۱۳۹۲ آذر ۹, شنبه

«هدیه‌های آسمان» را قدربدانیم!

علی افشار سمیرمی*
« هدیه های آسمان » را قدر بدانیم » 

درنظام آموزشی گذشته ما، ارائه اطلاعات و دانش‌های اسلامی را عین تربیت دینی انگاشته بودند. حوصله آموزشی ما، ازبس که در دام سخن بود، هیچ مجال و مقامی را به حضور و نفوذ بصیرت و معرفت لازم درتربیت دینی نداده بود. امروزه و بنا برآنچه درنظریه‌های روانشناسی آمده است، وظیفه معلم خارج کردن ذهن دانش‌آموز از حالت تعادل به عدم تعادل است.
انقلابی در فرایند تربیت لازم است تا رشد و اعتلای معنوی فراگیران را تضمین نماید. تدوین و تنظیم درس و کتاب‌هایی به‌نام «هدیه‌های آسمان» دردوره ابتدایی(پایه‌های دوم تا ششم) نیز ناشی از همین تامل دوباره در تربیت دینی بچه‌هاست. این مجموعه که سابقه شروع به تدریس آنها به سال 1384 می‌رسد، در واقع جانشین همان کتاب تعلیمات دینی پیشین است. کتاب می‌خواهد بگوید که نعمت‌های الهی به مثابه هدیه‌هایی هستند که از آسمان برای آدمیان فرو فرستاده شده‌اند و لذا ما باید به‌وسیله دین و آموزه‌های آن، از این جهت سپاسگزار باشیم. هدف این کتاب‌ها، انجام تعلیم و تربیت اسلامی در دوره دبستان است که البته به‌واسطه وجود اکثریت مذهب تشیع در میهن، این مجموعه بیشتر تعلیم و تربیت شیعی را دنبال می‌کند و البته در تالیف و اجرای برنامه‌های آن، از شیوه‌های نوینی در طراحی و تدریس بهره برده است. اندازه کتاب‌ها خارج از اندازه معمول کتاب‌های درسی و در قطع مجله‌ای است. در روی جلد همه آنها، طرحی از آسمان و ستاره بارانی آن در شب و آدمک‌هایی که نگاهی به سمت بالا دارند، وجود دارد. در هر پنج کتاب، حضور عکس و نقاشی بر متن غلبه‌ای محسوس دارد.
در دنیای متغیر امروز، ضرورت تغییر در محتوای آموزشی مدارس، کاری مطلوب و مورد انتظار است و بدیهی است که در این میان، قرآن و مفاهیم دینی باید سرلوحه برنامه‌های آموزشی قرارگیرند. به همین خاطر و همچنان که مشهود است، تدوین این مجموعه زحمت و هزینه بسیار دربر داشته است. در تدوین این کتاب‌ها، نوعی فضای فانتزی و احساساتی به چشم می‌آید و همین‌ها برای آموزگارانی که به شیوه‌های سنتی در تدریس متکی‌اند، نوعی ابهام ایجاد می‌نماید. در حقیقت برخی از معلمان توانایی لازم در تدریس آنها چنانکه باید و هست ندارند.
از سوی دیگر برخی اولیا نیز آن اندازه پیگیری معمول که روی درس‌های ریاضی و علوم فرزندانشان دارند، در این زمینه ندارند. رایج شدن شیوه ارزشیابی توصیفی و نبودن حد و اندازه‌ای به نام نمره نیز، به این وضعیت دامن زده است و در نتیجه درس هدیه‌های آسمان مهجور مانده است و چه بسا از ساعات آن هم برای آموزش درس‌های دیگر استفاده بشود. هدف از تعبیه درس هدیه‌های آسمان و تالیف کتاب آن، ایجاد نوعی بینش و بصیرت خودجوش نسبت به آموزه‌های آن در بین کودکان بوده است تا به شناخت بیشتر در بین آنها منجرشود. به این منظور اضافه بر تمرینات موجود در کتاب درسی، یک سری تکالیف نیز در کتابی جداگانه به نام کتاب کار پیش‌بینی شده است. حتی جهت تسهیل در امر آموزش، تدریس این کتاب به صورت پیمانه‌ای و نه پی‌درپی درنظر گرفته شده است. به این معنی که آموزگار می‌تواند با صلاحدید خود و ملاحظه مناسبت‌های تقویمی، از رعایت تقدم و تاخر در تدریس درس‌هاصرف‌نظرکند. به‌رغم در افکندن این طرح نو چه در امر تدریس یا تالیف منبع درسی، اما ذهنیت پنهان در تالیف کتاب‌ها اندکی خشک و خالی از انعطاف است. در استفاده از زبان شعر که بخش مهمی از مطالب این مجموعه را به خود اختصاص داده است، جای شعرهایی مثل «پیش از اینها فکر می‌کردم خدا/ خانه‌ای دارد کنار ابرها» از زنده‌یاد قیصر امین‌پور یا «به مادر گفتم آخر این خدا کیست/ که هم در خانه ما هست و هم نیست» از شادروان پروین دولت‌آبادی خالی است و در عوض اغلب شعرها از شاعرانی است که به‌نظر می‌رسد به‌صورت سفارشی سروده شده‌ است.
موضوع دیگر اینکه فرم و محتوای استفاده شده در این کتاب‌ها، به‌طور ناخواسته سعی دریک تلقین شهری و بالادستی از آموزه‌های آن دارد که در این زمینه به کرات موضوعاتی مثل جشن تولد، مبلمان خانه‌های شهری، پارک‌ها، پوشاک بچه‌های شهر و خیابان‌های شهر و امثال آن در قالب متن و تصویر نشان داده شده است و درنتیجه امر بومی‌سازی و توجه به فرهنگ مناطق مختلف در آن لحاظ نشده است. اینکه وعده تعلیم و تربیت بچه‌ها، به همان اندازه که زیبا و ضروری می‌نماید، عملی و ممکن شدنش دشوار و بسیار فراتر از توان و حوصله ماست. با این همه گفته‌اند که کوشش بیهوده، بهتر از خفتگی است. کارطرح و تدوین کتاب هدیه‌های آسمان هم به‌مثابه تلاشی شایسته و بایسته در این زمینه است. کاری که نیاز فوری به بهتر و کامل‌تر شدن دارد. دست‌اندرکاران فهیم کتاب، نیک می‌دانند که نه از دعوی حداکثری در جامع و مانع بودن این کتاب طرفی می‌بندند و نه می‌توانند همه کاستی‌ها و کمبودهای کتاب را ، گناه کم‌لطفی و کم‌کاری معلمان بپندارند.
شاید حلقه گمشده این تعامل را باید در ناکافی بودن بصیرت درامر تربیت اجتماع جست‌وجو کرد که هنوز نوآوری‌ها و دیگرگونه دیدن‌های مفاهیم را برنمی‌تابد. شاید هم باید منتظرماند، منتظر به ثمر و مسئولیت نشستن فراگیرانی که این روزها با چقدر ذوق به بازکردن «هدیه‌های آسمان» خود سرگرم‌اند.

سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر