۱۳۹۲ مهر ۸, دوشنبه

نگاهی به چگونگی تدریس زبان انگلیسی در مدارس












روزنامه آرمان ، دوشنبه ، هشتم مهرماه ، گزارش اجتماعی :

  نگاهی به چگونگی تدریس زبان انگلیسی در مدارس


علی پورسلیمان *

اگر بگوییم یکی از کاربردی‌ترین درس در میان دروس، زبان انگلیسی است سخنی به گزاف نگفته‌ایم !عصر ارتباطات و لزوم ارتباط با دنیای مدرن، شرایط را به‌گونه‌ای رقم زده که برای ارتباط باید زبانی دیگر غیر از زبان مادری (پارسی) آموخت .با وجود اهمیت یادگیری این رشته، در آموزش و پرورش ما، یکی از مهجورترین و درحاشیه‌ترین دروس در سیستم آموزشی دولتی، درس زبان انگلیسی است .به‌روز نبودن آموزش زبان انگلیسی در برنامه آموزشی مدارس موجب شده تا برخی خانواده‌ها برای پرکردن این خلأ به سیستم غیردولتی و اصطلاحا «آموزشگاه‌ها» روی آورند و این درحالی است که بودجه قابل‌توجهی صرف آموزش این زبان از سال هفتم تا پایان دوره متوسطه می‌شود بدون آنکه بازده قابل قبولی داشته باشد .علت این مساله چیست؟ عوامل مختلفی در این امر دخالت دارند که یکی از آنها کتاب یا ماده درسی است. با وجود پیشرفت‌های قابل توجه در فرآیند آموزش این درس در سیستم آموزشی مدارس دنیا، باید اعتراف کرد که سازوکار آموزش این درس متعلق به چند دهه قبل است و به‌عنوان مثال، کتاب زبان انگلیسی پایه اول دبیرستان (در نظام آموزشی قبل که دوره متوسطه 4 سال تعریف شده بود) نزدیک به دو دهه است که هیچ تغییری نکرده است !
سایر پایه‌ها نیز وضعیت بهتری ندارند
اخیرا رضا خیرآبادی، کارشناس گروه زبان و مولف کتاب پایه هفتم خبر از تغییر اساسی درس زبان انگلیسی در پایه مربوطه داده است . او گفته است که این تغییر و محتوا، انقلابی در کتاب درسی زبان انگلیسی است و رویکردها و روش‌های آموزش نسبت به سال‌های گذشته بسیار متفاوت شده و کتابی که برای پایه هفتم تدوین شده، نه‌تنها بر اساس روش‌های سنتی گذشته نیست، بلکه رویکردهای آموزشی و ارتباطی آن همسو با کشورهای همسایه و کشورهای دنیا تدوین شده است. او همچنین گفته است که در گذشته دانش‌آموزان یک کتاب داشتند و معلم نیز تنها همان کتاب را به دانش‌آموزان آموزش می‌داد و در پایه‌های بالاتر برای تست‌زنی از برخی کتاب‌های موسسات استفاده می‌شد، اما امسال در کنار کتاب دانش‌آموز، یک کتاب کار، کتاب راهنمای معلم، فلش‌کارت و نرم‌افزار آموزشی در نظر گرفته شده است. (منبع: ایسنا) بدون تردید، ابزار کار یک معلم، کتاب است و این کتاب باید بتواند نیازهای دانش‌آموزان را در ابعاد مختلف آموزشی و زندگی تامین نماید؛ اما در کنار ماده درسی، شرایط کار یا تدریس نیز حائزاهمیت بالایی است .اگر بهترین کتاب نیز در اختیار معلم قرار گیرد اما شرایط و امکانات پیاده شده و اجرا نداشته باشد، تغییر خاصی رخ نداده است. در اینجا به پاره‌ای از موانع اشاره می‌‌شود:
1- عدم تناسب محتوا و میزان کتاب با میزان ساعت اختصاص یافته
با اینکه زبان سال هفتم به اجزای مختلف مانند: کتاب دانش‌آموز، کتاب کار و نرم‌افزارهای آموزشی و فلش‌کارت‌ها توسعه یافته است، اما میزان زمان اختصاص یافته برای آموزش این درس، هفته‌ای دو ساعت و اصطلاحا یک زنگ است! زبان انگلیسی در سال بعد و در همین دوره 4 ساعت است، درحالی که در دوره متوسطه، این میزان در سال اول به 3 ساعت تقلیل می‌یابد و در سال‌های بعد به هفته‌ای 2 ساعت ختم می‌شود! و این درحالی است که در سیستم آموزشگاهی، حداقل زمان اختصاص یافته در هفته، 6 ساعت است !آیا میان کتاب با اجزای افزایش یافته با میزان زمان مربوطه، همخوانی وجود دارد؟
2- استاندارد نبودن تراکم دانش‌آموزی
تراکم دانش‌آموزی مطابق دستورالعمل صادره از سوی وزارت آموزش و پرورش در شهری مانند تهران حدود 33 تا 35 نفر است .این درحالی است که تراکم دانش‌آموزی در آموزشگاه‌ها و بر حسب عرف، به‌طور میانگین 15 نفر تعریف شده است !حال باید دید یک معلم در مدارس دولتی با آن ساعت محدود و با این ترافیک دانش‌آموزی، واقعا می‌تواند انقلابی در آموزش زبان انگلیسی ایجاد کند؟!
3- نامناسب بودن زمان یادگیری
کار‌شناسان آموزش کودک و زبان‌شناسان معتقدند کودکاني که قبل از دوره نوجواني به يادگيري زبان دوم بپردازند بهتر مي‌توانند در زمينه تلفظ کلمات به‌طور صحيح و نزديک به صاحبان اصلي زبان عمل کنند. زبان‌شناسان اين موضوع را به تغييرات فيزيولوژيکي مربوط مي‌دانند که در مغز کودکان در سنين نوجواني رخ مي‌دهد. تفاوت هجا‌ها و آوا‌ها در زبان‌هاي مختلف که باعث تفاوت لهجه‌ها مي‌شود در کودکاني که زبان را قبل از شکل‌گيري بخش‌هاي مربوطه در مغز ياد گرفته‌اند کمتر به چشم مي‌آيد. به همين دليل بهترين سن آموزش زبان به کودک، قبل از 10 سالگي و زماني است که کودک هنوز در زبان مادري خود هم پيشرفت چنداني نداشته است. البته اين مساله به‌هيچ‌وجه كودك را از يادگيري زبان مادري بازنمي‌دارد بلکه به پيشرفت آن هم کمک خواهد کرد. بعضي از والدين نگران اين نکته هستند که ياد دادن زبان دوم در سنين کم ممکن است باعث شود کودک زبان مادري خود را فراموش کند يا اينکه در يادگيري زبان مادري و ادبيات آن دچار مشکل شود. درحالي‌که زبان‌شناسان خلاف اين باور را دارند. آنها معتقدند يادگيري زبان دوم به دليل به‌کارگيري ذهن کودک در استفاده از ترجمه‌ها و معاني کلمات و ساختار جملات مي‌تواند باعث شود زبان مادري خود را هم بار ديگر بياموزد و آن را در کنار زبان دوم ياد بگيرد. توجه کودک به يک زبان جديد مي‌تواند باعث توجه او به ساختارهاي زبان و جمله‌بندي‌ها شود. چيزي که ممکن بود تا آن زمان به آن چندان توجهي نشان داده نشود. درواقع، دانش‌آموزان در مدارس دولتی از زمانی شروع به یادگیری زبان دوم می‌کنند که زمان مفید برای کارایی حداکثری در یادگیری آن سپری شده است !شاید بهتر باشد از همان زمانی که کودکان وارد سیستم آموزش رسمی می‌شوند، در کنار آموزش زبان فارسی، درس زبان انگلیسی را نیز در کنار آن بگنجانند.
4- -تغییر نگرش مسئولان، مهم‌ترین عامل برای تحول در آموزش زبان دوم :
واقعیت این است که با وجود تحول در دنیای ارتباطات و دهکده‌ای شدن جهان، هنوز هم برخی به این زبان به‌عنوان «زبان بیگانه» می‌نگرند. این نگرش در برنامه‌ریزی‌ها نیز خودش را نشان می‌‌دهد .اگر قرار است تحولی در آموزش زبان انگلیسی اتفاق بیفتد باید جامع و کامل صورت بگیرد. صرف تغییر در کتاب درسی نمی‌تواند صورت مساله را تغییر دهد .انسان‌ها بر اساس نیازشان رفتار می‌کنند و تا زمانی که این نیاز به صورت یک ضرورت در برنامه‌ریزی‌های آموزشی تعریف و تببین نشود، اتفاق خاصی رخ نخواهد داد...
* دبیر زبان انگلیسی



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر