در نشستی که تشکل های
فرهنگیان کشوری با آقای دکتر نجفی داشتند و گزارش کامل آن در سخن معلم منتشر
شد ، ایشان در قسمتی از سخنان خود تصریح کرد که "برخی
آموزش و پرورش را قسمتی از حاکمیت می دانند در حالی که آموزش و پرورش بخشی از
جامعه است . عده ای آموزش و پرورش را صرفا ایدئولوژیک می پندارند در حالی که بخش
اعظمی از آن " غیر ایدئولوژیک " است ."
پس از آن بود که هجوم
رسانه های مخالف و اقتدار گرا به ایشان شروع شد و حتی برخی از نمایندگان مجلس در
صحبت های خود و استناد به این گزارش عنوان می کردند که آقای دکتر نجفی موافق نظام
ایدئولوژیک نیست و می خواهد بساط ارزش های انقلاب و اصول آن را بر چیند !
هر چه آقای نجفی
توضیح داد اما تاثیری نداشت ، گویا تصمیم بر این بود که ایشان رای نیاورد و آموزش
و پرروش از یک دوران تحول محروم شود .
آموزش و پرورش
ایدئولوژیک چیست و تعریف این نظام چیست ؟
شاید جامع ترین
تعریفی که می توان برای این مفهوم آورد نکاتی است که آقای دکتر سعید پیوندی
ارائه داده است :
« همه نظامهای آموزشی
دنیا تا حدی تحت تاثیر یک ایدئولوژی هستند و یا به عبارت دیگر «حقیقت» خود را به
نسل جوان ارائه میکنند. به این گونه است که هیچ نظامی از طریق گفتمان آموزشی نسل
جوان را به شورش و تغییر شرایط فرا نمیخواند و «حقیقت» هر نظامی در خدمت تداوم و
مشروعیت بخشیدن به نظم موجود است. ولی نکته مهم آن است که این «حقیقت» چه چیزی را
و چگونه بیان میکند. به عنوان نمونه در یک
نظام باز و دموکرات این «حقیقت» یک سویه و تقلیلی نیست، تنها یک گفتمان وجود ندارد
و گفتمانهای مختلف در آن همزیستی میکنند. برای مثال نظام آموزشی فرانسه علیه نظم
کنونی فرانسه نیست ولی همزمان در مطالب درسی نوعی کثرت گرایی وجود دارد و دانش
آموز و دانشجو با تفکر انتقادی و نقد آشنا میشود. اما آنچه در نظام ایدئولوژیک
تمامیت گرا وجود دارد و آن را از بقیه نظامها متمایز میکند این است که در این
گفتمان آموزشی، مدرسه و دانشگاه به صورت ابزاری و تقلیلی در اختیار حاکمیت هستند
برای تربیت نسلی مطیع که همخوان و همسو با ایدئولوژیک حاکم در کشور باشد. در چنین
نظامی فعالیتهای آموزشی هدف مشروعیت بخشیدن به ایدئولوژی بسته و یک سویه حاکم را
دنبال میکنند و ما به رویکرد تک گفتمانی سر و کار داریم که هدفش تلقین ایدئولوژی
به نسل جدید و همسو کردن آن با فرهنگ و ارزشهای دولتی است. به همین خاطر وقتی صحبت
از نظامهای ایدئولوژیک میشود بیشتر منظور نظامهای آموزشی تک گفتمانی هستند که
در آن گفتمانهای دیگر جایی ندارند و فقط یک فکر، یک فرهنگ و یک مجموعه ارزشی از
بالا به نسل جدید تحمیل میشود و حق انتخاب هم وجود ندارد. در چنین نظامی ارزشها،
دادههای تاریخی و اجتماعی مورد نقد و بررسی قرار نمیگیرند و به دانش آموز حق
پرسشگری و فکر کردن و انتقاد کردن داده نمیشود. همین فضای بسته و غیر دمکراتیک
برای معلمان وجود دارد و آنها هم نمیتوانند درباره مطالب درسی برخورد انتقادی
داشته باشند و یا دانش آموزان را به مطالعه منابع دیگر دعوت کنند. ویژگی مهم دیگر
نظام آموزشی بسته و ایدئولوژیک نقش تعیین کننده دولت در تعیین محتوا و فعالیتهای
آموزشی است. به سخن دیگر کنشگران نظام آموزشی مانند معلمان مشارکت چندانی در
برنامههای درسی ندارند. در جوامع دموکراتیک نیروهای جامعه مدنی از قبیل معلمان و
پژوهشگران و دانشگاهیها نقش مهمی در تعیین مطالب درسی و حد و حدود و نوع فعالیتها
و روشهای تربیتی بر عهده دارند. در بسیاری از این کشورها نقش دولت در تعیین مطالب
درسی و شکل دادن به گفتمان آموزشی بسیار تقلیل پیدا کرده است. ولی در نظام
ایدئولوژی بسته دخالت جامعه مدنی ناچیز است و دولت برای تحمیل آمرانه سیاستهای
خود همه جا حضوری مستقیم دارد و ایزار نظارتی گوناگونی هم برای کنترل فضاهای
آموزشی بوجود میآید. »


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر