علی
پورسلیمان ، مسئول تشکیلات و برنامه ریزی سازمان معلمان ایران
با مطرح شدن نام آقای دکتر نجفی به عنوان گزینه پیشنهادی دولت تدبیر و
امید در آموزش و پرورش، موج عظیم حمایت از ایشان در میان تشکلهای معلمان و
فرهنگیان شکل گرفت، موجی که انصافا در دوران پس از انقلاب برای هیچ وزیری اتفاق
نیفتاده. متاسفانه، پس از رای سیاسی مجلس و حذف دکتر نجفی، فرهنگیان و تشکلها
مایوس و دلزده و البته خشمگین در پی گزینه ای بودند که بتواند با آقای نجفی برابری
کند و یا حداقل پاسخگوی نسبی این نیاز برافروخته باشد. آقای دکتر فانی که سابقه
طولانی در وزارت آموزش و پرورش دارد از سوی رئيس جمهور به عنوان سرپرست وزارت
آموزش و پرورش برگزیده شد.تشکلهای فرهنگیان برای این که بتوانند بیشتر و بهتر با
دیدگاههای سرپرست آشنا شوند، با ایشان نشستی داشتند که نتیجه جلسه به طور نسبی
توسط نمایندگان تشکلهای فرهنگیان قابل قبول ارزیابی شد و اکنون پس از گذشت تقریبا
3 هفته از آغاز سرپرستی دکتر فانی، تشکلهای فرهنگیان و معلمان منتظرند که ایشان
به چه اقداماتی دست خواهد زد. از آن جا که آموزش عالی و آموزش و پرورش تقریبا از
یک جنس هستند، انتخاب آقای جعفر توفیقی به سمت سرپرستی وزارت آموزش عالی با
استقبال دانشجویان، تشکلها و چهرههای دانشگاهی روبه رو گردیده است. حتی آقای
دکتر عارف نیز حمایت خود را از وزارت آینده ایشان اعلام کرده و در شبکههای
اجتماعی، کمپینهای متعددی در حمایت از وزارت ایشان به راه افتاده است.این وقایع
نشان ميدهد که دولت تدبیر و امید توانسته اعتماد افکار عموميرا حداقل در بخش
آموزش عالی به خود جلب کند. اما با این که آقای دکتر فانی نکات خوب، مثبت و با
مضامین تحول گرایی را در نشست شان با تشکلهای معلمان بیان کردند،عدم بازتاب این
جلسه در پرتال وزارت آموزش و پرورش که قاعدتا باید مجری برنامههای دولت تدبیر و
امید باشد و نیز فقدان اقداماتی که بتوان آن را نشانه تحول و یا تغییر گفتمان در
جهت تغییر در وضعیت موجود ارزیابی کرد، جوی از تردید و نگرانی را در بین تشکلهای
معلمان و فرهنگیان ایجاد کرده. فکر ميکنم سرعت تحولات با توجه به برنامههای
ارائه شده توسط دولت آقای روحانی، همچنین با نبض عموميجامعه و سایر دستگاهها
همچون آموزش عالی، کم است و آقای دکتر فانی باید این سرعت را بیشتر کند.البته
باور ما این است که آموزش و پرورش در این چند سال همچون آزمایشگاه عرصه آزمایش و
خطا بوده و تغییرات مکرر در تغییر ساختار و محتوا، آرامش فکری و امنیت آن را به
هم زده. اما همان گونه که در یادداشتی تحت عنوان "هفت پیشنهاد به وزیر آینده
آموزش و پرورش" آورده ام، آقای فانی ميتواند و باید در جهت جلب اعتماد افکار
عموميبه ویژه فرهنگیان و معلمان حرکت کند. در مواجهه با مجلس باید با تدبیر و
هوشمندی حرکت کرد اما بیم آن ميرود که سرعت پایین تحولات و تغییرات آن چنان شود
که تاریخ دوباره تکرار شود و فانی به عنوان "چهره گذار " ماندگار شود.
به نظر ميرسد با توجه به وضعیت کنونی آموزش و پرورش، گامهای زیر تحت عنوان"هفت پیشنهاد به وزیر آینده آموزش و پرورش" ميتواند در تعریف و تبيین و نیز توسعه " فرآیند اعتماد سازی" معنا دار و اثر بخش باشد:
اول: آقای دکتر روحانی در اولین جلسه مطبوعاتی خود عنوان کرد که " مدیران اتوبوسی را به جای اول خود بر ميگرداند ". بدون تردید، تعدادی از مدیران سطوح میانی و فوقانی کنونی آموزش و پرورش نیز بر طبق اصل " شایسته سالاری " به جایگاه خود نرسیده اند. وزیر آینده آموزش و پرورش ميتواند با بررسی دقیق و در راستای عمل به گفته رئیس جمهور، این افراد را به جایگاه اصلی خود برگرداند.
دوم: یکی از اقدامات مهم و ماندگار آقای مرتضی حاجی (وزیر سابق آموزش و پرورش ) تعیین جایگاهی با عنوان " مشاور وزیر در امور تشکلها " بود. وزیر جدید آموزش و پرورش ميتواند در راستای نهادینه کردن مشارکت عموميو آغاز پروسه اعتماد سازی، فردی را به انتخاب تشکلهای فرهنگیان به عنوان مشاور و یا کارشناس مسئول و البته با اختیارات لازم و قانونی منصوب كند.
سوم: یکی از اقدامات مهم در زمان وزارت آقای حاجی که با پیشنهاد سازمان معلمان ایران صورت گرفت، برقراری " بنهای غیر نقدی " بود. متاسفانه با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، پرداخت این بنها به تدریج به فراموشی سپرده شد. وزیر آموزش و پرورش با برقراری مجدد این مصوبه قانونی ميتواند کمياز بار مشکلات معیشتی فرهنگیان بکاهد.
چهارم: تعدادی از فعالان صنفی و مدنی تشکلهای معلمان در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد و وزارت آقایان فرشیدی، علی احمدی و حاجی بابایی به خاطر فعالیتهای صنفی با بی مهری هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری آموزش و پرورش روبه رو شدند. این مسئله بر دامنه بی اعتمادی تشکلهای معلمان نسبت به ستاد وزارت آموزش و پرورش افزوده. وزیر آینده ميتواند با استفاده از اختیارات قانونی خود، این احکام را تعدیل و یا تعلیق كند.
پنجم: عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان همواره محل مناقشه و پرسشهای بی پاسخ و یا غیر اقناعی فرهنگیان به عنوان صاحبان اصلی این موسسه اقتصادی بوده است و البته تقریبا در هیچ دوره ای به صورت جدی به آن پرداخته نشده است. وزیر آموزش و پرورش ميتواند با اقداماتی نظیر تغییر اساسنامه جهت مشارکت هر چه بیشتر سهامداران و نیز نظر سنجی از فرهنگیان و برگزاری انتخابات جدید، به تکمیل فرآیند اعتماد سازی کمک بهینه ای كند.
ششم: در روزهای پایانی وزارت حاجی بابایی، احکام کارگزینی با شتاب فراوان تحت عنوان " افزایش فوق العاده شغل " برای فرهنگیان صادر شد که البته پس ازمدتی کوتاه، زمانی که مشخص شد حاجی بابایی مد نظر روحانی نیست ، این احکام صادره اصلاح و مبالغی نیز حتی کم شد ! وزیر جدید آموزش و پرورش ميتواند پس از تعامل با مجلس و نیز تلاش برای کسب ردیف اعتبار، یا این مبالغ را برگرداند و یا قسمتی از آن را پرداخت كند.
هفتم: نشریه نگاه پر تیراژترین نشریه داخلی وزارت آموزش و پرورش است. وزیر آینده آموزش و پرورش ميتواند بر خلاف سنتهای پیشین که این نشریه را به محلی برای تعریف و تعارف و بزرگ نمایی برخی اقدامات تبدیل کرده، آن را به جایی برای اظهار نظر و نقد برنامههای وزارت آموزش و پرورش توسط اندیشمندان، کارشناسان و فعالان تشکلهای معلمان تبدیل كند. این کار در صورت عملی شدن، ميتواند ضریب اعتماد میان بدنه و ستاد را به صورت تصاعدی افزایش دهد.امید است که وزیر آینده آموزش و پرورش با تامل در موارد مطرح شده و با تناسب شرایط و اولویتها و نیز لحاظ كردن مدیریت زمان و فرصتها و کاهش تهدیدها، کلنگ " اعتماد سازی " را به زمین بزند.
به نظر ميرسد با توجه به وضعیت کنونی آموزش و پرورش، گامهای زیر تحت عنوان"هفت پیشنهاد به وزیر آینده آموزش و پرورش" ميتواند در تعریف و تبيین و نیز توسعه " فرآیند اعتماد سازی" معنا دار و اثر بخش باشد:
اول: آقای دکتر روحانی در اولین جلسه مطبوعاتی خود عنوان کرد که " مدیران اتوبوسی را به جای اول خود بر ميگرداند ". بدون تردید، تعدادی از مدیران سطوح میانی و فوقانی کنونی آموزش و پرورش نیز بر طبق اصل " شایسته سالاری " به جایگاه خود نرسیده اند. وزیر آینده آموزش و پرورش ميتواند با بررسی دقیق و در راستای عمل به گفته رئیس جمهور، این افراد را به جایگاه اصلی خود برگرداند.
دوم: یکی از اقدامات مهم و ماندگار آقای مرتضی حاجی (وزیر سابق آموزش و پرورش ) تعیین جایگاهی با عنوان " مشاور وزیر در امور تشکلها " بود. وزیر جدید آموزش و پرورش ميتواند در راستای نهادینه کردن مشارکت عموميو آغاز پروسه اعتماد سازی، فردی را به انتخاب تشکلهای فرهنگیان به عنوان مشاور و یا کارشناس مسئول و البته با اختیارات لازم و قانونی منصوب كند.
سوم: یکی از اقدامات مهم در زمان وزارت آقای حاجی که با پیشنهاد سازمان معلمان ایران صورت گرفت، برقراری " بنهای غیر نقدی " بود. متاسفانه با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، پرداخت این بنها به تدریج به فراموشی سپرده شد. وزیر آموزش و پرورش با برقراری مجدد این مصوبه قانونی ميتواند کمياز بار مشکلات معیشتی فرهنگیان بکاهد.
چهارم: تعدادی از فعالان صنفی و مدنی تشکلهای معلمان در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد و وزارت آقایان فرشیدی، علی احمدی و حاجی بابایی به خاطر فعالیتهای صنفی با بی مهری هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری آموزش و پرورش روبه رو شدند. این مسئله بر دامنه بی اعتمادی تشکلهای معلمان نسبت به ستاد وزارت آموزش و پرورش افزوده. وزیر آینده ميتواند با استفاده از اختیارات قانونی خود، این احکام را تعدیل و یا تعلیق كند.
پنجم: عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان همواره محل مناقشه و پرسشهای بی پاسخ و یا غیر اقناعی فرهنگیان به عنوان صاحبان اصلی این موسسه اقتصادی بوده است و البته تقریبا در هیچ دوره ای به صورت جدی به آن پرداخته نشده است. وزیر آموزش و پرورش ميتواند با اقداماتی نظیر تغییر اساسنامه جهت مشارکت هر چه بیشتر سهامداران و نیز نظر سنجی از فرهنگیان و برگزاری انتخابات جدید، به تکمیل فرآیند اعتماد سازی کمک بهینه ای كند.
ششم: در روزهای پایانی وزارت حاجی بابایی، احکام کارگزینی با شتاب فراوان تحت عنوان " افزایش فوق العاده شغل " برای فرهنگیان صادر شد که البته پس ازمدتی کوتاه، زمانی که مشخص شد حاجی بابایی مد نظر روحانی نیست ، این احکام صادره اصلاح و مبالغی نیز حتی کم شد ! وزیر جدید آموزش و پرورش ميتواند پس از تعامل با مجلس و نیز تلاش برای کسب ردیف اعتبار، یا این مبالغ را برگرداند و یا قسمتی از آن را پرداخت كند.
هفتم: نشریه نگاه پر تیراژترین نشریه داخلی وزارت آموزش و پرورش است. وزیر آینده آموزش و پرورش ميتواند بر خلاف سنتهای پیشین که این نشریه را به محلی برای تعریف و تعارف و بزرگ نمایی برخی اقدامات تبدیل کرده، آن را به جایی برای اظهار نظر و نقد برنامههای وزارت آموزش و پرورش توسط اندیشمندان، کارشناسان و فعالان تشکلهای معلمان تبدیل كند. این کار در صورت عملی شدن، ميتواند ضریب اعتماد میان بدنه و ستاد را به صورت تصاعدی افزایش دهد.امید است که وزیر آینده آموزش و پرورش با تامل در موارد مطرح شده و با تناسب شرایط و اولویتها و نیز لحاظ كردن مدیریت زمان و فرصتها و کاهش تهدیدها، کلنگ " اعتماد سازی " را به زمین بزند.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر