۱۳۹۲ شهریور ۱۵, جمعه

دیدگاه میهمان : " تشکل‌های متفاوت در یک واحد صنفی و اهمیت شناخت آن "













 « شناخت تشکل ها و توجه به رویکرد آن ها می تواند اعضای یک جامعه زیر مجکوعه  گروه مرجع را در دست یابی به اهداف تبیین شده رهنمون باشد .
در جامعه بزرگ آموزش و پرورش ، تشکل های مختلف با اسامی گوناگون شکل گرفته اند که صرف نظر از عناوین می توانند کارکردی  واحد  داشته باشند و حضور این گونه تکثر نمی تواند لزوما موید پویایی و بالندگی یک جامعه در حال توسعه باشد .
آقای ابولفضل رحیمی شاد از همکاران فرهنگی و فعال در این زمینه ، مطلبی را به رشته تحریر درآورده اند که حاوی نکات بدیع و کاربردی است . »














مقدمه
تفکیک نهادی و رویکرد تخصصی به عملکرد نهادها از جمله موضوعاتی است که به هر دلیل عدم توجه به آن می تواند مشکلات عدیده‌ای برای فعالان حوزه‌های مختلف اجتماعی ایجاد نماید. بدبینی اعضا، کم توانی در عضوگیری،عدم اعتماد به نهاد،اختلاف درون گروهی، شکست طرح و برنامه ها، دست نیافتن به اهداف، بدبینی حاکمیت به نهاد و عملکرد آن،ایجاد مانع از سوی حاکمیت، تحمیل هزینه‌ها و جریمه‌های قضایی بر اعضا و حتی انحلال نهاد می تواند از جمله این مشکلات باشد.از این رو پرداختن به این مسئله در حوزه‌های مختلف می تواند باعث رفع پاره‌ای از مشکلات عنوان شده باشد.این نوشتار در ارتباط با همین موضوع و با هدف بررسی مفهوم "تشکل صنفی" و ارائه معیاری برای تشخیص آن از تشکل‌های غیر صنفی درون یک واحد صنفی تهیه شده است.

تشکل صنفی چیست؟
معمولاً در واحدهای شغلی می توان گروه‌های مختلفی با اهداف و کارکردهای سیاسی، فرهنگی، تخصصی، حمایتی، ورزشی و منفعتی را شناسایی کرد  که به طور طبیعی اعضای همه این گروه‌ها از شاغلین همان واحد صنفی هستند و چه بسا برخی یا همه اعضای یک گروه عضو گروه دیگری نیز باشند.اما آیا همه این گروه‌ها تشکل صنفی هستند؟
برای پاسخ دادن به این پرسش لازم است معیاری برای شناخت و تعریف تشکل‌های صنفی از سایر تشکل‌ها داشته باشیم. وقتی بنا بر طبقه بندی گروه‌ها از هم باشد می توان معیارهای مختلفی چون ارزش ها،هنجارها، باورها، کارکردها، اهداف و روش دستیابی به اهداف و حتی ویژگی های اعضا، نحوه عضویت، تعداد اعضا، رسمی و غیر رسمی بودن گروه، موقت و دائمی بودن و برخی معیارهای دیگر را در نظر گرفت.اما در اینجا آنچه مهم تر از سایر معیارها به نظر میرسد اهداف و کارکردهای گروه و تعیین اولویت‌ها در صورت تعدد اهداف و کارکردها است.(سایر معیار‌ها معمولا برای مقایسه انواع گروه‌ها بدون در نظر گرفتن اشتراک شغلی در آنها بکار می رود)
از میان دستیابی به قدرت رسمی،اثرگذاری بر قدرت رسمی، اصلاح و تغییر ارزشها، باورها و هنجارهای اعضا،افزایش آمادگی های تخصصی اعم از علمی، فنی و مهارتی و غیره، رفع مشکلات شخصی اعضا، برگزاری رقابت های تخصصی و ورزشی و تلاش برای سلامت جسمی و روحی اعضا و بالاخره دفاع از منافع و حقوق صنفی و افزایش منافع صنفی برای اعضا کدام می تواند اهداف اصلی یک تشکل صنفی باشد .  اگر فرض کنیم همه اینها می تواند به عنوان اهداف و کارکردهای یک تشکل صنفی در نظر گرفته شود کدامیک از این اهداف و کارکردها در اولویت قرار دارد؟
به طور منطقی اصلی‌ترین و مهمترین هدف در یک گروه هدفی است که تمامی اعضای گروه به طور مشترک آن را پذیرفته و در آن ذینفع باشند. با بررسی اهداف ذکر شده آنچه مشخص است این است که شاید بتوان تمامی این اهداف را مهم تلقی کرد،اما به جز مورد آخر یعنی دفاع از منافع و حقوق صنفی در هیچ یک از اهداف دیگر نمی توان اشتراک کامل بین اعضای یک واحد صنفی مشاهده کرد. البته شاید در نظر برخی کارکنان مثلا اصلاح ارزشها و هنجارها و یا دفاع از ارزشها و باورها مهمتر از دفاع از منافع صنفی باشد اما در اینجا آنچه مهم است معیاری است که تقریبا همه اعضا در آن اشتراک داشته باشند.
بر اساس این معیار به بررسی انواع تشکل‌های موجود در یک واحد صنفی می پردازیم.

۱-تشکل صنفی: گروهی است که تنها هدف آن دفاع از حقوق و منافع صنفی اعضا، طرح مطالبات صنفی، افزایش مزایای مختلف درون صنفی و بهبود جمیع شرایط شغلی برای کارکنان یک واحد صنفی می باشد ، بنابراین تشکل صنفی در واقع یک تشکل "منفعتی" است.
نکته‌ای که در اینجا لازم به ذکر است این است که در یک واحد صنفی وجود چند تشکل صنفی(منفعتی) نمی تواند توجیه عقلانی داشته باشد. مگر اینکه هر یک به دنبال حق و منفعتی خاص و یا شعبه‌های مختلف یک تشکل صنفی در موقعیت‌های مکانی مختلف باشند و یا حذف یا انتخاب دستوری برخی کارکردها و روش‌ها باعث معنا بخشی به وجود تشکل‌های صنفی مختلف در یک واحد صنفی گردد.مثلا شاید یک تشکل استفاده از روشهایی مثل اعتصاب و تظاهرات را برای اعضا مجاز و دیگری غیر مجاز بداند و یا یک تشکل ورود به عرصه قدرت رسمی را برای خود مجاز و دیگری غیرمجاز بداند.

۲-تشکل صنفی -.................: (در جای خالی می تواند سیاسی،مذهبی،تخصصی، ورزشی و یا حتی حمایتی قرار بگیرد)
گروهی است که هدف اصلی آن همانند تشکل‌های صنفی است؛ اما علاوه بر آن به دنبال اهداف دیگری همچون ترویج نگرش های سیاسی، مذهبی، ملی، حمایت از گروه‌های مختلف،رشد تخصص درون گروهی و یا برآورده ساختن تمایلات و خواسته‌های غیرصنفی اعضای خود و یا تمامی کارکنان یک واحد شغلی می باشند.
این نوع تشکل‌ها را نیز به شرط رعایت اولویت و اصل قرار دادن اهداف صنفی در اساسنامه و عملکرد اعضای گروه می توان در زمره تشکل‌های صنفی به حساب آورد.
نکته‌ای که در اینجا لازم به ذکر است این است که گاهی ممکن است در این تشکل‌ها در عمل بین اهداف و تمایلات صنفی با دیگر اهداف و تمایلات ( معمولا سیاسی ) اعضای گروه تضاد و اختلاف ایجاد شود ؛ مثلا شاید تشکل مجبور باشد علیه گروه سیاسی حاکم که خود طرفدار و مبلّغ آن است دست به اعتراض بزند، با توجه به اینکه هم تشکیل این نوع گروه‌ها و هم پیش آمدن چنین وضعیتی اجتناب ناپذیر است، بالطبع آسیب‌های ناشی از آن نیز اجتناب ناپذیر است.البته شاید با فرهنگ سازی، قانون گرایی و انجام فعالیت مدنی صرفاً در یکی از حوزه هایی که ممکن است افراد را با چنین شرایطی روبرو سازد می تواند تا حدودی از این آسیب بکاهد.

۳-تشکل ............... – صنفی :(در جای خالی می تواند سیاسی،مذهبی،تخصصی،ورزشی و یا حتی حمایتی قرار بگیرد)
در این نوع تشکل‌ها هدف اصلی اعضا پی گیری و دست یابی به اهداف سیاسی، مذهبی، تخصصی، ورزشی و یا حتی حمایتی است وتلاش برای منافع و حقوق صنفی اعضا در اولویت قرار ندارد ، به عبارت دیگر این تشکل ها، نوعی حزب،هیئت، گروه علمی، تیم ورزشی و انجمن مددکاری و مشاوره‌ای هستند که صرفا اعضای آن را کارکنان یک صنف یا واحد شغلی تشکیل می دهد که به همین علت ممکن است گاهی در کنار هدف اصلی بر حسب شرایط در جهت منافع و حقوق صنفی نیز گام بردارند.
نکته مهم و لازم به ذکر در اینجا این است که این نوع گروه‌ها اگرچه تشکل‌های "درون صنفی" هستند اما نباید آنها را با تشکل‌های "برای صنف" یا "درخدمت صنف" اشتباه گرفت.به عبارت دیگر با توجه به تعریف تشکل‌های صنفی خواه از نوع
۱ و خواه از نوع ۲ نمی توان این گروه‌ها را تشکل صنفی به حساب آورد.

نکته پایانی
تشکل‌ها و اعضای آن بایستی به اختلاف بین اهداف و روش‌های از پیش تعیین شده خود با دیگر تشکل‌ها توجه نموده و کاملا مبتنی بر آن عمل نمایند ، زیرا در غیر این صورت نه تنها باعث می شوند تمام آسیب هایی که در مقدمه عنوان شد بر آنها وارد آید، بلکه ممکن است با اثرگذاری منفی بر ذهن و دیدگاه مردم و حاکمیت نسبت به عملکرد نهادهای مدنی آسیب بزرگتری به جامعه وارد نمایند .


 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر