۱۳۹۲ دی ۵, پنجشنبه

رسانه ی ملی ودیوارکوتاه معلم!

حسن رفیعی 
دبیر آموزش و پرورش زنجان
رسانه ی ملی ودیوارکوتاه معلم!

مطالعه ی مقاله ی جالب معلم عزیز، آقای "سید محمد مرد" با عنوان "پدیده ای به نام معلم آزاری"، بهانه ای شد تا باردیگربا نگارش بخش کوچکی ازدردها ودغدغه های شغل معلمی درکشورمان، به تمرین انشاء ونگارش بپردازم!
متأسفانه درطول هشت سال مهرورزی و عدالت گستری دولت پیشین، اصحاب اندیشه و قلم، به ویژه فرهنگیان،این قشرشریف وفرهیخته، دوران فترت غم باری را تجربه نمود.عدم تحمل هرگونه انتقاد وکم لطفی های مکرّر نسبت به فرهنگیان معیشت خواه از سوی دولت مهرورز موجبات دلسردی و سرخوردگی آنان را فراهم آورد، به طوری که بخش بزرگی از این قشر دلسوز و اثر گذار جامعه را به این نتیجه رساند که باید سوخت و ساخت چرا که اعتراض و تظّلم نتیجه ای جز بی مهری درپی نخواهد داشت .
اگر چه نگارنده خودنیزشاید ازجنس همان معلمان سرخورده ومأیوس بوده باشد ، اما بااین وجود روی کارآمدن دولت جدید رابه فال نیک گرفته باردیگردست به قلم شده است تابخشی هرچند ناچیز از دردها وزخمهای جامعه ی معلمان رابازگونماید،به امید یافتن درمان و مرهمی برگوشه ای از آن زخمهای فراوان ...  اما قبل از هرچیز ذکر این نکته ضروری است که بحث درخصوص دغدغه های معلمان کشورمان، مقوله ای نیست که بتوان دریک مقاله ی کوتاه بدان پرداخت.مسلما نگارنده نیز قصد،آمادگی وفرصت کافی برای پرداختن به چنین امری راندارد. اگرهم داشته باشد، قلمش ازچنان تیزی ومهارت برخوردارنیست تا آن همه رابه رشته ی تحریردرآورد .
مقاله ی حاضر نیزتنها از روی دلتنگی وبه قصدبهره گیری ازنظرات گهربارهمکاران گرامی وتبادل نظربا آن عزیزان فرهیخته و زحمتکش به منظور تلاش برای رهایی معلم ازشرایط نابسامان کنونی به رشته ی تحریردرآمد. آن گونه که مستحضرید،چندی پیش صداوسیما باپخش تصاویری ازتنبیه دانش آموزان توسط ناظم یک مدرسه ، زمینه ی اخراج آنی وبدون مقدمه ویامحاکمه ی ناظم مزبور رافراهم نمود.پیش از آن نیز مدیر مدرسه ای به جرم تنبیه دانش آموزش در صداوسیما حضور یافته به عذرخواهی از ملت ایران اقدام نمود! اما دراین که مطابق آئین ومقررات آموزش وپرورش، تنبیه، عملی ناپسند و غیرقانونی بوده،مرتکب آن نیزبالطبع می بایست توسط نهاد یاسازمانهای ذیصلاح موردمجازات واقع گردد،حرفی نیست. صد البته صداوسیما نیز به سان سایررسانه ها موظف به تهیه وپخش گزارش واخبارمربوطه به منظور فراهم نمودن بستر،برای مجازات متخلفان، پیشگیری ازحوادث مشابه وتنویرافکارعمومی می باشد.
تنها نکته ی قابل تأمل دراینجا عملکردمتضاد و دوگانه ی صداوسیما به عنوان یک رسانه بی طرف، درباره ی حوادث فوق الذکر وحوادث مشابه آن درخارج از آموزش وپرورش می باشد. مسلما" از صدا وسیما به عنوان یک رسانه ی ملی انتظار می رود دست کم درخصوص رویدادهای داخلی کشور، بااتخاذ سیاست بی طرفی ،به دور ازهرگونه تبعیض،پیش داوری وجهت گیری، به انعکاس اخبار ورویدادها بپردازد. اما آن گونه که از اخباروگزارش های رسانه ی ملی پیداست،درماه های اخیربازاراخبار اختلاس های میلیاردی دررسانه هاو من جمله صداوسیما بسیارداغ بوده ،محاکمه های جنجالی عاملان آن ها نیز بی وقفه ادامه دارد.گفتنی است این مسأله ازسوی مردم به فال نیک گرفته شده،قطع ید سارقان بیت المال نیز که موجبات ناامنی وهرج ومرج اقتصادی درجامعه را فراهم آورده اند، موجبات شادی آنان رافراهم آورده است.ناگفته نماند کهصداوسیمانیز تاکنون عملکرد قابل قبولی درخصوص انعکاس اخباروگزارش های مربوطه داشته است.اما نکته اینجاست که درگزارش های پخش شده ازدادگاه های متهمان این پرونده ها،دزدان ومجرمان حقیقی،غارتگران بیت المال وخائنین به اموال عمومی، پشت به دوربین بوده اندو صداوسیما ازنشان دادن چهره ی این قانون شکنان ودزدان خودداری می نماید! به گونه ای که دربسیاری ازموارد، به هردلیلی حتی از ذکر اسامی مجرمان حقیقی وغارتگران بیت المال خودداری نموده ،تنها به ذکر حروف آغازین نام ونام خانوادگی آنان بسنده می کند! این درحالی است که این شیوه، دربرخورد بامعلمان متخلف یا مسأله دار، شکل دیگروزننده تری به خود می گیرد.سؤالی که دراینجا به ذهن می رسداین است که چرا این نوع برخوردصداوسیمابا معلمان مسأله دار،شامل حال اختلاس کنندگان،گرانفروشان،محتکران،رانت خواران، پزشکان متخلف و...، که جان ومال وناموس ملت رابه بازی گرفته اند نمی شود؟
به راستی چه کسانی برای عذرخواهی ازملت سزاوارترند؟مدیرانی که حقوق 38میلیونی وپاداش ها ی 120میلیونی برای خوددرنظرمی گیرندیا معلم فلک زده ای که عمر عزیز خویش را بی هیچ چشم داشتی صرف خدمت به فرزندان این آب و خاک نموده است؟
جرم کدامیک سنگین تراست؟
آیا مسئولان وگزارشگرانی که این گونه حیثیت معلم را به زیر سؤال می برند، تاکنون سری به کلاس های 40-35نفری زده اندتا بامعلمان ازنزدیک مراوده داشته باشندو درد دل های آنان ومشکلات فراوانشان را ازنزدیک لمس نمایند؟
آیا می دانند که معلم پس ازفراغت ازمدرسه به ناچارجهت تأمین معاش خانواده، به مشاغل دوم وسوم پناه می برد و چنین فردی هرچقدرهم که صبوروقوی بوده باشد قادرنخواهد بود انتظارات ایده آل آموزش وپرورش را درزمینه ی تعلیم وتربیت فرزندان این مرزوبوم برآورده نماید.
آیا تاکنون ازخودپرسیده اند که چرامعلم نسبت به تنبیه دانش آموز خاطی اقدام می کند؟ آری درشرایطی که تمامی ابزارهای کنترل دانش آموزان اعم نمره قبولی،اخراج،تنبیه بدنی یاکلامی ازوی سلب شده است! معلم بایدصبرایوب داشته باشد تا بی انظباطی ها،قانون شکنی ها وبی ادبی های بعضی از دانش آموزنماها راتحمل کندو دم برنیاورد!
آری این معلم است که مجبور به تحمل هرگونه شرایط می باشد.اوست که مجبوراست انواع واقسام فشارهای روانی درون وبیرون ازمدرسه راتحمل کندودم برنیاورد! به راستی با بهره گیری ازکدام ابزارتربیتی باید دانش آموز نمایی که درکلاس درس ودربرابر دیدگان معلم، فحش های رکیک نثار هم کلاسی وحتی معلمش می کند را کنترل نمود؟!
طبیعی است که درچنین محیط آشفته ای، دانش آموزنما می تواند معلمش را مورد ضرب وشتم قراردهد،به اوتوهین نماید،اتومبیلش را خط- خطی کند،امنیت روانی وی را مختل نمایدوکلاس را به هم بریزد.درصورتی که اشدّ مجازات درنظر گرفته شده برای وی، تنها انتقال ازمدرسه ای به مدرسه ای دیگر باشد! مجازاتی که دربسیاری از موارد باوساطت مدیر،معاون یامشاور مدرسه ودرنهایت اغماض وبخشش معلم، مسکوت می ماند.این درحالی است که کوچکترین خطای معلم درمدرسه مورد رصد واقع شده،وی را درمعرض انواع مجازات ها وحتی اخراج قرار می دهد!
آیا مسئولان وگزارشگرانی که معلم را درمعرض انواع بی مهریها قرارمی دهند، این توانایی رادارندکه تنها به مدت یک ساعت، کلاس های این چنینی راتحمل نمایند؟!
آری صدای دهل ازدورشنیدن خوش است! حال سؤال اینجاست که دلیل برخوردهای این چنینی بامعلمان مسأله دار چیست؟
آیا مسئولین محترم جرمی سنگین ترازجرم معلمان مجازات شده ی فوق نیافته اندیا اینکه دیواری کوتاهتر ازدیوارمعلم نیافته اند!
امااز این کم لطفی های صداوسیما درحق معلمان که بگذریم،به راستی چه ضرورتی برای نگهداری ازدانش آموز نمایی که صرفا"جهت وقت کشی یا ازروی اجباروترس ونه علاقه وانگیزه ی درونی درمدرسه حضور می یابد، می باشد؟
شکی نیست که چنین افرادی باحضوربی نتیجه وزیانبار خوددرکلاس ،موجبات کاهش کارایی واخلال درعملکردمعلم رافراهم آورده، حقوق سایرفراگیران رانیز پایمال می کنند وچه بسا آنان را نیز به انحراف کشانند.بی تردید این امر به نوبه ی خود موجبات نگرانی والدین دانش آموزان واولیای مدرسه را فراهم خواهد آورد.اما مصیبت اصلی زمانی است که برخی ازاین به اصطلاح دانش آموزان که به ناحق کرسی های مدارس رااشغال کرده اند مشکلات وفساد اخلاقی آن چنانی داشته یابنابرگفته ی برخی ازهمکاران درزمینه ی توزیع ومصرف مواد مخدرو...!نیز فعالیت دارند!
بنابراین درشرایطی که کلیه ی ابزارواهرمهای فشار،برخوردوکنترل ازاولیای مدرسه سلب گردیده، برای برخورد باچنین افرادی چگونه بایدعمل نمود؟
بارها ازمسئولین شنیده ایم که مدرسه خانه ی دوم دانش آموزان وبه سان یک جامعه ی کوچک است اما مگر می شود یک جامعه را بدون وجود قوه ی قضائیه،نیروی انتظامی وپلیس اداره نمود؟
اگر پاسخ منفی است که مسلما" منفی است،بنابراین چرا این جامعه ی کوچک(مدرسه) باید فاقد هرگونه ابزار کنترل وبرخورد باافراد خاطی باشد؟ به قول شاعر:استادومعلم چوبود بی آزار/خرسک بازندکودکان دربازار! البته ذکر این نکته نه به این معنی است که نگارنده طرفدار برقراری واعمال تنبیه بدنی درمدارس می باشدبلکه منظور ارایه ی راهکاری برای برون رفت ازبحرانی است که به خاطر نبود ابزارکنترل درمدارس، آموزش وپرورش درآن گرفتارآمده ودود حاصل ازآن نیز بیش ازهرکسی به چشم معلم بیچاره می رود!
مسئولینی که مجوز ثبت نام فله ای دانش آموزان ،بدون لحاظ نمودن معدل درسی یا انظباطی را صادر نموده اند، بگویند: معلم چگونه وبا کدامین ابزارها باید کلاس های غیراستاندارد ومسأله داررا کنترل ،تحمل واداره نماید؟ آیا بهتر نیست در سیاستگزاری ها،برنامه ریزی ها وتصمیم سازی های آموزش وپرورش از نظرات معلمانی که سرد وگرم کلاس راچشیده ،کوله باری از تجربیات آموزشی وپرورشی را اندوخته اند بهره گرفت؟
قطعا"اگر چاره ی عاجلی برای رفع چنین معضلات از آموزش وپرورش ،اندیشیده نشود، این سازمان عریض وطویل بابحرانی مواجه خواهد شدکه جبران آن براحتی امکان پذیر نخواهد بود!

سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر