۱۳۹۲ آذر ۴, دوشنبه

تأثير شاد زيستن بر بهداشت روان

دکتر عزیز الله بابلی بهمئی
مشاور و مدرس آموزش خانواده های تهران
عضو شورای سازمان معلمان منطقه 11 تهران و مسئول کمیته طرح و برنامه ریزی

چو شادي بکاهد بکاهد روان                                        خرد ناتوان گردد اندر ميان

يکي از مباحثي که تأثير شگرفي روي شادي و شاد زيستن انسان دارد، بهداشت رواني فرد است. بهداشت رواني شامل همه‌ي عواملي است که بر احساسات، افکار، گفتار و اعمال فرد، طرح‌ها، هدف‌ها و روش‌هاي به کار رفته توسط فرد، شرايط فيزيکي و بزرگسالان مهم در زندگي او تأثير مي‌گذارند.
هدف اصلي بهداشت رواني کمک به همه‌ي افراد دررسيدن به زندگي کامل‌تر، شادتر، هماهنگ‌تر و مؤثرتر است. بنابراين يکي از اهداف اصلي بهداشت رواني زندگي شادتر مي‌باشد چرا که شاد زيستن از افسردگي و بيماري‌هاي روحي و رواني پيش‌گيري مي‌نمايد.
شاد زيستن چيست؟
برو شادي کن اي يار دل‌افروز                          غم فردا نشايد خورد امروز (سعدي)

انسان موجودي شادي‌خواه و لذت‌طلب است. هرگز داشتن مال و اموال، نشانه‌ي خوشبختي و بي‌نوايي وفقر نشانه‌ي بدبختي نيست. اگر چنين بود ثروتمندان بايد شادترين و فقرا بدبخت‌ترين افراد باشند، درحالي که هميشه چنين نيست. تمام شورها، شوق‌ها و لذايذ بهشت زندگي منتظر کساني است که با تلاش، فکر و مقاومت، خود را به اين بهشت مي‌رسانند.
بهشت در نزديکي ماست ولي فقط براي کساني متجلي مي‌شود که دلشان ناب و بي‌غش باشد. اين افراد دلير و اميدوار زندگي مي‌کنند تا هميشه شاد و بانشاط باشند و از زندگي بهره‌مند شوند.
آيا دقت کرده‌ايد وقتي که احساس خوبي درباره‌ي خود داريد، ديگران هم بهتر از هميشه به نظر مي‌رسند؟
جهان بازتاب و عکس‌العمل رفتار خود ماست، وقتي از خودمان بيزاريم از همه بيزاريم و وقتي به همين که هستيم عشق مي‌ورزيم، تمام جهان در نظر ما دوست‌داشتني است. بنابراين بهتر است افکار شاد و سلامت داشته باشيم و سلامتي را حق انساني و شايسته‌‌ي خود بدانيم. با خود ملايم باشيم و خانواده‌ي خود را بپذيريم، دوست بداريم و بدانيم که يکي از کليدهاي شادي و خرسندي تمرکز ذهن بر لحظه‌ي حال است. اين لحظه تنها زماني است که در اختيار داريم  T پس بايستي شاد باشيم.
 آبراهام لينکلن بيان مي‌کند:‌« اغلب مردم تقريباً به همان اندازه شاد هستند که انتظارش را دارند.» شاد بودن مي‌تواند يکي از بزرگترين مبارزات ما در زندگي باشد. براي شاد بودن بايد بر افکار شاد تمرکز کنيم. لازمه شاد زيستن جستجوي زيبايي‌ها و خوبي‌هاست. همه‌چيز در دست ماست. درست است که شادکامي و خوشبختي نسبي است، ليکن افرادي که از روابط سالم و سازنده و مطلوب، کار موفق و برنامه‌ريزي مشخص در زندگي برخوردار باشند، افرادي با نشاط و شاد خواهند بود. والدين شاد و محيط خانواده‌ي مطبوع، فرزنداني شاد به بار مي‌آورد. لذا شادي و شاد زيستن موجب سلامت روح و روان مي‌شود.
گر يک نفست ز زندگاني گذرد                        مگذار که جز به شادماني گذرد (خيام)
شيوه هاي کسب احساس شادماني در زندگي
1- احساس نااميدي را از خودمان دور کنيم: اگر در مسير زندگي اميد خود را از دست داديم مأيوس نشويم و هرگز فکر نکنيم راهي را که پيش گرفته‌ايم، آخرين راه است. پيوسته به دنبال راه‌هاي ديگر باشيم چرا که: « عاقبت جوينده، يابنده است. » همچنين ويکتور هوگو بيان مي‌کند: « اميد براي انسان مثل بال است براي پرندگان »
2- نقاط قوت خود را تقويت کنيم :‌انسان مجموعه‌ايي از استعدادهاي گوناگون است که مي‌تواند با شناسايي و رشد و پرورش آن به کمال برسد. با کشف توانايي‌هاي خودمان و پرداختن به کارهاي مثبتي که علاقه داريم، بيش‌ترين لذت را از زندگيمان ببريم.
3- ضعف‌هاي خودمان را بپذيريم: واقعيت اين است که هرکس ضعف هايي دارد، به جاي فروماندن در ضعف‌هاي خود و گرفتار شدن در دام يأس و نااميدي، بکوشيم انتقادپذير بوده و بر ضعف‌هايمان غلبه کنيم و به دنبال راهکار باشيم.
4- از مطلق‌گرايي دوري کنيم: ما در گستره‌اي از نسبت‌ها زندگي مي‌کنيم، تلاش کنيم از هرچيزي به نسبتي که مي‌توانيم بهره گيريم T  هيچ کس براي هميشه نمي‌تواند قهرمان باشد. پس ما بيش‌ترين تلاش را انجام دهيم و از نتيجه به‌دست آمده خرسند باشيم، خواه پيروز شويم يا نشويم.
5- با خودمان صادق و رو راست باشيم: مواردي را با خودمان رو راست نبوده‌ايم بنويسيم و راه صادق بودن را بررسي خطاهاي خود بيابيم.
6- درگذشته زندگي نکنيم: اجازه بدهيم غبار گذشته از شانه‌هايمان فرو ريزد، هر اندازه در تيرگي گذشته گام برداريم از روشنايي آينده دورتر خواهيم ماند. فرو ماندن در گذشته، فروماندن در سياهي است. بايد گذشته را به پرسش کشيد، ناپاکي‌هايش را گرفت و زنگارهايش را زدود و از آن به مثابه‌‌ي عنصري براي پي ريختن آينده و شادمانه زيستن بهره گرفت.
7- روي مواردي که کنترل داريم متمرکز شويم : وقتمان را روي مسايلي که در حد کنترل ما نيست سپري نکنيم. بر آنچه مي‌توانيم کنترل کنيم مانند کمک کردن، سپاسگزاري کردن، کار کردن، خواندن، خنديدن و مانند اين‌ها متمرکز شويم.
8- در کمک کردن به ديگران پيش قدم باشيم: کمک به همنوع از وظيفه‌هاي مهم هر انساني است. کمک کردن به ديگران اين احساس را در فرد به وجود مي‌آورد که او فرد با ارزشي است و مي‌تواند به زندگي ديگران معني ببخشد. هم‌چنين وقتي مي‌بينيم که توانسته‌ايم گره‌اي از کار ديگران بگشاييم، در درون خود احساس شادماني و شعف مي‌کنيم.
9- گذشت داشته باشيم : همان‌طور که لطف و مهرباني خداوند شامل حال بندگانش مي‌شود چه خوب است ما نيز از خطاها و اشتباهات ديگران چشم‌پوشي کرده و راه آشتي را هموار سازيم، تا ضمن خوشحال کردن آن‌ها خودمان نيز با دور ريختن کينه‌ها به آرامش دروني دست يابيم.
10- ورزش را فراموش نکنيم: به خصوص در صورت امکان هفته‌اي دو جلسه شنا و استخر را در دستور کار خود قرار دهيم.
11- به ميوه و سبزيجات در برنامه‌هاي غذايي خود توجه ويژه‌اي داشته باشيم.
12- به راز و نياز با خداوند يکتا بپردازيم.
بله کافيست تصميم بگيريم از امروز هر لحظه با عشق و غوطه‌ور در عشق زندگي کنيم، معني و مفهوم حيات و شاد زيستن را بهتر درک خواهيم کرد و از آن لذت خواهيم برد.
به قول نازک‌انديشي:
« زندگي رياضيات است، پس بياييد اعتماد را در زاويه‌ي چشمانمان جاي دهيم، شادي را به توان برسانيم، غم و اندوه را تفريق کنيم، کينه و نفرت را جذر بگيريم و همدلي و دوستي را ضرب کنيم و محيط و مساحت محبت را در دايره‌ي قلب ديگران به دست‌ آوريم. »
خلاصه: ‌فراموش نشود که سه گروه بيش‌تر در معرض مشکلات روحي‌اند:
الف) شخصيت‌هاي خيلي سخت‌گير و دقيق
ب) شخصيت‌هاي خودمحور و خودخواه
د) شخصيت‌هايي که هميشه و در هرحال احساس مي‌کنند حق با آن‌هاست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر