علی افشارسمیرمی *
شلوغ ترین و ساکتترین جمع پیادهنظام
دانشآموزان، پرجمعیتترین قشر جامعه هستند که تمامی گروههای سنی 6 تا 18
ساله مدرسهرو را شامل میشوند. همه دولتها برای دانشآموزانشان هزینه و برنامهریزی
لازم را انجام میدهند. پس از جنگ جهانی دوم و به یاد تمام دانشآموزانی که از همه
کشورهای درگیر درطول جنگ کشته شدند، 17 نوامبر هرسال به عنوان روزجهانی دانشآموز
تعیین شد. در مملکت ما، روز 13 آبان هرسال که مصادف با حضور و شهادت 56 نفر از
دانشآموزان در دانشگاه تهران بود، به عنوان روز دانشآموز اعلام گردید. این روز،
دو مناسبت دیگر یعنی تبعید امام خمینی(ره) و تسخیر لانه جاسوسی هم دارد. اما،
گرامیداشت این روز تنها به خاطر مناسبتهای آن نیست، بلکه هدف یادآوری توانمندیهای
نسلی است که فردا را میسازند. همچنانکه فردای بعد از پیروزی انقلاب سال 57 را
ساختند. در حقیقت برای قدرشناسی از همین قدرت پنهان آنهاست که روزی به نامشان
اختصاص داده شده است. چراکه بارعملیاتی انقلاب بردوش دانشآموزان بود. از شرکت در
راهپیماییها، سردادن شعار، پخش اعلامیه و نوشتن شعار روی در و دیوار گرفته تا
شرکت در جلسات مسجد محله و فرورفتن در رویای پیروزی انقلاب، همگی سعی و تلاشهای
مهمی بودند که در پیروزی انقلاب نقش داشتند.
در واقع، روز دانشآموز، یکی از دستاوردهای انقلاب است. این اتفاق، فرصت
نیکویی برای دانشآموزان است که تا قبل از انقلاب، حضور جمعی و اجتماعیشان به چشم
نمیآمد تا بدینوسیله قدر و قیمت خویش را بهتر و بیشتر بشناسند. روزهای بعد، آن
نگاه انقلابی به قضیه تداوم یافت. تاسیس واحدی به نام امور تربیتی در وزارت آموزش
و پرورش نیز به تکوین و تثبیت این چشمانداز در سالهای بعد و نهادینهسازی همان
نگاه اولیه کمک کرد. شور انقلابی پیشین همراه شور جهادی اکنون شده بودند و بیاعتنا
به برنامهریزیهای درازمدت، فایده را در برنامههای فوری و آنی میدیدند. به
عبارت دیگر، به جای آنکه در مدارس به علوم و دانشهای تربیتی برای رشد و شکوفایی
استعدادهای بالقوه دانشآموزان توجه شود، به یکسری امور فوق برنامه بسنده گردید.
در این روند و روال، مربیان تربیتی (با احترام به فعالیتها و زحمات دلسوزانه
آنها) درواقع مجریان یکسری امور فوق برنامه شدند که اغلب کلیشهای بودند. دانشآموزان
نیز با علاقه و شوق بسیار در این فضا فعالیت میکردند. این وضع تا پایان دوره دفاع
هشت ساله، نهتنها چالشبرانگیز نبود بلکه برای حفظ روحیه دفاعی، بسیار شایسته و
کارآمد هم بود. اوضاع تحصیلی کماکان همانند قبل است و چه بسا در آینده بهتر شود.
ظهور و اشاعه پی در پی امکانات دیجیتالی و اینترنتی و سوءاستفاده برخی از آنها نیز
بر پیدایش این اوضاع موثر بوده است. درادامه این وضعیت، نگه داشتن دانشآموزان
درصفهای حیاط مدارس و ترغیب آنها به شرکت در مسابقات چندگانه فرهنگی ، به راحتی
گذشته نیست. به همان اندازه که قبول برنامههای تربیتی معمول برای این نسل دشوار و
زمانبر است، مواجهه و برخورد با آنها نیز از سوی معلمان و مربیان ناآشنا به مظاهر
فرهنگی جدید، سخت مینماید. از یکسو باید روز دانشآموز همچنان گرامی داشته شود و
از سوی دیگر، نوع نگاه به دانشآموزان باید بهطور جدی تغییر کند. با دانشآموزان
امروز دیگر نمیشود و نمیتوان بهطور انفعالی برخورد کرد. آنها ممکن است بیشتر از
ما ندانند اما معلوم نیست که بهتر از ما هم ندانند. اگرچه در بسیاری زمینهها (مثل
کامپیوتر و اینترنت) بعضا بیشتر از معلمانشان میدانند و میتوانند. دانشآموز
فردا، بیشتر به مانند فردی میماند که به راحتی کمبودها و مشکلات درس و مدرسهاش
را مثل سایر مجامع صنفی یادآور میشود. دیگر دلسوزی صرف نسبت به آنها جوابگو نیست
و به شدت منتظر احترام و توجه هستند.
سالهاست که 13 آبان گرامی داشته میشود.
صبح این روز، احساسات پاک میلیونها دانشآموز برانگیخته میشود و تا قبل از ظهر
با قرائت بیانیهای دوباره به فراموشی میرود و ما در مقام مسئول اداره، مدیرمدرسه
و حتی مربی، دانشآموزان را بچههایی فرض میکنیم که همچنان باید بازی کنند. برای
همین است که آنها را با چند طرح ابلاغی و مانور زلزله و انتخابات دانشآموزی مشغول
میسازیم. ما کمتر به اندیشههای آنها، اندیشیدهایم و هیچ فکر نکردهایم که ممکن
است در سری کوچک، فکری بزرگ لانه کرده باشد. پس بیائیم بچهها را بیش از این دستکم
نگیریم. آخر؛ بسته به نوع نگاه و مواجهه امروز ما با آنهاست که فردا این خیل عظیم،
آیندهساز یا آیندهسوز خواهند شد. برای همین است که رئیسجمهور جدید در اقدامی کمسابقه
این نیاز امروز نسل دانشآموز را احساس کرد و خواهان ایجاد زنگهای کتابخوانی و
گفتوگو و انشا در مدارس شد. اکنون برای به ثمر نشستن این تدبیر باید امید بست تا
دستاندرکاران نطام آموزشی کشور برای جامه عمل پوشاندن به خواستههای دکتر روحانی،
دست به کار شوند. چراکه بر پیشانی وزارتخانه متولی امور دانشآموزان، ترکیب آموزش
و پرورش نوشته شده است و لذا قرار نیست که مدارس فقط دغدغه آموزش داشته باشند، در
شعارها حتی تربیت مقدم بر تعلیم انگاشته شده است و اگر باید واقعا هم چنین باشد،
شایسته است که به هر دانش آموز به چشم انساني توانمند و قابل احترام نگاه كنند كه
حضورش در مدرسه فقط وسيلهاي است براي پرورش و شكوفايي شخصيتي كه ميتواند در
آينده مهمترين نقشهاي اجتماعي را به عهده بگيرد. آنها با اینکه کوچکند اما خیلی
زود عهدهدار اموری بزرگ خواهند شد.
* معلم در آموزش و پرورش

سلام و سپاس جناب پور سلیمان!
پاسخ دادنحذف