۱۳۹۲ آذر ۹, شنبه

آموزش و پرورش ایران و توسعه

داود غفاری
نویسنده و پژوهشگر
آموزش و پرورش ایران و توسعه

آموزش و پروش مدرن و معاصر در ايران، به قدمتي تقريباً يك صد ساله، بخش معتنابهي از منابع اين دوره از تاريخ كشورمان را به خود اختصاص داده است. عليرغم اينكه در اين نظام يكي از اصيل‌ترين و وسيع‌ترين قشر فرهنگي تاريخ، يعني معلمان،‌ شركت داشته‌اند و همه نهادها ، گروه‌ها و آحاد جامعه به نوعي در تحقق اهداف آن مشاركت دارند، با اين وجود اكنون با بغرنج‌ترين مشكلات و چالش‌ها مواجه مي‌باشد، ‌ به گونه‌اي كه بسياري از محققان و انديشمندان جامعه، ريشه اغلب مشكلات، نابساماني‌ها، نارسايي‌ها و بحران‌هاي اجتماعي را در سيستم و فرآيند آموزشي جستجو و معرفي مي‌كنند.
گفته شده قريب 15 درصد بودجه كشور در آموزش و پرورش به مصرف مي‌رســد و از اين جهــت شايــد بيشتـرين سهم بودجه دولتي را ـ صرف‌ نظـــر از گستره كمي ‌آن ـ به خود اختصــاص داده است. با اين وجود، به رغم زحمات فراوان و بي ‌شايبه قاطبه معلمان، كه به استناد قرايـن موجود و نظـرسنجي‌ها، در مقايسـه بـــا كارمندان سايـر سازمان‌ها و نهادهاي دولتـي، بيشتريـن كار مفيـد را به انجام مي‌رسانند، ميزان كارآمــدي و اثربخشي آن به سبب نارضايتي عمومي‌از كيفيت خروجي‌هاي آن، پيوسته معروض توجه و انتقاد بسياري از ناظران و صاحب‌نظران واقع شده است.
به زعم منتقدان، نظام فعلي آموزش و پرورش پاسخگوي خيل عظيم مطالبات، نيازها و انتظارات جامعه نيست و نيازمند اصلاحات جدي و اساسي است و استدلال مي‌كنند كه با رويكردهاي منسوخ و متصلب كنوني و بدون توجه به نيازها و تقاضاهاي اجتماعي و محيطي (ملي و فراملي) روزافزون، نمي‌توان از نهاد مزبور خواست رسالت و كاركردهاي اساسي خود را اجرا كند.
نيز، استدلال شده اگر قرار است جامعه در حال گذار ايران به سلامت از گردنه‌هاي صعب‌العبور تغييرات اجتماعي گذر كند،‌ شايسته است كه نظام آموزش و پرورش صرف نظر از تأخيرهايي كه تاكنون در ورود به عرصه مهندسي اجتماعي داشته است، ‌مسئوليت و سهم بيشتري در قبال جامعه بر عهده گيرد و نقش جدي‌تري را در خروج از بن‌بست كنوني و نيل به جامعه مطلوب ايفا نمايد.
اين مهم ميسر نمي‌شود مگر اينكه نظام آموزش و پرورش ما، ضمن كسبِ وزن، شأن و جايگاه شايسته و واقعي خود در نظام و سلسله مراتب اجتماعي و سازماني كشور، ابتدا بتواند خود را از قيد و بندها و مشكلات بي شماري كه با آن دست و پنجه نرم مي‌كند رها سازد و به منزله بازوي روشنفكري جامعه،‌ زمينه‌هاي شكل‌گيري آموزش و پرورشي انسان‌گرا، رهايي‌بخش و مقوم توسعه همه جانبه و درون‌زا را فراهم آورد و در پرتوشناسايي ، تحليل و طبقه‌بندي اهم چالش‌هاي موجود ، و همگام با تحولات جهاني ،‌ چشم‌انداز مناسبي را براي خود و جامعه فراهم نموده ،‌ تا به نوبه خود ،‌ گره از راز فروبسته توسعه‌نيافتگي ايران بگشايد.
ايران و معماي توسعه
اكنون قريب به نيم قرن ـ تقريباً همگام با ژاپن ـ‌ از گام نهادن ايران در مسير برنامه‌ريزي جهت نيل به توسعه همه جانبه و پايدار مي‌گذرد و در اين راه منابع بي شماري صرف شده است . ظاهراً آرمان اوليه محمدرضا شاه مخلوع نيل به مرتبت اقتصادي و صنعتي كشورهاي پيشرفته اي چون امريكا و آلمان بود، ليكن به زودي دريافت كه تحقق اين آرزوي بلند پروازانه مستلزم تمهيدات و مقدمات فرهنگي – اجتماعي دراز آهنگي است كه فقط در خلال يك فراآيند طولاني تاريخي وصال مي دهد – و عجالتاً ايران فاقد پتانسيل و آمادگي لازم براي آن است؛ لذا، اندكي بعد، ژاپن به الگوي توسعه ايران بدل شد اما آن نيز به عللي ره بجايي نبرد.
به راستي مشكل ما چيست؟
و چرا به ‌رغم اين همه تلاش و صرف منابع ، همچنان،وپيوسته مشغول طي كردن يك سيكل معيوب و عقيم هستيم؟!
ادامه دارد ...

سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است .

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر