۱۳۹۲ آذر ۱, جمعه

یک تبریک و یک درد دل / انتصاب آقای مرتضی نظری

داود غفاری 
نویسنده و پژوهشگر 
یک تبریک و یک درد دل / انتصاب آقای مرتضی نظری

دوست و برادر فرهیخته ام جناب آقای نظری
انتصاب بجا ، شایسته ،  مدبرانه و درخور تقدیر جنابعالی را به عنوان معاون رسانه ای مركز اطلاع رساني و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش از سوی آقای جدایی به جنابعالی ؛ مجموعه ی روابط عمومی وزارت متبوع ، جامعه فرهنگیان و اصحاب رسانه تبریک و شاد باش عرض می کنم .
جناب نظری ؛ قطعا باورتان این است که می بایست نحوه ی ایجاد تعامل درست ،  سنجیده و در ضمن هوشمندانه ی تاثیر گذار ترین دستگاه دولت یعنی آموزش و پرورش با اصحاب رسانه ،فضاهای مجازی، تشکل های معلمان که متاسفانه « در این سالهای اخیر عامدا نادیده انگاشته شده! » مجددا بازاندیشی و واکاوی شوند .
وسایل ارتباطی به معنای عام آن در جامعه پر تلاطم امروزی از یک سو موجب انباشت بی حد و حصر معلومات و از سوی دیگر باعث توسعه و گسترش آن نیز شده است.
لیک بیش از حقیر وقوف دارید که پروسه همگانی شدن آموزش ها آن هم تحت تاثیر شرایط جدید دهکده جهانی اطلاعات و ارتباطات ، اهمیت تغییر در کارکرد نظام آموزشی را دو صد چندان ساخته تا حدی که نقش سنتی نهادهای آموزش رسمی را به شدت به حاشیه رانده است هم اکنون نقش آفرینی فناوریهای نوین در عرصه تعاملات جهانی در تولید علم و دانش دیگر زمان و مکان نمی شناسد!
برادر گرامی ام ؛
این سخن گزاف نیست که « آموزش و پرورش دیگر نمی تواند از رسانه ها به معنای عام کلمه و نیز از ظرفیت های عظیم آموزشی و اطلاع رسانی آن ها چشم پوشی کند.
بالعکس آموزش و پرورش بایستی تمام توان و ظرفیتش را برای تحقق این هدف ، به خدمت گیرد . تغییرات بدون برنامه ، غیرعلمی و کارشناسی نشده ، در ساختار، تشکیلات،کتابهای درسی و ... نظام آموزشی دگر راه به جایی نخواهد برد . هر چند که سامانه های آموزشی و از جمله رسانه های همگانی به عنوان ابزاری نیرومند در این زمینه نیازمند تجدید ساختارند ؛  ولی باید اذعان داشت که بین رسانه های همگانی و آموزش و پرورش باید پیوند ساختاری برقرار شود . پیوندی که همه صاحب نظران و اندیشمندان حوزه ی ارتباطات و آموزش و پرورش بر آن سخت اتفاق نظر دارند .»
جناب نظری :
تاکید می کنم در عصر حاضر و با رشد و توسعه شگفت آور رسانه ها ی الکترونیک و فضاهای افسارگسیخته ی مجازی به ویژه ماهواره ها ؛ اینترنت و شبکه های بین المللی همه ی نقش های تعلیم و تربیت ؛ خانواده و سیستم آموزش و پرورش رسمی را به یک رویایی نانوشته فرا خوانده است . اکنون رسانه های مذکور چه بخواهیم و چه نخواهیم به عنوان رفیب جدی نظام آموزش و پرورش رسمی مطرح اند و این امر به ویژه در کشورهای کمتر توسعه یافته و یا در حال توسعه از چنان اهمیت بالایی بر خور داراست که حکومت ها به جای آنکه زوایای تعامل با آن را ردیابی و واکاوی نمایند ، با تصویب قوانین بازدارنده و بعضا تنبیهی با همه توان به مقابله با آن می پردازند .
قطعا بدانید در این کارزار این رسانه های الکترونیکی و مکتوب هستند که برنده واقعی اند ؛ چرا که تاثیرپذیری یکی اجباری و مقاومتی است و دیگری اختیاری و جذاب!!
کوتاه سخن اینکه:
1 ) دستگاه معظم آموزش وپرورش در درجه اول بایستی فعالیت های خود را معطوف به بهینه سازی وسایل ارتباط جمعی و توسعه علمی و کارشناسانه آن سازد و بر پایه ی فناوری های روز دنیا ساختار آن مورد تجدیدنظر پایه ای قرار گیرد.
2) تحول خواهی ،  تغییر،  نوآوری و رقابت با هدف تغییر در سبک ها و روش های آموزش ،  زندگی و حتی نوع اندیشیدن به یک ارزش و هنجار تمام عیار تبدیل شده است .
پس نظام آموزش و پرورش و فلسفه ی وجودی آن باید بر اساس همین واقعیت ها و با در نظر گرفتن ظرفیت های فناوری های جدید بازنگری و مفهوم سازی شوند. 
3) تغییر در محتوای آموزشی به دور از اغراض سیاسی ، باندی و منفعت طلبانه صورت گیرد  و برای دستیابی به آن ، بایستی هدفهای نظام آموزشی را در چارچوب نیازها و ضرورتهای واقعی تدوین کرد. فی الواقع اگر قرار است محتوای متون آموزشی مورد تجدید نظر قرار گیرد باید بر سبیل تغییرات و تحولات دنیای معاصر باشد ولاغیر.
جناب آقای نظری عزیز ؛ امید وارم تا در سایه بقیه الاعظم امام زمان (عج) در مسیر تحقق یک نظام آموزشی توسعه یافته که قطعا توسعه همه جانبه کشور سخت در گرو آن است ؛ پیروز باشیم ان شاء الله
والسلام و تا اما بعد - ارادتمند - داود غفاری

سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر