سید غلامرضا فلسفی *
*كارشناس دفتر تاليف كتاب هاي درسي
گفت و گو با نهادهاي مدني ذي ربط را باید همه وزرا انجام دهند. اصل اقدام دكتر فاني را به فال نيك گرفته در چارچوب قواعد
علم ارتباطات مثبت ارزيابي مي كنم. البته اگر دكتر نجفي چنین نکرده بود از
فانی اين انتظار نمی رفت. چنین اقدامي اگر اسير كليشه ها نشود امري مترقي و گامي
به جلو محسوب شده می تواند در آموزش پرورش تبديل به سنتي حسنه شود.
به اين اميد كه ديگر معاونت هاي تابعه اين وزارتخانه و
در سطحي كلان تر همه وزرا بدون فوت وقت چنین تدبير کنند.
گزيده اي از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در جلسه مذكور:
- ما
باید در چینش نیروی انسانی دانشگاه فرهنگیان دقت کنیم. باید برنامه ریزی نیروی
انسانی به دانشگاه فرهنگیان سنجاق شود. این که مثلا 4 سال دیگر در چه شهر و چه
رشته ای چه نیازی داریم و بر اساس آن نیاز سنجی کنیم و متعاقب آن ردیف
استخدامی تعیین کنیم.
- اصل دانشگاه فرهنگیان چیز خوبی است و البته آقای حاجی بابایی و دیگران برای
تاسیس آن تلاش کردند.
- تشکل ها فرصت هستند و نه تهدید.
- يكي از دوستان عضو سازمان معلمان پیشنهاد کرد که تشکل ها, فردی را انتخاب و
به بنده جهت تایید پیشنهاد کنند لذا تشکل ها به انتخاب خودشان 3 نفر را تعیین کنند
و من یکی را تایید و حکم می زنم.
- من از جنس خود معلمان هستم و می خواهم نشان دهم که ما معلمان می توانیم این
وزارتخانه را اداره کنیم.
- در مورد ارتباط با فضای عمومی، تمهیداتی اندیشیده شده است که رسانه ها موردی
بیایند و مصاحبه کنم.
- در مورد رای اعتماد با این مجلس و این سابقه کارش باید هوشیارانه حرکت کرد.
- در مورد پرونده فعالان صنفی که در هیات های تخلفات هستند شخصا رسیدگی خواهم
کرد و حداکثر سعی ام را می کنم تا آن ها را حل کنم. این ها را حل می کنم و وظیفه
خود می دانم که در مورد آن کار کنم. معلمی حرفی زده است نباید که برای او پرونده
درست کنند.
- قبول دارم که تشکل ها پتانسیل کارشناسی دارند.
- باید شرایط احراز برای پست ها بگذاریم. کار اصلی ما تعیین "کمیته
انتصابات" است. این کمیته کارش مطابقت شرایط احراز با مصادیق است. مدیران
باید مقبولیت و محبوبیت داشته باشند. برخی اوقات کسی رئیس منطقه ای بوده است که به
درد مدیریت یک مدرسه هم نمی خورده!
- یکی از برنامه های من، ایجاد معاونت اقتصادی برای ایجاد منابع مالی جدید
است.
- باید از منابع خودمان به نحو بهینه استفاده کنیم. مثلا همین بحث بیمه... اگر
برای دانش آموزی مشکلی پیش آید، آیا بیمه پولی می هد و این در حالی است که مبالغي
هنگفت از دانش آموزان تحت عنوان "بیمه دانش آموزی" گرفته و به حساب بيمه
ها واریز می کنیم! در مورد معلمان هم همین طور... چه اشکالی دارد خودمان شرکت
بیمه تشکیل دهیم؟
- کرامت معلم از دو راه تامین مي شود: یکی از طریق رابطه مدیر و معلم و دیگری
رفاه معلم. من سازمان رفاهی فرهنگیان ایجاد می کنم.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر