۱۳۹۲ شهریور ۴, دوشنبه

فرهنگیان در انتظار وزیری کارآمد






آموزش‌و‌پرورش در خوف و رجا 

فرهنگیان در انتظار وزیری کارآمد   

جامعه (14) / ابراهیم اصلانی 


محمدعلی نجفی نتوانست برای وزارت آموزش‌پرورش از مجلس شورای اسلامی رأی اعتماد بگیرد. به این قضیه از ابعاد گوناگون می‌توان نگاه کرد، اما به عنوان یک فرهنگی، سعی دارم منصفانه و صادقانه به نتیجه چنین تصمیمی بنگرم. سال 1387 مقاله‌ای با عنوان دهمین وزیر نوشته بودم. هیچ‌یک از چند روزنامه‌ای که با آن‌ها آشنایی داشتم، حاضر به چاپ مقاله نشدند، البته خودم آن را در مجله‌ای که سردبیرش بودم چاپ کردم و یکی‌دوسال بعد هم یکی از روزنامه‌ها، مقاله را به صورت چند‌تکه منتشر کرد. آن زمان علی احمدی وزیر آموزش‌و‌پرورش بود و من در مقاله به مقایسه ویژگی‌های علمی و تخصصی 10 وزیر بعد از انقلاب اسلامی پرداخته بودم. فقط به یک نکته از آن مقاله اشاره می‌کنم، این‌که 10 وزیر در سوابق علمی، تخصصی و تربیتی سنخیتی با هم نداشتند. به وزیر یازدهم هم رسیدیم و اینک منتظر وزیر دوازدهم هستیم. به عنوان کسی که مقاله‌های فراوانی در زمینه مسائل آموزش‌و‌پرورش نوشته‌ام و سال‌ها دروس مرتبط با این حوزه را تدریس کرده‌ام، در مقایسه وزرا به این نتیجه رسیدم، محمدعلی نجفی که با 9 سال وزارت، با سابقه‌ترین وزیر آموزش‌و‌پرورش در طول تاریخ 160 ساله آن محسوب می‌شود، به نسبت بقیه، وزیری کارآمدتر و موثرتر بوده است. به کارنامه نجفی ایرادهایی دارم، اما او در مجموع، هم مدیری کارآمد و مسلط بود و هم بین فرهنگیان مقبولیت داشت. تجربه‌ام در زندگی و حوزه تخصصی‌ام که روان‌شناسی است، به من ثابت کرده که تا حد امکان به موضوعی سیاه یا سفید نگاه نکنم. نجفی را در نگرشی مقایسه‌ای و نسبی می‌توان وزیری موفق برای آموزش‌و‌پرورش تلقی کرد. معرفی نجفی از طرف رییس‌جمهوری برای وزارت آموزش‌و‌پرورش، نور امیدی را در دل فرهنگیان بارور کرده بود، امیدی که به سادگی، به خاموشی و یأس تبدیل شد و باز نمی‌دانم دولتی که خود را دولت تدبیر و امید می‌نامد، چه تدبیری برای آینده آموزش‌و‌پرورش اندیشیده است و چگونه می‌خواهد دوباره امید را به فرهنگیان باز گرداند. فرهنگیان انتظار وزیری پویا، کارآمد، باتجربه، صاحب‌نظر و بانفوذ را دارند . هرچه هم درباره اهمیت و جایگاه آموزش‌و‌پرورش و فرهنگیان سخن گفته شود، این واقعیت مخفی نمی‌ماند که اهمیت آموزش‌و‌پرورش به اندازه اقتصاد، نفت، سکه، ارز و سیاست نیست. فرهنگیان انتظار دارند وزیری سر کار بیاید که بتواند رویکرد نگاه استراتژیک به آموزش‌و‌پرورش را در کابینه، برنامه‌ریزی‌های کلان، تقسیم بودجه و همه ارکان نظام فرهنگی و اجتماعی تقویت کند. امیدواریم رییس‌جمهوری همان‌گونه که در اولین گزینه برای وزارت آموزش‌و‌پرورش نشان داد برای موضوع اهمیت قائل است، در انتخاب بعدی هم با چنین حساسیت و دقتی عمل کند. واقعیت این است که فرهنگیان و دلسوزان آموزش‌و‌پرورش درباره آینده نظام تربیتی کشور نگران هستند و از روی کار آمدن وزیری که با اندک تغییرات سطحی و کلیشه‌ای، به حفظ وضع موجود بپردازد، هراس دارند. آن‌ها می‌خواهند بعد از سال‌ها آشفتگی و رکود، پویایی و تخصص به آموزش‌و‌پرورش باز گردد. یادآوری دو موضوع را لازم می‌دانم: اول- من آن‌هایی را که می‌شناختم با مشخصات کلی و مختصرشان آورده‌ام؛ رییس‌جمهوری کسانی دارد که بتوانند کارنامه مفصل‌تری از سوابق علمی و اجرایی این افراد را به دست آورند. دوم- همه اسامی فقط یک پیشنهاد است و گزینه‌هایی را می‌توان به این فهرست اضافه کرد. نکته فوق‌العاده مهم برای آموزش‌و‌پرورش امروز ایران، فارغ‌ از اسم و رسم افراد، پویایی، کارآمدی، تخصص و تعهد آنان است.
- دکتر سیدعلی‌نقی (کمال) خرازی: هیات‌علمی دانشگاه تهران و رییس هیات‌امنای پژوشکده علوم شناختی که دانش‌آموخته روان‌شناسی تربیتی است و سوابق اجرایی از جمله وزیر امور خارجه و رییس و عضو شورای راهبردی روابط خارجی را داشته است.
- دکتر عباس عباسپور: هیات‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی ودانش‌آموخته رشته مدیریت دولتی با گرایش منابع انسانی که قرار بود در کابینه نهم وزیر آموزش‌و‌پرورش باشد اما فرشیدی معرفی شد. او زمانی مدیرکل دفتر ارتقای علمی وزارت آموزش‌و‌پرورش بود.
- دکتر محمدعلی فیاض‌بخش: استاد دانشگاه و دکترای روان‌شناسی تربیتی که شناخت خوبی از مسائل آموزش‌‌وپرورش دارد و تجارب عملی او هم در این زمینه چشمگیر است.
- دکتر حسن ملکی: هیات‌علمی دانشگاه علامه طباطبایی و دانش‌آموخته برنامه‌ریزی درسی که در اصل آموزش‌و‌پرورشی است و سوابق علمی و اجرایی متعددی در این مجموعه داشته است، از جمله مدیر کل دفتر برنامه‌ریزی و تالیف کتاب‌های درسی و قائم‌مقام وزیر درانجمن اولیا‌و‌مربیان.
- دکتر جمیله علم‌الهدی: هیات‌علمی دانشگاه شهید بهشتی با تجارب گسترده در زمینه مسائل آموزش‌و‌پرورش و صاحب‌نظر در این زمینه که زمانی هم رییس موسسه پژوهشی برنامه‌ریزی درسی و نوآوری‌های آموزشی وزارت آموزش‌و‌پرورش بوده است.
- دکتر حیدر تورانی: هیات‌علمی موسسه پژوهشی برنامه‌ریزی درسی و نوآوری‌های آموزشی از نیروهای آموزش‌و‌پرورش، با سوابق متعدد علمی و اجرایی در حوزه آموزش‌و‌‌پرورش، از جمله ریاست مناطق 5 و 10 آموزش‌وپرورش شهر تهران.
- دکتر ابراهیم فتح‌الهی: هیات‌علمی دانشگاه پیام نور و دانش‌آموخته الهیات با گرایش علوم قرآنی که اصالتا آموزش‌وپرورشی است و با وجود آن‌که بعدها به آموزش عالی رفته، باز هم از مسائل آموزش‌و‌پرورش دور نبوده است. او که در زمان وزارت دکتر علی احمدی، قائم‌مقام وزیر بود، مدیری با تدبیر و دارای تفکر نظام‌مند و در حال حاضر رایزن فرهنگی ایران در ترکیه است.
- دکتر فخرالدین دانش: با سال‌ها سابقه فعالیت در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از جمله قائم‌مقام وزیر علوم، که مدت مدیدی است ریاست مجتمع آموزشی مفید را بر عهده دارد و به تجربیات ارزشمندی در زمینه آموزش‌و‌پرورش دست یافته است.
- دکتر حسن بنیانیان: دانش‌آموخته مدیریت دولتی با سوابق مدیریتی در آموزش‌و‌پرورش و سوابقی در حوزه فرهنگ و هنر، از جمله معاون فرهنگی و آموزشی و پژوهشی سازمان مدیریت و بودجه و رییس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.
بی‌شک آنچه گفته شد فقط شمه‌ای از سوابق هر یک از افراد بود و نمی‌تواند بیانگر همه قابلیت‌های باارزش آنان باشد. گفتم، هدف فقط یادآوری و معرفی است وگرنه همه افراد ذکر شده حداقل چند ویژگی شاخص دارند، مثلا:
- صاحب‌نظر هستند و حتی بعضیشان صاحب‌نظریه‌اند.
- اهل قلم هستند و ترجمه‌ها و تالیفات بسیاری دارند.
- سوابق پژوهشی دارند.
- توانمندی و اثرگذاری خود را در حوزه‌های مدیریتی متعدد نشان داده‌اند.  



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر