۱۳۹۲ شهریور ۲۵, دوشنبه

تشکل های معلمان و عقبه !












بخشی از این یادداشت در روزنامه بهار به تاریخ سه شنبه بییست و سوم شهریور کار شده است .




قدرت یک تشکل به میزان تاثیرگذاری اش  در افکار عمومی بر می گردد و این که تا چه حد ادبیات و آموزه های این تشکل در گفتار و عمل جامعه نمونه و به تبع آن جامعه مرجع  اثر بخش است .
امروزه به مدد شبکه های اجتماعی به ویژه در اینترنت ، این تاثیرگذاری شدت بیشتری گرفته است و هر تشکل و یا گروهی که بتواند با اتکا بر اتاق فکرش ، مطالبات جامعه را هدایت و اصطلاحا " مهندسی و پالایش "  نماید ، می تواند در معادلات اجتماعی و حتی سیاسی نقش مهمی را ایفا نماید .
در حاشیه نشست  نمایندگان تشکل های معلمان با سرپرست وزارت آموزش و پرورش ، آقای دکتر فانی که گزارش مشروح آن در سخن معلم منتشر شد ؛ یکی از مدیران فوقانی ستاد چنین گفته بود :
« این تشکل ها فقط سر و صدا  دارند ،  فاقد عقبه هستند و افکار عمومی معلمان را نمایندگی نمی کنند »
سیر تاریخی و حوادثی که در 8 سال گذشته بر سر تشکل های معلمان آمد ، لزوم بازخوانی آن را برای آسیب شناسی تشکل های معلمان دو چندان می کند تا قضاوت  منطقی و عادلانه برای وضعیت موجود با توجه به پیشینه آن میسر شود .
پس از روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد ، به تدریج فضای امنیتی بر مدارس حاکم شد .
اوج برخورد با فعالان صنفی معلمان در اسفند سال 85 بود که به خاطر اعتراض به یک مساله صنفی که  عدم اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری از سوی دولت بود ،  مقابل مجلس گرد آمده بودند . پس از آن بود که موج احضارها و صدور احکام قضایی و اداری برای فعالان تشکل ها شدت گرفت و به تدریج فضای سخت امنیتی بر مدارس حاکم شد طوری که بسیاری از معلمان در مدارس  حتی جرات بیان مطالبات صنفی را هم نداشتند !
معلمانی که تا دیروز و در دولت اصلاحات  ، مشکلات و مسائل خود را تا حدود زیادی بیان می کردند بدون آن که نگران عواقب گفته های خود باشند !
جلسات و نشست های تشکل های معلمان تقریبا تعطیل شد و حتی آن ها نمی توانستند در خانه های یکدیگر نیز دور هم جمع شوند !
ابتدا ارتباط  درون تشکلی کم رنگ و سپس ارتباط تشکل ها با بدنه وزارت آموزش و پرورش به این دلیل که ارتباط با تشکل ها برای معلمان هزینه بردار بود تقریبا قطع شد ....
نهادهای مدنی در یک فضای متعادل و امن می توانند رشد و توسعه یابند و این که گفته می شود در کشورهای توسعه حدود 80 درصد معلمان عضو سندیکا و یا اتحادیه های صنفی هستند در کشور ما به علت شرایط انقباضی و موانع برون سیستمی ، عملا موضوعیتی نداشته و بی معناست !
بدون تردید ایرادهای و انتقاداتی به کارکرد و رویکرد تشکل ها وارد است و تشکل های معلمان در یک دوره زمانی 8 سال ( 76 – 84 ) می توانستند با بهره گیری از فضای نسبتا باز سیاسی و اجتماعی برای تعمیق و توسعه تشکیلات خود استفاده کنند و برنامه ریزی لازم برای تهدید های محیطی آینده را در اتاق فکر خود بگنجانند اما  اثرات توسعه نیافتگی در زمینه های مختلف در جامعه ما قابل مشاهده است و فعالیت های مدنی و تشکیلاتی در جامعه ای که متصلب بوده، گفت و گو در آن کم رنگ است و تهدید های بیروئی همواره در منحنی فعالیت ها قابل مشاهده است  در یک سرعت پایین قابل انتظار است .
رای مردم در 24 خرداد به دولت تدبیر و امید که رویکر اصلی آن " تغییر " بود  موجب شده است که شرایط بیرونی تا حدود زیادی بهبود یابد و بستر برای فعالیت  تشکل های معلمان بهتر شود و نهادهای مدنی  باید از این فرصت برای بازسازی و نوسازی خود استفاده کنند .
برنامه ریزی برای فعالیت های درونی و غنی سازی برنامه ها در درون تشکل های معلمان به همراه استفاده از فرصت های بیرونی به ویژه ظرفیت ها و پتانسیل های قانونی در آینده ثابت خواهد کرد که چقدر فرضیه آن  مقام ستادی مقرون به صحت بوده و تشکل های معلمان آن طور که این مسئول ادعا کرده است عقبه دارند یا خیر !


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر