۱۳۹۲ تیر ۱۷, دوشنبه

جمعیت یک میلیونی معلمان و یک نفر برای صندلی وزارت !



















مدتی است که بازار رایزنی تشکل ها برای تعیین وزیر داغ است و ما در سخن معلم سعی کرده ایم که به اندازه بضاعت ، روی این مساله متمرکز شویم .
برخی از دوستان و همکاران عنوان می کنند که چگونه می شود در میان این همه معلم و همکار ، کسی برای وزیر شدن پیدا نشود ؟!
این در حالی است که طبق اطلاعات سیستم پرسنلی وزارت آموزش و پرورش ، در حال حاضر مجموعا تعداد  
 38000 نفر از  فرهنگیان دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس و بالاتر هستند (36000 نفر آنان در مدارس و مشاغل آموزشی و  2000نفر در واحدهای ستادی و اداری خدمت می کنند).
 چگونه می شود که در میان این همه فوق لیسانس و یا دکتری ، کسی برای تصدی وزارت آموزش و پرورش پیدا نمی شود و یا برخی از همکاران در سخنان خود این گونه توجیه می کنند که فردی قوی باید خارج از آموزش و پرورش بیاید ؟!
چگونه می شود در میان این همه افراد تحصیل کرده و با تجربه ، افرادی نظیر مظفر ، فرشیدی و... سر از وزارت آموزش و پرورش در می آورند ؟!
چگونه است که تشکل ها و معلمان ، هنوز  به دنبال چهره های کاریزماتیک نظیر آقای دکتر نجفی هستند ؟
فلسفه تشکل ها و احزاب در آموزش و پرورش چیست ؟
آیا مشکل به تشکل های معلمان بر می گردد ؟
آیا فضای سیاست زده سپهر سیاسی جامعه ایران و به تبع آن معلمان ، موجب می شود که علی رغم سیاست گریزی و تشکل ستیزی معلمان ، همیشه افراد سیاسی و غیر متخصص ، حاکم بر مسند امور در ستاد آموزش و پرورش شوند ؟
مشکل از کجا ناشی می شود ؟
اگر کمی دقیق تر شویم و پارامترهای فرهنگی و زیر ساخت های  فکری جامعه  را مورد مداقه قرار دهیم ، متوجه می شویم که برون دادهای فعلی زیاد هم عجیب نیست و به قول معروف " از کوزه برون تراود همان که در اوست " !
نگارنده ، بیش از 15 سال است که در آموزش و پرورش به فعالیت صنفی پرداخته است  .
حدود 4 سال است که وبلاگ سخن معلم را اداره می کند و با بسیاری از فعالان صنفی و معلمان در ارتباط است . ...
واقعیت این است که در جامعه  فرهنگی ما ، مشکل اصلی " فرهنگ " است !
به نظر می رسد که هر چه در جامعه ما ، رتبه علمی افراد بالاتر می رود ، توقعاتشان هم به طور تصاعدی فزونی می گیرد و در این حالت ، حتی توافق این افراد روی موضوعات بدیهی و ساده نیز ، عملی طاقت فرسا محسوب می شود !
به زبان ساده تر، در جامعه فرهنگی ما که زیر مجموعه جامعه مرجع است ، رقابت های کودکانه ،  منفی و  بازی " چه کسی بیشتر دارد "  جای تعامل  های مثبت و هم افزا را می گیرد و نیروی افراد به جای این که باعت ارتقا و بهره وری سیستم شود ، صرف خنثی کردن یکدیگر می شود !
عبیید زاکانی ، به حق یکی از مصلحان عصر خویش بوده است ؛ او در حکایتی ، ویژگی عمومی ایرانیان را این گونه به تصویر کشیده است :
« خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما ایرانی ها اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏ اند؟»
گفت:
«می دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله
خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود ما بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم ! »
 
زمانی که در در بند 350 بودم ، افتخار آشنایی و همنشینی با آقای عبدالله مومنی را داشتم .
روزی از او سوال کردم که چرا به جای آموزش و پرورش ، جایی دیگری را برای فعالیت مدنی انتخاب کرده است و چرا در تشکل ها ی معلمی  کار نمی کند ؟
پاسخ او فقط یک لبخند بود !
هر چند من معنای این لبخند را به وضوح در می یافتم و  پاسخی بود " بدون شرح "...
برخی از معلمان که شاید مدارک تحصیلی بالا هم داشته باشند زمانی که  یک " فرصت شغلی " پیش می آید عنوان می کنند که " مگر من چه چیزی کم دارم " اما این گونه افراد ، به عنوان مثال ، سالی یک کتاب هم مطالعه نمی کنند ، با محیط مجازی و اینترنت بیگانه هستند و به هیچ وجه حوصله کار در انجمن های صنفی ، علمی و یا سیاسی را هم ندارند و...
برخی اوقات شرایط محیطی و بیرونی هم به کمک شان می آید و در پاسخ می گویند :  " نمی گذارند " !"
بدون اغراق باید بگویم که تقریبا و غالبا ، کسی ، کسی را قبول ندارد !
حسادت ، کوته بینی و تنگ نظری ، برخی اوقات ویژگی غالب فضای فرهنگی و حتی درون خود تشکل ها می شود ...
برخی از همین معلمان ، زمانی که صاحب صندلی و یا حق امضا می شوند دیگر چیزی و یا کسی را نمی بیننند ! هر چند نمی توان این فاکتور را به جامعه مرجع و یا همه تعمیم داد ...
دوستانی که کار گزارش نویسی کرده اند می دانند که این نوع فعالیت شاید سخت ترین فعالیت در حوزه روزنامه نگاری باشد .
حضور مستقیم و دست اول در محل ، تحریر مطالب به گونه ای که شاکله اصلی آن حفظ شود ،  پیاده کردن وویرایش منطقی مطالب و ... واقعا زمان بر است و حوصله و انگیزه  لازم و کافی می طلبد .
یک بار در سال 88 به اتفاق آقای محمد داوری و خانم میان دشتی تصمیم گرفتیم که با آقای دکتر نجفی در شورای شهر مصاحبه کنیم .
آن زمان آقای دکتر نجفی مسئول کمیته فرهنگیان آقای مهدی کروبی  بود و ما بیش از دو ساعت با آقای دکتر صحبت کردیم .
کار پیاده کردن مطالب از نوار و ویرایش آن به من واگذار شد .
واقعا کار سختی بود . اما وقتی می بینی که کار تازه ای کرده ای و حرف جدیدی زده شده است ، خستگی نمی ماند .
زمانی که ما این مصاحبه را در سخن معلم ( 1 ) منتشر کردیم ، به ندرت معلمی پیدا می شد که نظری بدهد و یا حتی تشکر کند ، هر چند افراد زیادی آن را خوانده بودند !
در جهان ، قانونی وجود دارد که همه آن را می دانند : " قانون علت و معلول " : « هیچ معلولی بدون علت اتفاق نمی افتد  ».
این وضعیتی که اکنون و در بسیاری از حوز ه ها اتفاق افتاده است هم قطعا بدون علت و یا علل نمی تواند باشد .
بدون تردید اگر آموزش و پرورش ما چیزی دیگری غیر از جامعه بود الان جامعه ای داشتیم با ویژگی های دیگر ....
 پس ، بهترین روش برخورد با حل مساله این است که " هر کس تغییر را از خود شروع کند " ....


 
 ( 1 )
مشروح مصاحبه " سخن معلم " با آقای دکتر نجفی در محل شورای اسلامی شهر تهران پیرامون مهم ترین مسائل روز آموزش و پرورش :
داوری :
بسم الله الرحمن الرحیم
روز پنجم خرداد ماه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دور دهم به همراه سرکار خانم میان دشتی و آقای پورسلیمان و بنده داوری در خدمت جناب آقای دکتر نجفی هستیم و با توجه به ارتباط جنابعالی و با توجه به این که در این دوره به صورت خاص فعال شده اید می خواهیم سطح گفت و گوهایمان را با شما در سطح وسیع تری داشته باشیم و مطمئنا با کوتاه بودن زمان پاسخ ها کوتاه است .
امیدواریم در فرصت های بعد بیشتر بتوانیم در خدمت شما باشیم چون معلمان با توجه به رابطه فکری و عاطفی که با جنابعالی دارند خیلی علاقه مندند که بیشتر در باره شما و دیدگاه هایتان اطلاع داشته باشند . شاید بگوییم اطلاعات و خاطراتی که در ذهن شما وجود دارد یک سرمایه مشترکی است که معلمان هم خیلی دوست دارند که از این سرمایه بهره مند شوند .
قبل از شروع سوالات ما اگر صحبتی دارید در خدمت تان هستیم .
دکتر نجفی :
فکر می کنم ایام قبل از انتخابات و هر انتخابی که در کشور صورت می گیرد فرصت مغتنمی است هم برای این که گروه های مختلف تحلیل از اوضاع و شرایط جامعه داشته باشند و هم تحلیلی از اوضاع کاری خودشان و بر اساس آن تحلیل مطالبات ، خواسته ها و تقاضاهای خودشان را به صراحت مطرح کنند .
انتخابات ریاست جمهوری از این جهت که جنبه ملی دارد و حتی تاثیرات بین المللی ، از بقیه انتخابات و بقیه مناسبت های انتخاباتی مهم تر است و می تواند تاثیرگذار تر باشد به خصوص در این دوره که خوشبختانه توجه به مطالبات گروه ها و اقشار مختلف جامعه توسط کاندیداهای مختلف جدی شده و کاندیداها احساس می کنند بدون اظهار نظر درباره گروه های تاثیر گذار در جامعه و به خصوص گروه های مرجع مثل معلمان و فرهنگیان نمی توانند رای لازم را به دست بیاورند و بنابراین خودشان را ملزم می دانند به پاسخگویی در مقابل این مطالبات و این اتفاق خیلی خوب و مبارکی است و از این جهت از شما تقدیر و تشکر می کنم که به عنوان نمایندگان بخش عظیمی از فرهنگیان مطالبات آن ها را دسته بندی و کلاس بندی می کنید و درصدد دریافت نظرات کاندیداهای مختلف از این مطالبات هستید . کار بسیار خوبی است . امیدواریم هر کس هم که در نهایت انتخاب می شود با توجه به این مطالبات و با به کارگیری یک تیم مدیریتی قوی موفق شود تحول اساسی در آموزش و پرورش ایجاد کند و همه می دانند که تا این تحول ایجاد نشود تحولات بعدی در کشور ما اتفاق نمی افتد و همه می دانند شاید رمز و ریشه ناکامی های دولت نهم بر این مساله استوار است که متاسفانه نتوانسته اند از نیروهای خیلی قوی چه به عنوان وزیر و چه به عنوان همکاران وزیر در وزارت آموزش و پرورش استفاده کند فلذا هم در آموزش و پرورش ناموفق بود و در سایر بخش های اجتماعی و فرهنگی جامعه .
پورسلیمان :
آقای دکتر نجفی !
شما الان اشاره کردید به عملکرد دولت نهم در وزارت آموزش و پرورش .
می خواستم بدانم شما به عنوان فردی که حدود 8 سال در وزارت آموزش و پرورش بودید و به ریزه کاری های این وزارت خانه تا حدودی آشنا هستید ؛ اگر بخواهید یک ارزیابی کلی از عملکرد دولت نهم در زمینه آموزش و پرورش داشته باشید چه خواهید گفت ؟
دکتر نجفی :
ببینید من خیلی تلاش کردم و تلاش می کنم که در عملکرد دولت نهم جنبه انصاف را در نظر بگیرم و ارزیابی منصفانه ای داشته باشم اما متاسفانه باید بگویم که این دولت با این که درآمدهای افسانه ای در 4 سال گذشته داشته است و چیزی در حدود 280 میلیارد دلار فقط از درآمد دولت از محل صادرات نفت خام بوده است نتوانسته است آن طور که باید و شاید در آموزش و پرورش قدم مثبتی بردارد .واقعا وقتی عملکرد دولت را در این 4 سال در بخش های مختلف نظام تعلیم و تربیت مورد بررسی قرار می دهیم متاسفانه نکته مثبتی در این عملکرد به چشم نمی خورد .
یعنی هم از نظر صیانت از شان و منزلت فرهنگیان متاسفانه این دولت نه تنها به وظیفه خودش عمل نکرد بلکه درست در نقطه مقابل به عنوان مدعی فرهنگیان عمل کرد و در برخوردهای تند و حادی که دستگاه های مختلف چه در بیرون و چه در داخل آموزش و پرورش با فرهنگیان داشتند متاسفانه اگر نگوییم این دولت موید آن دستگاه ها بود و مشوق آن دستگاه ها حداقل به عنوان ناظر سکوت کرد و از حق فرهنگیان برای فعالیت های سیاسی و اجتماعی دفاع نکرد .
در مورد مسائل آموزشی و تربیتی و آن چه که به محتوای آموزش و پرورش بر می گردد می توان گفت دولت نهم نه تنها توفیقی نداشت بلکه شاهد عقب گرد در خیلی از مسائل بودیم !
فراموش نکنیم وزیر قبلی آقای فرشیدی در یک مرحله اعلام کرد از روحانیون در سطح وسیع دعوت کنیم به مدارس بیایند و فعالیت های تربیتی را عهده دار شوند و در همان موقع من اعلام کردم که این توهین به یک میلیون نفر معلم و مدیر درمدارس که وزیر رسما اعلام کند این ها صلاحیت کار تربیتی را ندارند و از حوزه های علیمه کسانی را به آموزش و پرورش بیاوریم .
در دوره کاری وزیر جدید هم مشابه این برخوردها وجود داشته است . اخیرا به صورت وسیعی اعلام شده است بخشی از اصلاح کتاب ها ی درسی را به حوزه های علمیه بر اساس قراردادی که بسته شده است واگذار کردند و این توهین بزرگ به جمع بزرگ کارشناسان و صاحب نظران تعلیم و تربیت است که در دستگاه های آموزش و پرورش و از طریق دانشگاه ها به عنوان همکار از سال های گذشته فعالیت داشته اند و اخیرا بازهم مطرح شده است که تعدادی از مدارس را اگر این دولت کارش ادامه پیدا کند به حوزه های علمیه واگذار کنند و از این طریق آن بنیه و ظرفیت اصلی آموزش و پرورش تقلیل خواهد رفت !
این عملکرد دولت نهم بوده است در مورد محتوای فعالیت ها .
پورسلیمان :
در مورد مسائل اقتصادی آموزش و پرورش ؟
دکتر نجفی :
این که من اشاره کردم به 280 میلیارد ریال درآمد حاصل از صادرات نفت خام به همین نکته توجه داشتم به هر حال یک وقت دولت اعلام می کند ما درآمدمان کم است ؛ مشکلات مالی و اقتصادی زیادی داریم نمی توانیم آن تقاضاهای به حق معلمان را پاسخ بدهیم مثلا فرض کنید در دوره جنگ تحمیلی به هر حال مشکلاتی بود که دولت نمی توانست آن طور که باید منابع مالی آموزش و پرورش را تامین کند یا در آن دو سه سال اول اصلاحات در دوره آقای خاتمی به خاطر افت شدید قیمت نفت دولت واقعا در اداره کشور از نظر اقتصادی با مشکلات بسیار زیادی مواجه بود دولتی که آن قدر پول اضافه دارد می بینیم که رئیس جمهور در هر سفری وعده های بزرگ مالی به مردم می دهد و یا حتی در هر بازدیدی، مثلا حتی از خوابگاه دانشجویان بازدید می کند یک پنجاه هزار تومانی به هر کدام از آنها می دهد یا شرکت می کند در جلسه سخنرانی در وزارت امور خارجه و یک صدهزارتومانی عیدی می دهد ولخرجی های از این نوع ؛ واقعا ما نمی توانیم بپذیریم که این دولت در تامین بودجه آموزش و پرورش و حل مشکلات معیشتی معلمان توانایی لازم را ندارد این جا باید نتیجه این شود که دولت اراده لازم برای حل این مشکل را ندارد به هر دلیلی دلش نمی خواهد که در آموزش و پرورش یک آرامشی حاکم باشد که معلمان ، مربیان و مدیران بتوانند که وظیفه اصلی خودشان را که آموزش و تعلیم و تربیت فرزندان این کشورهست انجام بدهند لذا علاقه مند است که معلمان دائما ذهنشان و روحشان درگیر مسائل مادی و غیر معنوی و محتوایی باشد لذافکر می کنم که دولت نه تنها موفق نبوده بلکه یک لطمه بزرگی به معلمان آموزش و پرورش در این دوره وارد شده است.
داوری :
چون آقای پورسلیمان می خواهد مباحث را در سطح وسیع تری رصد کنند این سئوال را بپرسم که با توجه به این که مخاطب ما طیف وسیعی از معلمان هستند و آن را در عرصه مسائل مختلف معلمان منعکس کنیم .
دکتر نجفی برای معلمان علاوه براین که یک وزیر محبوب و موفق بود یک الگوی شخصی هم هست . هر چه قدر در مورد زندگی شخصی تان که فکر می کنید به درد معلمان بخورد و در مسیر معلمی و در مسیر یک فعالیت اجتماعی سیاسی و صنفی آنها را کمک بکند لطف کنید توضیح بدهید مانند خدمات قبلی که انجام دادید درمسیر فعالیت های معلمان در عرصه های مختلف که می تواند موثر واقع شود ؟
دکتر نجفی :
تجارب زندگی شخصی من ... آیا می توانم الگویی برای معلمان باشم ؟
شاید بدانید شروع کار تحصیلم در دانشگاه در مهندسی بوداما دو تا علاقه زیاد نسبت به دو موضوع مختلف من را علاقه مند کرد یکی علاقه ای که به معلمی داشتم و یکی که به ریاضیات داشتم لذا جهت گیری من این بود که معلم ریاضیات شوم ورشته ریاضی را انتخاب کردم و البته نگاهم در وهله اول این بود که تا سطح بالاتر ادامه تحصیل بدهم ودر دانشگاه ها حرفه معلمی را انتخاب بکنم و البته در ذهنم این بود که اگر به توفیقات آن چنانی در تحصیل پیدا نکنم بلکه درتحصیل در دبیرستان ها لیسانسی را بگیرم و خوشبختانه به هدفم رسیدم و با علاقه کارم را دنبال کردم لذا فکر می کنم که یکی از مهمترین مسائلی که می شود در رابطه با معلمان مطرح کرد باید کاری کنیم که معلمان علاقه مند به حرفه خودشان باشند در وهله اول وبعد هم علاقه مند به آن رشته ای که دارند در آن رشته تدریس می کنند واین مسئله کار معلمی را به عنوان یک فعالیت حرفه ای جدی بگیریم لذا ما در برنامه هایی که جناب آقای کروبی برای اداره کشور در نظر گرفته اند یکی ازبرنامه ها را ایجاد " سازمان نظام معلمی " قراردادیم و پیش بینی کردیم که ان شاءالله این سازمان لایحه اش نوشته شود که همان طور که امروز در کشور ما قبول شده که پزشکی یک حرفه خاص است که در دانشگاه به او یک شماره سازمان پزشکی بدهند و بر اساس آن شماره و پرونده ای که در آن سازمان ایجاد می شود پزشک کار خودش را شروع می کند و در تمام طول مدت خدمتش هم تحت نظارت آن سازمان حرفه ای که نظام پزشکی نام دارد یا همان طور که در جامعه قبول شده که مهندسی یک کار حرفه ای است که مهندس باید تحت نظر حرفه ای یک سازمانی در کشور باشد که اسمش را گذاشته اند سازمان نظام مهندسی ؛ به اعتقاد من باید برای معلمی هم همین ایده را در جامعه مطرح بکنیم که معلمی یک حرفه ای است که کسی که این حرفه را انتخاب می کند فرض اول ما این است که با عشق و علاقه و شور و گداز این کار را می خواهد آغاز کند اما باید سازمانی باشد از خود معلمان و تحت نظر متخصصین تعلیم و تربیت فرهنگی کار معلمی را مورد کنترل و نظارت قرار بدهد . معلم اگر احساس بکند کارش یک کار حرفه ای- تخصصی است خیلی فرق می کند نوع نگاهش به این حرفه تا این که به عنوان یک کارمند مثلا دولتی معلم تلقی بشود و متاسفانه تلقی دولت و حتی بخشی ازمسئولین غیر دولتی نسبت به کار معلمین دومی را که معلم را یک کارمندی می دانند در کنار دیگر کارمندان وبه آن اهمیت حرفه ای و تخصصی بودن کارش توجه نمی کند.
پورسلیمان :
مقدمات " نظام معلمی " در زمان دولت نهم در آموزش و پرورش کار شد ومقدماتش در شورای عالی تدوین شد و دبیر شورا اعلام کرد که حتی به زودی این مقدمات در شورای عالی برای تشکیل شورای نظام معلمی فراهم خواهد شد منتهاهیچ گونه پیش نویسی از این در اختیار هیچ رسانه ها قرار نگرفت که بخواهند اظهار نظری بکنند ضمن آن که نگاهی که در دولت نهم وجود دارد احتمال دارد که نظام معلمی که به جای این که یک تشکیلات غیر دولتی باشد مثلا با رویکرد تخصص پروری به یک چیز دیگر استحاله کنند که از کارکرد واقعی و علمی اش خارج شود یعنی شما می خواهید انشاءالله در دولت آینده این برنامه ها را از اول بنویسید یا می خواهید روی آنها اصلاحات انجام بدهید؟
دکتر نجفی :
شورای عالی آموزش وپرورش فقط تا آن حدی می تواند اظهار نظر بکند و حتما تاسیس نظام معلمی باید به تصویب مجلس برسد که یک پشتوانه قوی و قانونی داشته باشد . سازمان نظام پزشکی و سازمان نظام مهندسی تصویب مجلس را دارد ؛ شورای عالی آموزش و پرورش به تنهایی کفایت نمی کند . طرح ما این است که اگر آقای کروبی رای بیاورند گروهی از معلمان و فرهنگیان را دعوت به همکاری بکنیم برای بررسی چهار، پنج موضوع اصلی در آموزش و پرورش یکی تهیه پیش نویس این لایحه است تا قبل از تشکیل خود دولت که احتمالا دولت جدید در شهریور ماه تشکیل می شود و حدود دوماه و نیم وقت داریم که روی این لایحه کار کنیم توسط خود فعالان جامعه فرهنگی و آن لایحه را برای اظهار نظر به شورای آموزش عالی آموزش و پرورش بدهیم و خوب است که ما هم مطلع بشویم در بخش سازمان نظام معلمی در شورای عالی فرهنگی چه گذشته و چه مطلبی تهیه شده قطعا کمک می کند آن گروهی که می خواهند این کار را بکنند حتما می توانند از آن متن استفاده بکنند اما نظر ما این نیست که اولا در شورای عالی آموزش و پرورش تصویب بشود یا یک مرجع بالاتری که خود مجلس شورای اسلامی است ما معتقدیم که این نظام باید مانند نظام پزشکی و نظام مهندسی یک سازمان کاملا غیر دولتی باشد گر چه ممکن است از متن دولت هم در شورای عالی این نظام هم عضو شوند. اکثریت اعضاء باید از بین خود فرهنگیان و به عنوان یک سازمان غیر دولتی مستقل از وزارت آموزش و پرورش فعالیت بکنند.
میان دشتی :
ما در ارتباطاتی که با معلمین داریم خاطرات خوب و به یاد ماندنی را از شما سراغ دارند یا ما خاطرات خوبی را از دکتر نجفی داریم یا از دست شما تقدیرنامه گرفته اند یا حتی بعضی ها دوست دارند از نزدیک شما را ببینند یا مجالس یا همایش ها یی یا جایی باشد که بتوانند شما را از نزدیک ببینند. شما چه خاطراتی از آن دوره وزارت تان دارید که این گونه در دل معلمان جا گرفته اید؟
دکتر نجفی :
من صادقانه می گویم که من واقعا در دوران وزارت آموزش و پرورش از معلمان خیلی چیزها آموختم فکر می کردم که وزارت آموزش و پرورش خیلی برایم مشکل خواهد بود.وقتی که این پیشنهاد به من شد . می دانید سال آخر دولت آقای موسوی بود که به من پیشنهاد وزارت آموزش و پرورش داده شد بعد از این که جناب آقای اکرمی در مجلس رای نیاورده بودند و قرار بود یک وزیر جدید معرفی بشود.چند تا مطلب مانع ورود من به آموزش و پرورش شد از نظر خودم یکی این که فکر می کردم دوره نخست وزیری جناب آقای موسوی یک سال بیشتر باقی نمانده و در یک سال واقعا نمی شود یک کار موثری آن هم در یک دستگاهی مثل آموزش و پرورش انجام بدهد. دوم این که هیاتی از فعالان سیاسی آموزش و پرورش تحت عنوان "انجمن اسلامی معلمان " فعالیت می کردند با آمدن من به آموزش و پرورش موافق نبودند ومن هم نمی خواستم یک تشکیلاتی از معلمان را که فعا ل بودند در آموزش و پرورش از ابتدای انقلاب به خصوص با نارضایتی حضور من را در آموزش و پرورش بپذیرند از طرفی دیگر هم که بعد از مسئولیتم در وزارت فرهنگ و آموزش عالی در سال 63 تمام شده بود رفته بودم دانشگاه و کار دانشگاهی انجام می دادم در دانشگاه صنعتی شریف خیلی از آن کارم راضی بودم واقعا دلم نمی آمد کار معلمی و ریاضیات را کنار بگذارم و دوباره برگردم به ساز و کار اجرایی کشور لذا به این سه علت اصلا انگیزه ای برای ورود به آموزش و پرورش نداشتم و تحت اصرارهای زیادی که خود مهندس موسوی داشتند چه از طرف رئیس جمهور وقت آیت الله خامنه ای ایشان ابراز فرمودند که شما می توانید مسئولیت را قبول کنید مسئولیت را قبول کردم ولی فکر می کردم یک مسئولیت یک ساله است و به صورت خیلی مشکلی این کار انجام خواهد شد. اما وقتی وارد آموزش و پرورش شدم واقعا دو مطلب باعث شد که خیلی دل ببندم به آموزش و پرورش و کارم را ادامه بدهم و آن برنامه یک ساله به برنامه نه ساله تبدیل شد! مساله اول آن لطف و صفا و صمیمیت معلمان بود که واقعا من این را بارها را گفته ام که معلمان خیلی افراد حق شناسی هستند شاید به خاطر پاکی و زلالی کاری است که انجام می دهند چون واقعا کار تعلیم و تربیت کار زلالی است کاری است که حضرت امام به حق فرمودند از جنس کار انبیاست واقعا این طور است.
و اما چون معلم با یک ماده خام بسیار پاک و بسیار بی آلایشی چه در دوره دبستان و چه در دوره های بعدی ارتباط دارد خودش هم از این پاکی و از این بی آلایشی به شدت متاثر است و بنابراین یک روح شفاف و زلالی پیدا می کند .
من واقعا تحت تاثیر این پاکی و صفا و صداقت و صمیمیت معلمان قرار گرفتم و مطلب دوم چیزهایی که در آموزش و پرورش یاد گرفتم از معلمان . واقعا خودم احساس می کردم که برای من یک دوره آموزشی کار در آموزش و پرورش است .نه این که بخواهم با اصول و اصطلاحات آموزش و پرورش آشنا شوم ؛ چه بسا انسان با نگاه کردن به یکی دوکتاب می تواند آشنا شود که من از قبل هم آشنایی داشتم . قبل از این که وارد آموزش و پرورش شوم حدود 5 سال عضو شورای عالی آموزش و پرورش بودم .از مسائل آموزش و پرورش کم و بیش در جریان بودم . 3 سال در کمیته های تغییر بنیادین نظام ( آموزش و پرورش ) که در زمان آقای اکرمی شروع به کار کرده بود عضو بودم .
یعنی آشنایی هایی با مسائل اصلی آموزش و پرورش به عنوان مسائل علمی و مسائل مدیریتی داشتم . آنچه که یاد می گرفتم از معلمان ، شیوه برخورد با مسائل و مشکلات و بعضی تگناها ، بعضی گره های مختلفی که در کار پیش می آید و به نظرم برای من خیلی قابل استفاده بود . خاطرات زیادی دارم که بخواهم نقل کنم زیاد خواهد شد .
معلمان افراد فداکاری هستند .در بسیاری از مناطق محروم وقتی برای بازدید می رفتم شاید از 10 تا تقاضایی که یک معلم داشت حداقل 9 مورد مربوط به خود کار آموزش و پرورش بود مثلا مربوط به بهبود وضعیت مدرسه ، امکانات جدید برای بچه ها ، کمک برای حل فقر بچه ها و... برای خودشان کم تر چیزی می خواستند .در عین حال می دانیم که در این 30 سال پس از انقلاب تا کنون همیشه معلمان از مسائل و مشکلات معیشتی رنج برده اند و می برند .من تحت تاثیر روحیه فرهنگیان و صفا و صمیمیت آن ها و گذشت و ایثار آن ها هستم .کمااین که فکر می کنم همه کشور ما و همه مردم ما این تاثیر را گرفته باشند .مثلا در ابتدای انقلاب و در زمانی که ادراه کشور خیلی سخت بود دستگاهی که بیشترین کمک را برای اداره کشورانجام داد آموزش و پرورش بود .معلمان پخش شدند در جاهای مختلف مانند بخشدار ، فرماندار ، شهردار و... و جاهایی که واقعا نیروی لازم برای اداره کشور نبود . در کمیته ها و سپاه و.. هر جا که آدم می رفت کیفی ترین نیروها را فرهنگیان می دید .در زمان جنگ هم همین طور .واقعا کارهایی که خود معلمان در خود جبهه و چه در پشت جبهه و این آموزشگاه هایی که ایجاد کردند برای دانش آموزانی که به جبهه می روند ازتحصیل عقب نیفتند .واقعا کارهای بزرگی کردند .وقتی هم که جنگ تمام شد و سازندگی شروع شد انصافا کار و تلاش خود را انجام دادند . حال متاسفانه چرا این که نتوانستند دولت ها آن طور که باید و شاید حق معلمان را اداء کنند این بحثی است که من واقعا جوابش را نمی دانم و برای من یک ابهام است که چرا همیشه در این 30 سال روسای جمهور ، نخست وزیر ، وزراء و مسئولان و.. بر اهمیت کار معلمان تاکید کردند چرا هیچ وقت یک اراده قوی برای حل مشکلات این ها وجود نداشته است !
بخشی از مشکلات معلمان مطمئنا اگر نظام و دولت بخواهند حل کنند قابل حل است در عرض 3 و یا 4 سال ...
پورسلیمان :
پس اراده ای برای حل مشکلات معلمان وجود ندارد ؟
نجفی :
من این گونه احساس می کنم شاید اگر هم اراده ای وجود دارد این اراده خیلی عمیق نیست .
چون حل مشکل اول نیاز به این دارد که اولا مشکل دریافت شود ،تحلیل کند ، فهم کند ،درک کند ، بعد نیاز به این دارد که برای حل مشکل تصمیم بگیرد بعد از آن باید به لوازم اجرای آن تصمیمات باید پای بند باشد .
ما متاسفانه مسئولان کشورمان در بسیاری از موارد می خواهند کارهای خوبی انجام دهند چه در آموزش و پرورش و چه غیر از آن ؛ اما به لوازم اجرای آن کار پای بند نیستند ! به مجرد این که با بعضی از مشکلات و سختی ها در انجام یک کار مواجه می شوند زود عقب نشینی می کنند .این مساله اصلی است که ما در آموزش و پرورش می بینیم و از سال های گذشته وجود داشته است .
میان دشتی :
آقای دکتر نجفی با توجه به این نگاه و به اذعان آن و بهترین مدیریت ، درصد بالایی از فرهنگیان مان بهترین مدیریت و بهترین تصدی گری شما در دوران شما در وزارت آموزش و پرورش داشته است . نگاه علمی که به قضیه داشتید ولی یک سوال عاطفی می کنم زمانی که شما تشریف می بردید مناطق محروم که لابه لای صحبتهایتان بیان فرمودید و از نزدیک مشکلات آموزش و پرورش را مخصوصا در مناطق محروم مشاهده می کردید آن احساس درونی تان را می خواهیم چون مواقعی است که آن احساس درونی آدم کاملا احاطه دارد و روی کار مدیریتی او هم احاطه پیدا می کند وقتی که شما در آن فضاها قرار می گرفتید مسائل را از نزدیک یا از دور می دیدید وقتی که خودتان مدیریت کشتی را در دست داشتید وارد آن فضاها می شدید چه احساسی داشتید؟
دکتر نجفی :
چون من ریاضی خواندم و یک بخشی از کارم هم منطق ریاضی بوده در هر مشکلی که در زندگیم بوده به صورت منطقی تجزیه و تحلیل کنم و برایش راه حل پیدا کنم در مورد مسائل آموزش و پرورش به خصوص در مناطق محروم از نظر عاطفی و احساسی آدم خیلی تحت فشار قرار می گرفت . من زمانی یادم می آید وقتی رئیس فرهنگ و آموزش عالی بودم در خدمت دولت آقای پرورش در وزارت آموزش و پرورش بودم خیلی وقتها نامه های معلمانی را که با مسائل و مشکلاتی مواجه بودند و خطاب به وزیر نوشته بودند می آوردند و بخش هایی از آن را در دولت می خواندند البته این سوال برای من مطرح بود که خواندن این نامه ها اگر در یک چهارچوب استراتژی نباشد آدم این نامه ها را می خواند تا بعد از دولت چه چیزی بخواهد و یا به چه صورت دولت را برای انجام یک کاری تشویق بکند شاید خیلی موثر نباشد به صورت لحظه ای افراد ، دولت یا هر جایی که این نامه ها را می شنیدند یا می خواندند لحظه ای تحت تاثیر قرار می گرفتند و بعد از لحظه ای از یاد می رفت اما بعد که خودم به آموزش و پرورش رفتم با این نوع مشکلات ومسائل و سختی های کار در آموزش پرورش به خصوص درمناطق محروم مواجه شدم به نظرم می رسید که شاید این تنها راهی است که وزیر به نظرش می رسد چون احساس می کند حل این مشکلات امکان پذیر نیست تنها کاری که به نظرش می رسداین است که بیاید بخشی از این مشکلات را برای دیگران بازگو کند بدون اینکه طرحی ، برنامه ای ونقشه ای برای حل این مشکل داشته باشد. واقعیت این است که من از نظر عاطفی و احساسی خیلی وقت ها به شدت تحت فشار قرار می گرفتم و خیلی موارد بوده که شب تا صبح را خوابم نمی برده فکر می کردم چرا باید این مشکلات به این صورت باشد چرا باید بعضی از این افراد خوب و خدمتگذار با این مسائل دست به گریبان باشند اما همیشه سعی کردم که دوره غلبه احساسات بر من خیلی طولانی نباشد و به سمتی بروم که بالاخره این مشکل چگونه می شود حلش کرد یا به طور نسبی کمی تخفیفش داد. تلاشم این بوده ودر برخورد با دولت هم به مدلی رسیدم که و از آن مدل استفاده کردم برای به کار گیری نیرو ها . به عنوان مثال عرض می کنم که برای حل یک مسئله فقط یک جهت ورود به مساله را تعقیب بکنید شاید در همان جهت هم به بن بست برسید کار متوقف بشود اگر از جهات مختلف به سمت حل مساله بخواهد برود ممکن است از هر جهتی یا زاویه ای بخشی از مساله حل بشود و وقتی همه را سر هم بکنید یک کار بزرگی انجام شده . من در دولت به خصوص در دولت آقای هاشمی دیدم چون شعار سازندگی سر داده شده بود همه وزرا تلاش داشتند در جهت توسعه بخش خودشان و ایجاد رونق در این بخش ایجاد بکنند خیلی سخت بود در آن فضا که انسان بخواهد در مورد آموزش و پرورش صحبت بکند مخصوصا اولین باری که در مورد آموزش و پرورش گزارشی بردم به دولت بدهم تا صحبت هایم را شروع کردم یک از آقایان وزرا گفت که دوباره روضه آموزش و پرورش شروع شد !
برای من خیلی سخت بود که یک همکارم در دولت که قبل از این که من صحبت بکنم یک همچین قضاوتی در مورد این مساله دارد و اتفاقا من این مطلب را طوری تنظیم کرده بودم که اصلا در مورد مسائل آموزش و پرورش ، مشکلات و مسائل آموزش و پرورش صحبت نکنم بلکه بیشتر مسائل محتوایی که فکر می کردم که یک وزیر که در خارج از آموزش و پرورش کار می کند جالب باید باشد که در محتوای آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت چه می گذرد و در بین جوانان ما چه نوع گرایشات و چه تمایلاتی وجود دارد اما برای این که وزرا را علاقه مند بکنم یا وادارشان بکنم برای کمک به آموزش و پرورش که عرض کردم برای نمونه می گویم ، ما رفتیم بررسی کردیم تا ببینیم همسر کدام یک از وزرا فرهنگی هستند و دیدیم بیشتر از پنجاه درصد همسران وزرا یا استخدام رسمی آموزش و پرورش بودند یا به صورت همکار با آموزش و پرورش همکاری می کردند ما همه آنها را دعوت کردیم و همراه خانم خودم برای یک جلسه ای و در آن جلسه من حدود 2 ساعت صحبت کردم در مورد مسائل آموزش و پرورش و مشکلاتی که بچه ها دارند . در آموزش و پرورش از نظر کمبود و مسائل ، ولی آنها خبر ندارند یا در مدارس خوب تدریس می کردند حتی اگر در مدارس معمولی هم خدمت می کردند پسر یا دختر وزیر برخوردشان یک جور دیگر است و این خانمها هم در مدارس بالای شهر تدریس می کردند یا همکاری داشتند . آن نقطه شروع تاثیر گذاری بر دولت بود و در انتهای آن جلسه همه خانمها بالاتفاق تحت تاثیر قرار گرفتند و بالاتفاق می گفتند که حتما ما جلساتی داشته باشیم شما ما را بیشتر توجیه کنید و برویم در خانه منتقل بکنیم فکر می کنم بعد از 5 ، 6 ماه ما جو آموزش و پرورش را در دولت عوض کردیم . فردی که برای حل مشکلات تحت تاثیر عواطف و احساسات قرار می گیرد نباید در همان قدم بماند باید فکر بکند که این مشکل هست و باید چه بکند . ما مدارسی در تهران داشتیم 4 نوبته و یک مدرسه ای داشتیم 2 نوبته که در یک گاوداری تشکیل می شد در اطراف شهریار و شاید کسی باورش نشود ولی بود!
خیلی کارها شد و از خیلی جهات مسائل تخفیف پیدا کرداما متاسفانه اخیرا شنیدم مدارس 3 نوبته دارد در کشور ایجاد می شود واقعا برای من عجیبه که یعنی یک دولتی 280 میلیارد دلار در چهارسال پول داشته باشد مدارس را از 2 نوبته تبدیل بکند به 3 نوبته مگر چه اتفاقی افتاده درشرایطی که ما تعداد رشد دانش آموزانمان منفی است و در حال کم - شدن است از تعداد دانش آموزان ، این برای من خیلی عجیب است .
میان دشتی :
آقای دکتر نجفی ما آقای کروبی را انتخاب کردیم به خاطر نگاه کاملا درستی که به آموزش و پرورش دارند و احساس کردیم بهترین مدافع است و ایشان می توانند به عنوان کاندیدای مورد نظر مامطرح بشود به عنوان آخرین سوال خودم در این بخش که شما با چه رویکردی به عنوان مشاور آقای کروبی در آموزش و پرورش انتخاب شدید . من واقعا دلسوخته آموزش و پرورش هستم سالها مدیریت مدارس 2 شیفت و 3 شیفت مناطق محروم تهران را داشتم دانش آموزانی زیر نظر من بودند که با دمپایی پاره به مدرسه می آمدند حتی برای تهیه یک کفش یا دمپایی برای این ها دچار مشکل بودیم . پاکدشت را باید بشناسید در شهرک انقلاب و از دست شما هم لوح تقدیر گرفتم و این مسائل را با تمام وجود و احساس گفتم شما هم احاطه داشتید روی این مساله می دانم با تمام وجود احساس کردید ولی این که آقای کروبی را انتخاب کردیم و محبوب ترین وزیر ما آقای کروبی را به عنوان کاندیدا قبول کرده اند خود من نظرم آقای کروبی بود وقتی موضع شما را دیدم به عنوان یک مرجع مشخص برای ما کاملا یقین پیدا کردیم به این انتخابمان و در گروه خودمان سازمان معلمان ایران برخورد داشتیم نسبت به این مساله و بعد شبهاتی که بود کاملا برطرف شد خواستیم ببینیم شما با چه رویکردی آمدید؟
دکتر نجفی :
من بیشتر به این فکر می کردم که هر کسی اگر بنا است رئیس جمهور شود که باید چه مشکلاتی را حل بکند بعد بر اساس این که چه مشکلاتی باید حل شود دیدم که از بین کاندیداها کدام یک در مورداین مشکلات پرتر می توانند عمل بکنند یا احتمال این که بتوانند مشکلات بزرگ تری را بتوانند حل بکنند کدام کاندیدا بیشتر از دیگری است؟ ما متاسفانه با مشکلات عدیده ای در کشورمان مواجه هستیم از مسائل اقتصادی بگیرید تا مشکلات حاد اجتماعی تا مسائل سیاسی در داخل کشور دو دسته گی هایی که در دولت نهم بین افراد جامعه دامن زده شده و این حالت تخاصمی که بین گروه های مختلف جامعه متاسفانه ایجاد کرده و شما در این بیست سال قبل تا دولت نهم هیچ گاه سراغ ندارید به کسانی که مداحان اهل بیت هستند و علما و حتی مراجع تقلید توهین کنند در این دولت این اتفاق افتاده، شما سراغ ندارید که این قدر در محیط های دانشگاه بچه ها به صورت خیلی خصمانه ای در مقابل هم صف بندی بکنند متاسفانه در این دولت اتفاق افتاده یک عده به عنوان عامل دولت یک جاهایی به عنوان بسیج دانشجویی یک جاهایی عمومی دیگر در مقابل سایر دانشجویان یا حتی این اختلاف و درگیری ها ی حاد به محیط های بالاتر بین اساتید دانشگاه ها بین معلمان . من واقعا فکر می کنم که الان با مشکلات خیلی زیادی جامعه مواجه است و برای حل این مشکلات به نظر من می رسد که کسی که در واقع شجاعت ، مقاومت و ایستادگی بیشتری بتواند به خرج بدهد اولی است بر سایر کاندیداها و من معتقدم که آقای کروبی از این جهت خیلی جلوتر است از بقیه کاندیداها آقای کروبی30 سال سال بعد از انقلاب حدود 16، 17 سال قبل از انقلاب از سال 41 تا به امروز در طول 47 سال نشان داده که آنجایی که پای منافع مردم و ارزش های انقلابی و اسلامی در میان می آید ایستادگی می کند و صحنه را ترک نمی کند و شجاعت ابراز نظراتی بر خلاف جو حاکم را دارد و توانایی ایستادگی اختیارات اقتدار یک رئیس جمهور قانونی را دارد من فاکتور اولی که در انتخاب آقای کروبی تاثیر داشته مساله قدرت ایستادگی و مقاومت در مقابل مجموعه فشارهایی که قطعا به رئیس جمهور آینده خواهد بود برای اصلاح امور و شجاعت پافشاری بر روی مواضع این یک نکته بود و نکته دوم مساله تیم مدیریتی که یک کاندیدا می تواند ایجاد بکند این هم فاکتور دوم بود که خیلی روی آن فکر کردم به نظر من همین بخش آموزش و پرورش قطعا کسی که آقای کروبی انتخاب بکند فکر کنم قوت بیشتری دارد نسبت به سایر کاندیداها چون من می دانم که سایر کاندیداها یک معذوراتی و یک محدودیت هایی برای انتخاب تیم مدیریتی خودشان دارند که آقای کروبی کمتر این معذورات را دارد مثلا شما در همین انتخاب آقای کرباسچی به عنوان معاون اول دید آقای کرباسچی مدیریت قوی دارند سالها در این مملکت خدمت کرده کسی است که به دستور شخص امام به عنوان استان دار اصفهان انتخاب شد رفت به اصفهان و واقعا یک کارنامه درخشان آن جا داشت بعد هم از زمان دوره سازندگی آمد در تهران به عنوان شهردار و انصافا در تهران موفق بودند هنوز هم مردم تهران خاطرات خوشی از مدیریت ایشان دارند گرچه هر مدیری ممکن است یک نقاط ضعفی هم داشته باشد و چند نفر هم انتقاد داشته باشند من فکر نمی کنم هیچ کدام از این کاندیداها دیگر جرات اعلام نام آقای کرباسچی را به عنوان معاون اول را داشتند برای این که متاسفانه یک جریان سیاسی تلاش کرد آقای کرباسچی را از صحنه فعالیت های سیاسی و اجرایی کشور عقب بزند تا یک مدتی هم موفق شد این موفقیت هم در واقع لطمه ای بود که به کشور خورد مگر ما در کشور چند نفر مثل آقای کرباسچی داریم فرض کنید هزارنفر ده هزار نفر یک کشور 70 میلیون نفری مگر به این راحتی نیروهایش را از دست می دهد حتی اگر آقای کرباسچی یک نفر از ده هزار نفر می بود به نظر من ما باید افسوس می خوردیم به خاطر همین یک نفر که از صحنه مدیریت کشور حذف بشود چون دیگرقطعا نیست مثل آقای کرباسچی را در این کشور نداریم آقای کروبی شجاعت انتخاب یک تیم قوی را دارد و من معتقدم می تواند با تعامل با مجلس یک وزیر قوی برای آموزش و پرورش همان طور که چند بار خودشان چند بار این مساله را تکرار کردند این دو تا فاکتور، فاکتور اصلی بود برای انتخاب آقای کروبی فاکتور فرعی دیگری هم بود که بحث طولانی می شود.
پورسلیمان :
تجربه دولت آقای خاتمی در این دو سال نشان می دهد که آقای خاتمی در بعضی وزارت خانه ها محدودیت شدیدی داشتند و با محدودیت روبرو بودند مثل وزارت اطلاعات ، وزارت آموزش و پرورش و بعضی وزارت خانه های دیگر. شما فکر می کنید که آقای کروبی در برخورد با مسائل آینده و فشارهایی که برای تعیین کابینه احتمالی خواهد آمد در این زمینه جلوتر از آقای خاتمی عمل خواهد کرد در واقع تیم خودش را خود او انتخاب خواهد کرد همان طور که در این مدت نشان داده و این که مسائلی از بالا یا جای دیگر به ایشان تحمیل بشود و ایشان را در مقابل برنامه های خودش قراربدهند ؟
دکتر نجفی :
مطمئنم که هر کسی که رئیس جمهور شود از جمله آقای کروبی تحت فشار زیادی قرار خواهد گرفت برای انتخاب تیم خودش چه به عنوان وزرا و چه برای معاونین اما آقای کروبی قطعا توانایی بیشتری برای ایستادگی در مقابل این فشارها را دارد این یک نکته ! نکته دوم این که به نظرم حتی آقای خاتمی هم در بعضی از وزارت خانه ها تحت فشار برای انتخاب نبود انتخاب خودش بود !
من معتقد نیستم که در مورد انتخاب یک آموزش و پرورش ایشان تحت فشار وارد بوده از جایی انتخاب خود ایشان بود یعنی اگر کس دیگری را در همان دولت اول به جای آقای مظفر ایشان معرفی می کرد حتما مجلس هم رای می داد ومشکلی وجود نمی داشت بنابراین در یک مرحله ای سلیقه مدیریت ایشان ایجاب می کرد که آقای مظفر را معرفی بکنند معتقد هستیم که در مورد آموزش و پرورش رئیس جمهورآینده کمتر تحت فشار بعد از انتخابات ممکن در بعضی از وزارت خانه ها بیشتر تحت فشار باشد البته همان طور که عرض کردم همه آقایان هر کدامشان که انتخاب بشوند تحت فشار خواهند بود حتی آقای احمدی نژاد هم تحت فشار بوده برای انتخاب اما این دیگر نیاز به درایت سیاسی و قدرت ایستادگی در مقابل این فشارها دارد که بتواند از لا به لای این فشارها با یک نیروی ارزنده و برجسته ای را انتخاب بکند و سر کار بگذارد.
پورسلیمان :
اخیرا ستاد فرهنگیان آقای میر حسین موسوی پیش نویس پارلمان معلمان را تهیه کرده اند. بنده هم در " سخن معلم "یک نقدی در واقع درآمدی بر این پیش نویس نوشتم و فرستادم و هیچ جوابی ندادند!
روح این پیش نویس این را نشان می دهد که شورای عالی معلمان که در پیشنهاد اولیه سازمان معلمان بوده در سال 80 و در تجمعات 80 و الان این به پارلمان معلمان تغییر کرده روح کلی این پیش نویس می خواهد در واقع نماینده معلمان را یک شان مشورتی بدهد چه در سطح منطقه و چه در سطح استان و چه در سطح وزارت خانه که نهایتا این پیش نویس تاکیید می کند که هیات منتخب پارلمان معلمان مشاور وزیر خواهد بود به نظر شما آیا این پیش نویس می تواند به نیازهای معلمان در این زمینه جواب بدهد و یا این که شما چه شانی را برای پارلمان معلمان با توجه به این که شما گفتید در نظام معلمی می خواهید از نظرات معلمان بهره مند بشوید به صورت غیر دولتی ؛ چه صورتی به آن خواهید داد ؟
دکتر نجفی :
به نظر من این پارلمان معلمان بیشتر از آن چه که واقعی بتواند تاثیر گذار باشد یک حرکت نمادین است که از مشارکت معلمان به صورت تقسیم سازی استفاده بشود چون وقتی می گوییم منتخب معلمان باید مشاور وزیرباشند یعنی در بخش تقسیم سازی اینها هم دخیل باشند آیا تصمیم گیر کسان دیگری هستند و می توانند آن چرا که آنها پیشنهاد می دهند قبول بکنند یا قبول نکنند اما مساله سازمان نظام معلمی به نظرم کاری فراتر از این است یعنی یک مرجعی که قانونا عهده دار نظارت حرفه ای بر کار معلمان باشد و در واقع ما با تشکیل این سازمان به نظرم در بالا رفتن شان معلم هم خیلی می تواند تاثیر بگذارد این پیامی است به جامعه که معلمی یک کار حرفه ای تخصصی و علمی است و این کار در کنار نظام پزشکی و نظام مهندسی از یک ساز و کار قانونی ونهادینه شده برخوردار خواهد بود لذا طرح پارلمان معلمان و یا شورای عالی معلمان و هر چه اسمش را بگذارید بد نیست قطعا چیز منفی در موردش نمی شودگفت اما به نظرم خیلی تاثیر گذار نخواهد بود بیشتر جنبه شاید بشود گفت جنبه روانی تبلیغاتی پیدا می کند اما اگراز لایحه تاسیس سازمان نظام معلمی خوب نوشته بشود و اختیارات کافی به این سازمان داده بشود به نظرم می تواند در دراز مدت خیلی تاثیر بگذارد می دانید که در خیلی از کشورهای پیشرفته اروپایی این هست حالا عنوانش نظام معلمی شاید نباشد در یک جاهایی اما وجود دارند تشکیلات و نهادهای حرفه ای که یک معلم وقتی می خواهد کار معلمی را رسما آغاز بکند باید آن تشکیلات به آنها مجوزی بدهد و یک مدرکی دال بر این که این معلم از نظر ما مورد تایید و می تواند شغل معلمی را عهده دار بشود فکر می کنم سازمان نظام معلمی کار مهمتری است من پیشنهاد می کنم حتی اگر آقای موسوی انتخاب شد به هر حال ما که در اردوگاه اصلاح طلبان مساله اول ما این است که یکی از این دو کاندیداتوراصلاح طلب انتخاب بشوند ان شاءالله اما ترجیح آن این است که آقای کروبی باشد ولی اگر آقای موسوی هم انتخاب بشوند باز هم ما خدا را شکر می کنیم استقبال می کنیم و همین طرح سازمان نظام معلمی را باید به آنها پیشنهاد بدهیم که دنبال بکنند چون مهم انجام این کار است و مهم نیست به دست چه کسی .
پورسلیمان :
ببخشید پس من این طور نتیجه می گیرم که شما تشکیل نظام معلمی را مقدم بر ساز و کار پارلمان معلمان می دانید شاید هم این بحث منطقی باشد چرا که وقتی معلمی یک شغل تخصصی نشود قطعا معلمانی که از پارلمان معلمان بیایند بالا آدم های متخصص در زمینه آموزش و پرورش نخواهند بود!
دکتر نجفی :
بله یا لااقل دیگران به چشم مختصص به آنها نگاه نمی کنند.
پور سلیمان :
متاسفانه در دولت نهم کاری که صورت گرفت بازگشت ارتجاعی و غیر قابل توجیه به دوران 60 بود یعنی احیا کردن گزینش ها و حراست ها به صورت گسترده و مختار .فرض کنید گزینش ها در این زمینه یا حراست ها و در واقع آن جنبه هایی که در دوران 60 در زمینه پاکسازی و تصفیه آموزش و پرورش دخیل بودند و منتج به این شد که بیش از 60 هزار معلم متخصص در دهه 60 از آموزش و پرورش پاکسازی شدند در مدت کوتاهی این دولت می خواست این را انجام بدهد اخیرا هم طرح عنوان کوچک سازی آمد یک دستورالعمل در مورد معلمان مازاد فرستاد به مدارس ، کارگروهی در مدرسه تشکیل شد که این کارگروه اگر تشخیص می دادند که یک معلمی به درد آموزش و پرورش نمی خورد باید از مجموعه پاک شود !
با توجه به این تاریخچه ای که گذشت آیا شما در صورت پیروزی احتمالی آقای کروبی و تشکیل چنین وزارتی چه طور می خواهید این 4 سال را که دوره ارتجاعی بوده و در این زمینه مطالبات معلمان متراکم شده و به حد انفجار رسیده می خواهید آن را برگردانید حداقل به 4 سال قبل و با چه ساز و کاری؟
دکتر نجفی :
ما البته یک برنامه ای برای جناب آقای کروبی نوشتیم من تنظیم کننده آن مطلب در بخش آموزش و پرورش نبودم بلکه مسئولیت تلفیق کل برنامه را که 35 محور دارد آن برنامه را خدمتتان می گوییم قبلا هم گفتم که به نظر من چند تا کار باید در آموزش و پرورش بشود یکی دموکراتیزه کردن آموزش و پرورش است بنابراین ما باید به سازو کارهایی بیاندیشیم که می تواند یک نظام مبتنی بر دموکراسی را در درون آموزش و پرورش شکل بدهد و این می تواند بعدها در دراز مدت روی توسعه دموکراسی در کل کشور تاثیر گذار باشد بنابراین باید سازوکارهای مختلفی را به کار بگیریم . مسئله گزینش ها مثلا برخوردهای حراست ها با معلمان به نظرم بخش ساده مطلب است یعنی چیزی است که اگر رئیس جمهور به آن اعتقاد داشته باشد که باید جمع بشود یا کنترل بشود خیلی زود می شود این کار را کرد که آقای کروبی صراحتا خوشان این را اعلام کرده اند که من اجازه نمی دهم با معلمان برخوردهای امنیتی بشود یا ارگان های بیرون آموزش و پرورش مثلا در درون آموزش و پرورش بخواهند معلمان را تحت فشار قرار بدهند فکر کنم اینها همه قابل انجام است کار مشکلی نیست مشکل آن بخش است که ما بتوانیم در واقع سازوکاری را طراحی بکنیم که ان شاءالله آموزش و پرورش به یک نهاد دموکراتیک تبدیل بشود و دموکراسی در دل آموزش و پرورش جا بگیرد آن پیچیدگی های خاص خودش را دارد که تدریجا به سمتش برویم همان طور که عرض کردم یکی ازاین کارها مساله ایجاد آن سازمان است یکی دیگر آن که ما سیستمی را فراهم بکنیم که مشارکت معلمان و فرهنگیان در اداره امور آموزش و پرورش وتنظیم برنامه های درسی و تدوین محتوا و اصل کتاب های درسی تحقق پیدا بکند الآن مشارکت هست ولی خیلی ضعیف است آن هم کار دومی است که در کنار کارهای سازمان نظام معلمی می تواند خیلی موثر باشد و بخش های مربوط به مسائل مربوط به معیشتی و منزلتی معلمان باید در جای خودش دنبال شود.
داوری :
بحث وزارت شما درآموزش و پرورشو رمز موفقیت شما و ارتباط به این که یک نفر با نگاه خاص در آموزش و پرورش در جایگاه معاونت رئیس جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه قرار بگیرد چقدر تاثیر دارد در فرآیندها. این دو بحث مدیریتی مرتبط با آموزش و پرورش و کلان تر از آموزش و پرورش شد و بحث عضویت در حزب کارگزاران به عنوان یک کار حزبی و تشکلی و ورود در عرصه انتخابات و همه اینها را با هم تلفیق بکنیم چگونه می تواند به نفع آموزش وپرورش و معلمان باشد؟
دکتر نجفی :
مدت هاست در حزب کارگزاران عضو نیستم از حدود 3 سال قبل از دوستان خواهش کردم موافقت بفرمایند با عدم شرکت من در شورای مرکزی و بعد هم کناره گیری از حزب. منتها به دلایلی دوستان موافقت نمی کردند اصرار داشتند اسم من باشد تا این شبه کنگره ای که پارسال برگذار شد در ارتباط با حزب و الحمد الله یک فضای خوبی هم در حزب ایجاد شد از آن کنگره من دیگر فکر کردم اعلان رسمی و علنی کناره گیری من از حزب ان شاءالله لطمه ای به حزب و دوستان نمی زند و قبل از آن اصراری که دوستان به کار می گرفتند این بود که من ممکن است به حزب لطمه بزنم و رسما اعلام کردم و در حمایت حزب از جناب آقای موسوی هم آقای مرعشی که سخن گوی حزب هستند صراحتا اعلام کردند که دبیر کل حزب آقای کرباسچی در شورای مرکزی به ایشان اجازه داده شده که بر اساس نظر و تحلیل خودشان از آقای کروبی حمایت بکنند اسم من هم بردند که ایشان هم همکاری با حزب ندارند و حمایت ایشان از کروبی ربطی به حزب ندارد . در مورد مساله آموزش و پرورش هم اگر آقای کروبی انتخاب بشوند اولا همه ما کسانی که دلشان برای آموزش و پرورش می سوزد و به خصوص دوستانی که در چاچوب یک تشکلی فعالیت کرده اند و از وقت خودشان خالصانه و مخلصانه برای ارتقاء شرایط آموزش و پرورش صرف کرده اند چه دوستان در سازمان معلمان و چه در کانون صنفی باید تلاش بکنیم که در وهله اول یک وزیر شایسته ای که 70 ، 75 درصد فرهنگیان بگویند این انتخاب خوبی است انتخاب بشود برای آموزش و پرورش و بعد در قدم بعدی کمک بکنیم که یک برنامه خوب و قوی برای این وزیر نوشته شود و قدم سوم این که همه برویم کمک بکنیم برای موفقیتمان .آقای کروبی اعلام کردند که من یک نفر از بین خود فرهنگیان که مناسب باشد و فرهنگیان او را قبول داشته باشند انتخاب می کنم ؛به نظرم بهتر است کسی از معلمان باشد ولی من پیشاپیش عرض می کنم که در هر شرایطی که در صورت دولت جدید البته دولت فعلی که تغییر پیدا می کند و یکی از دو کاندیدای اصلاح طلب به عنوان رئیس جمهور انتخاب بشود هر کسی که وزیر آموزش و پرورش باشد از صمیم قلب به او کمک کنم البته فکر می کنم شما هم باید موضعتان همین باشد و حتما هم همین است که سه تا کار را بکنیم اول کمک بکنیم به یک انتخاب خوب دوم کمک بکنیم به یک برنامه ریزی درست سوم کمک بکنیم برای اجرای آن برنامه که ان شاءالله برای 4 سال بعد همچین زمانی که دور هم جمع می شویم بگوییم سرفراز باشیم بگوییم در این 4 سال یک کارنامه مثبتی از همه ما ثبت شده ان شاءالله برای 4سال بعدی فکر بکنیم.
داوری :
فعالیت حزب و مدنی تان چه می شود در برنامه کارتان ؟
دکتر نجفی :
من البته به این جمع بندی رسیدم که عضو هیچ حزبی نباشم . یک مدتی که عضو حزب کارگذاران بودم چه مدتی هم که فعال نبودم تقریبا می شود گفت مشاور همه احزاب اصلاح طلب کشور بودم در مناسبت های مختلف دعوت کردند چه برای سخنرانی چه مشورت چه حتی اظهار نظر در متونی که تهیه کردند در بخش آموزش و پرورش ، مانیفست هایی که احزاب تعیین می کردند فکر می کنم این نقش را داشته باشم بهتر است و شاید بعضا برخی از افراد هستند که در عین حال که وجود احزاب و نهادهای مدنی ضروری می دانند برای اداره کشور خودشان آن قدر روحیه عضویت در یک حزب و یا گروه مدنی نداشتم البته گروه های مدنی فرق می کند الآن در خیلی از ان جی او ها عضو هستم عضو هیات امنای خیلی از خیریه هاهستم و حتی یکی دو تا جمعیت غیر رسمی و غیر ثبت شده ما داریم به صورت منظم جلسات بحث و بررسی مسائل توسعه کشور را دنبال می کنیم چرا نهادهای مدنی ، بالاخره لازمه زندگی اجتماعی این است که ارتباط با نهادهای مدنی داشته باشد ولی برای احزاب به این جمع بندی رسیدم که عضو هیچ حزبی نباشم بهتر است .
داوری :
رمز موفقیتتان را در ارتباط مقبولیت و محبوبیت در آموزش و پرورش و دیدگاه مردم چه بوده است ؟
دکتر نجفی :
یکی از دلایل موفقیت که شما می فرمایید این است که من در تمام مسائل بلااستثناء مشورت کردم در تصمیم گیری های مهم در آموزش و پرورش و طرف مشورتم هم .
داوری :
بیش از اینکه دستوربگیرید مشورت کردید؟
دکتر نجفی :
بله.هم طرف مشورتم نخبگان و استادان دانشگاه ها بودند و هم فعالان و معلمان در آموزش و پرورش بودند. من بارها شده بود که در یک سفر استانی در لابه لای مطالب و نوشته هایی که به من داده می شد یک معلمی به من مطلبی می نوشت وقتی برمی گشتم تهران این مطلب را مطالعه می کردم احساس می کردم این معلم یک توانایی و ظرفیتی دارد حتما دعوتش می کردم اگر می توانست می آمد تهران یا تلفنی با او صحبت می کردم که ببینم می شود از او یک جوری استفاده کرد یا نه شاید همین الآن این حرف از قول من چاپ بشود خیلی از معلمان در نقاط مختلف کشور یادشان بیفتد که طرف صحبت من آنها بودند و به نظرم می آید که از هر مشورتی باید در آموزش و پرورش استفاده کرد . آنهایی که به مسائل آموزش و پرورش واقف هستند می دانند که بسیار سهل و ممتنع است در ابتدا نظر خیلی به نظر آسان می آید کما اینکه در این دولت یک دستورالعملی تهیه کرده اند جزء ساماندهی نیروی انسانی است کار خیلی ساده ای است ولی وقتی که آدم می خواهد آن را به اجرا بگذارد بعد با پیچیدگی های مساله مواجه می شود می فهمد که چقدر مشکل است این طور فعالیت ها و باید چقدر زوایای بسیار پنهان وبسیار پیچیده مساله مورد توجه قرار بگیرد البته پیچیده گی آن برمی گردد به پیچیدگی خود تعلیم و تربیت چون کار تعلیم و تربیت کار خیلی مشکلی است وروح انسان ها و ذهن انسان ها ارتباط پیدا می کند مثلا یک فرد متفکری مثل کانت را وادار می کند که سر تسلیم فرود بیاورد به عنوان یکی از مشکل ترین ابداعات بشری از تعلیم و تربیت یاد می کند چون تعلیم و تربیت امری پیچیده ای است نباید سهل بودن مساله ، مسئولین آموزش و پرورش را گول بزند و می توانند با یک بخش نامه 2 ساعته مسائل را حل بکنند این طور نیست در آموزش و پرورش. در یک کلمه با مشورت زیاد با معلمان و استادان دانشگاه ها و شخصیت های برجسته کشور که داشتم در دوره وزارتم خیلی به من کمک کرد در مجموع کارنامه مورد قبولی داشته باشم .
داوری :
معرفت ، منزلت و معیشت به عنوان سه گوشه مثلث ...
دکتر نجفی :
بله من فکر می کنم این ها هر سه خیلی به هم مربوطند ما اتفاقا میزگردی بود مجله سپید دانایی آقای گلزاری چاپ می کنند شماره دوم در مورد منزلت و معیشت فرهنگیان که اصل مطلب همین سوال شما بود که آیا ارتباطی بین اینهاست. قطعا ارتباط هست شما اگر فرهنگی از نظر معیشتی وضعیت مناسبی داشته باشد به طور خواسته یا ناخواسته منزلتش هم در جامعه بالا می رود . یک دانش آموز وقتی نگاه می کند به معلمش اگر احساس بکند این معلم از نظر معیشتی در آسایش هست و نیاز مادی خیلی زیادی ندارد قطعا او را زودتر به عنوان الگو خود می پذیرد تا شرایطی که احساس بکند ای معلم ، آدم بسیار خوبی است یک آدم باسوادی است اما وضعیت اقتصادی درستی ندارد به خصوص در جامعه ما که متاسفانه زیادی مادی شده لذا ارتباط است میان منزلت و معیشت و بین این دو معلم و معرفت این بحثی که ما داشتیم که باید به عنوان یک حرفه تخصص به آن نگاه بشود برمی گردد به همین موضوع اگر معلم احاطه کافی از نظر علمی و حرفه ای به کارش داشته باشد خیلی اصرار دارند که این مساله حرفه ای بودن کار معلمی را با علمی بودنش جدا کنیم و بگوییم هر دو است چون ممکن است معلمی خیلی عاقل باشد اما آن ریزه کار های حرفه ای معلمی را نداشته باشد بین این سه تا عاملی که شما گفتید یک ارتباط تاثیر و تاثر است یک مثلثی است که یک راس بین دو راس دیگر حالت رفت و برگشت وجود دارد .
داوری :
رئیس سازمان برنامه و بودجه حتما رئیس آموزش و پرورش در ذهنتان بود در چنین جایگاهی
دکتر نجفی :
خیلی مهم است البته یک اشاره ای کردم به نظرم وزیر آموزش و پرورش کاری بکند که آموزش و پرورش را بکند مساله دولت و فکر می کنم یک بخشی از موفقیتم را که بدست آوردم این بود که واقعا این کار را کردم من خودم از مهندس موسوی نشنیدم ولی یکی از دوستان چند وقت پیش تعریف می کرد گفت آقای موسوی بعد از این که شما وزیر شدید اواخر عمر رئیس جمهوریشان بعد از 7، 8 ماه که از وزارت من گذشته بود در جمعی گفته بودند با آمدن آقای نجفی فهمیدم آموزش و پرورش یعنی چه.عرض می کنم من تا به حال گفته آقای موسوی را نشنیده بودم که یکی از دوستان نقل قول می کرد .وزیر آموزش و پرورش خیلی مهم است که از اول توجه بکند که بنا نیست آموزش و پرورش را او حل بکند بناست در وهله اول آموزش و پرورش را با دولت با هم حل کنند در وهله دوم بقیه نظام را درگیر کنند وخیلی موثر است و رئیس سازمان برنامه و بودجه خیلی تاثیر گذار است اگر آدمی باشد که ذهن فرهنگی داشته باشد می فهمد می تواند روی آموزش و پرورش تاثیر بگذارد بقیه حوزه را هم همین طور نکات قوت در دولت آقای هاشمی این بود که مثلا رئیس کل بانک مرکزی مرحوم دکتر نوربخش بودند ایشان خیلی با علاقه نسبت به مسائل آموزش و پرورش بودند .ایشان یکی از کسانی بودند که همسرشان فرهنگی بودند و وزیر اقتصاد و دارایی هم به همین ترتیب ؛ رئیس سازمان برنامه و بودجه آقای روغنی زنجانی بودند و خیلی موضع منفی نسبت به آموزش و پرورش داشتند شاید به خاطر برخوردهایی که قبل از وزارت من نسبت به آموزش و پرورش بوده است و ایشان نگاهشان این بود که به آموزش و پرورش حرص می زند و اصرار می کند برای دریافت پول بیشتر بعد از یک مدتی موضعشان به کلی عوض شد . خود وزیر آموزش و پرورش بیشترین تاثیر را دارد این احساس را در دولت بدمد که چون مسئولیت آموزش و پرورش دارند و رئیس برنامه و بودجه نفر بعدی است و خود رئیس جمهور هم همین طور هر کسی که رئیس جمهور شد از این وظیفه ای که دلشان برای آموزش و پرورش می سوزد بروند او را کاملا توجیه بکنند چه بخش مهمی از مسئولیت های او مربوط به آموزش و پرورش می شود رئیس جمهور ، معاون اول ، رئیس سازمانان برنامه و بودجه و وزیر آموزش و پرورش این چهار راس یک مربع هستند که اگر خوب توجیه بشوند ان شاءالله آموزش و پرورش ....
داوری :
در این شرایط پیامتان به معلمان چیست ؟
دکتر نجفی :
در این مدت کوتاهی از انتخابات ، تقاضایم به عنوان یک همکار کوچک به معلمان این است که نسبت به این انتخابات بی تفاوت نباشند ما صرف نظر از این که یک جنبه ملی دارد و به خاطر این که برای کشور و آینده نسل های آینده می سوزد باید نسبت به انتخابات حساس باشیم حتی اگر به آموزش و پرورش فکر هم کنیم یا حتی فقط به موقعیت خودمان در آموزش و پرورش فکر کنیم همه اینها ایجاب می کند که نسبت به انتخابات بی تفاوت نباشیم سعی کنیم دیگران را هم تحریص بکنیم تشویق بکنیم برای شرکت در انتخابات و سعی بکنیم که آگاهی لازم را به مردم بدهیم . این دولت در طول 4 سال گذشته نشان داده که لیاقت اداره کشور را ندارد و ما سعی بکنیم که یک دولت قوی تر و لایق تری روی کار بیاید البته همان طور که اشاره کردم انتخاب من آقای کروبی است اما همکاران فرهنگی بررسی بکنند که از بین این دو کاندیدای اصلاح طلب هر کدام را که بهتر و مناسبتر می دانند بروند و ان شاءالله انتخاب بکنند .
از وقتی که در اختیار " سخن معلم " قرار دادید سپاسگزاریم .


۲ نظر:

  1. من به عنوان یک معلم امروز و دانش آموز دیروز در دوره ی جناب نجفی به یاد دارم که تغییر نظام آموزشی از نظام قدیم به نظام جدید نتیجه فعالیت ایشان بود و ایشان نیز به همان دلیل غیر موجهی که دیگران و یا وزیر امروز می اورد تمام سیستم را به هم ریختند و نقطه ی شروع نا میمونی را برای تغییرات عجولانه و بی مطالعه ی بعدی به وجود آوردند. به نظر من تمام این را ه ها به رم ختم می شود.همه می خواهند این وضعیت را در اذهان به وجود اورند که تغییرات نوین از ما شروع شده است.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. دوست عزیز
      سلام
      زمانی که آقای دکتر نجفی وزیر بودند به دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران آمدند و یک سخنرانی کوتاهی انجام دادند ، من آن موقع دانشجو بودم و نسبت به اهداف و عملکرد نظام جدید انتقاداتی مطرح کردم . ایشان هم به طور گذرا و با بیان این که وقت کم است ، برخی حرف های کلی را زدند و رفتند .
      اصل تغییر در ذات خود بد نیست به شرط آن که ناگهانی نباشد و مطالعه کارشناسی در مورد آن صورت گرفته و به صورت پایدار و طبق برنامه صورت گیرد .
      متاسفانه ، در کشور ما تقریبا همه چیز سلیقه ای است و رعایت نمی شود .
      تغییرات اساسی در نظام آموزشی باید خیلی کم و باید که با احتیاط صورت بگیرد .
      از نظرتان سپاسگزارم .

      حذف