۱۳۹۲ مهر ۴, پنجشنبه

مقدمه ای بر فرآیند اصلاح طلبی در آموزش و پرورش















جریانی که برچسب اصلاح طلبی را یدک می کشد اما احتمالا نوع نگاهش به انسان و معادلات ” ابزاری ” است و آنها را حلقه ها و یا مهره هایی برای رسیدن به یک هدف از پیش تعیین شده می پندارد قاعدتا نمی تواند اعتماد بدنه آموزش و پرورش را برای پذیرش این اندیشه و اشاعه تفکر مفروض جلب نماید ؛ به عنوان مثال ، جریانی که در آموزش و پرورش ، معلمان را به عنوان ” ماشین رای و تجمیع آرا ” می نگرد، آیا شایستگی و صلاحیت ورود به این گونه مباحث را دارد؟


آقای دکتر اکرمی در نشست با اعضای سازمان معلمان ایران :
 « زمانی که آقای خاتمی می خواست رئیس جمهور شود من به خاطر ایشان به 11 استان سفر کردم اما موقع انتخاب وزیر آموزش و پرورش ،  ایشان 11 ثانیه هم با من در مورد آموزش و پرورش مشورت نکرد ! »
آقای هاشمی دبیر کل سازمان معلمان در این نشست گفت: « بیم ما این است همان اشتباهی که اصلاح طلبان در دوره اول ریاست جمهوری آقای خاتمی مرتکب شدند این دفعه نیز تکرار شود »
آقای مرتضی حاجی در ابتدای وزارت خود ، سمیناری با عنوان اصلاحات در آموزش و پرورش برگزار کرد اما در این نشست هیچ یک از تشکل های آموزش و پرورش (نمایندگان آنها) دعوت نشده بودند!
( آن موقع من یادداشتی در روزنامه ملت با عنوان " در رثای اصلاحات " نوشتم اما از سوی روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش پاسخی برنخاست ! )
 در جلسه تشکل های کشوری با آقای دکتر نجفی که گزارش کامل آن در سخن معلم منتشر شد همه تشکل های حاضر روی وزارت آقای نجفی اتفاق نظر داشتند اما در مورد گزینه های بعدی که همه از چهره های اصلاح طلب بودند  اتفاق نظر وجود نداشت !
جلسه ای روز سه شنبه بیست و ششم شهریور با حضور آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق و با حضور فرهنگیان برگزار شد  . این جلسه به دعوت آقای دکتر رحیم عبادی معاون پرورشی در زمان وزارت آقای حاجی صورت گرفته بود.برون دادی که از این نشست در رسانه ها انعکاس یافته بود ،  قسمت غالب آن سخنان آقای خاتمی و صحبت های کوتاه شده و گزینش شده برخی از فرهنگیان بود . بنا بر شنیده ها، جریانی با هدایت آقای دکتر – عبادی و برخی از مسئولان ستادی در زمان دولت اصلاحات قرار است جلساتی را با محوریت" اصلاحات در آموزش و پرورش" برگزار کند.
( پس از عدم رای اعتماد به دکتر نجفی و وضعیت خاکستری دکتر فانی ، به نظر می رسد که  این جریان می خواهد با فضا سازی و کار رسانه ای ، " قدرت در خلا " را مدیریت کند . )
در این جلسات می خواهند به این نتیجه برسند که اصلاح طلبی در آموزش و پرورش چیست؟
  منشور اصلاحات چیست وچه کسانی می توانند  و یا باید  پرچم دار  این جریان در آموزش و پرورش باشند؟
گلایه آقای دکتراکرمی، هشدار دبیر کل سازمان معلمان ایران در مورد به بازی نگرفتن تشکل ها و نهادهای مدنی در زمان دولت اصلاحات، عدم اتفاق نظر و هم سویی تشکل های معلمان در سراسر کشور روی چهره هایی که در زمان دولت اصلاحات ، سمت ها و مناصبی در آموزش و پرورش داشته اند  ... پازلی را شکل می دهد که روش حل مساله می تواند ما را به یک نتیجه منطقی و کم هزینه برساند .
واقعا اصلاح طلبی در آموزش و پرورش به چه معناست؟
اصلاح طلب در آموزش و پرورش کیست؟
نسبت این جریان با فرآیند اعتماد سازی  چیست ؟
 رسیدن به یک تعریف جامع و کلیاتی از فرآیند اصلاح طلبی نیازمند گفت و گو و تبادل نظرمیان صاحب نظران، اندیشمندان و کنشگران صنفی- مدنی در آموزش و پرورش است.
تعریف اصلاحات، تبیین فرآیند اصلاح طلبی ، ساختار اصلاح طلبی، تعیین بردارفرآیند ( افقی- عمودی و یا بالا -  پایین) نیازمند کار کارشناسی و اندیشه ی  پژوهشگرانه بدون تمایل به یک جریان سیاسی خاص است .
اما به نظر می رسد که مهم ترین عنصر و یا پیش شرط در جریان اصلاح طلبی نوع نگرش و یا نگاه به انسان و کارکرد آن است . جریانی که برچسب اصلاح طلبی را یدک می کشد کند اما  احتمالا نوع نگاهش به انسان و معادلات " ابزاری " است و آنها را حلقه ها و یا مهره هایی برای رسیدن به یک  هدف از پیش تعیین شده می پندارد قاعدتا  نمی تواند اعتماد بدنه آموزش و پرورش را برای پذیرش این  اندیشه و اشاعه تفکر مفروض جلب نماید  ؛ به عنوان مثال ، جریانی که در آموزش و پرورش ، معلمان را به عنوان "  ماشین رای  و تجمیع آرا "  می نگرد، آیا  شایستگی و صلاحیت ورود به این گونه مباحث را دارد ؟
انسان در ذات خود دارای ارزش و کرامت است  و منطقی است  که با نگرش انسانی به او و کارکرهایش نگریسته شود
تکلیف جریان اقتدارگر مشخص است .از آن جا که این جریان اصولا اعتقادی به سازوکار تکثر ندارد و نظام " تک گفتمانی "  در روابط آن ساری و جاری است ؛ اصولا نمی تواند مخاطب این گفتار باشد .
روی سخن با اصلاح طلبانی است که پس از یک دوره فترت و خزان بی اعتمادی درجامعه ، می خواهند که از پتانسیل " امید احیا گشته در بسترهای زیرین جامعه " استفاده نموده و جایگاه های قبلی خویش را احیا کنند .
احتیاط آن است که این افراد با بازخوانی  گذشته و نیز اعتراف به آن ها و ارائه یک مانیفست جامع و عملیاتی ، پیکره " اعتماد " را فربه تر کنند .
تا اعتماد سازی صورت نگیرد و تا عملکرد افراد به تناسب سطح شان ، در یک اتاق شیشه ای مورد کنکاش و بازخوانی قرار نگیرد ، سخن راندن در این باب وارد شدن در یک " دور تسلسل " است .
تجربه تاریخی نشان داده است که جریان اصلاح طلبی در آموزش و پرورش و نیز در مقیاس کل ، قادر به نگهداشت نیروهای خود نیست و به خاطر برخی اشکالات محتوایی و ساختاری و نیز ضعف مدیریت و سازمان دهی ، این نیروها را به راحتی از دست می دهد و آن ها در یک چرخه بی اعتمادی و بدبینی نسبت به کلیت موضوع قرار می گیرند .
" اصلاح طلبی " یک فرآیند است و تنها با دریافت " بارخورد موثر " و " در پیش گرفتن  صداقت به عنوان یک استراتژی و نه یک تاکتیک "  که منجر و منتج به تغییر رویکرد و تصحیح متدلوژی شود می تواند با تصحیح " ذهنیت " ها ، افکار عمومی را یک فرآیند " جذب  حداکثری" قرار دهد .
مطرح شدن آموزش و پرورش به عنوان محور " توسعه پایدار " نیازمند طی کامل این فرآیند است و تا زمانی که آموزش و پرورش از درون به " دگر دیسی " نرسد نمی تواند محیط و پیرامون را دستخوش تحول نماید و همچنان در روزمرگی و عدم تکامل سیر خواهد کرد ...


سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر