علی پورسلیمان ، مسئول تشکیلات و برنامه ریزی سازمان معلمان ایران
بر اساس برنامه پنجم توسعه تا پایان اجرای این برنامه باید ۵۰ درصد از دانشآموزان
در رشتههای کار دانش و فنی و حرفهای ادامه تحصیل دهند. سرپرست وزارت آموزش و
پرورش، دکتر فانی گفته است: «فلسفه توسعه هنرستان، ورود دانشآموز به بازار کار
است». حاجیبابایی، وزیر سابق آموزش و پرورش به ایسنا گفته بود: «دانشآموزان
مراکز فنی و حرفهای، هنرستانها و مراکز کاردانش پس از اخذ دیپلم مستقیم بهعنوان
یک کارآفرین وارد بازار کسب و کار و تولید میشوند، لذا باید بتوانیم در مدت
کوتاهی دانشآموزان را به سمت هنرستانها سوق دهیم». همچنین از سال گذشته
بخشنامهای به مدارس ارسال شده است مبنی بر اینکه «دانشآموزان سال اول دبیرستان
با تجدیدی در یکی از دروس مربوطه برای ورود به رشتههای نظری (ریاضی، تجربی و
انسانی) درامتحانات خردادماه از انتخاب این رشتهها درسال تحصیلی آینده محروم و
باید در هنرستانهای کار و دانش و فنی و حرفهای ادامه تحصیل دهند». با وجود این
همه تاکید مسئولان و برنامهها، آیا هنرستانهای فنی و حرفهای و بهویژه کار و
دانش توسعه کمی و بهویژه کیفی پیدا کردهاند؟ آیا اصولا وضعیت کنونی هنرستانها
با نیازهای فعلی مطابقت دارد؟ نگاهی به وضعیت این مدارس نشان میدهد که درحال
حاضر، این هنرستانها با دو مشکل عمده و مهم دست به گریبان هستند:
هزینههای بالای تخصصی و آموزشی:
هنرستانهای فنی و کار و دانش در واقع، نمونه و مدلی کوچک از محیطهای کار
واقعی است. دانشآموزان به تناسب رشته خویش با دستگاههایی سر و کار دارند. هزینه
خرید، تعمیر و نگهداری این ماشینآلات و دستگاهها بالاست. مواد اولیه هم نیاز به
تامین اعتبار دارند. از سوی دیگر، بودجهای که به آنها اختصاص مییابد کمتر با
هزینهها همخوانی دارد. مدیر یکی از هنرستانهای کار و دانش عنوان میکرد: « نوبت
قبل برای هنرستانش یک قبض برق چهار میلیون و هشتصد هزار تومانی آمده است، اما فقط
توانسته است از اداره آموزش و پرروش مبلغ پانصد هزار تومان بهعنوان تنخواه دریافت
کند! تازه این مربوط به هزینههای جاری هنرستان است. هزینه تعمیر برخی از دستگاهها
بعضی اوقات از 3 میلیون تومان هم تجاوز میکند»! معمولا مدیران هنرستانها برای
تامین این هزینهها چارهای جز مساعدت خانوادهها ندارند!
مشکل نیروی انسانی:
متاسفانه جذب نیروی متخصص چه هنرآموز و چه استادکار در هنرستانها به یک مشکل
تبدیل شده است. بر اساس قانون، نیروی استادکار باید دارای مدرک دیپلم یا فوقدیپلم
باشد. از سوی دیگر، منابع تامین اعتبار برای جذب این استادکاران محدودیت دارد.
همین مساله باعث شده تا به علت کمبود نیروی متخصص و ماهر، آموزش عملی به درستی
انجام نگیرد، ضمن آنکه به علت کاهش نظارت ناشی از تراکم دانشآموز (هنرآموز) و
کمبود استادکار و بعضا بزرگ بودن محیط آموزش، خطرات و صدمات جدی در محیط کار با
کاهش ضریب ایمنی، افزایش تصاعدی مییابد. مدیر یکی دیگر از هنرستانها میگفت:
«مدرسه من 17 هزارمترمربع مساحت و 6 هزار متر سوله دارد. با این وجود در محیط به
این بزرگی، فقط یک سرایدار و یک خدمتگزار حضور دارند. این درحالی است که برخی
مدارس با 2000 و یا 4 هزار مترمربع مساحت، 4 خدمتگزار دارند! ...» مدیر یکی دیگر
از هنرستانها میگفت: «قبلا به هنرآموزان و استادکاران، لباس کار داده میشد،
اکنون چند سال است که آن را قطع کردهاند. اضافهکاری هم کم شده است. استادکاران
هم به تدریج درحال حذف شدن هستند....» اینها تنها گوشهای از مشکلات متعدد هنرستانهای
فنی- حرفهای و کار و دانش است. حال باید از مسئولان این پرسش را مطرح کرد که چرا
بین سیاستهای اعمال شده و کارهای صورتگرفته کمتر تطابق وجود دارد؟ اگر فرض بر
توسعه اینگونه مدارس است، چرا متناسب با این انتظارات، امکانات و بودجه کافی در
اختیار آنها قرار داده نمیشود؟ تشویق دانشآموزان برای ورود به هنرستانها باید
پشتوانه اجرایی و عملیاتی هم داشته باشد، بدون طی این فرآیند و بهسازی وضعیت
هنرستانها، فقط صورت مساله عوض خواهد شد.


سلام آقای پور سلیمان
پاسخ دادنحذفبه این مشکلاتی که فرمودید، مشکل ادامه ی تحصیل دانش آموزان در رشته های نظری را باید اضافه کرد چرا که بسیاری از دانش آموزان سال اول، علاقه مند به ادامه ی تحصیل در رشته های نظری هستند که به دلیل محدودیت های اعمال شده؛ توان ادامه ی تحصیل در آن رشته ها (خصوصاٌ علوم انسانی) را ندارند.
تا جایی که من مطلعم، در سبزوار با وجود جمعیت شهری بیش از230000نفر تنها دو دبیرستان پسرانه وجود دارد که متاسفانه همین دو دبیرستان هم از رشته ی علوم انسانی تهی شده و دانش آموزان علاقه مند به رشته ی علوم انسانی؛ باید به توحید شهر که در فاصله ی حدوداً 10 کیلومتری سبزوار واقع شده مراجعه کنند.
سلام
حذفآقای دواچی
از نظر شما سپاسگزارم .
خوشحال می شوم مطلبی در این زمینه بنویسید و برای من ارسال کنید .