ابوالفضل
رحیمی شاد :
مقدمه:
اگر تاکنون عضو یکی از تشکلهای صنفی بوده باشید،حتما با این مسئله برخورد کرده اید که برخی فعالان صنفی معتقدند که باید در این تشکلها از فعالیت سیاسی پرهیز کرد ، در مقابل برخی دیگر از اعضا این نظر را قبول ندارند و تمایز چندانی بین فعالیت صنفی و سیاسی قائل نیستند. این اختلاف نظر تنها به درون تشکل محدود نمی شود و حاکمیت نیز تشکلهای صنفی را به شدت از دخالت در امور سیاسی برحذر می دارد و حتی گاهی فعالیت سیاسی را در قالب تشکل صنفی جرم قلمداد می کند.برای حل این مشکل برخی تشکلهای صنفی سعی کرده اند که اساسنامه خود را به گونهای تنظیم کنند که در کنار فعالیت صنفی مجاز به فعالیت سیاسی نیز باشند.اما برخی دیگر حتی اساسنامه تشکل خود را به گونهای تنظیم کرده اند که اعضا به هیچ عنوان مجاز به فعالیت سیاسی نباشند ؛ با وجود همه تلاشهای صورت گرفته در ارتباط با فعالیت صنفی همچنان شاهد ابهام در عرصه نظر و سردرگمی در عرصه عمل در این حوزه هستیم.
این ابهام و سردرگمی در موقعیتهای حساس و مهم باعث هدر رفتن انرژی فعالان این حوزه و افزایش هزینهها بدون افزایش فایده و دستاوردها شده است.از این رو لازم است که ضمن تداوم فعالیتهای صنفی به بحث نظری پیرامون این موضوع و مسائل مرتبط با آن نیز توجه لازم صورت گیرد.این نوشتار نیز با هدف گشودن بحث در این زمینه تهیه شده است.
پرسش اصلی که در این نوشتار در پی رسیدن به پاسخ آن هستیم این است که،آیا تشکلهای صنفی می توانند بطور کلی از ورود به فعالیت سیاسی اجتناب کنند؟
پاسخ نهایی به این سوال منفی است و متن حاضر تلاشی برای رسیدن به این پاسخ می باشد.به این منظور ابتدا شش پرسش طرح و به آنها پاسخ داده شده است که نتیجه حاصل از این شش پرسش ما را به سوی پاسخ پرسش اصلی رهنمون می سازد.
پرسش اوّل:تشکل صنفی چیست؟
پاسخ:گروهی غیر دولتی که توسط اعضا و کارکنان یک واحد شغلی یا مجموعه واحدهای شغلی مشابه که با هدف دفاع از جمیع حقوق صنفی اعضا ــ و یا گسترش ارزشها و باورهای صنفی که در این نوشتار مدّ نظر نیست ــ تشکیل شده باشد را تشکّل صنفی می گویند؛که در قالب عناوینی مثل سندیکا،اتحادیه،کانون،سازمان،انجمن،جامعه، جمعیت،مجمع، خانه و اتاق نام گذاری می شود.در صورت ایجاد ارتباط بین واحدهای صنفی کشورهای مختلف امکان شکل گیری تشکلهای صنفی منطقهای و بین المللی نیز وجود دارد.
پرسش دوم:فعالیت صنفی چیست؟
پاسخ:هر نوع فعالیت فردی یا گروهی از جانب اعضا و کارکنان یک واحد شغلی که با هدف طرح مطالبات،افزایش مزایای مختلف درون صنفی و بهبود وضعیت شغلی صورت می گیرد را فعالیت صنفی می گویند.سه نکته قابل توجه در این تعریف وجود دارد. یک، فعالیت صنفی الزاماٌ گروهی نیست.دو،فعالیت صنفی بایستی توسط کارکنان همان واحد شغلی صورت گیرد.سه،هدف از فعالیت صنفی نباید چیزی جز طرح مطالبات،افزایش مزایای صنفی و بهبود وضعیت شغلی باشد.به عبارت دیگر تلاش کارکنان یک صنف برای سایر اهداف، فعالیت صنفی محسوب نمیشود. مثلا اگر انجمن اساتید دانشگاه یا انجمنهای معلمان تصمیم به ریشه کن ساختن بیسوادی در کشور بگیرند،اگرچه کاری است مفید و خدمتی است ارزنده اما این کار به هیچ عنوان فعالیت صنفی محسوب نمی شود ، به عبارت دیگر اگرچه ممکن است تشکل صنفی کارکردهای مختلفی داشته باشد اما در تعریف فعالیت صنفی لزوم فعالیت "برای صنف" را نبایستی فراموش کرد.
با توجه به این تعریف فعالیتهای صنفی را می توان در دو سطح افقی و عمودی تقسیم کرد.
الف) فعالیتهای افقی یا درون صنفی:این نوع فعالیتها بیشتر با هدف ارتباط بین اعضای تشکل با هم و ارتباط بین تشکلهای صنفی در داخل و حتی با تشکلهای مشابه خارجی،تشویق کارکنان واحد شغلی به "عضویت" در تشکل،افزایش"توانمندی" اعضا و ایجاد "انسجام و همبستگی" بین آنها و در نهایت افزایش "توانمندی تشکل" در دستیابی به مطالبات صورت می گیرد.
ب)فعالیتهای عمودی یا برون صنفی:این نوع فعالیتها بیشتر با هدف ارتباط تشکلها با نهادهای بالادستی اعم از دولتی و غیر دولتی صورت می گیرد تا بتواند نهادهای بالادستی را متوجه مطالبات خود ساخته و آنها را وادار به پذیرش مطالبات و پاسخگویی نماید ، از این جهت این نوع فعالیتها منطبق بر دو منطق "گفتگو" و "قدرت" می باشند.
لازم به ذکر است که اگرچه فعالیتهای افقی و درون صنفی از اهمیت مبنایی برخوردار هستند اما نبایستی فراموش کنیم که هدف اصلی در ایجاد این نوع تشکّلها فعالیتهای عمودی و یا بیرونی آن است .
پرسش سوم:فعالیت صنفی با چه اشکالی صورت می پذیرد؟
پاسخ: الف)اشکال فعالیت افقی یا درون صنفی:با توجه به اهداف ذکر شده در این نوع فعالیتها،اشکال آن عبارتند از:
۱-برگزاری کلاس هاس آموزشی برای اعضا
اگر تاکنون عضو یکی از تشکلهای صنفی بوده باشید،حتما با این مسئله برخورد کرده اید که برخی فعالان صنفی معتقدند که باید در این تشکلها از فعالیت سیاسی پرهیز کرد ، در مقابل برخی دیگر از اعضا این نظر را قبول ندارند و تمایز چندانی بین فعالیت صنفی و سیاسی قائل نیستند. این اختلاف نظر تنها به درون تشکل محدود نمی شود و حاکمیت نیز تشکلهای صنفی را به شدت از دخالت در امور سیاسی برحذر می دارد و حتی گاهی فعالیت سیاسی را در قالب تشکل صنفی جرم قلمداد می کند.برای حل این مشکل برخی تشکلهای صنفی سعی کرده اند که اساسنامه خود را به گونهای تنظیم کنند که در کنار فعالیت صنفی مجاز به فعالیت سیاسی نیز باشند.اما برخی دیگر حتی اساسنامه تشکل خود را به گونهای تنظیم کرده اند که اعضا به هیچ عنوان مجاز به فعالیت سیاسی نباشند ؛ با وجود همه تلاشهای صورت گرفته در ارتباط با فعالیت صنفی همچنان شاهد ابهام در عرصه نظر و سردرگمی در عرصه عمل در این حوزه هستیم.
این ابهام و سردرگمی در موقعیتهای حساس و مهم باعث هدر رفتن انرژی فعالان این حوزه و افزایش هزینهها بدون افزایش فایده و دستاوردها شده است.از این رو لازم است که ضمن تداوم فعالیتهای صنفی به بحث نظری پیرامون این موضوع و مسائل مرتبط با آن نیز توجه لازم صورت گیرد.این نوشتار نیز با هدف گشودن بحث در این زمینه تهیه شده است.
پرسش اصلی که در این نوشتار در پی رسیدن به پاسخ آن هستیم این است که،آیا تشکلهای صنفی می توانند بطور کلی از ورود به فعالیت سیاسی اجتناب کنند؟
پاسخ نهایی به این سوال منفی است و متن حاضر تلاشی برای رسیدن به این پاسخ می باشد.به این منظور ابتدا شش پرسش طرح و به آنها پاسخ داده شده است که نتیجه حاصل از این شش پرسش ما را به سوی پاسخ پرسش اصلی رهنمون می سازد.
پرسش اوّل:تشکل صنفی چیست؟
پاسخ:گروهی غیر دولتی که توسط اعضا و کارکنان یک واحد شغلی یا مجموعه واحدهای شغلی مشابه که با هدف دفاع از جمیع حقوق صنفی اعضا ــ و یا گسترش ارزشها و باورهای صنفی که در این نوشتار مدّ نظر نیست ــ تشکیل شده باشد را تشکّل صنفی می گویند؛که در قالب عناوینی مثل سندیکا،اتحادیه،کانون،سازمان،انجمن،جامعه، جمعیت،مجمع، خانه و اتاق نام گذاری می شود.در صورت ایجاد ارتباط بین واحدهای صنفی کشورهای مختلف امکان شکل گیری تشکلهای صنفی منطقهای و بین المللی نیز وجود دارد.
پرسش دوم:فعالیت صنفی چیست؟
پاسخ:هر نوع فعالیت فردی یا گروهی از جانب اعضا و کارکنان یک واحد شغلی که با هدف طرح مطالبات،افزایش مزایای مختلف درون صنفی و بهبود وضعیت شغلی صورت می گیرد را فعالیت صنفی می گویند.سه نکته قابل توجه در این تعریف وجود دارد. یک، فعالیت صنفی الزاماٌ گروهی نیست.دو،فعالیت صنفی بایستی توسط کارکنان همان واحد شغلی صورت گیرد.سه،هدف از فعالیت صنفی نباید چیزی جز طرح مطالبات،افزایش مزایای صنفی و بهبود وضعیت شغلی باشد.به عبارت دیگر تلاش کارکنان یک صنف برای سایر اهداف، فعالیت صنفی محسوب نمیشود. مثلا اگر انجمن اساتید دانشگاه یا انجمنهای معلمان تصمیم به ریشه کن ساختن بیسوادی در کشور بگیرند،اگرچه کاری است مفید و خدمتی است ارزنده اما این کار به هیچ عنوان فعالیت صنفی محسوب نمی شود ، به عبارت دیگر اگرچه ممکن است تشکل صنفی کارکردهای مختلفی داشته باشد اما در تعریف فعالیت صنفی لزوم فعالیت "برای صنف" را نبایستی فراموش کرد.
با توجه به این تعریف فعالیتهای صنفی را می توان در دو سطح افقی و عمودی تقسیم کرد.
الف) فعالیتهای افقی یا درون صنفی:این نوع فعالیتها بیشتر با هدف ارتباط بین اعضای تشکل با هم و ارتباط بین تشکلهای صنفی در داخل و حتی با تشکلهای مشابه خارجی،تشویق کارکنان واحد شغلی به "عضویت" در تشکل،افزایش"توانمندی" اعضا و ایجاد "انسجام و همبستگی" بین آنها و در نهایت افزایش "توانمندی تشکل" در دستیابی به مطالبات صورت می گیرد.
ب)فعالیتهای عمودی یا برون صنفی:این نوع فعالیتها بیشتر با هدف ارتباط تشکلها با نهادهای بالادستی اعم از دولتی و غیر دولتی صورت می گیرد تا بتواند نهادهای بالادستی را متوجه مطالبات خود ساخته و آنها را وادار به پذیرش مطالبات و پاسخگویی نماید ، از این جهت این نوع فعالیتها منطبق بر دو منطق "گفتگو" و "قدرت" می باشند.
لازم به ذکر است که اگرچه فعالیتهای افقی و درون صنفی از اهمیت مبنایی برخوردار هستند اما نبایستی فراموش کنیم که هدف اصلی در ایجاد این نوع تشکّلها فعالیتهای عمودی و یا بیرونی آن است .
پرسش سوم:فعالیت صنفی با چه اشکالی صورت می پذیرد؟
پاسخ: الف)اشکال فعالیت افقی یا درون صنفی:با توجه به اهداف ذکر شده در این نوع فعالیتها،اشکال آن عبارتند از:
۱-برگزاری کلاس هاس آموزشی برای اعضا
2-برگزاری
برنامههای تشویقی و تفریحی برای اعضا
۳-برگزاری همایش و جلسات سخنرانی.
۴-برگزاری جلسات گفتگوی اعضا با مسئولان تشکل ها
۴-برگزاری جلسات گفتگوی اعضا با مسئولان تشکل ها
۵- ایجاد خبرنامه و نشریه صنفی و در صورت امکان برنامه مستمر رادیویی و
تلویزیونی.
۶-برپایی مراسم در روزهای نمادین
۶-برپایی مراسم در روزهای نمادین
۷- برگزاری
اردو و جلسات دیدار با سایر تشکلهای صنفی در داخل و خارج از کشور.
8-حضور در همایشهای
جهانی و مواردی مانند اینها.
ب)اشکال فعالیت عمودی یا برون صنفی:
ب)اشکال فعالیت عمودی یا برون صنفی:
با توجه به اهداف ذکر
شده در این نوع فعالیت ها،اشکال آن عبارتند از:
۱-نوشتن نامه برای مسئولان نهاد بالادستی
۱-نوشتن نامه برای مسئولان نهاد بالادستی
۲-جمع آوری امضا و طومار نویسی.
3-نوشتن نامه سرگشاده
۴-ملاقات با مسئولان مربوطه
۵-دست کشیدن موقت از کار و تحصن در محیط کار
۶-اعتصاب و ترک
محل کار
۷-تظاهرات و تحصن
در مقابل نهادهای بالادستی
۸-اثرگذاری بر جریان برکناری یا تعیین مقامات نهاد یالادستی
۹-تلاش برای ورود
به نهادهای بالادستی مرتبط با حوزه صنفی.مثلاٌ معرفی کاندیدای صنفی به پارلمان یا
یا سایر نهادهای مرتبط با صنف.
پرسش چهارم:تشکل سیاسی چیست؟
پاسخ:به گروهی غیر دولتی که به شیوههای مختلف سعی در اثرگذاری بر قدرت رسمی یک جامعه ــ و یا یک منطقه و حتی جهان ــ را دارند،تشکل سیاسی میگویند."حزب" نهادمندترین،عقلانیترین و اخلاقیترین تشکل سیاسی پذیرفته شده در سراسر جهان است.
پرسش پنجم:فعالیت سیاسی چیست؟
پاسخ:هر نوع فعالیت فردی یا گروهی با هدف اثرگذاری بر کل یا جزئی از قدرت رسمی(ساختار یا رفتار) در یک جامعه ــو یا یک منطقه و حتی جهان ــ را فعالیت سیاسی می گویند.
سه نکته قابل توجه در این تعریف وجود دارد.یک،فعالیت سیاسی الژاماً گروهی نیست.دو،فعالیت سیاسی الزاماً یک فعالیت حزبی نیست. سه،در فعالیت سیاسی هدف حتما باید اثرگذاری بر عملکرد قدرت رسمی (در سطح ملی همان دولت یا قوای سه گانه و در سطح فراملی نهادهای سیاسی منطقهای و بین المللی) باشد.
فعالیت سیاسی مانند فعالیت صنفی به دو سطح افقی و عمودی تقسیم می گردد.همچنین هر یک این فعالیتها را میشود به دو بخش هنجارین (پذیرفته شده از سوی اکثر جوامع) و غیر هنجارین(مردود شده از سوی اکثر جوامع)نیز تقسیم کرد. که در اینجا بخش هنجارین آن مورد نظر می باشد.
پرسش ششم:فعالیت سیاسی با چه اشکالی صورت می پذیرد؟
پاسخ:اشکال فعالیتهای افقی تقریبا همانند فعالیت افقی صنفی است و از بیان دوباره آن خودداری می شود.
تمامی اشکال فعالیت عمودی سیاسی منطبق بر منطق قدرت می باشد و به طور کلی با هدف طرفداری و یا مخالفت با شخصیتها،احزاب و دولت مستقر و یا به صورت ورود مستقیم به عرصه رقابت برای در اختیار گرفتن قدرت صورت می پذیرد ، به این ترتیب این اشکال عبارتند از:
۱-حضور در انتخابات و رأی دادن و یا عدم حضور فعال و تحریم انتخابات
پرسش چهارم:تشکل سیاسی چیست؟
پاسخ:به گروهی غیر دولتی که به شیوههای مختلف سعی در اثرگذاری بر قدرت رسمی یک جامعه ــ و یا یک منطقه و حتی جهان ــ را دارند،تشکل سیاسی میگویند."حزب" نهادمندترین،عقلانیترین و اخلاقیترین تشکل سیاسی پذیرفته شده در سراسر جهان است.
پرسش پنجم:فعالیت سیاسی چیست؟
پاسخ:هر نوع فعالیت فردی یا گروهی با هدف اثرگذاری بر کل یا جزئی از قدرت رسمی(ساختار یا رفتار) در یک جامعه ــو یا یک منطقه و حتی جهان ــ را فعالیت سیاسی می گویند.
سه نکته قابل توجه در این تعریف وجود دارد.یک،فعالیت سیاسی الژاماً گروهی نیست.دو،فعالیت سیاسی الزاماً یک فعالیت حزبی نیست. سه،در فعالیت سیاسی هدف حتما باید اثرگذاری بر عملکرد قدرت رسمی (در سطح ملی همان دولت یا قوای سه گانه و در سطح فراملی نهادهای سیاسی منطقهای و بین المللی) باشد.
فعالیت سیاسی مانند فعالیت صنفی به دو سطح افقی و عمودی تقسیم می گردد.همچنین هر یک این فعالیتها را میشود به دو بخش هنجارین (پذیرفته شده از سوی اکثر جوامع) و غیر هنجارین(مردود شده از سوی اکثر جوامع)نیز تقسیم کرد. که در اینجا بخش هنجارین آن مورد نظر می باشد.
پرسش ششم:فعالیت سیاسی با چه اشکالی صورت می پذیرد؟
پاسخ:اشکال فعالیتهای افقی تقریبا همانند فعالیت افقی صنفی است و از بیان دوباره آن خودداری می شود.
تمامی اشکال فعالیت عمودی سیاسی منطبق بر منطق قدرت می باشد و به طور کلی با هدف طرفداری و یا مخالفت با شخصیتها،احزاب و دولت مستقر و یا به صورت ورود مستقیم به عرصه رقابت برای در اختیار گرفتن قدرت صورت می پذیرد ، به این ترتیب این اشکال عبارتند از:
۱-حضور در انتخابات و رأی دادن و یا عدم حضور فعال و تحریم انتخابات
۲-حمایت فردی و
گروهی از لیست یا کاندیدای مورد نظر در انتخابات
۳- حضور در احزاب و عضویت در آنها
۴-نگارش نامه به شخصیتهای سیاسی و مسئولان دولتی بصورت سربسته یا
سرگشاده
۵-تشویق و ترغیب
کارکنان کارخانهها و شرکتها و مراکز دولتی و غیردولتی به اعتصاب
۶-شرکت در
تجمعات،تظاهرات و راهپیمایی ها
۷-شرکت در انتخاباتهای مختلف به عنوان کاندیدا
۸-بر عهده گرفتن
مسئولیتهای سیاسی در سطوح مختلف دولتی.
نتیجه گیری:اگر پاسخ پرسشهای بالا مورد تأیید باشد،از کنار هم قرار دادن آنها نتایج زیر حاصل می گردد.
۱-تشکلهای صنفی از نظر "ماهیت و هدف" با تشکلهای سیاسی تفاوت دارند ، پس تشکلهای صنفی نه می توانند و نه می بایست در پی کسب قدرت برای جهت دادن به مسیر کلی حرکت جامعه باشند.(به دلیل عدم امکان جمع شدن تخصصهای مختلف در یک صنف)
۲-اگر مخاطب فعالان و تشکلهای صنفی اشخاص و نهادهای غیردولتی باشد،"ماهیت و هدف" این نوع فعالیتهای صنفی عمودی به هیچ وجه سیاسی نیست.
۳-فعالیتهای افقی صنفی به هیچ وجه "ماهیت و شکل" سیاسی ندارند.
۴-با توجه به ساختار سیاسی و اقتصادی جوامع گاهی مخاطب فعالان و تشکلهای صنفی اشخاص(وزرا و نمایندگان پارلمان و ...) و نهادهای سیاسی(وزارت خانهها و پارلمان و ...) هستند ، در این حالت (فعالیتهای عمودی صنفی انجام شده در اشکال ۱تا ۷) بدون توجه به نوع مطالبه، با توجه به نکته سه در تعریف فعالیت سیاسی و اشکال ۴و۵و۶ فعالیت سیاسی این فعالیتها "ماهیت" سیاسی دارند.
۵-تشکلهای صنفی میتواند منطبق بر منطق مبادله با اشخاص و گروههای سیاسی(کاندیداهای پارلمان،وزارت و ...) که قصدو برنامه حمایت از آنها را دارند وارد تعامل دوسویه شوند.به این صورت که کالای (رأی) خود را با کالای (توان رفع نیازها و مطالبات صنفی) آنها مبادله نمایند.در این حالت(فعالیت صنفی عمودی شکل ۸ )نیز اگرچه هدف کاملاً صنفی است اما مبتنی بر منطق فعالیتهای عمودی سیاسی و شکل ۲ فعالیت سیاسی، این عمل "ماهیت" سیاسی دارد.
۶-فعالان و تشکلهای صنفی می توانند تلاش کنند تا خود عهده دار برخی مسئولیتها(وزیر،نماینده پارلمان و ...) گردند که توانایی آنها را برای کسب منافع صنفی افزایش میدهد.در این حالت(فعالیت صنفی عمودی شکل ۹) نیز اگرچه هدف اصلی دفاع از منافع صنفی است اما مبتنی بر تعریف فعالیت سیاسی و منطق فعالیتهای عمودی سیاسی و اشکال ۷و۸ فعالیت سیاسی،این عمل نیز "ماهیت" سیاسی دارد.
تکرار پرسش اصلی: آیا تشکلهای صنفی می توانند بطور کلی از ورود به فعالیت سیاسی اجتناب کنند؟
پاسخ نهایی:براساس نتایج ۱تا۳ فعالیت افراد و تشکلهای صنفی هیچ نسبتی با فعالیت سیاسی ندارد ، از این رو فعالان و تشکلهای صنفی در این محدوده می بایست از ورود به فعالیتهای سیاسی (شکل عمل،انتخاب شعارها و طرح و بیان مطالبات)پرهیز نمایند. اما براساس نتایج ۴تا ۶ اجتناب تشکلهای صنفی از فعالیت سیاسی ممکن نیست.بنابراین می توان گفت که برخی از فعالیتهای صنفی به هیچ وجه سیاسی نیستند.اما برخی دیگر از فعالیتهای صنفی سیاسی هستند.البته نبایست فراموش کرد که سیاسی بودن این فعالیتها به هیچ وجه در "هدف" آن نیست بلکه تنها در "ماهیت" آن است.
نتیجه عملی حاصل از این نوشتار را نیز می توان این گونه بیان داشت،" با توجه به اینکه «قانون» چیزی جز عینی سازی احکام کلی عقل و اخلاق نیست،قانونگذار نمی تواند فعالان و تشکلهای صنفی را از ورود به فعالیتهای سیاسی در محدودهای که عقل آنرا مجاز می شمارد منع نماید. اگرچه تشکلهای صنفی می توانند به طور اختیاری خود را از این "حق" محروم سازند و این موضوع را در اساسنامه ذکر نمایند ، اما بایستی بدانند در این صورت دیگر نمی توانند در محدوده توضیح داده شده در نتایج ۴تا ۶ فعالیت نمایند ، در مقابل نامگذاری برخی از تشکلها به صنفیسیاسی نمی تواند برای آنها اجازه ورود به سیاست بیش از آنچه در بخش ۴تا۶ نتیجه آمده است صادر نماید ، به عبارت دیگر نه این نوع نامگذاری (صنفی- سیاسی) حق اضافهای برای تشکلهای صنفی ایجاد می نماید و نه عدم این نوع نامگذاری حقی از آنها سلب می نماید."
نتیجه گیری:اگر پاسخ پرسشهای بالا مورد تأیید باشد،از کنار هم قرار دادن آنها نتایج زیر حاصل می گردد.
۱-تشکلهای صنفی از نظر "ماهیت و هدف" با تشکلهای سیاسی تفاوت دارند ، پس تشکلهای صنفی نه می توانند و نه می بایست در پی کسب قدرت برای جهت دادن به مسیر کلی حرکت جامعه باشند.(به دلیل عدم امکان جمع شدن تخصصهای مختلف در یک صنف)
۲-اگر مخاطب فعالان و تشکلهای صنفی اشخاص و نهادهای غیردولتی باشد،"ماهیت و هدف" این نوع فعالیتهای صنفی عمودی به هیچ وجه سیاسی نیست.
۳-فعالیتهای افقی صنفی به هیچ وجه "ماهیت و شکل" سیاسی ندارند.
۴-با توجه به ساختار سیاسی و اقتصادی جوامع گاهی مخاطب فعالان و تشکلهای صنفی اشخاص(وزرا و نمایندگان پارلمان و ...) و نهادهای سیاسی(وزارت خانهها و پارلمان و ...) هستند ، در این حالت (فعالیتهای عمودی صنفی انجام شده در اشکال ۱تا ۷) بدون توجه به نوع مطالبه، با توجه به نکته سه در تعریف فعالیت سیاسی و اشکال ۴و۵و۶ فعالیت سیاسی این فعالیتها "ماهیت" سیاسی دارند.
۵-تشکلهای صنفی میتواند منطبق بر منطق مبادله با اشخاص و گروههای سیاسی(کاندیداهای پارلمان،وزارت و ...) که قصدو برنامه حمایت از آنها را دارند وارد تعامل دوسویه شوند.به این صورت که کالای (رأی) خود را با کالای (توان رفع نیازها و مطالبات صنفی) آنها مبادله نمایند.در این حالت(فعالیت صنفی عمودی شکل ۸ )نیز اگرچه هدف کاملاً صنفی است اما مبتنی بر منطق فعالیتهای عمودی سیاسی و شکل ۲ فعالیت سیاسی، این عمل "ماهیت" سیاسی دارد.
۶-فعالان و تشکلهای صنفی می توانند تلاش کنند تا خود عهده دار برخی مسئولیتها(وزیر،نماینده پارلمان و ...) گردند که توانایی آنها را برای کسب منافع صنفی افزایش میدهد.در این حالت(فعالیت صنفی عمودی شکل ۹) نیز اگرچه هدف اصلی دفاع از منافع صنفی است اما مبتنی بر تعریف فعالیت سیاسی و منطق فعالیتهای عمودی سیاسی و اشکال ۷و۸ فعالیت سیاسی،این عمل نیز "ماهیت" سیاسی دارد.
تکرار پرسش اصلی: آیا تشکلهای صنفی می توانند بطور کلی از ورود به فعالیت سیاسی اجتناب کنند؟
پاسخ نهایی:براساس نتایج ۱تا۳ فعالیت افراد و تشکلهای صنفی هیچ نسبتی با فعالیت سیاسی ندارد ، از این رو فعالان و تشکلهای صنفی در این محدوده می بایست از ورود به فعالیتهای سیاسی (شکل عمل،انتخاب شعارها و طرح و بیان مطالبات)پرهیز نمایند. اما براساس نتایج ۴تا ۶ اجتناب تشکلهای صنفی از فعالیت سیاسی ممکن نیست.بنابراین می توان گفت که برخی از فعالیتهای صنفی به هیچ وجه سیاسی نیستند.اما برخی دیگر از فعالیتهای صنفی سیاسی هستند.البته نبایست فراموش کرد که سیاسی بودن این فعالیتها به هیچ وجه در "هدف" آن نیست بلکه تنها در "ماهیت" آن است.
نتیجه عملی حاصل از این نوشتار را نیز می توان این گونه بیان داشت،" با توجه به اینکه «قانون» چیزی جز عینی سازی احکام کلی عقل و اخلاق نیست،قانونگذار نمی تواند فعالان و تشکلهای صنفی را از ورود به فعالیتهای سیاسی در محدودهای که عقل آنرا مجاز می شمارد منع نماید. اگرچه تشکلهای صنفی می توانند به طور اختیاری خود را از این "حق" محروم سازند و این موضوع را در اساسنامه ذکر نمایند ، اما بایستی بدانند در این صورت دیگر نمی توانند در محدوده توضیح داده شده در نتایج ۴تا ۶ فعالیت نمایند ، در مقابل نامگذاری برخی از تشکلها به صنفیسیاسی نمی تواند برای آنها اجازه ورود به سیاست بیش از آنچه در بخش ۴تا۶ نتیجه آمده است صادر نماید ، به عبارت دیگر نه این نوع نامگذاری (صنفی- سیاسی) حق اضافهای برای تشکلهای صنفی ایجاد می نماید و نه عدم این نوع نامگذاری حقی از آنها سلب می نماید."
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر