۱۳۹۲ آذر ۵, سه‌شنبه

پژوهش در‌ آموزش‌وپرورش واقعیت و‌ آینده


















علی  پورسلیمان *
در یک کار میدانی که در یکی از مناطق آموزش و پرورش تهران و اخیرا انجام شد نیازهای معلمان پس از نظر سنجی و استخراج در حدود بیش از 1000 آیتم طبقه بندی شد . در تجزیه و تحلیل داده ها ، مشخص شد که تنها دو مورد جزء نیازهای پژوهشی معلمان در آن منطقه ثبت شده است !

جایگاه پژوهش و تحقیق در مدارس ما در کجا قرار دارد؟‌
آیا معلمان علاقه و رغبتی به‌ امر پژوهش و کاربست داده‌های پژوهشی دیگران در کار خود دارند؟ نسبت‌ آموزش و پژوهش در سیستم‌ آموزشی ما چگونه تعریف می‌شود؟
پای صحبت برخی معلمان که می‌نشینی، پس از کمی گفت‌و‌گو متوجه می‌شوی که ‌این «موضوع» دغدغه کار آنها نیست! آنها یافته‌های پژوهشی و استفاده از آنها را درحد‌‌ همان کتاب یا «پژوهش تدوین‌شده» و کار معلمی را یک کار پرزحمت و انرژی‌بر می‌دانند که مهم‌ترین وظیفه معلم «اداره کلاس» تعریف می‌شود. برخی اعتقاد دارند پژوهش یک ‌امر تزئیناتی است؛ چگونه می‌شود در کلاسی که ۴۰ نفر یا بیشتر دانش‌آموز دارد از‌ این حرف‌ها زد؟
کار معلم با شرایط تعریف شده و در حال حاضر به وظایف یک مبصر کلاس می‌ماند که حداکثر هنر یک معلم در نگهداری از دانش‌آموزان خلاصه می‌شود. صحبت‌های معلمان در‌ این زمینه شنیدنی است، هرچند وضعیت موجود دلیلی برای پذیرش بدون قیدوشرط یا نداشتن «دیدگاه انتقادی» نسبت به آن نمی‌تواند باشد.
در یکی از مناطق‌ آموزش‌وپرورش تهران، اخیرا نیازهای معلمان پس از نظرسنجی و استخراج در حدود بیش از ۱۰۰۰‌ آیتم طبقه‌بندی شد. در تجزیه و تحلیل داده‌ها، مشخص شد که تنها 2 مورد جزو نیازهای پژوهشی معلمان در آن منطقه ثبت شده است.
واقعیت ‌این است که «پژوهش‌محوری» در‌ آموزش‌وپرورش آن‌گونه که شایسته و موردنیاز فرآیند‌ آموزش است به‌درستی تعریف و تبیین نشده است. نیاز به پژوهش توسط تعداد قابل‌ملاحظه‌ای از معلمان به‌عنوان یک «ضرورت» درک نشده است. نوع کار و شرایط موجود در مدارس به‌گونه‌ای رقم خورده است که معلمان در کار خود نیازی به تحقیق یا پژوهش نمی‌بینند و استفاده از آن را اتلاف وقت می‌دانند. هرچند در برخی از مناطق‌ آموزشی، ‌امتیازهایی در مورد «اقدام‌پژوهی» در فرم‌های ارزشیابی پیش‌بینی شده است، ‌اما اختصاص تنها ۲ یا ۳‌ امتیاز از جمع ۱۰۰‌ امتیاز نمره ارزشیابی، انگیزه‌ای برای معلمان جهت پژوهش باقی نمی‌گذارد.
در دنیای مدرن و توسعه‌یافته، ‌آموزش‌وپژوهش قابل تفکیک نیستند و معلمان نه بر اساس «اجبار یا زور» که برحسب ضرورت «فن معلمی» خود را نیازمند پژوهش می‌دانند. برای داشتن یک تعلیم و تربیت تخصصی چاره‌ای نیست جز آن‌که ‌امر پژوهش باید به صورت جدی وارد محیط‌ و سازوکار‌ آموزش‌وپرورش شود. معلمان در نقش یک «پژوهشگر» مسائل محیط و کار خود را باید شناسایی و تعریف کنند. باید به صورت منطقی مطرح و در گذر از یک «متدولوژی» مشخص به راهکاری جهت حل آن مساله رسید. یافته‌های پژوهشی معلمان باید به صورت یک بانک اطلاعاتی فراگیر در اختیار همه قرار گیرد. فرم‌های ارزشیابی معلمان در جهت محتوابخشی باید تغییر اساسی کنند و «پژوهش‌محور» شوند.
*کارشناس‌ آموزشی
متن کامل :

جایگاه پژوهش و تحقیق در مدارس ما در کجا قرار دارد ؟
آیا معلمان علاقه و رغبتی به امر پژوهش و کاربست داده های پژوهشی دیگران در کار خود را دارند ؟
نسبت آموزش و پژوهش در سیستم آموزشی ما چگونه تعریف می شود ؟
پای صحبت برخی معلمان که می نشینی ، پس از کمی گفت و گو متوجه می شوی که این " موضوع " دغدغه " کار آن ها نیست !
آن ها یافته های پژوهشی و استفاده از آن ها را در حد همان کتاب و یا " پژوهش تدوین شده " می دانند و کار معلمی را یک کار پرزحمت و انرژی بر می دانند که مهم ترین وظیفه معلم " اداره کلاس " تعریف می شود .
برخی از آن ها اعتقاد دارند که پژوهش یک امر تزییناتی و یا فانتزی است ؛ چگونه می شود در کلاسی که 40 نفر و یا بیشتر دانش آموز دارد از این حرف ها زد ! کار معلم با شرایط تعریف شده و در حال حاضر به وظایف یک " مبصر کلاس می ماند که حداکثر هنر یک معلم در نگهداری از دانش آموزان خلاصه می شود !
صحبت های معلمان در این زمینه شنیدنی است ، هر چند وضعیت موجود دلیلی برای پذیرش بدون قید و شرط و یا نداشتن " دیدگاه انتقادی " نسبت به آن نمی تواند باشد .
در یک کار میدانی که در یکی از مناطق آموزش و پرورش تهران و اخیرا انجام شد نیازهای معلمان پس از نظر سنجی و استخراج در حدود بیش از 1000 آیتم طبقه بندی شد . در تجزیه و تحلیل داده ها ، مشخص شد که تنها دو مورد جزء نیازهای پژوهشی معلمان در آن منطقه ثبت شده است !
واقعیت این است که " پژوهش محوری " در آموزش و پرورش آن گونه که شایسته و مورد نیاز فرآیند آموزش است به درستی تعریف و تببین نشده است .
نیاز به پژوهش توسط تعداد قابل ملاحظه ای از معلمان به عنوان یک " ضرورت " درک نشد ه است .
نوع کار و شرایط موجود در مدارس به گونه ای رقم خورده است که معلمان در کار خود نیازی به تحقیق و یا پژوهش نمی بیینند و استفاده از آن را اتلاف وقت می دانند .
هر چند در برخی از مناطق آموزشی ، امتیازهایی در مورد " اقدام پژوهی " در فرم های ارزشیابی پیش بینی شده است ، اما اختصاص تنها 2 یا 3 امتیاز از جمع 100 امتیاز نمره ارزشیابی ، انگیزه ای برای معلمان جهت پژوهش باقی نمی گذارد !
در دنیای مدرن و توسعه یافته ، آموزش و پژوهش قابل تفکیک نیستند و معلمان نه بر اساس " اجبار و یا زور " که برحسب ضرورت " فن معلمی " خود را نیازمند پژوهش می دانند .
برای داشتن یک تعلیم و تربیت تخصصی چاره ای نیست جز آن که امر پژوهش باید به صورت جدی وارد محیط و ساز و کار آموزش و پرورش شود .
معلمان در نقش یک " پژوهشگر " مسائل محیط و کار خود را باید شناسایی و تعریف کنند .
مساله باید به صورت منطقی مطرح و در گذر از یک " متدلوژی " مشخص به راهکاری جهت حل آن مساله رسید . یافته های پژوهشی معلمان باید به صورت یک بانک اطلاعاتی فراگیر در اختیار همه قرار گیرد .
فرم های ارزشیابی معلمان در جهت محتوا بخشی باید تغییر اساسی کنند و " پژوهش محور " شوند .
معلمان هم مانند سایر طبقات و حوزه ها باید در کار خود کیفیت بخشی را لحاظ کنند ، نهادینه شدن این مساله موجب خواهد شد تا با بازتعریف نقش معلم اقتدار سازمانی آن نیز افزایش یابد .
کار معلمان در یک فرآیند " نظارت و راهنمایی تعلیماتی " باید مورد سنجش و ارزیابی دقیق و علمی قرار گیرد .
بدون تردید ، ورود پژوهش به محیط آموزش و پرورش آن را از روز مرگی موجود خارج و روح تازه ای در کالبد افسرده آن خواهد دمید ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر