباطي و تعاملات خانوادگي و شيوه رفتاري و مشكلات دانشآموز در خانه قرار ميگيرند. تلاش ميكنند حساسيتهاي هر دانشآموز را بشناسند و آستانه تحمل هريك را به خوبي دريابند.
۳- يكي از ضرورتهاي اصلي فعاليت پرورشي در مدارس، حضور ثابت و مداوم كارشناس مشاوره كودك و نوجوان است؛ امري كه براي بيشتر مدارس ما اصلا موضوعيت ندارد و در صورت حضور نيز از يكسو يك كارشناس بايد پاسخگوي صدها دانشآموز آنهم در جامعهاي بحرانزده باشد و از سويی معلوم نيست آن كارشناس تا چه حد براساس شيوههاي علمي و توانمندي تخصصياش گزينش شده باشد.
۲- چندسال پيش خانم دكتر ساكورايي از پژوهشگران ژاپني در سخنراني خود در انجمن جامعهشناسي آموزشوپرورش توضيح داد كه تمام معلمان ژاپني، ارتباط نزديكي با خانواده دانشآموزان دارند. وي اشاره كرد كه معلمان ژاپن اطلاع خوبي از وضعيت زندگي دانشآموزان خود دارند و حتي در طول سال چندبار به خانه تمام دانشآموزان خود سركشي ميكنند و از نزديك در جريان وضع درسي، ارتباطي و تعاملات خانوادگي و شيوه رفتاري و مشكلات دانشآموز در خانه قرار ميگيرند. تلاش ميكنند حساسيتهاي هر دانشآموز را بشناسند و آستانه تحمل هريك را به خوبي دريابند.
۳- يكي از ضرورتهاي اصلي فعاليت پرورشي در مدارس، حضور ثابت و مداوم كارشناس مشاوره كودك و نوجوان است؛ امري كه براي بيشتر مدارس ما اصلا موضوعيت ندارد و در صورت حضور نيز از يكسو يك كارشناس بايد پاسخگوي صدها دانشآموز آنهم در جامعهاي بحرانزده باشد و از سويی معلوم نيست آن كارشناس تا چه حد براساس شيوههاي علمي و توانمندي تخصصياش گزينش شده باشد.
همه ميدانيم كه مدارس ما با مسائل بسياري مواجه هستند كه در اين جا فرصت بيان آنها نيست. اما توجه به همين چند نكته كافي است تا آموزشوپرورش، اتفاق دانشآموز شيرازي را استثنا نبيند؛ چرا كه هر اخراجي به ميزاني بر روح و روان دانشآموز آسيب ميزند و عزت نفس او را ميكاهد و او را براي بروز رفتارهاي نابهنجار آمادهتر ميکند.
فارغ از آن بياييم تا زمان رفع مشكلات ساختاري در آموزشوپرورش و افزايش توان تخصصي اولياي مدارس، ۲ رفتار را نهادينه كنيم:
۱- هيچ دانشآموزي را به هر بهانهاي، از مدرسه حتي براي يكروز و براي نشاندادن جديتمان اخراج نكنيم.
۲- اخراج دانشآموز را از كلاس درس ضابطهمند و در چارچوب قواعد كلاس محدود كنيم و به هر بهانهاي حق حضور او را در كلاس سلب نكنيم.
فارغ از آن بياييم تا زمان رفع مشكلات ساختاري در آموزشوپرورش و افزايش توان تخصصي اولياي مدارس، ۲ رفتار را نهادينه كنيم:
۱- هيچ دانشآموزي را به هر بهانهاي، از مدرسه حتي براي يكروز و براي نشاندادن جديتمان اخراج نكنيم.
۲- اخراج دانشآموز را از كلاس درس ضابطهمند و در چارچوب قواعد كلاس محدود كنيم و به هر بهانهاي حق حضور او را در كلاس سلب نكنيم.
سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر